م.سعیدزاده
یکی از نکات مهم جامعه شناختی که از تحلیل حوادث پس از انتخابات مُستفاد میگردد این است که علیرغم وجود تنوعات قومی، کلیّت جامعة ایرانی بافتی عمیقاً مذهبی و ارزشمدار دارد. به گونهای که ایرانیان در طول سدههای اخیر مقدسات اسلام را در زمرة اساسیترین منافع ملی خود قلمداد کرده و همواره نشان دادهاند که هرگاه ارزشها و باورهای دینیشان مورد هجمه قرار گیرد، حاضر به مماشات با هیچ گروه یا جریان سیاسی نیستند.
این نکتهای بود که جریان اصلاحات چه در دوران جلوس بر اریکة قدرت و چه در دوران حاشیهنشینی هرگز به درک صحیح آن نایل نشد و همین برداشت نادرستِ جامعهشناسانه زمینة بروز خطاهای فاحش محاسباتی را در عملکرد سیاسی اصلاحطلبان فراهم ساخت. جالب است که بسیاری از رهبران و مهرههای کلیدی اصلاحات پیوسته دچار عارضة استقرای ناقص بودهاند تا جایی که به مجرد دریافت تعدادی بازخورد مثبت از سوی اقشار خاصی از جامعه ـ معمولاً نخبگان، دانشجویان و فرهنگیان نو اندیش و طبقات مرفه ـ ناخودآگاه یک استقرای ناقص برقرار کرده و در این توهم مطبوع غرق میشدند که آرمانهای مطلوب آنها ریشه در بطن و متن کل جامعة ایرانی دارد و هواخواه ایشان نه فقط طیفی از دانشجویان و روشنفکران بلکه قاطبة ملت ایران هستند.در آستانة انتخابات ریاست جمهوری نیز ابتلا به عارضة استقرای ناقص بود که منجر به تحلیلهای غلط و خلافواقعِ جریان اصلاحات از وضعیت سیاسی ـ اجتماعی کشور گردید و آنان را مُجاب ساخت که بلاشک پیروزمندانه از میدان انتخابات خارج خواهند شد.
رویایی که چون تحقق نیافت، جای خود را به کابوس آشوبها و فتنهگریها سپرد. اگر رهبران اصلاحات درک واقعبینانهای از بافت مذهبی جامعة ایرانی داشتند، هیچگاه اشتباه فاحش و نابخشودنیِ کشاندن هواخواهانشان به خیابانها در ظهر عاشورای حسینی برای هتک حرمت یکی از مقدسترین شعایر شیعیان را مرتکب نمیشدند. اشتباهی که آتش در انبار باروت ملت ایران انداخت و به خروش سراسری آنان در حماسة نهم دی انجامید. جریان فتنه بسیار ناشیانه خیلی زود ماهیت غیرمذهبی و سکولار خود را نمایان ساخت و در کمال ناباوری با عکسالعمل قاطع و کوبندة ملت روبرو گردید لذا پس از نهم دی به دلیل وقوف یافتن بر قلّت جمعیت خود مجبور به انفعال و عقبنشینی شد.
درنتیجه شاهد بودیم که بار دیگر در معادلات سیاسی ـ اجتماعی ایران عنصر مذهب در نقش شاخص تعیینکننده ظهور یافت و از این حیث میتوان بحران پس از انتخابات را به ماقبل و مابعد حرمتشکنی عاشورا تقسیم نمود.پیشبینی میشود که در آینده نیز وضع به همین منوال تداوم خواهد یافت و مذهب را باید همواره معیاری کلیدی در رفتارشناسی جامعة ایرانی قلمداد کرد. لذا جریانهای سکولار و لائیک بخت چندانی برای موفقیت در عرصة سیاسی ایران نخواهند داشت و هر جناح و حزبی که از لحاظ نمودن باورهای عمیقاً مذهبی ملت ایران در محاسبات خود غفلت ورزد و در شعارهایش از نفی و طرد مقدسات دینی دم زند، همچون اصلاحطلبان محکوم به زوال و حاشیهنشینی خواهد بود