تاریخ انتشار : ۰۸ آذر ۱۳۸۹ - ۱۰:۴۴  ، 
کد خبر : ۲۰۱۹۲۲

عبرت از تاریخ، کلید حل بحرانها در منطقه


«تاریخ محل ثبت حقیقت هاست، تاریخ محل ثبت تجربه هاست اما افسوس و صد افسوس که هیچ کس از تجربه هاى این تاریخ استفاده نمى کند و بار دیگر اشتباهات ثبت شده در آن را تکرار مى کند. یک ژنرال آلمانى در پایان جنگ جهانى دوم سخن گران بهایى از خود در تاریخ به ثبت رسانده است. وى بااشاره به اشتباهات بسیارى از کشورهاى جهان از جمله آلمان در آغاز این جنگ گفته است: جنگ باید آخرین راه کار و راه حل بحرانها باشد. اگر بخواهیم به واقعیت هاى تاریخى تن دهیم مى توانیم محتواى این سخن ارزشمند را به عنوان راه حل بسیارى از بحرانهاى منطقه قرار دهیم.»
احمد عمرابى با ارایه تحلیلى در روزنامه الخلیج تحت عنوان «عبرت از تاریخ کلید حل بحران هاست» مى نویسد: «برابر با این سخن ژنرال آلمانى مى توان از سخن تاریخى گران بهاى دیگرى نیز در جهت حل بسیارى از بحرانهاى منطقه استفاده کرد. مضمون این سخن بر این واقعیت متمرکز است که گفت وگو کلید حل تمام بحرانهاست. تطبیق این تجربه تاریخى مهم مطمئنا در زمینه حل بسیارى از بحرانهاى منطقه چون بحرانهاى داخلى لبنان و فلسطین کارگر خواهد بود. متاسفانه به رغم آگاهى بسیارى از رهبران سیاسى منطقه نسبت به گذشته تاریخى آن این افراد خبره سیاسى بار دیگر تن به اشتباهات تکرارى مى دهند و منطقه را به سوى هرج و مرج بیشتر سوق مى دهند. هر یک از این افراد سیاسى خبره به جاى جایگزین کردن سیاست انجام گفت وگوهاى شفاف، مستقیم و بى واسطه سیاست غلط دیگرى را پیش مى گیرند که جز به افزایش هرج و مرج و بى امنى در منطقه منجر نمى شود».
در ادامه این تحلیل آمده است: «متاسفانه در زمانى که تمام منطقه هدف مطامع غرب قرار گرفته است جدال و درگیرى گروه هاى حزبى و سیاسى در لبنان و فلسطین جز به فراهم ساختن بستر لازم جهت تحقق بسیارى از اهداف خارجى در منطقه منجر نمى شود. در حال حاضر امور جارى در منطقه به خصوص در عراق، لبنان و فلسطین به گونه اى پیش مى رود که احزاب سیاسى و مذهبى در دایره اى از اتهامات و کشمکش هاى بى نتیجه قرار گرفته اند. کشمکش هایى که در پایان نتیجه اى جز تحقق اهداف دشمنان خارجى در این کشورها را محقق نخواهد ساخت».
در ادامه آمده است: «در زمانى که ملت فلسطین بیش از هر چیز به امنیت و ثبات نیازمند است گروه هاى سیاسى فلسطین به خصوص جنبش فتح سوداى تقسیم قدرت را در سر مى پروراند و هر گونه تلاشى براى تشکیل حکومت متحد ملى در فلسطین را متوقف مى کند. فتح اعلام داشته است که براى گفتگو و حل بحران با طرف مقابل یعنى حماس به بن بست رسیده است و طرف مقابل یعنى حماس نیز اعلام کرده است که با هر گونه اقدامى براى تغییر حکومت مخالف است و به اصل گفتگو جهت حل بحرانهاى موجود معتقد است. به هرحال آنچه که در حال حاضر ما نظاره گر آن در فلسطین هستیم چیزى جز شکست تمامى تلاشهاى موجود جهت تشکیل حکومت متحد ملى نیست. عامل اصلى شکست تمامى تلاشهاى انجام گرفته اختلافات موجود میان گروه هاى فلسطینى در راس آنها حماس و فتح است. متاسفانه مشکل اساسى تمام رهبران منطقه آن است که از درک لحظات حساس و مهم جارى غافلند و این امر منجر به آن شده است که طرفهاى مقابل از این فرصت هاى به دست آمده به سود منافع خود استفاده کنند. حقیقت آن است که بسیارى از امور جارى در منطقه حاصل تلاشهاى خارجى هستند تلاشهایى که با هدف جلوگیرى از تحقق هر گونه صلح و ثباتى در این منطقه انجام مى گیرد».
تحلیلگرالخلیج در ادامه مى نویسد: «در زمانى که محمود عباس هم چنان بر ادامه اختلافات خود با دولت حماس ادامه مى دهد و در زمانى که محاصره هاى اقتصادى و سیاسى آمریکا هم چنان علیه دولت حماس ادامه دارد تانک هاى اسراییلى منازل مردم فلسطین را هدف قرار مى دهند و دهها کودک فلسطینى هدف گلوله هاى سربازان اسراییلى قرار مى گیرند. آیا بهاى قدرت طلبى برخى از طرف هاى فلسطینى را باید کودکان و زنان فلسطینى بدهند؟ متاسفانه امور جارى در فلسطین به همان گونه اى پیش مى رود که دولت آمریکا و دولت اسراییل براى آن برنامه ریزى کرده اند و تلاشهاى دیگر کشورهاى منطقه براى حل بحرانهاى داخلى فلسطین تاکنون به نتیجه اى نرسیده است. به رغم تمام ادعاهاى آمریکایى که البته به دور از واقع بودن آن براى همگان آشکار است این دولت تاکنون جز به بحرانى تر کردن اوضاع جارى در فلسطین به کار مفید دیگرى دست نزده است».
به گزارش ایسنا در ادامه این تحلیل آمده است: «پیش از آنکه عباس راهى واشنگتن شود تقریبا گروه هاى فلسطینى و در راس آنها حماس بر سر بسیارى از چارچوب هاى اصلى تشکیل حکومت متحد ملى فلسطین با تشکیلات خودگردان موافق و هم راى بودند اما پس از سفر عباس به آمریکا و دیدار وى با جورج بوش همه چیز تغییر کرد. سیاست هاى عباس که از قبل با سیاست هاى دولت حماس در تشکیل این حکومت متحد ملى فلسطین هم خوانى داشت پس از انجام این سفر و برگزارى این گفتگوها تغییر کرد. عباس بلافاصله پس از بازگشت از واشنگتن در اولین موضع گیرى که اتخاذ کرد بسیارى از گفتگوهاى اولیه و تعهدهاى اولیه براى تشکیل حکومت متحد ملى فلسطین را نقض کرد. بى شک هر گونه سناریوى آمریکایى در فلسطین به سود تشکیلات خودگردان یا هر گروه فلسطینى دیگر تمام نخواهد شد و سود کننده اصلى سیاستگذارى هاى آمریکا در فلسطین در وهله اول تل آویو و در وهله دوم منافع دولت بوش در منطقه خواهد بود» . به گزارش ایسنا،عمرابى در پایان مى آورد: «با توجه به این واقعیت موجود و ملموس عباس باید هوشیارانه تر در عرصه سیاسى فلسطین عمل کند. مطمئنا در صورتى که انتخابات آزاد و دموکراتیک در فلسطین بار دیگر برگزار شود طرفداران دولت حماس باز هم این دولت را انتخاب خواهند کرد زیرا عملکرد این دولت تاکنون به رغم تمام سختیها و تحریم هاى موجود بسیار خوب بوده است و دولت حماس تا به امروز در برابر تمام تهدیدها و تحریم ها مقاومت کرده است. این سیاست دولت حماس با توجه به روحیه مقاومت جوى مردم فلسطین بار دیگر در انتخابات مجدد راى خواهد آورد. ابومازن به خوبى مى داند که سیاست آمریکا در نزد هیچ یک از مردم فلسطین حتى در نزد کودکان خریدار ندارد. مردم فلسطین عامل اصلى بسیارى از بحرانها، تحریم ها، توسعه طلبى ها و تجاوزات اسراییل در مناطق فلسطینى را سیاست هاى آمریکا مى دانند و در حال حاضر براى عوام و خواص فلسطینیان آشکار شده است که عباس بر سیاستگذارى هاى آمریکایى جهت حل بحرانهاى داخلى فلسطین اعتماد دارد و تاکنون نسبت به بسیارى از سیاست هاى تحریم علیه دولت حماس با آمریکا همراهى کرده است. با توجه به این واقعیت موجود چگونه است که جنبش فتح انتظار دارد در انتخابات آینده فلسطین قدرت را از حماس بگیرد و اعضاى این دولت فلسطینى که به مقاومت و ایستادگى در برابر فشارهاى اسراییل و آمریکا دو دشمن اصلى فلسطین معروف است کنار بگذارد؟ مطمئنا این امر محقق نخواهد شد و مردم فلسطین در این انتخابات بار دیگر به افرادى اعتماد مى کنند که بتوانند در رویارویى و مقابله با فشارهاى آمریکا و اسراییل مقاومت از خود نشان دهند و با سناریوها و طرح هاى امپریالیستى آمریکا در سرزمین هاى اشغالى هم سو نشوند».

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات