ابوالقاسم قاسمزاده
در روزهای آغازین از سال جدید، رهبر معظم انقلاب در اجتماع زائران حرم مطهر رضوی در بیانات خود اولین سرفصل از برنامههای قدرتهای استکباری علیه ملت ایران را جنگ روانی معرفی کردند و هدف از جنگ روانی را مرعوب کردن شخصیتهای مدیر و تأثیرگذار بر جامعه دانستند.
... هدف جنگ روانی، مرعوب کردن است، کی را میخواهند مرعوب کنند؟ ملت که مرعوب نمیشود، تودهی عظیم مردم که مرعوب نمیشوند، چه کسی را میخواهند مرعوب کنند؟ مسئولان را، شخصیتهای سیاسی را،به قول معروف خود ما نخبگان را، اینها را میخواهند مرعوب کنند. کسانی که قابل تطمیعند، آنها را میخواهند تطمیع کنند، ارادهی عمومی را میخواهند تضعیف کنند، درک مردم از واقعیتهای جامعه خودشان را میخواهند تغییر دهند...
رهبر انقلاب در سخنان خود سه سرفصل اصلی برای برنامههای استکباری جهانی علیه ملت ایران برشمردند و فرمودند:
من برنامههای استکبار جهانی علیه ملت ایران را در سه جمله خلاصه میکنم: اول، جنگ روانی، دوم، جنگ اقتصادی و سوم، مقابله با پیشرفت و اقتدار علمی، دشمنیهای استکبار با ملت ما در این سه قلم عمده خلاصه میشود. البته اینها را باید دستگاههای تبلیغاتی و رسانهها و شخصیتهای سیاسی بیشتر برای مردم توضیح بدهند...
قصد این نوشته، شرحی از مفهوم و تعریف جنگ روانی در ادبیات سیاسی است که امروز بطور آشکار برای اجرای آن از روشهای گوناگون و بخصوص از طریق وسایل ارتباط جمعی اعم از بنگاههای خبری، مطبوعاتی، رادیو و تلویزیونی و سینما و شبکههای ماهوارهای و رایانهای استفاده میکنند.
بودجههای مالی عظیمی برای تحقق آن از سوی دولتها بکار گرفته میشود تا ضمن طراحی برنامههای جنگ روانی برای اعمال سیاستهای خود در منطقه و یا در کشوری خاص بستر سازی مناسب را انجام دهند. واژگان جنگ روانی اگرچه از دوران ریاست جمهوری (وودرو ویلسون) در آمریکا با عنوان چهارده اصل برای پیروزی در جنگ جهانی اول و در فرهنگ روابط بینالملل بکار گرفته شده، اما در تعریف انواع جنگ، جنگ روانی یا ( Psychological warfare ) اینگونه شرح داده شده است.
استفاده برنامهریزی شده یک یا چند دولت از تبلیغات و سایر اقدامات مربوط به رسانهها به منظور اثرگذاری بر احساسات و عواطف، نگرشها، مواضع و رفتار طرف مقابل (دولت، دشمن یا بیطرف) به نحوی که به تحقق سیاست و هدفهای آن دولت یا دولتها کمک کند، سلاحهایی که در جنگ روانی به کار برده میشوند عبارتند از: رادیو، تلویزیون، فیلمها و صنعت سینما، اجتماعات عمومی، تظاهرات خیابانی، شعارها، پوسترها، کتابها و روزنامهها و مجلات، کنفرانسهای مطبوعاتی، خبرسازی و شایعه پراکنی و هر وسیله مناسب برای نفوذ و تاثیرگذاری در افکار و احساسات عمومی، بخصوص نخبگان فکری که میتوانند سر پل ارتباطی برای رخنه در شکل دهی فکری به تودههای مردم گردند. جنگ روانی ممکن است در یک سطح محدودتر و پیچیدهتر نیز صورت گیرد و هدف آن گمراه و سردرگم کردن تصمیم گیرندگان یا فرماندهان نظامی باشد... جنگ روانی به عنوان یک وسیله موثر جایگزین استفاده از نیروهای نظامی میشود و با استفاده بهتر و کاملتر از نیروهای نظامی برای اجرای اهداف نظامی یا سیاسی و اقتصادی را میسر میسازد. این نوع جنگ به اندازه تاریخ مکتوب جنگها قدمت دارد...
جنگ روانی psychological warfare بعد از جنگ جهانی دوم و تشکیل دو کمپ سوسیالیسم و کاپیتالیسم که اولی مسکو را پایتخت کشورهای سوسیالیستی و در دومی واشنگتن مرکز جهان سرمایهداری معرفی شد، اندک، اندک رشد یافت و بعنوان مهمترین وسیله و ابزار برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی مردم در جهان بر مقیاس مبانی ایدئولوژیکی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی برای هر کدام از دو ابر قدرت شرقی و غربی بصورت یک سیستم در آمد. مردم در دو بخش اروپای غربی و شرقی سالها در فضای جنگ روانی زندگی کردند. دیوار بسته، عنوانی بود که فضای خبری و اطلاعاتی کشورهای اروپای شرقی و سراسر شوروی سابق را در برگرفته بود و ایجاد رادیوهایی بنام رادیو آزاد و یا صدای ملی، صدای مردم و ... از سوی غربیها که با محوریت دیکتاتوری کمونیستی، دولتهای سوسیالیستی در سراسر اروپای شرقی و در دیگر کشورهای وابسته به روسیه یا چین را مخاطب خود قرار میدادند و سلطه کمونیستی و سیستم بسته اجتماعی و سطح زندگی و مشکلات مردم در این جوامع را در طرحهای تبلیغاتی و خبری خود پوشش میداد. در برابر این موج، موج جنگ روانی، کمپ سوسیالیسم قرار گرفته بود که اگرچه بلحاظ تکنولوژی ارتباطی از قدرت مقابله کمتری برخوردار بود، اما، انتشار ادبیات مارکسیستی و ایجاد تشکیلات در درون کشورهای سرمایهداری و تأکید بر عدم سامان اجتماعی در این جوامع از روشهای جنگ روانی آنها بود...