سیدمصطفی هاشمیطبا
رهبر معظم انقلاب در نشست آذرماه با نخبگان و اساتید کشور در خصوص تهیه الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت نکاتی را عنوان کردند. طی همان جلسه چهار نفر از حاضران آقایان دکتر افروغ، دکتر حدادعادل، حجتالاسلام سیدحسین معزی و دکتر مسعود درخشان نیز مطالبی را در این راستا بیان کردند. هر چند در بیان گویندگان چهارگانه تفاوتهایی را ملاحظه میکنیم اما منحیثالمجموع در راستای نظرات ایشان بوده و صرفنظر از حوزههای متفاوتی که در بحث اختیار کرده بودند جوهره گفتارشان با هم متناسب به نظر میرسید. اما ببینیم آیا این نظرات، سخنان بدیع، تعیینکننده و جدیدی برای کشور است یا با تکرار مکررات باعث میشویم به قول رهبر معظم انقلاب حرکتهای هفت و هشتی بیهدف و زیگزاگ را بپیماییم. فارغ از نظرات شفاهی متفاوت و مختلف افراد و گروهها یا بیانات و نظرات برخی مقامات مذهبی که نوعاً جنبه فتوایی نداشته است، کلیدهای راهنمای آینده جامعه و چگونگی روبهرو شدن با آن به صورت اسناد محکمی در کشورمان تدوین و تصویب و ابلاغ شده است.
برنامههای پنجساله که در همین راستا تدوین و تصویب شد و به حکم شورای نگهبان قانون اساسی به دلیل عدم مغایرت با قانون اساسی و شرع به مورد اجرا گذاشته شد را نادیده میانگاریم. اگر همه استدلالهای منفی در مورد برنامههای پنجساله را قبول کنیم اما نمیتوانیم از دو سند محکم یعنی قانون اساسی و سند چشمانداز جمهوری اسلامی ایران در افق 1404 هجری شمسی صرفنظر کنیم. اصول دوم و سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که به وضوح پایههای ایمانی جمهوری اسلامی و وظایف دولت برای بهکارگیری امکانات برای امور مختلف را در 16 بند تدوین کرده است، نشانه عنایت به چگونگی «شدن» جمهوری اسلامی و آینده آن را نشان میدهد و سپس تصویر ایران در افق 1404 هجری شمسی به وضوح در سند چشمانداز جمهوری اسلامی منعکس شده است و بیانات اخیر نخبگان صدرالاشاره هیچیک خارج از این دو سند نیست و هر اشاره چهار برگزیده یادشده جاپای محکمی در دو سند دارد. میخواهیم به این بپردازیم که آیا تهیه الگوی پیشرفت همان تکرار مکررات دو سند یادشده است یا باید حرفی تازه زد و طرحی نو درانداخت. آیا آنچه به نام الگو میخوانیم از همان جنس دو سند است یا مکمل آن یا احیاناً مغایر آن؟ هر چند کلمه پیشرفت در ادبیات جدید جایگزین کلمه توسعه شده و در این خصوص حسن سلیقه به کار رفته اما در کاربرد کلمه توسعه در سند چشمانداز همانطور که در مفاد کل سند به صراحت دیده میشود، مقصود توسعه تکبعدی و بدون توجه به ابعاد مختلف آن نبوده، اما به هر حال انتخاب کلمه پیشرفت با توجه به ایراداتی که بر کلمه توسعه وارد است، نشان از جامعیت در کار دارد. سوال اینجاست که بهرغم داشتن دو سند محکم در زمینه چگونگی «وجود» آینده جمهوری اسلامی به چه دلیل نیاز به تهیه الگوی پیشرفت احساس میشود؛ الگویی که بیتردید مغایر با دو سند محکم یادشده نخواهد بود.
بدون هیچگونه پردهپوشی و تعارف باید اذعان کرد که بیانات چهار گرامی همه و همه خارج از دو سند یادشده نبوده و اگر اینگونه نشستها در آینده ادامه یابد و نخبگان دیگر حضور یابند، بیاناتشان در مجموع به جز تفاوت ادبیات حاوی مطلب جدیدی نخواهد بود و به قول رهبر انقلاب حرکت هفت و هشتی و زیگزاگ در جامعه همچنان تداوم خواهد یافت. به یاد بیاوریم که در طول سالهای اخیر کشورهایی مثل ترکیه، امارات، چین، مالزی (البته با لحاظ کردن عیوب آنان) توانستهاند چهره خود را تغییر داده و در توسعه (به معنی توسعه و نه پیشرفت) گامهای اساسی بردارند. اگر بخواهیم الگویی از پیشرفت تهیه کنیم (که طبعاً با دو سند یادشده مغایر نباید باشد) در گام اول باید به یک همزبانی برسیم. همزبانی نه از نوع شفاهی و گفتاری بلکه از نوع مشخص کتبی که سندیت داشته باشد و آن اینکه الگوی پیشرفت چیست و چه اجزایی دارد. ثانیاً وقتی در مقام نقد توسعه کشورهای دیگر مینشینیم باید این نقد را در چارچوب الگوی پیشرفت تدوینی در کشورمان به محک مقایسه و اندیشه بگذاریم...
و ببینیم با مقیاس و تعاریف ما، آنان چه کردهاند و در چه نقاطی موفق و در چه نقاطی ناموفق بودهاند. همچنین با همان محک، اقدامات انجامیافته در طول 30 سال اخیر در کشورمان را تصویر کنیم تا معلوم شود در کجا به صواب رفته و در کجا گرفتار شدهایم.
علیالاصول الگوی پیشرفت تدوینی نباید به دنبال نوشتن کلیات و ابراز توانایی در مکتوب کردن ایدهآلها و شعارها و ارزشها باشد، چه همه اینها در کتاب آسمانی، بیانات معصومین، قانون اساسی و سند چشمانداز به زیبایی و عمق آمده است. مهم آن است که الگوی پیشرفت بر مبنای واقعیات عملیاتی و به عنوان نقشه راه با همه مشخصات یک راهنما و منذر با چراغهای هدایت و معیارهای تشخیص سره از ناسره تدوین شود.