تاریخ انتشار : ۰۱ دی ۱۳۸۹ - ۰۸:۱۴  ، 
کد خبر : ۲۰۱۸۶۳

موانع رشد فرهنگی زنان


شراره کاکاوند
زن می‌گوید: وقتی کتاب می‌خوانم، همسرم شاکی می‌شود و غر می‌زند. به جای اینکه بنشینی کتاب‌خوانی به زندگی و بچه‌ات برس. دوست دارم وقتی از سرکار برمی‌گردم خانه مرتب و تمیز باشد نه اینکه تو را در حال کتاب خواندن ببینم. زن ادامه می‌دهد: حتی در ساعاتی که فرزندانم خوابیده‌اند من اجازه کتاب خواندن ندارم چون شوهرم می‌گوید حوصله‌ام سر می‌رود.
در حالیکه تعداد ناشران کتاب در ایران و آلمان تقریباً مساوی است، اما بالاترین رقم کتابخوانان این کشور را زنان خانه‌دار تشکیل می‌دهند. این در حالی این که در آخرین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران از هر صد زن خانه‌دار مراجعه‌کننده به این نمایشگاه فقط یک زن صرفاً به طور شخصی و برای خود به نمایشگاه آمده بود.
عوامل بسیاری در روند عدم تمایل زنان خانه‌دار به کتابخوانی وجود دارد. از جمله مهمترین این عوامل، کمبود امکانات و عدم استقلال مالی خانواده‌ها و اختصاص بودجه‌ای برای کتاب در سبد هزینه خانواده‌ها، عوامل فرهنگی، اجتماعی و عدم تمایل سرپرستان مرد به فعالیت‌های فرهنگی زنان و مهمتر از همه دیدگاه و رفتار مردسالارانه حاکم بر روابط اجتماعی است که تک‌تک علایق و روابط اجتماعی و فردی زن را همواره محدود و کنترل می‌کند.
در یکی از غرفه‌های کتابفروشی در مرکز شهر، یک فارغ‌التحصیل داروسازی در حالی که با تردید و وسواس برای خود کتاب انتخاب می‌کرد، به کتاب در دست همسرش نگاهی انداخت؛ «تاریخ مشروطه». کتاب را گرفت در قفسه گذاشت و به جایش یک کتاب تربیت کودک برداشت. در پایان تأکید کرد: «این بیشتر به دردت می‌خورد». زن به یاد آورد حتی رشته تحصیلی‌اش را هم مرد انتخاب کرده بود، اینکه فقط یک کتاب بود.
یک پژوهشگر اجتماعی در این باره می‌گوید: «فرایند دگرگونی چه فردی باشد و چه جمعی، زمان می‌برد. بی‌تردید، تغییر ساختارهای اجتماعی و ایجاد موقعیت تازه‌ای برای زنان، فرایندی است بغرنج و تودرتو. بدین دلیل، احتمالاً باید چندین نسل بگذرد تا تغییر محسوسی به وجود آید. راه دگرگونی ناهموار است و همواره خطر پس‌روی وجود دارد. این در حالی است که زنان لازم است که خود را موظف به پشت سر گذاشتن این مشکلات کنند».
فرحناز حسام افزود: «در سال 74 و 77 دو کار در این زمینه انجام شد. دکتر منوچهر محسنی در سال 74 در 15 کشور اطلاعاتی را جمع‌آوری کرد که یکی از نمونه‌هایش کتاب و کتابخوانی است. کتابخوانی بر متغیرهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی تأثیر دارد. از جمله میزان سواد و تحصیلات، سن، جنس، درآمد و پایگاه اقتصادی، وضعیت تأهل و تجرد است. رابطه سن با مطالعه کتاب بسیار قوی است. هر چه سواد بالاتر باشد، کتابخوانی بیشتر است. در بین متأهلان نسبت مطاعه کمتر از مجردان است. کم‌درآمدها نسبت به خرید کتاب کمتر اقدام می‌کنند، بنابراین مطالعه 23 درصد مردها اصلاً کتاب نمی‌خوانند. 30 درصد زنان هم اصلاً کتاب نمی‌خوانند. 21 درصد از مردان به ندرت مطالعه می‌کنند و 23 درصد زنان هم به ندرت مطالعه می‌کنند. با این تفاصیل عدم مطالعه در زنان کمی بیشتر از مردان است».
دکتر رجب‌زاده هم در سال 77 یک تحقیق فرهنگی انجام داده است که نتایج تحقیق هر دو پژوهشگر یکسان است. همه این اطلاعات را که کنار هم بگذاریم می‌بینیم که ضریب مطالعه خیلی کم است. وی تأکید کرد: «میزان مطالعه به نظر من ربطی به خانه‌دار بودن و شاغل بودن ندارد. دانشجویان همانقدر مطالعه می‌کنند که زنان خانه‌دار. این نشان می‌دهد که نوعی اخلاق عمومی و فرهنگ زنانه در جامعه، در دهه اخیر در حال رشد است. این اخلاق عمومی و این فرهنگ ویژگی‌هایی دارد».
فرشته 32 ساله خانه‌دار می‌گوید: «درآمد حاصله، توسط همسرم به سرعت خرج می‌شود. اگر بخواهم در هفته یک ‌بار به استخر بروم و یا لباس مناسبی برای یک مجلس میهمانی و یا لوازم آرایش مصرفی‌ام تهیه کنم، دیگر جایی برای خرید کتاب نمی‌ماند. کتاب به شدت گران است و من بودجه لازم برای خرید آن ندارم، حتی وقت کتاب خواندن هم ندارم».
فرحناز حسام در اینباره توضیح می‌دهد: «زنان در دهه اخیر در سه زمینه، تمام انرژی خود را به کار می‌برند. این سه حوزه را می‌توان توجه به تناسب اندام و ظاهر، تأمین معیشت و تضمین منابع مالی آتی نام برد. اینکه چرا به این سه حوزه زنان ما گرایش پیدا کردند، علتش معیوب بودن رابطه بین زنان و مردان در جامعه ما است.
«علت توجه به بدن و ظاهر فیزیکی که یکی از اشکالات تربیتی و رفتاری در جامعه است، این است که زنان ما از نگاه مردان خود را می‌بینند. بسیاری از زنان ما، از زنان خانه‌دار تا تحصیلکرده از نظر درک سیاسی، آگاهی اجتماعی و شعور در یک سطح هستند. در واقع اینان آنچه را که مردان می‌پسندند انجام می‌دهند. این واقعیتی است که مرد در جامعه ما دوست ندارد یک زن با او با چالش نظری بپردازد. در عوض مردها، زنانی را که به خود رسیده باشند، مرتب نشان داده شوند، با نشاط و اتفاقاً خیلی هم سطحی و مادی باشند بیشتر می‌پسندد. بنابراین، زن همواره خود را می‌آراید. تا مرد به او توجه کند. در این دهه اخیر، این دیدگاه شدیداً رواج یافته است. روانشناسان معتقدند: آن رفتارهایی که تشویق می‌شود به مرور زمان تقویت می‌شود. برعکس، رفتارهایی که تنبیه در پی داشته باشد، یا تأیید نشود نتیجه عکس می‌دهد.
این پژوهشگر اجتماعی معتقد است: «کارکردگراها یا فونکسیونالیست‌ها معتقدند آن نهادها و هنجارهایی که در عمل در جامعه باقی می‌مانند که نیازی را برطرف کنند. در جامعه‌شناسی امروز نظریه جدیدی مطرح است با عنوان اختیار عاقلانه. بدین ترتیب که همه مردم در رفتارهایشان محاسبه هزینه ـ فایده می‌کنند. در هر کنش اجتماعی، انتخاب عاقلانه این است که کدام کنششان فایده‌مند است و هزینه کمتری دارد.
«با توجه به نکات فوق، اگر این سه دیدگاه را در کنار هم بچینیم، می‌بینیم که زنان نگاه می‌کنند که کدام رفتارشان، پاداش بیشتری می‌گیرد؟ زنی که کتاب می‌خواند بیشتر پاداش می‌گیرد یا زنی که آرایش می‌کند و به خود می‌رسد؟
«این طرز تفکر، نشان‌دهنده ساختارهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و ایدئولوژیک جامعه است که چنین وضعیتی را پیش آورده‌اند. مصداقش روند افزایش مراکز زیبایی در جامعه است. مراجعین به این مرکز روز به روز بیشتر شده است. زنان با هر پایگاه اقتصادی، سعی می‌کنند به نحوی از این خدمات استفاده کنند. جنوب شهر و شمال شهر، هیچ فرقی از نظر فکری با هم ندارند، در هر جای شهر یک کامیون لوازم آرایش کنار خیایان خالی شود شب نشده تمام است، ولی اگر یک چمدان کتاب خالی شود چه؟ کسی می‌خرد؟»
فرحناز حسام به تأمین معیشت به عنوان عامل دیگری در این روند عدم تمایل به کتابخوانی اشاره کرد و افزود: «اخیراً موضوع نفقه و خرجی دادن و... از طرف نهادهای حقوقی و قضایی ما پر رنگ شده است. خرجی دادن و خرجی گرفتن یک موضوع آسیب‌زا در جامعه شده است. پیامد آن نیز این است که همواره این مرد است که زن را اداره می‌کند. آیا این مرد، زن کتابخوان را هم اداره می‌کند؟ ویل دورانت جمله جالبی دارد می‌گوید: «زنان فرهیخته و زنان اندیشمند در عرضه و تقاضا بسیار زیان می‌بینند». در قانون حقوقی ما، نفقه زن، به عهده مرد است. بنابراین، این یک رابطه همسفرگی نیست، طفیلی‌گری است. بارها شاهد این دیالوگ غمبار از طرف مردان به همسرانشان بوده‌ام که آخر کتاب خواندن یا حتی درس خواندن یعنی چه؟ در چنین نظام فرهنگی، زن چگونه می‌تواند، گرایش فرهنگی پیدا کند؟ تأمین معیشت ما در تعارض با رشد فرهنگی زن است».
وی ادامه داد: «تضمین منابع مالی در آینده، نگرانی عجیبی در جامعه ایجاد کرده است. زنان از فردای خود خبر ندارند و این برای آنان وحشتناک است. ریشه این ترس در بی‌اعتمادی، رفتارهای اقتصادی و نظام‌‌های سیاسی است.
زنان، انرژی زیادی مصرف می‌کنند که مالکیت خود را به ثبات برسانند.
گرایش به توسعه اقتصادی و تملک و گرفتن زمین، آپارتمان، مالکیت را گسترش دادن، بخش عظیمی از انرژی زنان جامعه ما را می‌گیرد.
اگر همه این عوامل را کنار هم بگذاریم، این انرژی‌ها را در کنار هم بگذاریم، می‌بینیم چه توانی را از زن می‌گیرد. در حوزه توسعه فرهنگی، زن در جامعه ما نه مجال کار فرهنگی را دارد، نه گرایشش را؛ و نه کار فرهنگی را فایده‌مند می‌داند. پس دلیلی ندارد به سمت کتابخوانی برود. اشکال کار در بافت‌های فرهنگی ـ سیاسی ـ اقتصادی چنان در هم تنیده شده که آنان را موجوداتی با اندیشه‌های پراکنده و عجیب بار آورده است.
این عوامل دست به دست هم می‌دهند و کتاب موضوع حاشیه‌ای یا تجملی می‌شود و یرای اکثر زنان نیز چنین است. در چنین سیستمی پاداش زن در عشوه‌گری و ارائه جلوه‌های زیباست، نه در قدرت اندیشه. پس چه نیازی به مطالعه هست؟
شاید خوش‌بینانه‌ترین توجیه ریشه‌های این فروتنی کاذب در لایه‌ای از ادب و احترامی کهن به جامعه مردمسالار و این گفته امام محمد غزالی که زن در چهار چیز باید از مردش کمتر باشد: از جمله علم ـ در باور هیچ زنی نگنجد.
این اشکالی تربیتی و کاملاً سنتی است که زنان اغلب برای ظاهر و تطابق با هنجارهای موجود ارزش فراوانی قائلند. این نوعی پاداش است که زن هر چه بیشتر بتواند خود را با اوضاع موجود تطبیق دهد، روابطش پایدارتر است. به همین دلیل، همه خصایلی را که باعث استقلال و اعتماد به نفس می‌شوند، به فراموشی می‌سپارند به خصوص از به کار بردن فهم خود یا پرداختن به افکار انتقادی خود می‌پرهیزند و در جهت تحقق عقلانی خویش قدمی برنمی‌دارند.
بررسی‌های انجام شده نشان می‌دهد که هر چه زنی از لحاظ مالی وضع بهتری پیدا کند و هر چه از لحاظ اقتصادی مستقل‌تر شود، جذابیتش در نظر همسرش کمتر می‌شود.
این تحقیقات نشان می‌دهد که رابطه معناداری میان فعالیت عقلانی و نگرانی بابت ظاهر خود در میان زنان وجود دارد. هر چه زنی از شغل خود که مستلزم فعالیت عقلانی است خشنودتر باشد، کمتر برای خریدهای لوکس به مغازه‌ها سر می‌زند و زمان بیشتری را به فعالیت‌های فرهنگی اختصاص می‌دهد.
این امر از بالاترین رده شغلی تا موضوعی کاملاً حاشیه‌ای از جمله خرید و انتخاب کتاب رقم خورده است. دختران در محیطی کاملاً مردسالارانه تربیت می‌شوند، از همان دوران نوجوانی یاد می‌گیرند که به ظاهر خود بیشتر از فهم خود اهمیت دهند. در دوران بلوغ، از دخترات بی‌پروا، بی‌باک و متکی به نفس، زنانی فاقد اعتماد به نفس و مردد ساخته می‌شوند که حتی در جزیی‌ترین انتخاب از جمله انتخاب کتاب، دچار تردیدند. زنانی که تمام انرژی و توانمندی خود را صرف ظواهر، ملاک‌ها و هنجارهای مرسوم در تمام عمر می‌کنند، فرصتی برای ارتقای فرهنگی خود نمی‌یابند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات