گروه سیاسی، مهدی بستانآبادی: یکی از اموری که پس از روی کار آمدن دولت آقای احمدینژاد به وضوح مشاهده میگردد و شاید بتوان بر آن، نام پدیده را نهاد، نقد منصفانه و خیرخواهانهای است که اصولگرایان در درون خود شاهد آن میباشند. این امر مبارک در نگاه اول دارای ویژگی بسیار مثبتی میباشد: حاکم شدن فضای نقد و نقادی در میان اصولگرایان. اکنون شاهد آن هستیم که اصولگرایان به مراتب و بسیار بیش از گذشته، اقدام به نقد مواضع و دیدگاههای گروهها و نیروهای اجرایی هم سنخ خویش مینمایند. این امر دورههای گذشتهای که اصولگرایان بر مسند امور اجرایی و تقنینی تکیه زده بودند، بسیار کم رنگ به نظر میرسید. نفس حاکم شدن فضای نقد و نقادی در فضای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور، در صورت رعایت شرایط و چهارچوب منطقی نقد و نقادی، منشاء بروز برکات فراوانی بوده و فایده و مزایای کثیری برای اجرای امور توسط کارگزاران نظام اسلامی به همراه خواهد داشت. انجام نقد منصفانه و خیرخواهانه در چارچوب و قالب منطقی پالایش و تصفیه داخلی برنامهها و طرحهای اجرایی را ضمانت میکند. خوشبختانه، اکنون شاهد آن میباشیم که حجم وسیعی از سخنرانیها، مقالاتی که در قالب نقد در میان افراد و گروههای مختلف طیف اصولگرایان شکل میگیرد از سر خیرخواهی و عاقبتاندیشی میباشد و نباید آنها را تخریب و تنفر قلمداد نمود.
در چنین فضایی، شاهد آن هستیم که برخی مدعیان افراطیون اصلاحاتی با سوء استفاده از بروز چنین فضایی در میان اصولگرایان، با سیاه نمایی از عملکرد دولت و انتقادهای صورت پذیرفته در مورد آن سعی در جلوه دادن این نکته مثبت، به عنوان امری منفی، و نشانه عدم کارایی لازم دولت جدید و در نهایت، عدم موفقیت آن در بسیاری از عرصهها دارند. به عنوان مثال آقای یدالله سلامی، دبیر کل مجمع نمایندگان ادوار مجلس عنوان داشتهاند: "امروز باند بازیها، اصولگرایان را هم به فریاد آورده است، گروه جدید، اکثر دوستان خود را کنار گذاشتهاند و... میل به قهرمانی علیرغم رد آن از سوی همگان، همچنان در جامعه وجود دارد و این عشق به پیشتاز بودن، موجب تشتت و پراکندگی اجتماعی در جامعه ما شده است."(1)
همان طور که مشاهده میشود، ایشان با سیاهنمایی عملکرد دولت، آن را "باند بازی" نامیده و از انتقاد اصولگرایان نیز به عنوان "فریاد" یاد نموده است. باید متذکر شد که هر چند قهرمان بازی و خود قهرمان بینی، مذموم است، اما داشتن همت بلند و به دنبال کارها و اقدامات اساسی و ریشهای بودن با ابتنا بر واقعیات موجود، امری بسیار پسندیده و مقبول است. آنچه که امروز در عرصه سیاسی، لازم و ضروری به نظر میرسد، تقویت قدرت، شجاعت و تهور در میان مسئولین، برای طراحی و اجرای برنامههای اساسی و ریشهای برای حل بسیاری از مشکلات نظام اسلامی ایران میباشد. در دنیای کنونی، با حرکت لاک پشتی و پایبندی بیمنطق به شیخوخیت و پرهیز از جوانان و عدم تزریق نیروهای جوان و کارآمد که بالطبع، دارای قدرت جسارت و ریسک بسیار بالاتری نسبت به دیگران میباشند نمیتوان کشور را در امور گوناگون به پیش برد.
آقای سلامی در قسمت دیگری از سخنان خویش عنوان داشتهاند: "اصلاحطلبان هیچ گاه درصدد تخریب دولت یا ارایه نقدهای غیر سازنده نیستند، زیرا معتقدند دولت، نیازی به تخریب ندارد، چون برخی اظهارنظرها از سوی اعضای دولت موجب اجماع جهانی و واکنشهای بینالمللی علیه ایران شده است. با سخنان رییسجمهور برای اولین بار در دنیا اجماع جهانی به نفع اسراییل ایجاد شده که تلویزیون اسراییل هم به این مساله اعتراف کرد."(2)
اولا سخن آقای سلامی به این معنا میباشد که عدم تخریب دولت از سوی اصلاحاتیان تنها بدان خاطر است که دولت، خودتخریبی داشته و نیازی به تخریب آن از سوی اصلاحاتیان نیست و گرنه هر آینه اصلاحاتیان به تخریب آن همت میگماشتند! البته این امر از اصلاحاتیان تندرو، به هیچ وجه بعید نبوده و قابل پیش بینی میباشد، هر چند اخلاق حرفهای یک فرد یا حزب سیاسی، اقتضا میکند، حق را فدای مصلحت حزب ننموده، دولت جناح مقابل را تا آنجا که به خدمت رسانی میپردازد یاری نمایند. ثانیا هر چند که مسوولین کشور باید با ارایه نطقهای سنجیده و حساب شده از دادن هر گونه بهانه و حربهای به دست دشمن اجتناب ورزند، اما از طرفی دیگر نباید چشم خود را بر امپریالیسم سیاسی و خبری غرب و بالاخص آمریکا و صهیونیزم پوشانده و فقط مسئولین کشوری را مقصر در تمامی تنشهای سیاسی به وجود آمده در عرصه بینالمللی برای کشور بدانیم. جالب آنجاست که آقای سلامی، به راحتی با چشم پوشی از دروغ پراکنی امپریالیسم خبری غرب و صهیونیسم، مدعی اجماع جهانی بر علیه ایران آن هم با استناد به تلویزیون رژیم صهیونیستی میباشند!!! امپریالیسم خبری که به راحتی با دروغ پراکنی و بزرگنمایی امور، واقعیات را دگرگونه و به مصالح خویش تعبیر و تفسیر میکنند، به راحتی میتوانند در مدت زمانی کوتاه، اجماعی جهانی علیه کشور مخالف خویش تراشیده و به وارد آوردن فشار سیاسی بر آن کشور بپردازند.