تاریخ انتشار : ۱۶ بهمن ۱۳۸۹ - ۰۹:۳۱  ، 
کد خبر : ۲۰۲۴۳۷

گفتمان‌سازی در عرصه فرهنگ


صالح اسکندری
1- دولت های مختلف در مقاطع گوناگون پس از انقلاب به اولویت بندی مقوله فرهنگ در سیاست گذاری های خرد و کلان خود پرداخته اند. دولت دهم نیز به فراخور تاکید رهبر معظم انقلاب نسبت به "مظلومیت فرهنگ" در دولت گذشته یکی از اولویت های اصلی دوره جدید را موضوع فرهنگ قرار داده است و اهتمام ویژه ای چه به لحاظ مادی و چه معنوی به مسائل فرهنگی دارد.‏
اما از آنجا که یک کانون استقرار و نقشه راه در پردازش مسائل فرهنگی وجود ندارد هر دولتی که پا در این عرصه می گذارد بلافاصله با آسیب های پراتیک و روشی و یا بعضا ضعفهای تئوریک و مبنایی روبرو می گردد که انتقادات فراوانی را در سطح جامعه بر می انگیزد. این تجربه در دو دولت اصلاحات و عدالت به وضوح تجربه شده هر چند مقام معظم رهبری وظیفه دولت ها در عرصه فرهنگ را بیشتر به بسترسازی برای تعالی فرهنگی معطوف نموده اند نه تصدی گری.‏
به زعم بیشتر آگاهان فرهنگی فقدان یک نقشه راه در سیاست گذاری فرهنگی و اولویت بندی مسئله فرهنگ در برنامه ریزی ها علت العلل این دست آسیب ها و نواقص تلقی می شود. مقام معظم رهبری نزدیک هشت سال است که با درک صحیحی از این کمبود شورای عالی انقلاب فرهنگی را مامور کرده اند تا نقشه جامع مهندسی فرهنگی در کشور را تدوین نمایند که البته این مطالبه هنوز محقق نشده و بخشی از انتظارات رهبر فرزانه انقلاب بر زمین مانده است.‏
‏2- یکی از الزامات پسینی مهندسی فرهنگی در کشور "گفتمان سازی در عرصه فرهنگ" است. گفتمان اگر چه مانند فرهنگ مفهومی مبهم و سیال است که نمی توان آن را در خط کش و گونیای مهندسی اندازه زد اما قادر است که مانند قیچی باغبانی در هرس گلهای باغ فرهنگ و کمک به باروری و شکوفایی آن موثر باشد.‏
دولت به معنای ‏‎(state) ‎‏ باغبان دلسوز باغ فرهنگ است که به موقع این باغ را آب می دهد، هرس می کند، سمپاشی می کند، به هنگام میوه چینی می کند و... . یکی از ابزارهای نرمی که در دست این باغبان می تواند قرار بگیرد مسئله گفتمان و گفتمان سازی در عرصه فرهنگ است. گفتمان سازی از آنجا که از نظر فلسفه ذهن فرآیندی کاملاً منطبق با نوع درک انسان از‏‎ ‎جهان است لذا قدرت تحول و اقناعی فوق العاده و در عین حال طبیعی دارد‎.‎‏ از طرفی گفتمان، جریان و بستری است که دارای زمینه‌های اجتماعی است و بر یک عقبه اجتماعی استوار است. سیاست گذاری فرهنگی در قالب یک گفتمان می تواند منجر به مدل سازی های جدید و بعضا قالب شکنی در موضوعات متصلب گردد.
گفتمان ذیل مفهوم وسیع فرهنگ شبکه ای از ایستارها، کردارها، گفتارها و گزاره ها می سازد که اگر چه روح ارزشهای فرهنگ بر آن حاکم است اما تولید و اتصال مستمر این شبکه های گفتمانی در مجموع موتور محرک یک فرهنگ در رودخانه ثبات ارزشها و ایستارها می گردد.‏
‏3- از آنجا که بخش عمده ای از مهندسی فرهنگی مبتنی بر بسترهای اجتماعی در شبکه ای از گفتمان های به هم پیوسته صورت می پذیرد به نظر می رسد ترکیب اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی بیش از آنکه دولتی باشد بهتر است مدنی بوده و از دل نهادهای اجتماعی بجوشد. روسا و اساتید مبرز حوزه های علمیه، اساتید دانشگاه، متولیان نهادهای فرهنگی خصوصی و خیریه، و اساسا ستارگان فرهنگی در جامعه مدنی به عنوان حدفاصل دولت و توده ها بهترین کسانی هستند که می توانند با اشراف بر زیرساختهای فرهنگی و اجتماعی و درک منویات متعالی حکومت دینی در رشد و هدایت مردم زمینه شکوفایی باغ فرهنگ را فراهم کنند. و الا با اکتفا به حضور شخصیت های برجسته از سه قوه و کسانی که مسئولیت های کلان فرهنگی در کشور دارند و حضور در شورای عالی انقلاب فرهنگی مشغله پانزدهم یا بیستم آنهاست امیدی به گرم شدن این تنور نیست. جامعه مدنی قادر است گفتمان های فرهنگی تولید کند که با این گفتمان بتوان رفتار فرهنگی دولت ها را مدیریت کرد. آنچه که امروز تحت عنوان میراث عاشورا و آداب و ادب عزاداری محرم به مثابه یک گفتمان در دل دالان ها و شبکه های مختلف اجتماعی عینیت دارد بر دوش همین زیرساخت های اجتماعی روییده است. این گفتمان آن‌قدر قدرتمند و پویاست که می تواند به خودی خود یک فرهنگ و حتی یک دین را حفظ کند. به تعبیر امام خمینی (ره) "محرم وصفر است که اسلام را زنده نگه داشته است."‏

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات