تاریخ انتشار : ۱۱ بهمن ۱۳۸۹ - ۰۹:۵۶  ، 
کد خبر : ۲۰۲۰۴۶
مشکل هنر هفتم در ایران شکل است یا زیرساخت نظری؟

سینمای سکولار با چشم و ابروی اسلامی


قاسم رحمانی
برنامه سینمایی«هفت» درجمعه شب پنجم آذر 1389به نقد وضع موجود سینمای ایران و اینکه چرا فیلم های سخیف بر آن غلبه کرده اختصاص داشت. اینکه چرا مردم از سینما قهر کرده اند و چه باید کرد تا آنها دوباره به سالن ها برگردند.
دراین برنامه علیرضا رئیسیان کارنامه معاونت سینمایی 84 تا 88 را زیر سوال برد و فریدون جیرانی اصرار کرد که فیلم های حال حاضر از فیلم های قبل از انقلاب بدتراست. بی آنکه کسی اشاره کند غلبه سینمای سخیف بر سینمای شریف در مقاطعی از دوران قبل از سال 84 هم سابقه داشت و متاسفانه این فیلم ها در اواخر همان معاونت سینمایی قبل، وارد عرصه شده و در دوران جدید با شدت بیشتری عرصه را دراختیارگرفتند.
با این حال وقتی صحبت از مشکل محتوایی و نظری سینمای ایران از سوی شهریار بحرانی شد، جیرانی بلافاصله حرف او را قطع کرد. چند بار وقتی بحرانی خواست از مشکل اصلی سینما (زیر ساخت نظری و معرفتی) سخن بگوید، جیرانی به بهانه گزارش، مصاحبه و... حرف او را قطع کرد و پس از بازگشت به بحث، وقت را دراختیار خود، رئیسیان یا فراستی قرار داد و آنها هم بی آنکه به حق بحرانی در ادامه حرف هایش احترام بگذارند، به سخنان خود اصرار کردند.
سخن بحرانی این بود که باید تا قالب نظری سینمای ایران تغییر نکند و تا مولود ارزش های اسلامی و ایرانی نباشد؛ مخاطب جذب نخواهد کرد. درجایی که سه فرد حاضر دیگر در میزگرد برنامه هفت به دنبال راهکارهای شکلی و مصادیق بودند، بحرانی به مشکل اساسی سینما (و به نوعی کل امور فرهنگی) اشاره کرد و به دنبال تبیین آن بود که جیرانی اجازه نداد و سازنده ملک سلیمان هم با نجابت مومنانه اش، سکوت اختیار کرد.
آری، مشکل اصلی سینما، تئاتر و دیگر مصادیق هنر و فرهنگ درجامعه ما، بیگانگی بستر و زیرساخت نظری و معنوی آن با اسلام و ارزش های اسلامی است. این هنرها چون مولود غرب است و به کشور ما وارد شده، با همان سرو شکل و محتوا آمده وکسانی که به دنبال تغییر در آن بوده اند تنها به ظاهر آن توجه کرده اند. اینکه با آوردن موضوعات ظاهری دینی یا ورود حجاب و نماز به فیلم ها، سینما را اسلامی بدانیم یک درک ظاهری و سطحی از سینمای انقلاب اسللامی است. واقعیت است که سینمای اسلامی زمانی شکل می گیرد که بدنه آن، نگاه ها و به ویژه نیات آدم های آن، دینی و ارزشی باشد. نوشتن فیلمنامه از روی تفاسیر قرآن به وسیله انسان های متعهد که نیتشان غلبه انسان بر هوای نفس است، اولین گام در راه رسیدن به سینمای ناب اسلامی و ایرانی است. پرداختن به موضوعات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی از دریچه آیات و روایات بصورت مستقیم یاغیرمستقیم (که این دومی اثرگذارتر است) بدون وام گرفتن از لیبرال ها، کمونیست ها و اخباریون پیوسته به مستکبرین لازمه گام برداشتن به سوی سینمای مورد نظر انقلاب اسلامی است. اما آیا با بدنه ای که می خواهد از اختلاط اسلام و سکولاریسم، سینما را به پیش ببرد می توان انتظار به ثمر نشاندن سینمای انقلاب اسلامی را داشت؟! آیا می توان با افکار و عقاید فروید، مارکس و پوپر سینمای اسلامی ساخت ولو اینکه درآن آثار، صحنه ای از نماز هم باشد.
اکثریت بدنه سینمای ایران نه تنها با مفاهیم اسلامی غریبه اند بلکه حتی به منافع ملی هم نمی اندیشند. سالهاست که درپشت مرزهای ما، دشمنان به جنایتکاری مشغولند و درپی ضربه زدن به ایران هستند، چند فیلم درباره این مسائل ساخته شد؟
سالهاست بحث انرژی هسته ای،ناتو تکنولوژی و... درکشور ما مطرح شده و موفقیت های بزرگی چه درعرصه علمی و چه در صحنه سیاسی و مقابله با دشمن به دست آمده است آیا سینمای ایران کمترین واکنشی نشان داد؟ گویی اینان درایران زندگی نمی کنند. البته از برخی که به وجود دشمن قائل نیستند و اگر هم هستند آن را دولت و حکومت کشور خود می داند، نباید هم انتظار داشت به مسائلی بپردازند که برای آمریکا ناخوشایند است. البته اگر بتوانند درراه تخریب دستاوردهای هسته ای و پزشکی فیلم می سازند اما درباره موفقیت ها هرگز نمی سازند.
تغییر این سینما با بیرون کردن کارگردانان و تهیه کنندگان کاری اشتباه است. اما باید فیلمسازان و تهیه کنندگان معتقد دور هم جمع شوند و با مانع تراشی ها مقابله کنند و سینمای ناب را درعمل معنا کنند. دراین راه به حمایت هیچ ارگان دولتی هم نباید امید داشته باشند بلکه باید با امید به نصرت خداوند قدم بردارند و مطمئنا راه ها گشوده می شود و موانع کنار خواهد رفت.
تردید نکنیم که این یک جنگ است که یک سوی آن، ارتش کلاسیک فرهنگی و هنری دشمن با دنباله های داخلی خود قراردارد و در سوی دیگر بسیجیانی که به جای کلاشینکوف، دوربین و قلم در دست گرفته اندو قرار است با رعایت اصول جنگ نامتقارن، به دل دشمن بزنند. دراین راه با موانعی درتولید، اکران ، توزیع سی دی ها و... مواجه خواهند شد. اگر یاوری دولت وجود داشت که چه بهتر اما اگر نبود، سکوت و سکون در برابر دشمن و سینمای مانده از دشمن، جایزه نیست.
برپایی سینمای انقلاب اسلامی براساس زیر ساخت های نظری غرب مانند قرار دادن چشم و ابروی نژاد ایرانی درپیکر یک انسان غربی است. حال آنکه آن انسان باید از قلب و روح تا ظواهر باید تغییر کند تا اجزایش متناسب یکدیگر شود. البته کسانی آشکارا و در لفافه خواهان غربی شدن کامل سینمای ایران هستند اما وظیفه متعهدان و معتقدان به اسلام ناب آن است که پیکره سینمای ایران را از فکر واندیشه تا ظاهر و صورت، را متناسب با همان اعتقادات تغییر دهند. انجام این تغییر با ایجاد پیکره ای متناسب با ارزش ها که دریک جنگ نرم، پیکره غربی سینمای ایران را کنار بزند، امکانپذیر است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات