علی تتماج
به رغم آنکه دولتمردان عراق بر اتحاد با کشورهای همسایه تاکید دارند، اشغالگران عراق با دامن زدن به اختلافات این کشور با ترکیه برای بحرانآفرینی در منطقه تلاش میکنند.
ترکیه و عراق به دلیل اشتراکات دینی و تاریخی و برخی اختلافات سیاسی و مرزی روابط پرفراز و نشیبی را تجربه نمودهاند. در این میان حضور نیروهای پکک در نقاط مرزی دو کشور، اختلافات موجود در تقسیم نقاط مرزی و در نهایت روابط آنها در بخش صادرات نفت به ترکیه، از موانع و مشکلات موجود در مناسبات دو کشور بوده و هست. با تمام این تفاسیر آنها تلاش نمودهاند تا به عنوان دو همسایه اسلامی با تکیه بر ظرفیتهای فرهنگی و اقتصادی مانع از گسترش اختلافات موجود گردند. پس از حضور اشغالگران در عراق، به رغم تلاشهای صورت گرفته، روابط میان دو کشور با چالشهای بسیاری مواجه گردید.
تشکیل دولت خودمختار در مناطق کردنشین، دگرگونی در وضعیت انتقال نفت به ترکیه، حضور فعال نیروهای پکک در مرزهای عراق، تاکید اشغالگران بر استقلال سیاسی و اقتصادی مناطق کردنشین که بحران تجزیهطلبی در سایر کشورهای منطقه از جمله ترکیه را افزایش داد، از جمله موارد اختلاف میان بغداد ـ آنکارا میباشد. نکته قابل تامل در روابط دو کشور اختلافات و تنشهای ایجاد شده درمناسبات آنکارا با دولت خودمختار کردستان عراق است که آنها را به رویارویی نظامی نزدیک ساخته است. در این راستا از یک سو مقامات آنکارا، دولت بارزانی را به حمایت از نیروهای پکک و بحرانآفرینی امنیتی برای ترکیه متهم مینماید از سوی دیگر بارزانی نیز این مواضع را دخالت در امور داخلی عراق و نتیجه ضعف آنکارا برای مقابله با مخالفان میداند. در نهایت کنشها و واکنشهای طرفین سبب شد تا مقامات نظامی طرفین به صفآرایی در نقاط مرزی تاکید نمایند. با توجه به تحولات عراق و نقش بازیگران خارجی در آن، تشدید تنشها در روابط دو کشور در مقطع کنونی از چند منظر قابل تامل میباشد.
1 ـ در طول چهار سال اشغال عراق، سیاستها و اقدامات نیروهای خارجی و دولت عراق معطوف به برقراری امنیت در عرصه داخلی بوده است. این امر موجب شده تا آنها از نقاط مرزی غافل گردیده که نتیجه آن بروز مشکلات برای سایر همسایگان بوده است. فعالیتهای گروهک تروریستی منافقین در نقاط مرزی و انتقال سلاح برای بحرانآفرینی امنیتی در ایران و عملکردهای معارضین پکک در مرزهای شمالی علیه دولت آنکارا از پیامدهای این امر میباشد. بر این اساس تنشهای موجود در روابط ترکیه و بغداد را میتوان از دیگر ابعاد ضعفهای اشغالگران برای اجرای طرحهای امنیتی در این کشور دانست که به فعالیت پکک منجر شده است.
در بعد دیگر این نکته قابل تامل است که در طی ماههای اخیر اشغالگران عراق با چالشهای بسیاری مواجه گردیدهاند. تشدید حملات ترویستی در سراسر عراق که با مدیریت دولت مالکی برای برقراری طرحهای امنیتی تا حدودی کاهش یافته است در حالی که طرحهای اشغالگران با شکست مواجه گردیده، تاکید محافل سیاسی جهان بویژه کنگره آمریکا بر خروج اشغالگران عراق، تلاش آمریکا برای تضعیف دولت مالکی و دگرگونیهای احتمالی در ساختار آن، از مشکلات اشغالگران میباشد. در چنین شریطی آنها برآنند تا به نحوی افکار عمومی جهان را از یک سو از بحرانهای داخلی عراق منحرف نمایند از سوی دیگر نشانههایی از ضعف و ناتوانی دولت بغداد به عنوان توجیهی برای ادامه اشغالگری و دگرگونی در ساختار دولت به نمایش گذارند. در این راستا بحرانهای ایجاد شده در روابط ترکیه و بخش کردنشین عراق، میتواند از عوامل تاثیرگذار بر این مهم باشد. البته تدابیر دولتمردان بغداد در فرونشاندن این بحران، مانع از اجرای طرح آمریکا گردیده است.
2 ـ نکته قابل تامل در بحران شمال عراق، روابط ترکیه و آمریکا و تاثیر آن بر این منازعات میباشد. رویکرد آنکارا به کشورهای اسلامی، حمایت آنها از توسعه روابط با ایران و حمایت از فعالیتهای هستهای آن، مخالفت با اقدامات رژیم صهیونیستی که با حمایت از حماس و حزبا... همراه بود، مخالفت با توسعه پایگاههای آمریکا در خاک این کشور، از عوامل بروز تنش در روابط ترکیه و آمریکا میباشد. (مقامات ترکیه صراحتا از دخالتهای آمریکا در امور کشورشان بویژه در قبال ایران انتقاد و خواستار پایان آن شدهاند). با توجه به اهمیت منطقهای ترکیه برای واشنگتن، دولتمردان کاخ سفید برآنند تا با تحریک و فعال ساختن پکک بار دیگر از آنها به عنوان ابزار فشاری در برابر آنکارا بهرهبرداری نمایند. بر این اساس بحران ایجاد شده میان ترکیه و بارزانی را میتوان در چارچوب سناریوی آمریکایی تحت فشار قرار دادن آنکارا مورد ارزیابی قرار داد.
3 ـ با عنایت به نفوذ صهیونیستها در عراق بویژه در منطقه خودمختار کردنشین در طول اشغال این کشور، نقش آنها در این بحرانآفرینی را نمیتوان نادیده گرفت. آنها با تحریک پکک و دامن زدن به اختلافات آنکارا ـ بغداد تلاش دارند تا اولا، افکار عمومی بویژه ملت عراق و کشورهای اسلامی را از اقدامات خود در عراق (بویژه کشتار فلسطینیان و خرید زمین) منحرف سازند. ثانیا با به چالش کشاندن ترکیه به نوعی به انتقام سایرین از گرایش آن به کشورهای اسلامی (بویژه ایران)، کاهش روابط اقتصادی و نظامی دوجانبه بپردازند.
بر اساس آنچه ذکر شد میتوان گفت که تنشهای ایجاد شده میان ترکیه و عراق، بیش از آنکه جنبه دوجانبه داشته باشد، تحرکی از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی برای بحرانآفرینی در منطقه است که در سایه آن برخی اهداف خود را محقق میسازند. با این وجود مواضع دولتمردان بغداد مبنی بر همکاری با تمام همسایگان برای برقراری امنیت و دوری از بحران منطقهای عاملی است که ضمن فرونشاندن آتش درگیریها، شکست اهداف پشت پرده اشغالگران و صهیونیستها را به همراه دارد.