تاریخ انتشار : ۰۹ بهمن ۱۳۸۹ - ۱۳:۱۱  ، 
کد خبر : ۲۰۲۱۳۵
جستارهایی از دهمین انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران

اسلام و منافع ملی در مسلخ کودتاگران‏


سیدمصطفی فرقانی
شعور ودرک منافع ملی مهمترین مولفه احزاب و جریانهای سیاسی درهمه کشورهای دنیاست.‏
صرف نظر از اخلاق سیاسی که حکم می کند یک حزب و جریان سیاسی به رای مردم خویش احترام بگذارد ولو آنکه درجهت مخالف منافع خود باشد ؛ رعایت مرزهای منافع ملی وخط قرمزهای حاکمیت ونظام سیاسی کشوربه عنوان امری بدیهی در همه کشورهای جهان واز سوی همه احزاب و جریانهای سیاسی آنها پذیرفته شده است و هیچ گروه و حزب و جمعیتی نمی تواند حتی در بدترین شرایط حیات سیاسی خود به مرزآنها نزدیک شود.‏
دراین باب مثالهای متعددی وجود دارد که مردم وحاکمیت دربرابر خط شکنی وعبور از مرزمصالح ومنافع ملی خود دربرابر بالاترین وتاثیرگذارترین افراد و جریانهای سیاسی جوامع خویش ایستاده اند و با حذف آنها مرزهای سیاسی و عقیدتی حاکمیت ملی خود را پاس داشته اند.‏
درجریان انتخابات ریاست جمهوری دهم و مناظره های انتخاباتی بسیاری از مرزهای سیاسی وعقیدتی و خط قرمزهای مصالح ومنافع ملی از سوی کاندیداهای مخالف دکتراحمدی نژاد شکسته شد.‏
برخی از این خط قرمزها شامل سیاستها و استراتژی های مبنایی نظام اسلامی می باشد که هردولتی با هرگرایش سیاسی ملزم به حفظ حریم و حرمت آنهاست؛ چرا که عمده این خط قرمزها برپایه اصول کلی منافع ملی و برخی دیگر برپایه ارزشها ی دینی قرار داشته که درقالبهای کوچک منافع و سیاستهای حزبی و یا چهره ها و شخصیتهای سیاسی نمی گنجد. اما درمناظره های کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری دهم از سوی جریانها و کاندیداهای متحد ضد رئیس دولت نهم این مبانی زیرپا نهاده شد .‏
محکومیت رئیس دولت نهم به جهت طرح مسئله هلوکاست ونیزمحکومیت وی به خاطرحمایت ازمردم فلسطین ازجمله مواردی بودند که کاندیداهای متحد و رقیب دکتر احمدی نژاد برعلیه او در مناظره ها مطرح کردند.‏
صرف‌نظرازاینکه این افراد به اسم رقابت سیاسی با نهمین منتخب مردم ایران که هنوزدرکسوت ریاست جمهوری قرارداشت در نهایت بی شرمی و گستاخانه تاختند وبا نادیده گرفتن چهارسال خدمت صادقانه او شنیع ترین اتهامات را به وی وارد ساختند وصرف‌نظراز اینکه آنها با محکوم نمودن سیاستها وبرنامه های اجرایی دولت که منشعب از قانون اساسی وتائید مرحله به مرحله هربند آن توسط نمایندگان مردم و خبرگان نظام و نظارت دستگاههای ذیربط درقوای دیگربود درواقع نظام اسلامی ونمایندگان وخبرگان ملت را زیرسئوال برده ومحکوم نمودند و صرف‌نظر ازشکستن مرزهای اخلاق و عدالت وانصاف و وجدان برای رسیدن به کرسی قدرت و....محکوم نمودن رئیس دولت نهم به جرم حمایت از مردم فلسطین که در رده سیاستهای مبنایی نظام اسلامی می باشد جای شگفتی داشت!‏
دراصل 152قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به صراحت تاکید شده است که:‏
سیاست‏ خارجی‏ جمهوری‏ اسلامی‏ ایران‏ بر اساس‏ نفی‏ هر گونه‏ سلطه‏ جویی‏ و سلطه‏ پذیری‏، حفظ استقلال‏ همه‏ جانبه‏ و تمامیت‏ ارضی‏ کشور، دفاع‏ از حقوق‏ همه‏ مسلمانان‏ و عدم‏ تعهد در برابر قدرت‏ های‏ سلطه‏ گر و روابط صلح‏ آمیز متقابل‏ با دول‏ غیر محارب‏ استوار است.‏
درتداوم این مهم در اصل 154 قانون اساسی نیز تصریح شده است:‏
جمهوری‏ اسلامی‏ ایران‏ سعادت‏ انسان‏ در کل‏ جامعه‏ بشری‏ را آرمان‏ خود می‏ داند و استقلال‏ و آزادی‏ و حکومت‏ حق‏ و عدل‏ را حق‏ همه‏ مردم‏ جهان‏ می‏ شناسد. بنا بر این‏ در عین‏ خودداری‏ کامل‏ از هر گونه‏ دخالت‏ در امور داخلی‏ ملتهای‏ دیگر، از مبارزه‏ حق‏ طلبانه‏ مستضعفین‏ در برابر مستکبرین‏ در هر نقطه‏ از جهان‏ حمایت‏ می‏ کند.‏
مهمترین مصداق این اصل قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ؛ مردم مسلمان فلسطین می باشند که حمایت ازآنان نه تنها قانونا بلکه عرفا و شرعا نیز برعهده همه ملتهای جهان می باشد وتمامی کشورها ومجامع و دولتها و ملتهای مسلمان در هرکجای جهان خود را موظف و ملزم به حمایت آنان می دانند . به جز مسلمانان، بسیاری ازجوامع و ملل غیرمسلمان نیزطی60سال گذشته که سرزمین فلسطین به اشغال اسرائیل درآمده است -علی‌رغم بمباران تبلیغاتی وشبانه روزی امپرا توری رسانه ای صهیونیستهادرمظلوم نمایی خود - برعلیه اشغالگران موضع گرفته و با حمایت ازمردم مسلمان فلسطین با آنان همدردی نموده اند. دراین خصوص لازم به یادآوری است که دهه هفتاد میلادی در زمانی که حدود دودهه ازاشغال فلسطین می گذشت دهها گروه چریکی مسلحانه درکشورهای اروپایی شکل گرفتند که وجه مشترک همه آنها مخالفت با آمریکا و صهیونیسم ونیزحمایت از مردم مسلمان فلسطین بود. این گروههاطی یک دهه با آتشفشانی ازعملیات مسلحانه واقدامات تخریبی برعلیه منافع آمریکا و اسرائیل و دولتهای غربی حامی آنها خواب راحت را ازچشمان دولتهای غربی ربودندومانع ازگسترش فعالیت اشغالگری صهیونیستها شدند ولی سرانجام با خیانت بارزیکی از رهبران کشورهای عربی که با انگیزه حمایت ازاین گروهها با آنان ارتباط گرفته بودوهماهنگ بابرنامه ریزی سرویسهای امنیتی کشورهای غربی ؛ پایگاهها و مراکز آنان شناسایی شدو تا اوایل دهه هشتاد میلادی تشکیلات اکثرآنها ازبین رفت.‏
اما علی‌رغم این اقدامات، حمایت ازمردم فلسطین و مخالفت با آمریکا وصهیونیستها ونفوذ آنها و افسانه پردازی هایشان ومخالفت با دولتهای غربی حامی اسرائیل به عنوان یک اصل بدیهی و انکارناپذیردربسترافکارعمومی کشورها و مجامع غربی ازبین نرفت.‏
تنها طی دهه گذشته حداقل در سه کشوراروپایی سه انتخابات بزرگ وسراسری به دستوراتحادیه اروپا تحریم ودرنهایت باطل ویا به انحراف کشیده شد که عمده دلیل آن پیروزی رهبران احزاب ضدآمریکایی و ضد صهیونیستی بودند که با شعارها و اعلام مواضع ضداسرائیلی توانسته بودند اعتماد مردم خود را به دست آورند. یورگ هایدر، گرهاردشرودر و ژان ماری لوپن ازجمله این رهبران سیاسی بودند که درطی یک دهه گذشته در اتریش، آلمان و فرانسه با اعلام مواضع ضدصهیونیستی خود توانستند آرای عمومی را به سوی خود جلب نمایند اما در نهایت با دخالت اتحادیه اروپا و تحریمهای آنان ناگزیر ازتصحیح مواضع ویا کناره گیری شدند.‏
یورگ هایدر رهبر حزب راستگرای آزادی اتریش با اعلام صریح مواضع ضد صهیونیستی درسال 2000توانست برنده انتخابات این کشور شود .هایدر با ائتلاف با حزب راستگرای ملت اتریش دولت تشکیل داد. اما انتقادهاوتهدیدهای رهبران اتحادیه اروپا که تحت سلطه کامل صهیونیستها هستند باعث گردید تا آنان درمخالفت با آرای ضد صهیونیستی مردم اتریش دست به اقدامات عملی بزنند واین کشور را به مدت دو سال تحریم اقتصادی کنند .‏
تحریم اتحادیه اروپا و انتقاد رهبران وگروه های سیاسی وابسته تا سال 2002 برای از پا درآوردن دولت ائتلافی هایدرادامه یافت ودرنهایت با برگزاری انتخابات زودهنگام حزب آزادی متحمل خسارت های سنگین گردید و ائتلافش با جریان ائتلاف برای آینده اتریش شکسته شد.‏
هایدرطی چندسال پس از این شکست تلاش گسترده ای برای بازگشت مجدد به عرصه تصمیم گیری کشورش به انجام رساند تا اینکه موفق گردید با ائتلاف مجدد باحزب دست راستی " اتحاد برای آینده اتریش" وحضور موثر در انتخابات پارلمانی این کشور به موفقیت دست یافته و شمار قابل توجهی از کرسی های پارلمان اتریش را از آن خود کند ؛ اما انتقادهای شدید هایدر از اسرائیل، نفی هلوکاست ومخالفت بانفوذ گسترده یهودیان در جامعه اروپا وهراس مجدد لابی های صهیونیسم دراروپا از قدرت گرفتن مجدد وی باعث گردید تنها یک‌ماه پس از‏ پیروزی جدید او دراتریش وی را ازبین ببرند. دوسال قبل در مهرماه سال 87 یورگ هایدردرحالی که عازم منزل مادرپیرش ودیداروی بود در حادثه رانندگی مشکوکی کشته شد!‏
گرهارد شرودر رهبرحزب سوسیال دموکرات آلمان نیزکه از چهره های مخالف آمریکا وصهیونیسم بود در انتخابات سراسری سال 1998 با شعارهای ضدآمریکایی و ضد صهیونیستی موفق به کسب اعتماد مردم آلمان شد و کرسی صدراعظمی آلمان را ازآن خود کرد؛ اما مخالفت سران اتحادیه اروپا با مواضع سیاسی وی باعث گردید تا چند ماه پس از پیروزی او آلمان را تحریم کرده وروابط دیپلماتیک با آلمان را به حالت تعلیق درآوردند تا اینکه وی در تریبونی رسمی به عذرخواهی از مواضع خود پرداخت . سران صهیونیست پروراتحادیه اروپا با وی آشتی کردند اما مردم در اقصی نقاط آلمان علیه وی تظاهرات برپا کردند که چرا به ما دروغ گفتی؟!!‏
فضای غالب در افکار عمومی بین المللی چه مسلمان و چه غیرمسلمان برعلیه آمریکا و صهیونیستهاست .چرا که پذیرش فرهنگ تجاوز و اشغالگری برخلاف عرف و فرهنگ ذاتی ملتهای جهان است - زیرا پذیرش آن به معنای آن است که بپذیرند هرکس زور و قدرت داشت می تواند دیگران را از خانه خودشان بیرون کند و برجای آنان بنشیند و این امری است که به جز رژیم آمریکا که خودبا اشغال سرزمین بومی های سرخپوست شکل گرفته است هیچ ملتی نمی تواند چنین ساختاری را تحمل کند.‏
ژان ماری لوپن سیاستمدار ملی‌گرای فرانسوی و بنیانگذار و رهبر جبهه ملی فرانسه نیز سرنوشتی مشابه هایدر وشرودر داشت. او پنج بار در انتخابات ریاست جمهوری فرانسه شرکت کرد ودر سال 2002، حتی درمرحله نخست انتخابات نفردوم شد و از لیونل ژوسپن نامزد اصلی جناح چپ پیشی گرفته بود.عمده مواضع لوپن مخالفت با صهیونیستها ودرخواست لغو قانون موسوم به قانون گسو (در باب محکومیت هر گونه اظهارات ضد یهودی) وتردید پیرامون افسانه هلوکاست بود. قانون گسو در ژوییه سال 1990 درفرانسه وضع گردید وبراساس آن هر گونه اظهارنظرواعلام مواضع انکارگرایانه هلوکاست در ملاء عام جرم تلقی می شود .براساس این قانون تاکنون شما ر زیادی از افراد به استناد مواد آن محکوم شده اند.‏
مشابه این قانون در برخی دیگر از کشورهای اروپایی مانند آلمان، بلژیک، کانادا و سوئیس نیز وجود دارد که عده ای از اندیشمندان ومتفکران غربی براساس این قوانین ضد انسانی در محاکم قضائی این کشورها محکوم شده اند. دامنه مواضع ملی گرایانه لوپن ازبازگشت به فرهنگ ملی و سنتی فرانسه و عدم همراهی با سیاستهای آمریکا تا مخالفت با جنگ خاورمیانه و...گسترده است. مردم فرانسه با این مواضع که در برگیرنده منافع ملی آنهاست به لوپن رای دادند و وی را تا پشت در کاخ الیزه رساندند اما نفوذ لابی صهیونیسم در اروپا مانع از راهیابی او به الیزه گردید و...‏ اینها تصاویری کوتاه ازوضعیت سیاسی جامعه جهانی بود.تصاویری خارج ازلایه های تبلیغات رسانه ای صهیونیستی . این نمایی بود از وضعیت نگاه جهانی به مسئله فلسطین و اشغالگران صهیونیست وافسانه سازی هایشان و قدرتهای پشتیبان آنها. دراین نمایه هیچ ملتی حتی غیرمسلمان حامی صهیونیست نیست واکثر سیاستمداران آنها نیز یا مخالف آمریکا و صهیونیسم هستند ویا درشرایط سخت راهیابی به کرسی های اقتدار جهت کسب آرای ملی خود با انتقاد ازاسرائیل و آمریکا نایل به کسب اعتماد ملت خویش می شوند.‏
بنابراین مخالفت با اسرائیل و سیاستهای سلطه طلبانه آمریکا امری بدیهی درسازوکارهای مسائل سیاسی کلان بین المللی است مضاف براینکه ما به عنوان ملتی مسلمان همانند دیگر مسلمانان جهان شرعا مکلف به حمایت از مردم مسلمان فلسطین و مخالفت با سلطه اشغالگران صهیونیست می باشیم وقانونا نیز براساس نص صریح قانون اساسی ملزم به این حمایت هستیم.‏
در قضیه حمایت از مردم فلسطین ومخالفت با افسانه پردازی های صهیونیستها دکتر احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور ومجری قانون اساسی صرفا به تکلیف شرعی وقانونی خود عمل نموده بود . اما کودتا گران انقلاب رنگی برای جلب حمایت بیگانگان و بخصوص آمریکا و اسرائیل و روسای چند دولت غربی تمام هم خود را پیرامون محکوم نمودن مواضع وی بویژه در خصوص طرح تشکیک در افسانه جعلی هلوکاست متمرکز کرده بودند.‏
بازتاب این مواضع غیر قانونی و غیر شرعی آنان که درست در جهتی مغایر با مواضع دینی ومنافع ملی ماست بلافاصله درتظاهرات و اغتشاشات خیابانی عده ای فریب خورده با شعار "نه غزه - نه لبنان - جانم فدای ایران" شکل گرفت.‏
اما نکته جالب اینجاست که:‏
درست درهمان ایامی که رقبای متحد انتخاباتی دکتر احمدی نژاد در تریبونهای تبلیغاتی ودر رسانه های ارتباط جمعی به محکوم کردن وی به اتهام طرح تشکیک درمسئله هلوکاست مشغول بودند واین سیاست برجسته رئیس جمهور را در نفی این افسانه پردازی "که در کاهش فشارصهیونیسم ازجهان اسلام وجمهوری اسلامی تاثیر بسزایی داشته است "محکوم می کردند ؛ هلند که از مهمترین مراکز صهیونیستی اروپاست ؛ تحت فشار افکارعمومی مردم واحزاب سیاسی این کشور ؛ پس از قریب به 70 سال ممنوعیت طرح تحقیق درباره هلوکاست ، این مسئله را لغوکرد. درنهم خرداد ماه سال 88 ( مارک روته ) رئیس حزب ملت و آزادی دموکراتیک هلند پیش نویس طرح لغو ممنوعیت تحقیق درباره هلو کاست رابه پارلمان این کشور ارائه نمود .‏
بر اساس این طرح به افراد اجازه داده می شود که افسانه ساختگی هلوکاست را که با هدف مظلوم نمایی رژیم صهیونیستی ایجاد شده است؛ بدون اینکه جرم شناخته شود تحقیق و مورد بررسی قرار دهند.‏روزنامه صهیونیست هاآرتص با اعلام این خبر نوشت که پیشنهاد این قانون به پارلمان هلند با اعتراض جهانی صهیونیست ها مواجه شده است.‏
‏ برخی دیگرازخط قرمزهای منافع ملی که توسط کاندیداهای متحد و مخالف دکتر احمدی نژاد شکسته شد مسئله محکوم نمودن ارتباطات دیپلماتیک وهمپیمانان سیاسی و اقتصادی و نظامی جمهوری اسلامی ایران بود.‏
هرکشوری دارای کشورهای دوست و همپیمان ویا کشورها ومجامع و سازمانهای دشمن و مخالف می باشد. جمهوری اسلامی ایران بسیاری از کشورهای دوست خود را در دوران جنگ تحمیلی پیدا کرد وبسیاری از کشورها و مجامعی که امروزه تحت عنوان دشمن می شناسیم نیز حاصل تجربیات ودرک ما ازعدم همزیستی مسالمت آمیزبرخی کشورها و جوامع دردوران پرفراز و نشیب جنگ تحمیلی می باشد.‏
بدیهی است اصول ابتدایی عرف دیپلماتیک به هر جامعه عاقلی می آموزد که دوستان دوران سخت را برای خود حفظ نماید وبا دشمنان اگر نه به خصومت بلکه با احتیاط رفتارکند. به جز این امر بدیهی دراصول دیپلماسی ؛ فهم سیاست وژرف بینی سیاسی اقتضا می کند یک کشور همپیمانانی را براساس منافع مشترک ویا دشمنان مشترک برای خود بیابد.‏دراین راستا گفتنی است بسیاری از کشورها به جای کشاندن دشمن تا پشت مرزهای خود با حمایت از کشورها و مجامع و گروهها وسازمانهایی که با دشمن آنها دشمنی ویا چالش سیاسی دارند وازجهات گوناگون در خط مقدم رویارویی با دشمن آنها می باشند ؛ بامرزبندی های سیاسی مرزهای جغرافیایی خود را تحت اقدامات دیپلماتیک دورتر ببرند و دشمن را در محدوده سیاسی خود درگیر سازند . بدون استثنا همه کشورها دارای چنین سازوکاری در معادلات دیپلماتیک خود هستند وآشکارا با حمایتهای سیاسی و اقتصادی و حتی نظامی خویش از کشورها و جوامع همپیمان ؛ کشور و جامعه خود را از تعرضات و تهدیدات مستقیم و غیرمستقیم صیانت می کنند.‏درانتخابات ریاست جمهوری دهم کاندیداهای متحد و مخالف دکتر احمدی نژاد همه این مرزها را شکستند وبا محکوم نمودن ارتباطات دیپلماتیک جمهوری اسلامی با همپیمانان سیاسی و اقتصادی خود ونیز ارائه آمار و ارقام دروغ از کمکهای اقتصادی ایران به این کشورها وجوامع ؛ همان حرف دشمنان ایران را تکرار کردند.‏
دراین دوره از انتخابات، کاندیداهای رقیب بیش از هرچیز سخنگوی قدرتهای بیگانه بودند تا رجل سیاسی جمهوری اسلامی ایران .‏
چرا که کاملا واضح بود این افراد نه درمخالفت با دکتر احمدی نژاد بلکه در معاندت با نظام اسلامی ومنافع ملی وسازه ها و معادلاتی که طی سی سال ایران را به کشوری مطرح درعرصه جهان رسانده بود حرکت می کردند. ‏
خوشبینانه ترین نگاه به این فرایند شوم بی‌سوادی وعدم درک مصالح ومنافع ملی این افراد و درنگاهی منطقی ، هماهنگی و اتحاد واشتراک مواضع آنان با دشمنان انقلاب و نظام اسلامی و وابسته بودنشان به محافل بیگانه می باشد.‏

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات