تاریخ انتشار : ۱۶ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۶:۵۷  ، 
کد خبر : ۲۰۲۲۶۴

سعید حجاریان و دوستان منافقش (بخش ششم)


سیروس محمودیان
کاملا روشن است که سعید حجاریان از همان ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی علاقه ویژه و زایدالوصفی برای مشارکت موثر در ساختار قدرت و حضور جدی در مراکز اطلاعاتی– امنیتی وقت کشور داشته است که این موضوع فارغ از داشتن یا نداشتن ارتباط تشکیلاتی حجاریان با منافقین، مارکسیست‌ها، حجتیه‌ای‌ها یا ملی– مذهبی‌های نهضتی‌چی وابسته به آمریکا، یکی از ویژگی‌های بارز و مشترک همه منافقین نفوذی شاغل در دفتر نخست‌وزیری وقت بوده است. به هر صورت در فضای بحران‌زده، متلاطم و انقلاب‌زده 1358 حجاریان تدریجا خود را با حمایت‌های اختصاصی تیم نهضت آزادی تشکیل‌دهنده بدنه تصمیم‌ساز دولت موقت و شخص بازرگان در پست کلیدی گزینش نیروهای تازه وارد جا می‌دهد طوری که در نهایت حجاریان داوطلبانه و شادمان مسؤولیت پست حساس«گزینش دفتر نخست‌وزیری» را بر دوش می‌گیرد. سعید حجاریان در اعترافی جالب، بریده و گذرا اقرار می‌کند: «من آن موقع برای بعضی از پست‌ها در نخست‌وزیری کار گزینش هم می‌کردم یعنی مسؤولیت گزینشی بعضی از کادرها را داشتم». اما او هرگز از اشخاصی مانند سعید امامی که توسط وی گزینش شده بودند هیچ اسمی به میان نمی‌آورد؛ سعید امامی معروف به سعید اسلامی که مدت 7 سال معاون وزارت اطلاعات بود. کسی بود که طی سخنانی که در دانشگاه بوعلی همدان در سال ۱۳۷۵ ایراد کرد، کشتار 6 میلیون یهودی در هولوکاست را غیرواقعی و دروغ خواند. به روایتی او در جریان قتل‌های زنجیره‌ای دستگیر و هنگام استحمام، با خوردن داروی نظافت در بازداشتگاه اوین در حالی خودکشی کرد که این خودکشی بشدت مشکوک به نظر می‌رسید.
روزنامه‌ همشهری در همان ایام، خودکشی مشکوک سعید امامی را طی خبری معنادار نوشت: «روز پنجشنبه ۲۷ خرداد، پزشکان بیمارستان لقمان تهران حال امامی را خوب توصیف کرده و برای او اجازه مرخصی صادر کرده بودند اما در حالی که برای اطمینان خواسته بودند که او 2 ساعت دیگر هم در بیمارستان بماند، بر اثر ایست قلبی و در فاصله همان 2 ساعت سعید امامی از دنیا رفته بود.» به هر حال در چنین فضایی بود که کورش فولادی، نماینده سابق مردم خرم‌آباد در مجلس شورای اسلامی گفت: «بسیاری از مردم می‌گویند او را کشته‌اند، نمی‌گویند خودکشی کرده ‌است.» و بعد‌ها انتشار فیلم رفتار غیرانسانی حین بازجویی‌های انجام شده از خانم فهیمه دری‌نوگورانی، همسر سعید امامی توسط عوامل خودسر وابسته به جریان دوم خردادی و ظاهرا منسوب به سعید حجاریان موجی از اعتراض را درون جامعه برانگیخت، اگرچه اصل ماجرا هرگز به شکلی قضایی و حقوقی پیگیری یا حداقل اطلاع‌رسانی جامع و شفاف نشد. به هر حال بازخوانی اسناد آن دوران و افشای اسامی گزینش شده‌های حجاریان شاید برخی از زوایای پنهان خط نفوذی نفاق را آشکار کند چرا که هرگز نمی‌توان فراموش کرد افراد جاسوس‌پیشه‌ای همانند کشمیری، محمدی، سازگارا، گنجی و... با حجاریان رفاقت دامنه‌دار و مساله‌آفرین داشتند. عمادالدین باقی در کتاب «برای تاریخ» در تعریف و تمجید از سعید حجاریان سنگ‌تمام می‌گذارد: «بچه‌های نازی‌آباد و علی‌آباد در جنوب شهر تهران به نیکی به یاد دارند که سعید از آغاز مسلمانی روشن‌ضمیر و اندیشه‌ورزی باایمان بود و تاکنون نیز از گذشته خویش شرمنده نبوده است... سعید که بحق می‌توان او را بنیانگذار صالح وزارت اطلاعات نامید در مجلس شورای اسلامی از تشکیل یک نهاد دموکراتیک اطلاعاتی و امنیتی سخن می‌گفت».
به هر حال این تعریف و تمجید عمادالدین باقی از وزارت اطلاعات و موسس آن، گویای واقعیات تلخ و غم‌انگیز جریان نفوذی در بدنه انقلاب اسلامی است که خوشبختانه اتفاقات کوی دانشگاه، قتل‌های زنجیره‌ای و فتنه 88 بخشی از آنها را افشای تاریخی کرد و تشت رسوایی‌شان را از بام بلند انقلاب اسلامی فروافکند. در حقیقت سال‌های نخست پیروزی انقلاب اسلامی مملو از حوادث عبرت‌آموزی است که هرکدام بنا به عللی در حالت نیمه‌گشوده در بایگانی تاریخ انقلاب اسلامی خاک غفلت می‌خورند. رسیدگی به موضوع اتهام افرادی از قبیل آقایان بهزاد نبوی، سعید حجاریان، خسرو قنبری‌تهرانی، خسرو تهرانی، تقی محمدی، محمدکاظم پیرورضوی، موسوی‌خوئینی‌ها و... به جرم مشارکت در حادثه بمبگذاری 8 شهریور 1360 در دفتر نخست‌وزیری و به شهادت رساندن شهیدان رجایی، باهنر و دفتریان و سوختگی شدید و منجر به شهادت 6روز بعد هوشنگ وحیددستجردی توسط بمبگذار منافق مسعود کشمیری یا ممانعت از رسیدگی جامع به اتهامات دیگر متهمان از این دست پرونده‌های نیمه‌گشوده کشور است. شاید رمز نیمه‌گشوده بودن پرونده انفجار 8 شهریور دفتر نخست‌وزیری در این نهفته باشد که اغلب کسانی که به نوعی در پیگیری انفجار 8 شهریور نقش مستقیم داشته و به سرنخ‌هایی هم در پرونده رسیده بودند قبل از حصول نتیجه به شهادت رسیده یا با لطایف‌الحیل از کار رسیدگی به پرونده برکنار شده‌اند که در این باره می‌توان به شهیدان ربانی‌املشی، قدوسی، لاجوردی و مرحوم زواره‌ای اشاره کرد. امید است در طلیعه دهه چهارم انقلاب اسلامی همزمان با رسیدگی به جرائم سران فتنه سبز موضوع راهبردی رسیدگی به پرونده قضایی انفجار دفتر نخست‌وزیری به‌طور جدی در دستورکار مسؤولان قضایی کشور قرار گیرد تا ضمن افشای خط نفاق از استمرار روند منافقانه کنونی پیشگیری انقلابی کرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات