علیاکبر اعتمادی
بیتردید اتحاد جهان اسلام از مهمترین آرمانها و اهدف ملتهای مسلمان است این در حالی است که همکاری اقتصادی میتواند یکی از مهمترین راهکارهای تحقق این مهم باشد.
جهان اسلام با دارا بودن بیش از 5/1 میلیارد نفر از جمعیت جهان، از جایگاهی مهم در عرصه سیاسی اقتصادی عرصه بینالملل برخوردار است. هر چند که این میزان جمعیت (با توجه به شرایط جغرافیایی و انسانی) میتواند تاثیرات مطلوبی بر جایگاه جهانی مسلمانان داشته باشد. اما عدم انسجام و اتحاد کامل میان آنها تاکنون مانع از تحقق این مهم گردیده است.
(نقش تفرقهافکنی غرب و صهیونیستها در این امر نکتهای غیرقابل انکار و قابل تامل میباشد). با توجه به شرایط کنونی جامعه جهانی بویژه تفرقهافکنیهای غرب و صهیونیستها برای به چالش کشاندن جهان اسلام، اتحاد و همبستگی میان مسلمانان و دولتهای اسلامی امری الزامآور میباشد. در این چارچوب عوامل اقتصادی بویژه در بخش همکاریهای مشترک در صنایع مادر میتوانند نقشی اساسی ایفا نمایند. این اقدامات که کشورهای اسلامی را به یکی از قطبهای اقتصادی جهان مبدل خواهد ساخت در چند بعد میتواند اجرایی گردد.
تشکیل پول واحد اسلامی در سراسر بلاد اسلامی، توسعه صندوق سرمایهگذاری اسلامی که آن را در برابر صندوق بینالمللی پول که عموما به استثمار کشورها میپردازد قرار میدهد، تشکیل شرکتهای چندملیتی اسلامی برای کمک به توسعه کشورهای فقیر اسلامی و نیز رقابت با شرکتهای غربی، تشکیل اتحادیههای نفتی و گازی با عنایت به حضور اکثریت کشورهای اسلامی در جمع تولید و صادرکنندگان نفت و گاز، برقراری سیستم تجارت آزاد برمبنای اصول اسلامی با هدف کاهش وابستگی کشورهای اسلامی به تجارت با غرب و کمک به اقتصاد کشورهای اسلامی با ظرفیتهای اقتصادی پایین، ترویج و توسعه بانکداری اسلامی که ضمن پاکسازی نظام بانکی کشورهای اسلامی نقشی مهم در سرمایهگذاری ملی و توسعه این کشورها خواهد داشت، تشکیل بخش اقتصادی فعال و فراگیر در سازمان کنفرانس اسلامی به عنوان مهمترین مرجع هماهنگی سران ممالک اسلامی که تامینکننده نیاز بسیاری از این کشورها میباشد و... از راهکارهای اقتصادی برای عملی شدن انسجام اسلامی در عرصه اقتصادی میباشند. البته این نکته قابل ذکر است که پراکندگی جغرافیایی کشورهای اسلامی، فراگیر بودن مساله اتحاد مسلمانان، عدم وجود زیرساختهای لازم برای توسعه فعالیتهای اقتصادی مشترک، فقر گسترده در بسیاری از ممالک اسلامی، وابستگی اکثریت این کشورها به اقتصاد تک محصولی، عدم توسعه صنعتی و علمی که برگفته از استعمار غرب میباشد، بحرانهای سیاسی و جنگهای داخلی (بویژه در آفریقا) به دلیل سیاستهای تفرقهافکنانه غرب، از چالشهای اساسی برای تحقق اهداف مشترک اقتصادی میان کشورهای اسلامی میباشند که اجرای زیرساختهای کلان و منسجم برای اجرای این مهم را الزامآور میباشد. فعالسازی سازمان کنفرانس اسلامی در بخش اتحاد اقتصادی و بانک توسعه اسلامی برای بررسی چالشهای زیرین همکاریهای اقتصادی میتواند از مهمترین راهکارها برای حل بحرانها و چالشهای موجود باشد.
در نهایت میتوان گفت که در شرایط کنونی فعالیتهای اقتصادی و تجاری در کنار راهکاری سیاسی و فرهنگی میتواند از عوامل مهم در انسجام جهان اسلام باشد که نویددهنده آیندهای روشن و مقتدر برای کشورهای اسلامی خواهد بود. این امر تاثیرات بسیاری بر جایگاه سیاسی و نظامی این کشورها در معادلات جهانی دارد و آنها را به عنوان بازیگری مهم در عرصه بینالملل معرفی خواهد ساخت. البته چنانکه ذکر شد در این زمینه چالشهای بسیاری در پیشروی کشورها قرار دارد که با برگزاری نشستهای مشترک (بویژه در قالب سازمان کنفرانس اسلامی) میتوان به راهکارهای فراگیری برای مقابله با آنها دست یافت. این نکته قابل ذکر است که غرب و صهیونیست به دلیل فقر، اقتصاد تک محصولی، چالشهای اقتصادی در بسیاری از کشورهای اسلامی، ضمن استعمار اقتصادی آنها به چالشآفرینی در اتحاد جهان اسلام میپردازند که با اتحاد کشورهای اسلامی در بخش اقتصادی میتوان به مقابله با آن پرداخت.