بسماللهالرحمنالرحیم
حباب افشاگریهای "ویکی لیکس"، بسیار زودتر از آنچه انتظار میرفت، فرو ریخت و چهرههای پشت پرده هم یکی پس از دیگری خود را نشان دادند تا مشخص گردد آنچه مطرح شده، "دیپلماسی جدید رسانهای آمریکا" محسوب میشود که قرار است با بمباران تبلیغاتی و اطلاعاتی، شوک جدیدی به دنیای سیاست در گوشه و کنار جهان وارد کند تا بلکه بتواند کمبودها، شکستها و ناکامیهای دیپلماسی جهانی آمریکا را پوشش دهد و جبران کند.
1 - با وجود آنکه کاخ سفید و وزارت خارجه آمریکا مرتباً انتشار اسناد محرمانه توسط "ویکی لیکس" را محکوم میکنند، خانم هیلاری کلینتون ترجیح داده از این موقعیتهای طلائی برای تأمین اهداف خود و جبران بخشی از ناکامیهای سیاسی - تبلیغاتی واشنگتن سوءاستفاده کند. وزیر خارجه آمریکا در یک اظهارنظر رسمی برمبنای افشاگریهای ویکی لیکس ادعا کرد این اسناد نشان میدهد کشورهای عرب منطقه از فعالیتهای هستهای ایران نگرانند. این اظهارنظر، یکبار دیگر اهداف آشکار و نهان این به اصطلاح "افشاگریهای برنامه ریزی شده" و مأموریت اصلی "ویکی لیکس" را بازگو میکند.
2 - برخی دبیران ارشد روزنامه نیوزویک در مصاحبههای خود تصریح کردهاند که در انتشار رسانهای افشاگریهای ویکیلیکس با وزارت خارجه آمریکا هماهنگ بودهاند و ملاحظات دولت اوباما در دستچین کردن اسناد و همچنین انتشار، بزرگنمائی یا عدم انتشار مطالب ویژه را مدنظر قرار دادهاند. حتی بدون این اعترافات نیز روشن بود که جهت گیری اصلی افشاگری ها، اهداف مشخصی را دنبال میکند ولی اظهارات صریح عوامل اصلی انتشار رسانهای این مطالب ثابت میکند که مقامات واشنگتن از این افشاگریها نه تنها ناراضی نیستند بلکه دقیقاً سعی دارند از آن جهت تأمین اهداف و برنامههای خود بهره برداری سیاسی - تبلیغاتی نمایند.
3 - "بنیامین نتانیاهو" در یک موضع گیری آشکار ضمن استقبال از افشاگریهای ویکی لیکس، خاطرنشان ساخت خوشبختانه هیچ یک از این افشاگریها علیه اسرائیل و یا به زیان منافع اسرائیل نیست و رژیم تل آویو از انتشار این اسناد هیچگونه نگرانی ندارد.
با در نظر گرفتن اینکه قرار است 4 میلیون برگه دیگر از اسناد محرمانه آمریکا به زودی منتشر شود، این اظهارنظر نتانیاهو و استقبال بدون قید و شرط وی از افشاگریها نشان میدهد که وی قویاً مطمئن است حتی در افشاگریهای آینده نیز هیچگونه تهدیدی علیه منافع صهیونیستها وجود نخواهد داشت. این بدان معنی است که مقامات صهیونیستی یقین دارند اطلاعات منتشره دقیقاً "فیلتر" میشوند و محال است هیچگونه اطلاعاتی علیه صهیونیستها درز کند.
بدین ترتیب حتی مانور تبلیغاتی پلیس بین الملل، "اینترپل" برای صدور حکم بازداشت "جولین اسانژ" بنیانگذار "ویکی لیکس" نیز اقدامی حساب شده برای ارزشمند معرفی کردن اطلاعات منتشره محسوب میشود که با هدف جا انداختن اسناد منتشره ارزیابی میشود.
موضوع مهمتر به رفتار مشکوک واشنگتن در قبال نشست اطلاعات در این سطح وسیع باز میگردد. پیش از این مقامات آمریکا و دستگاههای اطلاعاتی حتی در مورد مظنونین و کسانی که ممکن است به نحوی به اطلاعات طبقه بندی شده دسترسی یابند، بیشترین شدت عمل ممکن را نشان میدادند ولی اکنون با علم به اینکه چنین حجم عظیمی از اطلاعات وزارت خارجه آمریکا به بیرون درز کرده، واکنش قابل ذکری که متناسب با ابعاد خسارات و لطمههای وارده باشد، به چشم نمیخورد چیزی که به شدت مشکوک است. به راستی آیا پس از محرز شدن اینکه 4 میلیون سند محرمانه در دستگاه دیپلماسی آمریکا لو رفته، باید مقامات واشنگتن با خواهش و تمنا از ویکی لیکس بخواهند که از افشای چنین اسراری منصرف شود؟
بعلاوه، آیا حیثیت ملی و جهانی دستگاههای اطلاعاتی آمریکا با در نظر گرفتن انتشار اینهمه سند و اطلاعات، البته اگر عمدی نباشد، خدشهدار نمیشود؟ به ویژه آنکه انتشار 4 میلیون سند را نمیتوان "درز اطلاعات" نامید. چرا که در سیستمهای اطلاعاتی، "درز اطلاعات" معنی خاصی دارد که در حد یک یا چند سند خلاصه میشود و در نتیجه با علم به لو رفتن 4 میلیون سند باید به مقامات ارشد اطلاعاتی، "مدال لیاقت" داد. نکته ظریف در این ماجرا اینست که انتشار اسناد مربوط به عملکرد آمریکا و انگلیس توسط ویکی لیکس تاکنون هیچ چیز پنهانی را افشا نکرده بلکه فقط بر حجم اسناد افزوده است، اما همین اقدام مقدمهای شد برای آنکه ویکی لیکس خود را به عنوان یک افشاگر جا بزند و با استفاده از این موقعیت، اهداف خود علیه ملتهای مسلمان را دنبال کند.
ابهام بزرگتر از این بابت به وجود میآید که بر اثر این افشاگریها، تقریباً کسی غافلگیر نشده و حتی در سلسله مراتب فرماندهی و مدیریت اطلاعات هم هیچگونه اتفاقی رخ نداده است. نه کسی برکنار شد، نه کسی استعفا داده و نه حتی کسی مورد بازخواست قرار گرفته که چرا بر اثر بی کفایتی، وی و دستیارانش چنین فاجعهای رخ داده است. حتی این احتمال جدی وجود دارد که طراحان این طرح جدید "یورش اطلاعاتی واشنگتن"، مورد تشویق نیز قرار گیرند. چرا که توانستهاند از اسناد اطلاعات "بایگانی راکد" وزارت خارجه آمریکا چنین موج تصنعی و فریبکارانهای را به وجود آورند و آنرا مبنای دیپلماسی جدید رسانهای واشنگتن قرار دهند که به موجب آن، آتش اختلاف میان کشورهای اسلامی شعله ور میشود و فرصت جدیدی را برای آمریکا و رژیم صهیونیستی ایجاد میکند تا اهداف خصمانه خود علیه ملتهای منطقه را با خیال راحت دنبال کنند.