تاریخ انتشار : ۰۸ آذر ۱۳۸۹ - ۱۲:۳۸  ، 
کد خبر : ۲۰۱۹۲۰
چند نکته اساسی درباره مشروطه و تاریخ معاصر ایران

مشروطیت ؛ نقطه تلاقی اسلام و غربگرایی

دکتر موسی نجفی

مطالعات و پژوهش های تاریخی در یکصد سال اخیر که از یک طرف با نهضت های پرشور شیعی و از طرفی با جریان تجددگرایی و غربگرایی توام بوده است ، در حلقه مشروطیت به طور کاملا گویا و واضح به هم رسیدند.
تاریخ تحولات فکری و سیاسی قرن اخیر ما، بیشتر از هر چیزی برآیند و بازتاب این دو محور بوده است. با توجه به این مهم ، برای تصحیح و فهم بسیاری از مشکلات و مسائل دوران معاصر خود، ناچاریم بار دیگر این حلقه وصل و سرآغاز مهم را با نگاهی عمیق تر و دقیق تر مطالعه کنیم. در بین موضوعات و سرفصل های متفاوت این بحث ، به چند مورد اساسی تر اشاره می کنیم:
1- غرب در سده اخیر، برای ایران و تمامی شرق ، نوعی صورت غربی را تجویز کرده است و با ماده بومی ، حتی دینی و اسلامی می خواسته جامعه ، تاریخ ، سیاست ، آرمان ها و نسبت ها را به ما بشناساند. این بحث ازجمله مباحثی است که باید به طور جدی و مستمر به آن توجه داشت.
2- برای رهایی از استیلای فکری و فرهنگی غرب که در مواقعی با جان و روح جامعه ما آمیخته شده است باید از منشا و سرآغاز این منزل ، پرسش کنیم.
3- بعد از این چند مقوله ، باید به پرسشهای اساسی تری توجه شود:
الف) چگونه ایران ، بستر تحولات جدید را دریافت و برای آن آماده گردید؟
ب) چگونه مجموعه باورهای جامعه ایران زیر سوال رفت و در زمینه اجتماعی سیاسی حرف نو و نگرش نو خریدار یافت؟
ج) چگونه صورت غیر بومی و حتی غربی - توانست بر زمینه های داخلی بنشیند و بعد از مدتی با جان ، اندیشه و روح بخشهایی از جامعه ایرانی هر چند در ابتدا، اندک آنچنان پیوند یابد که غیر قابل گسست جلوه گر شود و نوعی کمال تلقی گردد.
د) در این وضعیت جدید، چه چیز می خواهد به تعریف درست نسبتها و آرمان ها بپردازد؟
ه) باید به طرحی کلی و فراگیر اندیشید که در آن ، شخصیت ها و متفکران دینی و دین شناسان عصر مشروطیت مانند: نائینی ، نوری و خراسانی بتوانند هر یک جای خود را باز یابند و با هم مرتبط شوند ؛ آن چنان که اگر یکدیگر را می بینند معلوم شود چرا و اگر نمی بینند و صدای هم را نمی شنوند، علت این فاصله و گسست نیز معلوم شود این طرح و نگاه کلی ، در غالب نوشته های تاریخی غایب است.
4- علایق دینی و انقلابی و مواظبت داشتن بر برخی اصول و همچنین بدبینی ابتدایی نسبت به این فضاهای وارداتی و تقلیدی غیربومی ، هر چند تا حدودی برخی تحقیقات را از آفات تکراری و سطحی بودن ایمن می کند؛ ولی در نهایت ، خلائ نوعی صورت سازی معقول ، همچنان وجود دارد و تحقق این امر مستلزم آن است که تاریخ آنچنان که هست با جان پژوهندگان آن آمیخته شود.
5- با نگاهی ژرف به نوشته های دوره مشروطه ، به خوبی دیده می شود که برخی چیزها سر جایشان نیستند، نسبت ها عوض شده و کوچک و بزرگ شدن هایی انجام یافته است این سرآغاز راهی است که بیشتر از «عمل»، در «نظر و تفکر» صد سال را در نوردیده است و شاخ و برگ هایش هم چنان در حال رشد است. امروز برخی از این «نابجاها» را به خاطر علایق دینی و تکامل تاریخی خوب متوجه می شویم اما بسیاری از نسبت ها از چشم پنهان می ماند مانند: توسعه ، وجود تاریخی ما، قوانین حاکم بر این سرزمین ، عصر تاریکی و روشنایی در ایران ، تجدد، استعمار، قانون ، آزادی و دهها مقوله دیگر که باید دوباره بررسی شده و رسالت نهضت ها و حرکتهای اجتماعی را با این صورت سازی جدید مورد پرسش قرار داد.
6- در صورتی که این کار درست انجام نشود، شیخ فضل الله نوری را در نسبت با استبداد، نایینی را درنسبت با غرب و فرجام مشروطیت را فتنه ای عظیم و جنبشی شکست خورده خواهیم دید و همه اینها را نه تنها عبرت نخواهیم دانست ، بلکه به صورت ماده تاریخی هولناک و یاس آور و حتی بی ارتباط با امروز و آینده درخواهد آمد. ناگفته معلوم است که کمترین اثر و بازتاب چنین نگاهی ، بی هویتی ، بی تاریخی و در نهایت جابجایی و تحمیل نادرست و غیرمعقول نسبت ها خواهد بود.
7- اگر این «نسبت» درست فهمیده و تراز شود، مشروطه ، نایینی ، تنبیه الامه `، چوبه دار شیخ فضل الله و فتواهای آخوند خراسانی و سایر بزرگان علم و سیاست و دیانت ، مقدمه تاریخ جدید و تحولی دیگر در ایران خواهند بود که در آیینه و پرتو آن ، قدرت تشخیص صحیح و معقول میسر خواهد بود.
8- باید در مسیر این تاریخ نویسی ، تاریخ سازی و تاریخ بینی جدید، به طور جدی پرسش و نقد کنیم و این شبهه و نقد را با جان خود بیامیزیم ، تا غلط بودن و کژروی این مسیر را از اول نشان داده باشیم. اصولا نهضت ها برای متوقف کردن این اشتباه و نشان دادن حرکت معکوس آن در جامعه ، اصول خود را بیان کرده اند.
9- برای نقد تاریخ روشنفکری و صورت سازی غربی در تاریخ ایران ، به بازنگری دقیق و شناخت درست مشهورات ، مقبولات و مسلمات تاریخی نیازمندیم. البته در کنار این مهم ، فهم برخی اصول جامعه شناسی ، سیاست و فلسفه جدید هم در مرحله ای با اهمیت و مفید خواهد بود. به شرط آن که علم به معنای درست آن جای فضل فروشی های متداول و نمونه برداریهای تحمیلی غرب را نداشته باشد. باید تاکید نمود که پژوهشگران بسیاری ، این مفاهیم را خوانده اند، اما از نقادی و ارزیابی درست آنها لااقل برای برقراری نسبتش با جامعه ما بی بهره اند ؛ لذا عبور از تاریخ جدید، در گامهای نخست ، آشنایی درست ، شناخت عمیق مفاهیم علمی و رسوخ در ماهیت آن را می طلبد.
10- پرسش های عصر مشروطه ، بیشتر «صورت مساله» امروز ما را دقیق ، تصحیح و عمیق می کند تا آن که بخواهد جوابی به پرسش های متعدد ما بدهد. شکی نیست که تا صورت مساله به درستی تصحیح و تحلیل نگردد، هرگونه جوابی بیشتر از آن که معلومی برای مجهولات ما باشد، خود مجهولی مضاعف خواهد بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات