ترجمه: عبدالقیوم شکاری
دکتر «آریل کوهن» طی مقالهای که پانزدهم نوامبر سال 2006 میلادی (24 آبان 1385) در پایگاه اینترنتی «بنیاد مطالعاتی هریتیج»، منتشر شده است، به بررسی راهبرد ایالات متحده در قبال مسایل انرژی آسیای مرکزی پرداخته است.
در این مقاله که دغدغههای اصلی واشنگتن را بازتاب میدهد، چنین آمده است: در طول سالهای اخیر سیاست خارجی آمریکا در قبال منطقه آسیای مرکزی تحتالشعاع فعالیت گروههای افراطی اسلامگرا در منطقه و تأثیرات آن بر امنیت انرژی آسیای مرکزی قرار داشته است. منطقه آسیای مرکزی از منابع بالقوه و استراتژیک قابل توجهی برخوردار است، اما محصور بودن کشورهای این منطقه در خشکی، یکی از مشکلات آمریکا در انتقال منابع انرژی آن به بازارهای مصرف است.
سیاست خارجی آمریکا در قبال آسیای مرکزی، دارای تنوع قابل ملاحظهای است، و به علت مجاورت آن با کشورهایی چون روسیه، چین، هندوستان، پاکستان، ایران و سایر کشورهای بزرگ منطقه، از جایگاه خاصی در استراتژی جهانی آمریکا برخوردار است. سیاست خارجی آمریکا در قبال آسیای مرکزی حول سه محور اساسی قرار دارد؛ امنیت، انرژی و ترویج دموکراسی در سطح منطقه.
ایجاد تنوع در منابع انرژی موردنیاز، یکی از راهبردهای اساسی آمریکا در سالهای پس از جنگ جهانی بوده است و با توجه به برخی از ناآرامیها در خاورمیانه، منابع انرژی دریای خزر و کشورهای منطقه، یک جایگزین مناسب برای انرژی خاورمیانه و خلیجفارس خواهد بود.
براساس برآوردهای انجام شده، تا سال 2015 تولید نفت در آسیای مرکزی به 4 میلیون بشکه در روز خواهد رسید. این در شرایطی است که تولید اوپک در همان سال، 45 میلیون بشکه در روز خواهد بود. علاوه بر این، مشکلاتی نظیر نفوذ سنتی روسیه در آسیای مرکزی و عدم دسترسی کشورهای منطقه به آبهای بینالمللی، مشکلات (غرب) را در رابطه با منابع منطقه دو چندان کرده است. در شرایط کنونی، روسیه بر مسیرهای اصلی انتقال انرژی منطقه کنترل داشته و این وضعیت بر اهمیت آسیای مرکزی برای سیاست خارجی آمریکا افزوده است.
مسئله انرژی در طول سالهای اخیر، به یکی از محورهای اصلی رقابت قدرتهای بزرگ در آسیای مرکزی تبدیل شده است. علاوه بر رقابت چندین ساله روسیه و آمریکا در این زمینه، چین نیز حضوری فعال در سطح منطقه داشته است. پکن در سال گذشته با خرید شرکت «پترو» قزاقستان و افزایش سرمایهگذاری در بخش انرژی منطقه از خود علاقه زیادی به منابع انرژی این منطقه نشان داده است. دولتهای روسیه و چین در سالهای اخیر از طریق همکاری با یکدیگر، درصدد تحدید حوزه نفوذ آمریکا در سطح منطقه بودهاند و موضوع انرژی یکی از محورهای اساسی همکاری دو قدرت فوق در این زمینه بوده است.
عمده منابع نفت و گاز آسیای مرکزی در کشورهای قزاقستان، ازبکستان و ترکمنستان قرار داشته و منابع نفت و گاز تاجیکستان و قرقیزستان به نسبت سه کشور دیگر محدودتر است. در این رابطه، اهمیت منابع گاز کشورهای منطقه، بیشتر از منابع نفتی است و علیرغم سرمایهگذاری قابل توجه غرب در حوزه انرژی، در شرایط کنونی اقدام خاصی جهت انتقال گاز از آسیای مرکزی به غرب از مسیرهای خارج از روسیه طراحی نشده است. مسکو نیز از این شرایط، نهایت سوءاستفاده را کرده و شرکت گاز «پروم» روسیه گاز کشورهای منطقه را به یک سوم یا حتی یک چهارم قیمتهایی جهانی از کشورهای منطقه خریداری میکند آن را با قیمت بالا در اختیار مصرفکنندگان قرار میدهد. در حقیقت روسیه با این عمل، علاوه بر کسب درآمد مناسب از این معامله، دنیای غرب را نیز وابسته به خود نگه میدارد.
تلاشهای غرب و آمریکا در زمینه کاهش تسلط انحصاری روسیه بر منابع انرژی دو کشور قزاقستان و آذربایجان و مسیرهای انتقال آن نتیجه داده و در این دو کشور علاوه بر حضور پررنگ شرکتهای آمریکایی و غربی در صنایع نفت و گاز، اقداماتی نیز جهت انتقال انرژی از مسیرهای خارج از روسیه انجام پذیرفته است.