تاریخ انتشار : ۱۵ آذر ۱۳۸۹ - ۱۳:۳۱  ، 
کد خبر : ۲۰۱۸۹۶
ولایتی از جنگ می‌گوید؛

پس از فتح خرمشهر...

مقدمه: دکتر علی اکبر ولایتی، وزیر خارجه 16 ساله چهار دوره از دولت‌های جمهوری اسلامی (دولت آیه‌الله خامنه‌ای به نخست وزیری میرحسین موسوی و دولت آقای هاشمی رفسنجانی) و مشاور فعلی رهبر انقلاب در امور بین‌الملل، چندی پیش در مصاحبه‌ای با سایت بازتاب، به تشریح برخی مسائل تاریخی - سیاسی ایران، در طول سالهای پس از انقلاب پرداخت. در زیربندی از این مصاحبه را که مربوط به مسئله ادامه جنگ، پس از فتح خرمشهر است، می‌خوانید: (حتماً خالی از لطف نیست)

* آقای دکتر، یکی از مهم‌ترین ابهامات نظام که تمرکز زیادی روی آن از نظر رسانه‌ای و تبلیغاتی انجام شده است، مسئله ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر است. در این باره تاکنون چند دیدگاه متضاد مطرح شده است. اپوزیسیون داخلی جمهوری اسلامی که در آن دوران در نهضت آزادی متمرکز شده بود، مدعی است که پس از فتح خرمشهر، پیشنهادهای مناسبی از سوی کشورهای عرب به ایران برای خاتمه جنگ داده شد و نپذیرفتن آن، یک اشتباه استراتژیک بود و موجب ادامه جنگ به مدت شش سال شد. از سوی دیگر، برخی از چهره‌های سیاسی اصلاح‌طلبان اظهار می‌کنند که امام(ره) با آتش‌بس از فتح خرمشهر موافق بود، اما مقامات سیاسی و نظامی وقت با آن مخالف بودند و نهایتا امام(ره) نظر مسئولان سیاسی و نظامی را پذیرفتند. همچنین آقای هاشمی رفسنجانی که مؤثرترین مقام سیاسی وقت به شمار می‌رفتند، سال گذشته در مصاحبه‌ای اظهار کردندکه ایشان بر ادامه جنگ اصراری نداشته و فرماندهان نظامی که تحت‌تأثیر شعارهای ایدئولوژیک انقلاب بودند، به ادامه جنگ اصرار داشتند و در مقابل فرمانده وقت سپاه پاسداران که مهم‌ترین مقام نظامی در دوران جنگ به شمار می‌رفت نیز پاسخ داده است که بی‌برنامگی و تعلل مقامات سیاسی، جنگ را به روزمرگی کشید. در این میان نقش شما به عنوان مسئول دیپلماسی کشور در زمان جنگ بسیار مهم است. قاعدتا اگر پیشنهاد مشخص آتش‌بسی به ایران شده است، از طریق وزارت خارجه دریافت شده و مذاکرات آن نیز از همین طریق انجام شده است، بنابراین، تحلیل دلایل ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر از نگاه شما می‌تواند بسیاری از ابهامات را برطرف کند.
** دکتر ولایتی: اگر بخواهیم به این سؤال با یک نگاه واقع‌بینانه و توأم با صداقت پاسخ دهیم، باید گفت که در نیمه سال 1361، شرایط خوبی در جبهه‌ها حاکم بود، پیروزی‌های نظامی ایران که از شکست حصر آبادان در مهر ماه سال قبل آن شروع شده بود، با فتح خرمشهر در سوم خرداد سال 1361 به اوج رسید و در مقایسه با قبل که عراقی‌ها مناطق زیادی را اشغال کرده و از شمال تا جنوب، مناطق گسترده‌ای را به تصرف خود درآورده بودند، تلاش چند ماهه ایران برای بازپس‌گیری مناطق اشغال شده به دستاورهای خوبی منجر شده و در مناطق استراتژیکی چون آبادان و خرمشهر به نتیجه رسیده بود. اما هنوز مناطق گسترده‌ای در طول نوار 1200 کیلومتری مرزی وجود داشت که تحت اشغال عراقی‌ها بود و این اشغال، حتی تا پایان جنگ و آتش‌بس هم ادامه داشت.
از سوی سازمان ملل متحد، «اولاف پالمه»، نخست وزیر پیشین سوئد و «یان الیاسن» قائم مقام وزرات خارجه این کشور و از سوی کنفرانس اسلامی، کمیته‌ای متشکل از «ضیاءالحق» رئیس‌جمهور پاکستان، «ضیاءالرحمان» رئیس‌جمهور پاکستان، «احمد سکوتوره» رئیس‌جمهور گینه، «داودجاوارا» رئیس‌جمهور گامبیا، «بلند اولسو» نخست وزیر ترکیه و «یاسر عرفات» رئیس سازمان آزادی‌بخش فلسطین به تهران سفر کردند. از سوی جنبش عدم تعهد هم وزرای خارجه چند کشور مأمور به رایزنی شده بودند که شامل وزرای خارجه کوبا و مالبیر، وزیر خارجه زامبیا، «ناراسیمها رائو» وزیر خارجه هند و «فاروق قدومی» وزیر خارجه فلسطین به تهران سفر می‌کردند و طی رایزنی‌های آنان هم هیچ پیشنهاد مشخصی که تأمین‌کننده خواسته‌های ما مبنی بر عقب‌نشینی به مرزها و دریافت غرامت بود، ارائه نشد.
پس از فتح خرمشهر، جریانی آغاز شد که شامل ابتکار برخی از کشورها برای پایان جنگ بود. در این ابتکارها برای اولین بار، مسئله دریافت غرامت و عقب‌نشینی تا مرزها که خواسته‌های اصلی ما بود، مطرح شد. عقب‌نشینی به مرزها و پایان اشغال ایران، برای ما اولویت نخست را داشت. چرا که حتی تا پایان جنگ و پذیرش قطعنامه 598، حدود بیست هزار کیلومتر مربع از خاک ما در اشغال ارتش عراق بود و اگر ما بلافاصله پس از بازپس‌گیری خرمشهر صلح را می‌پذیرفتیم، عملا با این سؤال مهم روبه‌رو می‌شدیم که چه تضمینی وجود دارد که ما بقیه خاک ایران را پس بگیریم. این سؤال وقتی اهمیت پیدا می‌کند که توجه کنیم پس از پذیرش صلح، عملا نیروهای نظامی ما که عمدتا غیرحرفه‌ای و بسیجی بودند، به شهرها بازمی‌گشتند و مشغول زندگی عادی خود می‌شدند، اما نیروهای عراق که نظامیان حرفه‌ای و کلاسیک بودند، در مواضع خود باقی می‌ماندند.
در جنگ‌های دوم ایران و روس در ابتدای تابستان 1826 میلادی، عباس میرزا با اتکا به نیروهای مردمی که به خاطر فتوای علما به جبهه آمده بودند، به نیروهای روسیه حمله کرد و نیروهای «پاپکویچ» سردار برجسته روسیه را تا تفلیس عقب نشاند اما در پاییز، نیروهای داوطلب ایرانی به محل‌های زندگی خود بازگشتند و پاپکویچ با استفاده از این فرصت حمله و تا زنجان و نزدیکی قزوین پیش‌روی کرد.
اگر ما پس از فتح خرمشهر، صلح را می‌پذیرفتیم، با توجه به وضعیت قطعنامه‌های سازمان ملل که طی آنها تنها از آتش‌بس صحبت شده و بر عقب‌نشینی تأکید نشده بود، عملا هیچ تضمینی حتی صوری برای عقب‌نشینی نداشتیم و طبیعتا نیروهای داوطلب جبهه را ترک می‌کردند و نظامیان حرفه‌ای ما از نظر تعداد، قابل مقایسه با ارتش عراق که سه برابر شده بود، نبودند و شرایط برای از دست رفتن خاک اشغال شده و حتی تهدید برای ادامه حمله نظامی مجدد عراق به ایران وجود داشت. بنابراین تعیین شرط عقب‌نشینی و دریافت غرامت، مهم‌ترین خواسته‌های ما برای پذیرش آتش‌بس بود. اولین پیشنهاد مشخص به ما درباره آتش‌بس و دریافت غرامت از طرفی حبیب شطی، دبیر کل وقت کنفرانس اسلامی داده شد.
شطی به تهران آمد و به ما پیشنهاد کرد که می‌تواند با مذاکره با دولت‌های ثروتمند عربی حامی عراق در جنگ برای ما غرامت بگیرد رقم پیشنهادی شطی ده میلیارددلار بود که در مقابل ما گفتیم، اصل بحث را قبول داریم، اما این رقم مورد پذیرش ما نیست و باید درباره مبلغ آن مذاکره کنیم.
در همین دوره آقای بندری، معاون وزیر خارجه هند هم مذاکرات مشابهی به عنوان میانجی برای تعیین غرامت داشت و غرامت مورد مذاکره با وی حدود سی تا پنجاه میلیارددلار بود. اما نه آقای شطی به ما پاسخ مشخصی داد و نه آقای بندری. در واقع هیچ مقام مسئولی به ما هیچ پیشنهاد مشخصی نداد و بحث‌ها بیشتر در مذاکرات اولیه باقی ماند. خود آقای شطی هم از نظر حقوقی نمی‌توانست هیچ تعهدی به ما بدهد. او گر چه دبیر کل سازمان کنفرانس اسلامی بود، اما نه وزیر خارجه بود، نه معاون وزیر خارجه. بنابراین نمی‌توانست از طرف دولت‌های غربی حتی همان مبلغ ناچیز ده میلیارددلار را که یک دهم برآورد آقای ابوفرج کارشناس سومالیایی سازمان ملل است، تضمین کند. این کارشناس خسارت ایران در جنگ را صد میلیارددلار برآورد کرده بود هر چند جمهوری اسلامی معتقد است این رقم نیز واقعی نیست و خسارت ایران در جنگ بالغ بر هزار میلیارددلار است.
این شرایط درباره جنگ ما حادتر بود، چرا که عملا دنیا از اشغالگر حمایت می‌کرد و این امکان جدی‌ بود که عراق متناوبا به جنگ و صلح بپردازد تا سراسر ایران را اشغال کند، بنابراین تا زمان تصویب اولین قطعنامه‌ای که دو خواسته اصلی ما یعنی عقب‌نشینی به مرزهای بین‌المللی و تعیین متجاوز را تأمین می‌کرد، یعنی قطعنامه 598 در سال 1366، ما هیچ بستری برای آتش‌بس و صلح در اختیار نداشیم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات