علی مهدوی
در ادامه سلسله یادداشتهای مربوط به بحث استعمار فرانو، در این نوشتار به تبیین نقش آمریکا در استعمار فرانو میپردازیم.
آمریکا محور استعمار فرانو بوده و طرح نظم نوین جهانی، تضمین کننده این نقش فراگیر است. آمریکا این نقش را از راههای زیر ایفا میکند:
الف: از طریق جهانی سازی ارزشهای آمریکایی:
آمریکا پرتیراژترین نشریات (تایم، نیوزویک و واشینگتن پست) را در اختیار دارد. در این کشور تا پایان دهه هشتاد 330 ایستگاه تلویزیونی فعال بود که قطعاً در حال حاضر بسیار بیشتر میباشند. این شبکهها از طریق ماهواره برای تمام جهان برنامه پخش میکنند. در عرصه برنامه و تولید اطلاعات و اخبار شبکه تلویزیونی سی. ان. ان اصلیترین تولید کننده اخبار در سطح جهان به شمار میرود تا حدی که در موقعیتهای اضطراری در همه کشورهای جهان، سیاستمداران و روزنامهنگاران اخبار را در تمام مدت از طریق این شبکه دنبال میکنند. این امر به آمریکا امکان میدهد که هدایت افکار عمومی ملتهای جهان را از طریق انتشار اخبار به صورت هدایت شده و هدفمند بر عهده گیرد.
اینترنت که در سال 1950 توسط آمریکاییها در پاسخ به پرتاب سفینه اسپوتنیک به فضا توسط شوروی، راه اندازی شد، بیش از 600 میلیون شبکه رایانهای را در سرتاسر جهان به هم مرتبط میسازد و اطلاعاتی برابر اطلاعات موجود در کتابخانههای عظیم جهان را در کمتر از یک ثانیه جابه جا میکند. پیشرفتهترین سایتهای اینترنتی و بیشترین تعداد سایت در آمریکا ساخته و پرداخته میشوند. این شبکههای عظیم در کنار ساخت و توزیع بازیهای مخرب رایانهای، قدرت تاثیرگذاری بسزایی برای آمریکا فراهم ساخته است.
ب: از نظر اقتصادی:
در حال حاضر آمریکا برتری اقتصادی نسبت به سایر بلوکهای اقتصادی دارد، هر چند در رقابتی تنگاتنگ بویژه در سالهای اخیر و پس از یازده سپتامبر 2001 در حال از دست دادن این برتری خود است و کشورهای ژاپن، چین و اروپا با آن در رقابت هستند. اما به هر حال در حال حاضر، این کشور بیشترین سرمایهگذاری خارجی را به خود اختصاص داده است و این امر به او امکان میدهد که هزینههای عملیاتهای مختلف خود را پرداخت نماید. همچنین با سلاح تحریم شرکتها و مؤسسات تجاری بینالمللی و حتی کشورها را از سرمایهگذاری در کشورهایی که دشمن خود میداند باز میدارد یا هزینههای سرمایهگذاری را در آنجا افزایش می دهد.
ج: آمریکا برای خود نقش محوری در دموکراتیزه کردن جهان قائل است و نقش خود را از دو راه ایفا میکند.
1- از طریق سازمانهایی که به منظور ایجاد تغییرات دموکراتیک دلخواه آمریکا در جهان با عنوان مؤسسات همیاری دموکراسی NED فعال میباشند. آمریکا فرماندهی هر نوع اقدام نظامی به بهانه دموکراتیزه کردن جهان را از آن خود میداند متناسب با آن، استراتژی جدیدی در قالب جنگ نامتقارن در پیش گرفته است. رابرت کاپلان یکی از شاخصترین و جنجالی ترین استراتژیستهای نو محافظهکار در ایالات متحده در سخنرانی خود به نام خاورمیانه جدید بیان داشت: "ارتش آمریکا باید به عصر جنگ با سرخپوستان بازگشت نماید و همان گونه که با قبایل مختلف سرخپوست در درون سرزمین آمریکا جنگید با چالشهایی که فرهنگها و ملل مختلف و کوچک برای هژمونی آمریکا ایجاد میکنند اقدام کند". یکی از ویژگیهای مهم استراتژی نوین نظامی آمریکا در عصر استعمار نوین حضور فیزیکی در سرتاسر جهان است. در این استراتژی آمریکا برای حضور فیزیکی در سرتاسر جهان، پایگاههای نظامی خود را در سه سطح در مکانهای مختلف تاسیس میکند یا گسترش میدهد. پایگاههای بزرگ مانند تمام سرزمین عراق و افغانستان و پایگاههای کوچک مانند پایگاههای آمریکا در فیلیپین، یونان، ژاپن و آلمان.
2- اتخاذ روش جنگ سرخپوستی برای مبارزه با گروههای فروملی و یا دولتهای ضعیف و ناکارآمد.
3- استفاده از عوامل داخلی آشنا به زبان، فرهنگ و قومیت و جغرافیای منطقه.
4- به کارگیری عناصر نظامی به جای عناصر سیاسی در روابط دیپلماتیک در مناطق بحرانی مانند خاورمیانه.