تاریخ انتشار : ۰۹ بهمن ۱۳۸۹ - ۱۳:۲۱  ، 
کد خبر : ۲۰۲۲۵۴

از فرهنگ بصیرت تا بصیرت فرهنگی


 حاجی حسن‌پور
بصیرت یکی از مباحث مهمی است که طی سال های اخیر از سوی مقام معظم رهبری به طور جد مطرح شده است. بصیرت ریشه در آموزه های دینی دارد در حقیقت به معنای بینش فکری و عقلانی (عمیق) است. به این معنا که تمام افراد جامعه می باید نسبت به مسائل مختلفی که پیرامون آنان در جریان است بینشی دقیق و عالمانه داشته باشند تا به درستی و به موقع بتوانند تصمیم گرفته و در برابر آن از خود عکس العمل نشان دهند.
از نگاه اسلام (به عنوان دینی که براساس بصیرت است) جامعه اسلامی به ویژه رهبران آن می بایست از بینش و روشن بینی برخوردار باشند تا این که دشمنان نتوانند با ترفندها و حیله های شیطانی خود، جامعه را به مسیر و جهات نامطلوب هدایت کنند. از یک طرف ما در آیات قرآنی شاهدیم که خداوند مردم را مخاطب و بخاطر عدم بصیرت، آنان را مورد عتاب قرار داده و می فرماید: «أفلاتبصرون» (ای مردم) چرا (بر حقایق) چشم بصیرت نمی گشایید؟. از طرفی دیگر در احادیث ما از عنصر بصیرت به عنوان روح زندگی یاد شده است «قال الصادق(ع): فان نور البصیره روح الحیاه »(1) به این که اگر این عنصر وجود داشته باشد زندگی حقیقی نیز تحقق خواهد یافت و در صورت نبود آن، تنها صورتکی از زندگی باقی خواهد ماند.
هر چند موضوع بصیرت در تمام عرصه های سیاسی، اقتصادی، نظامی و... و نیز در تمام اعصار ضرورت دارد (به طوری که نمی توان بدون و بدور از آن، امور را سامان بخشید) ولی ناگفته پیدا است که این مهم، در مقوله فرهنگ، از اهمیت فوق العاده ای برخوردار می باشد به ویژه در دنیای امروز که بسیاری از فتنه ها از این جهت، جوامع را تهدید و در تلاش برای تخریب آنان می باشند. لذا می باید بصیرت در حوزه مسائل فرهنگی به یک فرهنگ بدل گشته تا جامعه از بسیاری از معضلات و آسیب های این حوزه در امان بماند. ما در این مجال اندک در پی آن هستیم تا به موضوع بصیرت در حوزه فرهنگ بپردازیم و برخی از بی بصیرتی ها و یا کم بصیرتی های برخی از نهادها، دستگاه ها و نیروهای فعال فرهنگی و مسئول در این مقوله را متذکر شویم تا شاید مطلعی تازه برای دست یابی به بصیرت فرهنگی باشد.
کارکردهای بصیرت:
اگر بخواهیم کارکردهای بصیرت را به صورت عینی و ملموس مورد بررسی قرار دهیم می باید به ذکر نمونه های تاریخی آن بپردازیم چرا که این موارد خواهند توانست به عنوان شواهد محکمی در ضرورت و آثار بصیرت باشند که در بعد منفی آن موجب عبرت و در بعد مثبت آن، باعث رشد جامعه خواهد شد.
بدون تردید «عمار» را می توان مصداق بارزی از انسان با بصیرت دانست. عمار به عنوان یک صحابی و همدم حضرت علی(ع)، همواره در مسائل مختلف از جمله مسائل فرهنگی و اعتقادی کمک کار آن حضرت بوده است. حضرت امیر(ع) در یکی از نبردها در شان و جایگاه بلند ایشان چنین فرموده اند «لایحمل هذا العلم الا اهل البصر و الصبر و العلم»(3) این پرچم (جنگ با اهل قبله) را جز افراد بصیر و صابر و عالم به حقایق امور، شخص دیگری نمی تواند حمل کند.
عمار که به درستی و به هنگام، شرایط را تشخیص داده و به اقتضای آن تصمیم و عمل می نمود الگوی خوبی برای فعالان عرصه فرهنگ می باشد تا این که اینان نیز در دنیای امروز که اوضاع فرهنگی دنیای ما فتنه گون گشته است به درستی تصمیم سازی، تصمیم گیری و عمل نمایند و در این شرایط، به تعبیر حضرت امیر(ع) همچون بچه شتری باشند که نه پشتی برای سواری به دیگران داشته و نه شیری برای دوشیدن دارد. «کن فی الفتنه کابن اللبون لاظهر فیرکب ولا ضرع فیحلب»(4) به عبارت دیگر ما باید آن گونه باشیم که دشمنان در ما طمع نکرده و از برخی فرصت ها استفاده سوء نکنند و شرایط را به نفع خویش رقم نزنند. به تعبیر سوم باید گفت جامعه اسلامی آن قدر می بایست بر زمان و مسائل پیرامون خویش آگاه باشد تا این که به باتلاق لوابس و امور مشتبه گرفتار نیاید. «العالم بزمانه لاتهجم علیه اللوابس»(5) بنابراین برای این که دشمنان نتوانند از برخی فرصت های پیش آمده سوء استفاده کرده و فرهنگ ما را به یغما ببرند می باید همواره به هوش بوده تا از گرفتاری به واگرایی فرهنگی در امان باشیم.
اما از آن طرف می توان از ابوموسی اشعری به عنوان نمونه بارزی از انسان بی بصیرت یاد نمود که به خاطر فریب خوردن از برخی افراد معلوم الحالی که حکمیت صفین را پی ریزی و اسباب نیرنگ را فراهم آوردند، به اسلام خیانتی غیرقابل جبران روا داشته است که تاریخ نمونه آن را به خود ندیده و نخواهد دید.
اوضاع مراکز فرهنگی:
حال و پس از بیان مسائل مقدماتی ضروری، می باید به اوضاع حاکم بر مراکز فرهنگی پرداخته و به طور عینی موضوع بصیرت فرهنگی را مورد بررسی و واکاوی قرار دهیم. به طور کلی و براساس اصل انصاف باید اعتراف کرد که عموما دستگاه های فرهنگی کشور، در طول بیش از 03 سال پس از انقلاب همواره در خط اسلام و انقلاب گام برداشته و در این راه تلاش های وافری نیز داشته اند که طبعا جای تشکر و قدردانی دارد. اما تنها چیزی که در این میان مهم به نظر می رسد آن است که ما همواره نمی باید خود را با دیگران مقایسه کرده و مورد سنجه قرار دهیم. مثلا بگوییم ما نسبت به دیگر کشورهای اسلامی از فرهنگ سالم تری برخورداریم. یا این که رسانه های جمعی ما با توجه به اوضاع حاکم بر رسانه های دنیا، از وضعیت مناسبی برخوردارند و... هر چند این سخنان ممکن است درست باشد ولی این امر نه تنها موجب ارتقای فرهنگی جامعه ما را و به تعبیری باعث بهداشت فرهنگی در میان آحاد مردم نخواهد شد بلکه موجبات تنزل فرهنگی را نیز فراهم خواهد آورد. ما به عنوان کسانی که داعیه برتری فرهنگی را در دنیا داریم می باید خود را با وضع مطلوب مقایسه کنیم به این که ببینیم اسلام از ما در عرصه فرهنگ چه چیزی را مطالبه کرده است و به عبارتی، فرهنگ جامعه ما از نظرگاه اندیشه دینی در چه نقطه ای باید قرار گیرد؟ تا این که از این رهگذر ضمن حفظ سلامت فرهنگی؛ گسترش آن را نیز روزافزون نماییم.
ما بحمدالله در کشور از مراکز و نهادهای فرهنگی بسیاری از جمله صدا و سیما، سینما، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و... بهره مندیم که طبعا تمام اینها در حوزه فرهنگ ما ضروری بوده و خدمات فراوانی را می توانند در این مقوله ارائه نمایند.
آنچه امروزه متاسفانه در برخی از این مراکز به طور چشم گیری مشهود و ملموس است این که برخی عناصر بر اساس بنیان های فکری انحرافی همچون سکولاریسم، فیمینیسم و... در پی طرح مسائل فرهنگی بوده و تمام این مسائل را از این دیدگاهها مورد تحلیل و بررسی قرار می دهند که در مواردی، صریحا و در مواردی هم به طور ضمنی در مقابل آموزه های دینی عمل می نمایند که خطری جدی فرا راه فرهنگ ما است.
هر چند برخی عملکردهای مثبت و مقبول در فضای فرهنگی سینمای ما صورت گرفته و همچنان سینمای ما نسبت به دیگر سینماهای دنیا از پاکی برخوردار است ولی ما نباید خود را با دیگران بسنجیم و خود را از یاد ببریم بلکه باید سینمای خود را با سینمای مطلوب و ارزشی بسنجیم. باید خود بپرسیم سینمایی که موردنظر و خواست یک نظام اسلامی برآمده از فرهنگ ناب شیعی است آیا همینی است که فعلا در کشور ما است یا خیر؟ چرا در سینمای ما باید مسائل اصیل فرهنگی جامعه هدف تمسخر قرارگیرد و نمادهای دینی ما بازیچه افراد فرومایه ای شود. افرادی که به دنبال تجارت و فراچنگ آوری سودهای کلان اند و درتلاش اند تا این فرهنگ را به ثمن بخس در بازارهای دگراندیشی بفروشند و مردم را از درون تهی کنند و آنچه نباید برپرده سینما عرضه شود؟ چرا سینمایی که امام راحل(ره) از آن بعنوان معلم، مدرسه و راهی برای تربیت جوان ها یاد می کنند! (6) گرفتار و دچار روزمرگی شده و در آن رنگ و بوی مسائل کمتر ارزشی به چشم می خورد و به بهانه های واهی درتلاش برای فاصله گیری از ارزش های جمعی و پذیرفته شده مردم ماست؟
در اینجا است که به برخی کم کاری ها و ندانم کاری ها و نیز تعمداتی که دراین حوزه از سوی برخی عوامل از درون تهی رخ می نماید اعتراف خواهیم کرد. ما انقلاب کردیم که عده ای بر فرهنگ ما تاخته و آن را به حراج بگذارند یا این که تمام حراجی ها را باید بست و به حقیقت پیوست و درپی تحقق آن در این سینما بود؟ چرا برخی افراد معلوم الحال باید در سینما کاری کنند که عده ای از آن دوری کنند و به خاطر جریان برخی مسائل، آن را فضایی ضدارزشی بدانند تا این که مرتبا اهالی سینما از بسته شدن در سینماها در فغان و گلایه باشند؟ ما اگر بخواهیم از یک سینمای پویا و روبه رشد و قدرتمند برخوردار گردیم می باید در گام اول خود را (همانند دیگر سینماهای دنیا) همگام و درخدمت فرهنگ جامعه تعریف و در مرحله بعد به خلق آثاری همت کنیم که مردم آن را مطلوب دانسته و می پسندند. طبعا وقتی این چنین شد مسائل مادی این مرکز مهم فرهنگی نیز تامین می گردد.
بحمدالله ایده تازه ای که در سالهای اخیر، بیشتر درحال طرح بوده و نویدبخش می باشد موضوع سینمای معناگرا است. این سینما به هر معنایی که باشد باز درتلاش برای همراهی با مسائل معنوی است و رویکردی انسانی به مسائل فرهنگی دارد. سینمایی که در تلاش برای تصویر آموزه های الهی و کرامت انسانی است. ولی سؤال این است که آیا این مهم خواهد توانست به درستی جای سینمای کنونی را بگیرد؟ اگر به خوبی و واقع بینانه به طرح آن پرداخته و نمونه های عینی آن به جامعه عرضه شود، تحقیقا این پدیده مبارک، خواهد توانست سینمای فعلی را از میان برداشته و دیگر اجازه ندهد تا برخی عناصر نامطلوب، به فرهنگ مردم هجمه کنند و هرآنچه می خواهند انجام و آن را به پای آزادی بیان، آزادی هنر و... بنویسند.
صداوسیما:
ما در صداو سیما به عنوان رسانه ملی شاهد برخی مسائل ضدفرهنگی هستیم که جای هیچ گونه توجیه و تاویل نیست. چرا ما هنوز در این رسانه شاهد برخی فیلم ها و سریال هایی هستیم که جز دهن کجی به فرهنگ مردم چیزی دیگر حاصل آن نیست؟ چرا ما به جای این که مردم را به درستی به پای این رسانه بیاوریم، درتلاش برای چشم پوشی از برخی هنجارها بوده و خواسته یا ناخواسته در پی هنجارشکنی درمیان مردم می باشیم؟ اگر نمی توانیم مردم را شاد کنیم، اگر نمی توانیم به طور صحیح مردم را با آموزه های دینی آشنا نماییم و... چرا وارد این گونه مسائل شده که سر از افراط و یا تفریط برآوریم؟
اینها تنها بخشی از سؤالاتی است که در ارتباط با این رسانه موثر مطرح است. البته ناگفته نماند همانگونه که پیشتر نیز اشاره شد؛ این رسانه در مجموع، همواره در خط انقلاب و فرهنگ دینی عمل کرده است ولی سخن در این است که شرایطی که در حال حاضر در آن قرار داریم، وضع مطلوب ما نیست و انتظار مردم از این رسانه، چیزی فراتر از آنچه که برخی مسئولان به آن می اندیشند، است. دیگر نمی توان به این بهانه که رسانه ملی، متعلق به عموم مردم است گفت که باید ذائقه تمام مخاطبین را تامین بشود چرا که این امر اولا امری دور از دسترس است و عملا امکان تحقق آن وجود نخواهد داشت و ثانیا براساس قانون اساسی می باید در رسانه ملی، وجوه مشترک و پذیرفته شده در قانون مورد لحاظ و توجه باشد نه این که برای جلب و جذب چند مخاطب، به هنجارهای یک فرهنگ توهین و مرتبا در حال واگرایی در این حوزه باشیم.
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی:
اما در حوزه چاپ و نشر کتاب، مجلات، روزنامه ها و... باید گفت در کمال ناباوری ما امروز شاهدیم که چه چیزهایی که به بهانه آزادی بیان و اندیشه و... به خورد جامعه داده نمی شود و چه تهدیدهای فرهنگی ای که مردم ما را هدف قرار نداده است. چرا در وزارت ارشاد ما که به تعبیر امام راحل(ره) می باید مردم را ارشاد، اسلام را تبلیغ و به مسائلی که اسلام را ترویج می کند عمل شود.(7) قضیه در مواردی عکس شده و از پول بیت المال، علیه فرهنگ اسلامی هزینه می شود؟ چرا به کتابهایی که در قالب های مختلفی همچون عرفان های نوظهور و... نگاشته شده (که دقیقا خلاف آموزه های دینی) اجازه نشر داده می شود؟ چرا برخی به اصطلاح کتابهای علمی که در آن از علم خبری نیست و تنها تلاشی بیش برای ویران ساختن بنای باورهای الهی است، چاپ شده و در اختیار نسل جوان دانشگاهی ما قرار می گیرد؟ چرا به فیلم های معلوم الحالی که تنها هدف و غرض در آنها تجارت و تخریب فرهنگ این مرز و بوم است؛ مجوز نمایش داده می شود؟ و...
راستی چه کسی در این جا مسؤل است و تا به کی این روند رو به نزول می باید تداوم یابد؟ مگر ما داعیه جلوداری فرهنگ دینی را نداریم؟ مگر نمی بینیم که دشمن در اطراف ما همچون ماری خوش خط و خال حلقه زده و در پی نابودی ما است؟ مگر موضوع جنگ نرم چیست که در حوزه تئوری و نظری همگی از آن به بدی یاد کرده ولی در حوزه عمل، عرصه برای تاخت و تاز آن فراهم می شود؟
به نظر می رسد تمام آنچه از سینما، صدا و سیما و وزارت ارشاد بیان گردید اگر نگوییم معلول بی بصیرتی فرهنگی است لااقل باید گفت که این گونه مسائل زائیده کم بصیرتی فرهنگی است که طبعاً باید مسئولان امر در پی بصیرت افزایی خود و مجموعه های تحت فرمان و نفوذ خود برآیند و تا دیر نشده به جبران گذشته ها همت نمایند.
امام و وضع مطلوب:
حال ما در این مجال کوتاه، از منظر امام راحل(ره) چند نکته را جهت بهبود شرایط موجود، به این مراکز و نهادهای فرهنگی یادآوری می کنیم که امید است بدان توجه شده تا راهی تازه فراراه این مجموعه ها گشوده و نویدی برای فرهنگ این مرز و بوم باشد.
1: آموزندگی
سینما یک چیزی است که آموزنده است؛ اگربه دست انسان بیفتد؛ اگر به دست آدم صحیح بیفتد... یا رادیو و تلویزیون یک امری است که ... باید آموزنده باشد.(8)
2: تربیت گری
روزنامه و مجله باید مربی باشد برای آنهایی که روزنامه خوانند. سینما باید مربی باشد برای آنها]یی[ که در سینما وارد می شوند. تئاتر هم همین طور. و تلویزیون و رادیو هم از همه بالاتر. اینها باید یک دارالتبلیغی، یک دستگاه سازنده باشد که به وسیله اینها یک مملکت، افرادش یک افراد امین صالح، یک افراد ملی-اسلامی بشود.(9)
3: خدمت به کشور ومردم
الف: مطبوعات، سینما، تلویزیون، رادیو، مجله ها، همه اینها، برای خدمت به یک کشور است.(01)
ب: سینما یکی از مظاهر تمدن است که باید در خدمت این مردم ... باشد.(11)
4: سلامت در مدیریت
رادیو و تلویزیون یک دستگاه آموزشی است، سینما یک دستگاه آموزشی است. باید دستگاهها را به طور مسالمت، به طور صحیح، به طور سلیم اداره کرد. (21)
5: جلوگیری از نفوذ فساد
ممکن است که کسی در سینما نمایش هایی که می دهد نمایش های اخلاقی باشد، نمایش های آموزنده باشد، که این را هیچ کس منع نکرده؛ و اما سینمایی که برای فساد اخلاق جوان های ماست. اگر چند وقت یک جوان برود در آنجا فاسد بیرون می آید، دیگر به درد نمی خورد... و اینها (دشمنان) می خواهند همین بشود. یعنی تمام برنامه هایی که اینها درست کرده اند، برنامه های فرهنگی، برنامه های هنری، هرچه درست کرده اند استعماری است. می خواهند اینها جوانهای ما را یک جوانهایی بار بیاورند که به درد آنها بخورند، نه به درد مملکت خودشان. (31)
6: مفید بودن
ما با اصل سینما اگر چیزهایی را که انجام می دهد، کارهایی را که انجام می دهد کارهایی باشد که برای ملت مفید است... رشد می دهد؛ مخالف نیستیم. (41)

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات