تاریخ انتشار : ۰۲ دی ۱۳۸۹ - ۱۰:۳۷  ، 
کد خبر : ۲۰۱۸۵۲

لیبرالیسم؛ آزادی یا اسارت


در بسیاری از ادیان حوزه عمل انسان به بخش‌های واجبات، محرمات، مستحبات، مکروهات و مباحات تقسیم می‌شود. اما در مکتب لیبرالیسم تمام امور جز مباحات است و معنای حقیقی این مکتب، اباحی‌گری است. منشا تقسیم‌بندی واجب و حرام و تکلیف بشر از اصالت دادن به خوبی‌ها و بدی‌هاست که انسان تکلیف دارد عملی را، انجام دهد یا از عملی پرهیز کند در لیبرالیسم، غرب خود را از همه این قیود آزاد کرد و همه چیز را به دست انسان سپرد. در حقیقت آزادی‌خواهی در لیبرالیسم به معنای آزاد شدن از خدا و قوانین الهی است که جوهر فلسفی لیبرالیسم را تشکیل می‌دهد.
در مکتب لیبرالیسم با کنار زدن خدا، اخلاق و فضیلت‌های انسانی اصالت و معنای خود را از دست داد و سعادت بشر در همین دنیا با برخورداری از حداکثر لذت‌های دنیوی رقم زده شد. در حقیقت بشری که امروز در غرب بر جای خدا نشسته تجسم کامل نفس اماره یا شیطان است. و در ادبیات و سینمای غرب شیطان مدح می‌شود و از محبوبیت نیز برخوردار است. گوته نویسنده اروپایی در این موضوع می‌گوید: «انسان جدید انسان قدرتمند است با توسل به شیطان اما این بن‌بستی است که عاقبت به دین باز می‌گردد زیرا قامت خدایی به انسان نمی‌آید.»
بشر غربی با جدا شدن از احکام الهی، ارضای غرایز خود را با برخورداری از حداکثر آزادی به عنوان غایت تکامل خویش برگزید و بر این اساس نفع شخصی، حرص و ولع، مصرف‌گرایی و شهوت‌رانی از ویژگیهای اساسی انسان غربی محسوب شد. چنانکه تکلیف اخلاقی را نیز در نفع شخصی و رساندن سود و منفعت توجیه نمود.
لیبرالیسم با برداشتن حدود الهی سعی کرد تا حداکثر آزادی را برای بشر به ارمغان آورد اما در عمل بشر غربی را در نظام جدید صنعتی و سرمایه‌داری غرب به اسارت کشید.
بشر امروز در غرب پریشان و مضطرب است و چنان غرق در دنیای صنعتی گشته که آزادی‌های او از سوی سرمایه‌‌داران کانالیزه و مشخص می‌شود. هربرت مارکوزه متفکر لائیک غربی می‌گوید: «بشر خودش را آزاد کرد که هوس‌‌بازی کند اما چنان قیود بر پای جدید بشر خورده است که حال و وقت هوس‌بازی را نیز ندارد!» این پریشانی و سردرگمی بشر که ارمغان آزادی لیبرالیستی است ریشه در کنار گذاشتن فضیلت‌ها و ارزشهای اخلاقی و آزادی بی‌حد و مرز نفس اماره دارد. بشر امروز از دامان خدا به سوی نفس اماره و شیطان پناه برد و سعی نمود تا با تنوع‌طلبی، مدگرایی، مصرف‌گرایی و شهوترانی اندوه خود را کاهش دهد اما درد او تسکین پیدا نکرد و بدین دلیل بشر غربی هر بار به دنبال لذتی تازه و یا مدل جدیدی است تا آمال خود را در آن بیابد و با آن تسکین پیدا کند.
اما ثمره حقیقی آزادی لیبرالیستی چیزی جز یک نظام برده‌داری مدرن برای صاحبان صنایع و سرمایه‌داران نیست. بردگانی که از صبح تا شام برای اربابان صنایع کار می‌کنند، با مدل‌های روز خود را وفق می‌دهند و مصرف‌گرایی آنان صاحبان تراست‌ها و کارتل‌ها را ثروتمندتر می‌کند و اسارت نفس نیز به آنان جرات مخالفت و مقاومت را نمی‌دهد و این منجلابی است که امروز بشر غربی با نام آزادی در آن گرفتار شده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات