دو- جنگ سرد چیست؟
جنگ سرد حالت تنش و مخاصمه شدید بین دو کشور یا دو جناح بدون بکارگیری سلاحهای جنگی است با این مشخصات اصلی:
- جولانهای سیاسی و مشاجرات مستمر در صحنه بینالمللی
- جنگهای تبلیغاتی و روانی رسانهای
- مخاصمات اعتقادی و اندیشهای
- جنگ اقتصادی
- مسابقه تسلیحاتی کمی و کیفی برای حفظ برتری
- برخوردهای غیر مستقیم نظامی و نزاعها و رقابتهای کسب قدرت و منطقه نفوذ
سه- ویژگیهای اصلی جنگ سرد
با توجه به اینکه در جنگ سرد اصل بر پرهیز از درگیری مستقیم نظامی است، اختلافات باید از طرق دیگر حل و فصل شود همچون حیلهگری و اعمال فشار در مجموع مناسبات سیاسی، چه به صورت مؤدبانه و آراسته و چه با جنجالهای بیپرده، اما در همه حال امکان مذاکره باید فراهم شود و هیچگاه در مذاکرات سیاسی مسدود نگردد. جستجوی راههای مختلف مذاکره در سرلوحه اقدامات اجرایی جنگ سرد است، البته اینها مانع راهاندازی جنگهای نیابتی و غیر مستقیم نمیشود.
چهار- اهداف جنگ سرد
این اهداف در دو دسته قابل تقسیم است، اهداف خارجی و اهداف داخلی
الف - اهداف خارجی
مقصود اصلی در این اهداف تضعیف رقیب در عرصه جهانی است:
1) محروم کردن رقیب از دسترسی به مواد خام، اولیه و واسطهای مورد نیاز.
2) محروم کردن رقیب از امکان حضور در بازارهای بینالمللی برای عرضه محصولاتش
3) تقلیل و در صورت امکان نابودی اموال و سرمایههای رقیب در خارج، حتی با اعمال فشار برای وضع قوانین ظالمانه خاص.
4) ممانعت از سرمایهگذاریهای رقیب در خارج و سرمایهگذاریهای خارجی در کشور رقیب.
5) اختلافافکنی بین رقیب و متحدان او یا طرحی برای کاهش علاقه دوستان رقیب نسبت به او.
6) وسوسه کردن رقیب به درگیر شدن در فعالیتهای پراکنده و تصادفی متعدد و کم بازده در صحنه بینالمللی.
ب- اهداف داخلی
مقصود اصلی در این اهداف بیثمر نمودن فعالیتهای داخلی رقیب و فلج کردن تدریجی اوست. و با توجه به شرایط سیاسی و جغرافیایی تغییر میکند. مثلاً میتوان این موارد را برشمرد:
1) ایجاد مسائل اختلاف برانگیز سرزمینی
2) سوق دادن اقتصاد رقیب به سمت افزایش قروض ملی
3) کاهش نرخ پول رایج رقیب نسبت به سایر ارزهای خارجی
4) کند کردن و مختل نمودن صنعت کشور به لحاظ کمی و کیفی
5) گرایش به وضع مالیاتهای کمرشکن
6) ایجاد شبهه در مردم نسبت به نهادهای ملی
7) محدود کردن نوآوریها و بهبود عملی برای ایجاد یأس و بیتفاوتی در مردم
8) دامن زدن به مناقشات داخلی به منظور سردرگم کردن مردم
پنج- شگردهای جنگ سرد
برای دستیابی به اهداف، در جنگ سرد، شگردهایی به صورت ساده یا ترکیبی در زمینههای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و روانی به کار گرفته میشود:
1) شگرد گام به گام
با این شگرد، مسیر مقابله با رقیب به گامهای بسیار کوتاه تقسیم میشود به گونهای که طی کردن هر گام به بروز دشمنی یا تحریک شدید نینجامد.
2) ستون پنجم
این شگرد قدیمی است و به فساد داخلی رقیب میانجامد. منظور این شگرد اشراف یافتن بر عملیات سیاسی و اقتصادی رقیب است و در آن از ترفندهای نفوذ اطلاعاتی و رسوخ سیاسی استفاده میشود. به گونهای که توطئههای براندازی را با هدایت مؤثر عملیات شبه نظامی میسر سازد.
3) زمان کشی برای ایجاد بحران مشروعیت
در این شگرد سعی بر این است که با ترفندهایی همچون از اکثریت انداختن جلسات، ایجاد اختلال با توسل به قانون به عنوان سلاحی مؤثر همراه بحث و جدلهای رسانهای، طفره رفتن و انسداد سیاسی، نهاد قانونگذاری معطل شود و ساختار ستادی نظام خود بخود فرو ریزد.
4) شگرد بیم و امید
ترفندهای گوناگونی که گاه به افزایش امید میانجامد ولی بلافاصله امیدها را زایل میکند و در دل رقیب تخم ترس میکارد و پی در پی به کار میرود تا رقیب را در حالت خوف و رجا و عدم تشخیص و تحیر نگاه دارد.
5) باتلاق دروغ
در این شگرد تأکید بر اشاعه دروغی بزرگ است تا به رقیب صدمه بزرگ حیثیتی وارد آورد و ناچار شود با به کارگیری نیروی زیاد و هزینه کلان به رد تهمت زیانآوری که به او بستهاند بپردازد و در این راه چه موفق شود و چه ناکام ماند، به فرسودگی افتد.
6) شگرد دیو و دلبر
با این شگرد هر چه زشتی و پلیدی و بدی است به رقیب نسبت داده میشود و منشاء تمام خوبیها و پیشرفتها و زیبائیها طرف مقابل تلقی میشود. جملههایی نظیر آنها محور شرارتند و ما مدافع تمدن و آزادی و امنیت بکرات به کار برده میشوند.
7) مبالغه
پیشبرد برخی از برنامهها نزد رقیب مواجه با واهمه عمومی میشود. با این شگرد به منظور فریب دادن سادهلوحان و زود باوران در کشور رقیب، طرف مقابل به اغراق در خودستایی در زمینههای علمی، فنی، پژوهشی، نظامی و اقتصادی مبادرت میکند.
8) تفرقه
مبارزاتی بین گروههای مختلف مردم، با این شگرد، به وجود میآید یا دامن زده و تداوم بخشیده میشود تا شکاف و تفرقه در جامعه کشور رقیب نهادینه گردد و کارآیی قانون اساسی و استحکام و قدرت نظام در مواجهه با مسائل کشور زیر سئوال رود، از جمله مبارزه کارگر و کارفرما، کاسب و کارمند، نسل جدید و قدیم، متجدد و سنتی ...
9) نفاق
با استفاده از واژهها و اصلاحات و قدرتی که در نمادها نهفته است، سعی میشود با این شگرد، مخالفان در کشور رقیب مجهز شوند تا افتخارات و ارزشها را زیر سئوال ببرند و مقدسات را لکهدار کنند و نسبت به مشروعیت ایجاد شک نمایند. با مهار کردن مخالفان کشور رقیب در چهارچوب این شگرد، تصویر ذهنی منفی و قبیح و ناپسند از نظام برای مهیا کردن فروپاشی، به وجود میآید.
شش- ابزارهای جنگ سرد
دو دسته ابزار عمدتاً برای دستیابی به اهداف جنگ سرد به کار میرود: روانی و اقتصادی.
الف- جنگ روانی
این ابزار بسیار انعطافپذیر است و با وجود تنوع، همواره گمراه کنندگی دارد، در جنگ روانی، به منظور نفوذ در عقاید، احساسات برخوردها، رفتار دوستان و دشمنان با عناصر به ظاهر بیطرف در کشور رقیب، بهرهگیری از آنها برای حمایت از مقاصد طرف مقابل، از تبلیغات فریبا و گیج کنندهای که در صورت نیاز با ابزارهای دیگر نیز همراه شدهاند استفاده میشود.
تبلیغات محور اصلی جنگ روانی است و کلیه رسانهها را در بر میگیرد اعم از کتاب و مجله و روزنامه و رادیو و تلویزیون این رسانهها بتدریج در کشور رقیب باید تغییر ماهیت بدهند و در اختیار مقاصد جنگ روانی قرار گیرند. اگر برخی از آنها نیز مقاومت کنند، صدای آنها و اثر آنها در بین هیاهوی گستردهای که دیگر رسانههای وابسته ایجاد میکنند گم شود و افکار عمومی کشور رقیب در جهت منافع مستقیم یا غیر مستقیم طرف مقابل تغییر یابد و مهار شود.
تبلیغات جنگ سرد برای مردم کشور رقیب به طور کلی و برای دشمن یا دشمنان بالقوه آن، مخالفان داخلی و برای اثرگذاری بر بیتفاوتیها یا متزلزلها به طور خاص طراحی میشود.
شیوههای جنگ روانی متعددند و همگی در قالب فریب دادن و در پوشش روشنگری اعمال میشوند.
ب- جنگ اقتصادی
این ابزار میتواند مانند جنگ سیاسی دارای آثار روانی مهمی باشد. در جنگ اقتصادی شیوههای مختلفی به کار میرود تا از جیب رقیب و به خرج او و کاهش ظرفیتهای اقتصادی او، تواناییهای طرف مقابل و متحدانش حفظ شوند و توسعه یابند.
در جنگ اقتصادی، کشور رقیب بیشتر سرگرم فعالیتهای دست دوم و وابسته میشود از منابع او برای تقویت طرف مقابل بهرهگیری میگردد و محصولات تمام شده طرف مقابل به آنها تحمیل میگردد و در بهترین شرایط به کشور رقیب اجازه داده میشود قطعات و کالاهای نیمه تمام و واسطهای طرف مقابل را با کیفیتی نازل و غیر قابل رقابت، یعنی بدون اتکا به دانش فنی، تولید و برای مصرف داخلی عرضه کنند به گونهای که عقب ماندگی اقتصادی آنها نسبت به طرف مقابل همواره تشدید شود.
بسیاری از مقاصد نهایی جنگ سرد از طریق به کارگیری ابزار جنگ اقتصادی به صورت بهتر و مؤثرتری به نتیجه میرسد.
هفت- بررسی مصادیق
حضور نظامی آمریکا در ایران به صورت مستقیم بسیار محدود بود و منحصر شد به آنچه در کویر طبس به مدد خداوند سبحان در طوفان شن خفه شد. آمریکا خصومت خود را با ایران بر مبنای راهبرد جنگ سرد ظاهر ساخته است و تاکنون اهداف خود را زیر لوای آن دنبال نموده. اینکه آیا تمام اهداف جنگ سرد در مد نظرشان بوده یا فقط برخی از اهداف را برگزیده و بر آن تأکید کردهاند قابل بررسی است. همچنین درباره شگردهای عمومی جنگ سرد، به جرأت میتوان گفت که اگر هم تمامی آن شگردها را به کار بسته باشند، مسلماً برخی از آنها به طور خاص با توجه به کارآئیشان بیشتر تأکید داشتهاند؛ ولی از هر دو ابزار جنگ سرد، یعنی ابزار جنگ روانی و ابزار جنگ اقتصادی بیمحابا استفاده کردهاند و میکنند در این جا به برخی از مهمترین نکات در زمینه اهداف و شگردها و ابزارها استفاده میشود.
1- مذاکره
قبل از بررسی اهداف یادآوری این ویژگی اصلی جنگ سرد ضروری است: اسناد بدست آمده از سفارت آمریکا در تهران نشان میدهد که آمریکا به طور جدی در صدد بوده است تا عناصر و گروههایی را که برای مفتوح کردن باب مذاکره بیابد و مجهز و پشتیبانی و تقویت کند. پس از آن، همان رویه علیرغم قطع مناسبات سیاسی آمریکا با جمهوری اسلامی ایران در 16 آبان 1359 به صورت یکجانبه، ادامه یافت و حتی در مقاطعی حالت بحرانی به خود گرفت نظیر ماجرای مک فارلین. با وجود افتضاحی که از آن ماجرا برخاست، آمریکا از چارهجویی برای یافتن راه نفوذ و مذاکره دست برنداشت و حتی در مجلس ششم عدهای از نمایندگان آنچنان بر این امر تحریک شده بودند که میخواستند در باب روابط بر یکدیگر سبقت گیرند. اینها همه گویای اعتقاد مستمر آمریکا به استفاده از راهبرد جنگ سرد با ایران است.
2- جنگ تحمیلی
امروز برای همه واضح شده است که گرچه آمریکا مستقیماً جبههای علیه ایران نگشود ولی جنگ مهیب هشت سالهای را به نیابت از طرف خود با تحریک و تجهیز و پشتیبانی سیاسی و نظامی صدام برپا و بر ما تحمیل کرد و در مدت هشت سال آمریکا در قالب جنگ تحمیلی عراق علیه ایران اهداف خود را که همان اهداف راهبرد جنگ سرد است تعقیب نمود و البته پس از آتشبس نیز ادامه داد.
3- تضعیف ایران در صحنه بینالمللی
نیازهای جمهوری اسلامی بویژه در زمان جنگ به بسیاری از مواد خام و اولیه مراجعه به بازارهای اروپایی و آمریکایی را اجتنابناپذیر کرده بود. آمریکا برای تضعیف ما و به انزوا کشاندن و از پا درآوردنمان در برابر هر مراجعه ما برای سفارش نیازهایمان سدی ایجاد میکرد تا حدود زیادی موفق میشد زیرا با نیاز ما از طریق واردات تأمین نمیشد یا ناگزیر از مراجعه به دلالها و واسطههایی میشدیم که همان مواد یا کالا را با کیفیت پستتر به قیمتی بمراتب گرانتر و در شرایطی نامطئن به ما میفروختند و از این راه خسارات هنگفتی بر ما وارد آمد درحالی که شرایط درآمدی کشور وخیم شده بود و همین اثر خسارات را دردناکتر و ناگوارتر میکرد. نتیجه دگرگونه این تضعیف و محاصره، نضج گرفتن جستجوهای علمی و پژوهشهای کاربردی بود که سریعاً ما را قادر ساخت بسیاری از مواد مورد نیازمان را با شناخت ترکیبیشان، خود تهیه کنیم و بسیاری از تعمیرات را که در خارج انجام میدادیم، در کارگاههای داخلی به ثمر برسانیم و قطعات و ابزارهای متعددی را که با سفارش دادن به خارج تأمین میکردیم، در کارخانههای داخلی بسازیم. جالب اینکه پس از این خیزش و رشد علمی و پژوهشی، آمریکا برای جلوگیری از گسترش روحیه تحقیق و خودکفائی ما بسیاری از مواد و قطعات مشمول تحریم را عملاً از تحریم خارج کرد تا براحتی در اختیارمان قرار گیرد و سرعت حرکت خودکفایی عملی و فنی ما کند و متوقف شود.
4- مقابله با حضور فعال جمهوری اسلامی ایران در میدان سیاست بینالمللی
در زمینه سیاست بینالمللی، هر جا که وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران یا نمایندهای از طرف رئیسجمهور حضور مییافت تا پیام مظلومیت نظام ما را به مسئولان دیگر کشورها برساند، تقریباً بلافاصله پس از ما، سفیر آمریکا در آن کشور یا حتی فرستاده مستقیمی از دولت آمریکا نیز با همان مقامی که ما ملاقات کرده و مذاکره کرده بودیم، وقت دیدار میگرفت تا هم از خصوصیات آنچه محتوای پیام ما بود آگاه شود و هم آن را خنثی سازد و نگذارد ندای ما به جایی برسد و اثری بگذارد.
5- محاصره اقتصادی
این یکی از مهمترین شیوههایی بود که آمریکا پس از پیروزی انقلاب اسلامی برای تهدید ایران اتخاذ کرد و شامل اقداماتی میشود که به چند دوره قابل تقسیم است:
الف- پس از گروگانگیری
1- با قطع یکجانبه مناسبات، کارتر دستور انسداد داراییها و حسابهای جمهوری اسلامی ایران را در آمریکا صادر کرد.
2- در تاریخ 23 دی ماه 1362 وزارت امور خارجه آمریکا ایران را در زمره کشورهای حامی ترس آوری قرار داد و در نتیجه مواردی به اجرا درآمد:
- محرومیت ایران از لایحه کمک به کشورهای خارجی و همچنین محرومیت از لوایح راجع به کمک کشاورزی، سپاه صلح و بانک صادرات و واردات آمریکا
- اجرای لایحه ممنوعیت صدور جنگ افزار، درباره ایران
- اجرای لایحه راجع به عدم صدور کالاهای غیر نظامی که شامل فناوری یا کالایی است که به توان نظامی یا فعالیتهای ترسآوری کمک کند.
- اجرای لایحه راجع به فعالیتهای خارجی یا برنامههای مالی و تخصیص اعتباراتی که وزیر خزانهداری آمریکا را موظف میکند با اعطای امتیاز یا وام به کشور حامی ترسآوری مخالفت کند.
ب- پس از بیانیه الجزایر
در دی ماه 1359 پس از خاتمه بحران گروگانگیری 3/9 میلیارد دلار از مجموع ده میلیارد دلار دارایی ایران در آمریکا به ایران منتقل شد لکن پس از انفجار مقر آمریکائیها در بیروت و پس از آن که در پی تجاوز عراق به ایران نتایج مطلوب عاید آمریکا نشد، از سال 1361 تحریمی یکجانبه را موسوم به «قطع هرگونه کمک به ایران» و چند کشور دیگر اعمال کرد با هدف جلوگیری از دسترسی ایران به تسلیحات یا تجهیزات دارای استفاده دوگانه. همچنین آمریکا در سازمان ملل قطعنامهای را برای تحریم اقتصادی و محدودیت فروش تسلیحات و فناوری نظامی و برای برقراری آتشبس علیه دو کشور ایران و عراق به تصویب رساند. در 7 آبان 1365 ریگان به اتکای مصوبه مجلس آمریکا، فرمانی صادر کرد و ورود همه کالاهای ایرانی را از جمله نفت، محصولات شیمیایی و فرش به آمریکا و صدور چهارده نوع کالای دارای استفاده بالقوه نظامی را نیز به ایران ممنوع کرد.
ج- پس از خاتمه جنگ تحمیلی
پس از پذیرش قطعنامه 598 در سال 1367، تحریمهای مصوب شورای امنیت منتفی شد اما آمریکا و برخی متحدانش به بهانههایی نظیر صدور حکم مهدورالدم بودن سلمان رشدی تحریمهایی را علیه ایران ادامه دادند.
در سال 1369 تحریمهای قبلی آمریکا علیه ایران تمدید شد و در سال 1370 هر چند با اصلاحیهای ورود نفت ایران با شروط خاصی به آمریکا آزاد شد ولی ورود فرش به آمریکا مشکلتر شد.
در 1371 از صدور ابر رایانه ها و برخی تجهیزات و فناوریهای پیشرفته دیگر به ایران ممانعت شد و نیز به اقلامی که بالقوه در تولید تسلیحات شیمیایی و بیولوژیک کاربرد دارند تسری داده شد.
د- بعد از جنگ نفت در خلیج فارس
آمریکا سیاست جلوگیری از هر فعالیت اقتصادی را که به تقویب و رشد ایران بینجامد به اجرا گذارد و از جمله صدور تجهیزات با استفاده نظامی را ممنوع کرد. در سال 1371 آمریکا حتی کمک به روسیه را مشروط به کاهش صادرات سلاحهای متعارف پیچیده روسی به ایران میکند. وزارت بازرگانی آمریکا در ادامه این سیاست صادرات هرگونه کالا را از آمریکا به ایران محدود و منوط به کسب اجازه کرد. در سالهای 1373 و 1374 اعطای وام مؤسسات مالی بینالمللی به ایران بشدت محدود شد. در اواخر سال 1373 کلینتون قرارداد شرکت کونوکو را با شرکت ملی نفت ایران لغو کرد و برای مقابله با ایران وضع فوقالعاده اعلام کرد و هرگونه سرمایهگذاری، نظارت و مدیریت آمریکائیها را در طرحهای اکتشاف و توسعه منابع نفتی ایران ممنوع اعلام کرد و در 16 اردیبهشت 1374،تحت فشار مجلس آمریکا، کلیه معاملات تجاری را با ایران برای شرکتهای آمریکایی و شرکتهای وابسته خارجی آنها ممنوع و مستوجب تنبیه کرد.
در 14 مرداد 1375 مجلس آمریکا قانون داماتو را تصویب کرد و سرمایهگذاری در مؤسسات نفتی ایران (و لیبی) را تحریم و برای شرکتهای مختلف مجازاتهای تعیین کرد.
6- امور داخلی
ابتدا مروری میکنیم بر آنچه در جمهوری اسلامی ایران گذشته است با توجه به این که از جریانات گذشته، آمریکا با کسب اطلاعات دقیق سعی داشته بهترین استفاده را بکند و درباره بسیاری از جریانات نیز خود عامل اصلی مؤثر است.
1) مسائل سرزمینی اختلاف برانگیز
اختلاف بین طوایف قوم بزرگ ایرانی کم و بیش همواره وجود داشته است، بعد از پیروزی انقلاب به این قبیل اختلافات دامن زده شد از جمله در گنبد، کردستان، خوزستان و بلوچستان در بسیاری از نقاط دیگر نیز اختلافات «حیدری- نعمتی» به بهانههای واهی تشدید شد.
2) مناقشات داخلی
در هر کشوری که حکومت مردمسالاری برپا میشود، سلایق متفاوت و گاه متناقض در برابر هم قرار میگیرد و به مناسبت انتخابات ریاست جمهوری یا انتخابات مجلس بویژه، این نوع اختلافات بارزتر میشود و پس از آن نیز با توجه به نتایج انتخابات به صورت مناقشاتی باقی میماند. اسامی که از این نوع مناقشات به یادگار مانده و صفحات تاریخ پس از پیروزی انقلاب را پر کرده است عبارتند از:
ایجاد دعواهای بیمحتوا و پرهیاهو مانند:
- تخصیص در برابر تعهد و تعهد در برابر تخصیص- دوران رجائی- بنیصدر
- خطوط 1-2-3- و پس از فرار بنی صدر
- طرفدار سرمایهداری آزاد و طرفدار سلطه دولت بر اقتصاد- دوران دولت موسوی
- جنگ فقر و غنا- مجمع روحانیون و جامعه روحانیت- دوران مجلس سوم
- سازندگی- حفظ اصالتها و ارزشها- دوران هاشمیرفسنجانی
- اصلاحطلبان- محافظهکاران- دوران خاتمی
در همه دعوا افکنی داخلی، عناصری عاملان اجرائی هستند که گاه در تمام این هیاهو حضور داشته و به مقتضای زمان چهره عوض کردهاند ولی با کمی دقت معلوم میگردد که اینان ابزارند و طراحی و هدایت اصلی بدست دیگرانی است که دائم فضای جامعه را با این دعواهای پوچ، دچار تشنج روانی و سیاسی میکنند تا سیاست اصولی نظام و دلسوزان نظام و مردم اجرا نگردد.
3) نفاق
باقیماندههای دوران طاغوت که مأیوس از فعالیت نشدهاند، منحرفان پس از پیروزی انقلاب فعالیتهای تخریبی و منافقانهای را دنبال کردهاند با نیت تضعیف اصل نظام مبتنی بر ولایت فقیه برخی از آن فعالیتها جنبه نظامی داشتند مانند جریان براندازی نوژه در 1358، برخی دیگر مراجع یا روحانیانی را سپر خود کردند مانند جریان نفاق خلق مسلمان که پرچم آقای شریعتمداری را علم کردند و جریان نفاق سیدمهدیهاشمی که سنگ آقای منتظری را به سینه میزدند، و قبل از اینها منافقان و برخی گروههای چپگرا سعی کرده بودند از وجهه مرحوم طالقانی سوءاستفاده کنند. برخی از جریانات وبالی شد به گردن دانشگاهیان نظیر لانه کردن گروهکهای مختلف تفرقهافکن در صحن دانشگاهها که بلوای آن منتهی به انقلاب فرهنگی در 1358 شد.
در دوران جنگ تحمیلی بسیاری از این فعالیتهای تخریبی فروکش کرد اما پس از آتشبس در 1367 در شکلهای متنوع همچون مارهایی سر از لانه بیرون کردند. در صحنه اندیشه جریان مرموز شکاکیت و شبهه افکنیهای کلامی و تکثیر گرایی با چهرههای جدید به میدان آمد تا از جمله اساس حکومت، ولایت فقیه و جمهوری اسلامی و مردمسالاری دینی را مخدوش نماید. همچنین بساط اباحیگری و تجددگرایی که با فجر انقلاب، بیفروغ شده بود، در دهه 70 از نو گسترده شد.
برخی از جریانات تا سر حد دفاع صریح از حکومت غیر دینی و جمهوری بی قید، قلم زندند و حتی فتنههایی را مجدداً از محوطه کوی دانشگاه در تیر ماه 1378 بر پا کردند که مقصودی جز براندازی نداشت.
منافقه بودن این جریانات اخیر از آن رو است که میبینیم در میان بخشهای حکومتی چه در سه قوه یا در دستگاهها و نهادها و یا در احزاب و گروهها پشتیبان مییابند و در میان آنها عدهای جرأت میکنند دم از فروپاشی نظام بزنند.
4) بحران مشروعیت
انسجام نظام در آن است که اگر غده انحرافی در بخشی پدیدار شود ساختار عمومی نظام آن غده را تجزیه و حل کند. با چنان انسجامی، بر هم ریختن نظام بسیاری مشکل یا غیر ممکن میشود. در مقابل چنان ضمانتی که نظام جمهوری اسلامی برای استواری خود دارد، جریاناتی از اواخر دهه 70 مبادرت به هتاکی نسبت به قوای تشکیل دهنده نظام همچون قوه قضائیه کردند و در قوه مقننه از یک طرف به تضعیف و تحقیر شورای نگهبان پرداخته و از طرف دیگر در صحن مجلس انسداد سیاسی بهره جستند، کاری که در جمهوری اسلامی بیسابقه بوده و در نظام مردمسالاری دینی، ناشایست تلقی میشود و اقتدار قوه مقننه را زیر سئوال میبرد و نوعی دهن کجی نشان دادن به نظام برای خارج شدن از آن به حساب میآید. از حربه انسداد سیاسی حتی به بهانهای سعی شد در آخرین روزهای سال 1381 در مجمع تشخیص مصلحت نظام که مشغول بررسی قانونی اختلاف نظر مجلس و شورای نگهبان بود نیز استفاده شود که موفق نشد. هدف اصلی در این نوع حرکتها ایجاد شبهه در مردم نسبت به نهادهای ملی و کارایی نظام و مدیریت عالی و رهبری آن است.
5) نفوذ فرهنگی
اگر دشمن بتواند در کشور خودی از عناصر و ابزارهایی که ویژگی فرهنگی تبلیغی دارند به نفع منویات خود برای نفوذ اطلاعاتی و رخنه سیاسی و در نتیجه جهت دادن به افکار عمومی استفاده کند، میگویند ستون پنجم در کشور ایجاد کرده برای تسهیل براندازی و فروپاشی.
در بخش انتشارات فرهنگی و مطلبوعات در دو نوبت در جمهوری اسلامی بدین دام افتاد: یکی در سالهای اول پس از پیروزی انقلاب و دیگری از میانههای دهه 70.
در نوبت اول مطبوعات وابسته و انتشارات انحرافی با شدت گرفتن شرایط جنگ و فاجعههای هفتم تیر و هشتم شهریور تعطیل شدند. اما در نوبت دوم، که رسیدگی به جرایم مطبوعاتی در دادگاهی با حضور هیأت منصفه انجام میگرفت تعداد شکایات و موارد تخلف بسیار شد و در این نوبت که شعار قانونمندی را همان جریانات مطرح میکردند با بسیاری از انحرافات مطبوعاتی برخورد قانونی شد ولی ادامه برخی شگردها که به نوعی وابستگی به طراحیهای آمریکا در آن عیان بود برخوردهای شدیدتر و جدیتری را با دستگاههای قضایی ایجاد کرد و اجرای قانون را زیر سئوال برد.
نفوذ فرهنگی از طریق شبکههای ماهوارهای رسانههای تصویری و شبکه اطلاعرسانی بینالمللی با شدت تمام در دهه 1370 رسوخ یافت و با قابلیت اثرگذاری چشمگیری بر ذهن و دل نسل جوان کشور وارد عمل شد به گونهای که امروز کمتر ناهنجاری اجتماعی است که وابسته بدان نفوذ یا ملهم از آن نباشد . میتوان گفت آمریکا از آن ابزار با پیچیدهترین شکل آن، در جنگ روانی بر ضد جمهوری اسلامی ایران، استفاده کرده است.
6) تفرقه
تضاد ظاهری منافع بین برخی طبقات اجتماعی لاجرم وجود دارد. در شکل صحیح آن، این تضاد ظاهری باید به بهبود کیفیت محصولات و رشد وجدان کار بینجامد ولی در شکل انحرافی آن، نظیر آنچه با وضع برخی از قوانین در جمهوری اسلامی رخ داده است و با اعمال حمایتهای ناشایست از برخی گروهها و به صورت ابزار سیاسی از گروههای اجتماعی استفاده کردن، آن تضاد به صورت تفرقهای ریشهای که اساس صنعت کشور را کند میکند و به لحاظ کمی و کیفی و اختلال در روند کار و تولید و رقابت بینالمللی ما به وجود میآورد در آمده است. در این سالها، هر جائی که آرامشی وجود داشته است و کار طبیعی خود را دنبال میکرده است کوشش شده که دستخوش بازیهای سیاسی شده و به تضاد و جبههگیریهای داخلی دچار گردد.
7)یأس و بیتفاوتی
مشکلات مختلف اجتماعی در هر دوران و برای هر نسلی به شکلهای جدید بارز میشود. برای حل آن مشکلات باید ابداع و خلاقیت و تدبیر راهحل مناسب یافت و به کار بست و به پیشرفت آن نظارت کرد. عدم توجه به مشلات اصلی مردم و سرگرم کردن آنها با مسائل واهی بتدریج مردم را به یأس میکشاند. بعلاوه در صورتی که برای مشکلات، پس از شناخت صحیح آنها و عوامل مؤثر به آنها، راهحلهای مناسب انتخاب شود ولی آن راهحلها به اجرا گذاشته نشود یا نیمهکاره رها شود، یا بر نحوه اجرای آن و آثار مترتب بر آن نظارت نشود، حالت بیتفاوتی و بیاعتمادی را بر یأس مردم میافزاید. متأسفانه روند بهبودهای عملی و نوآوریها، پژوهش و خلاقیت و ابداع در زمینههای سازندگی که جان تازهای گرفته بود، پس از آن رو به خاموشی نهاد و پژوهش و خلاقیت و ابداع در زمینههای صنعتی، فنی و هنری کند شد و پشتیبانی دولت از آن به شهادت اعتبارات تخصیص یافته و نتایج واقعی بدست آمده و روند مهاجرت مغزها، تضعیف گشت و بهتر است بگوئیم تحت شعاع امور دیگر قرار گرفت.
8) پشتوانه اقتصادی
بنیه اقتصادی هر کشور متناسب است با فعالیتهای سازنده و کار و کوشش و تولید محصولات با دوام و با کیفیت و قابل رقابت در بازار بینالمللی، مجموعه نیروی انسانی فعال و خلاق کشور و کارخانهها و کارگاهها و دفاتر و مراکز خدماتی مهمترین پشتوانه اقتصادی کشور به حساب میآید. وقتی نرخ پول کشور در مقابل سایر ارزها رشد میکند به مفهوم قویتر شدن و استوار شدن آن بنیه و پشتوانه اقتصادی است. روند غیر طبیعی نزولی نرخ پول ایران نسبت به دلار نشاندهنده ضعیفتر شدن ما در جریان سالهای پس از انقلاب، از لحاظ پشتوانه مقایسهای اقتصاد است.
بیان دیگر همین موضوع افزایش مداوم و مرتب قیمتهای کالاها و خدمات است که در نهایت علاوه بر افت نسبی قدرت خرید مردم، قابلیت رقابت ما را نیز در مقایسه با دیگر کشورها کاهش میدهد.
از عوامل کمککننده به این تضعیف بنیه، روند مهار نشده مصرف انرژی توأم با اسراف و تخریب مداوم محیط زیست باید ذکر شود.
هشت- تحلیل شگردهای آمریکا نسبت به امور داخلی ایران
اقدامات آمریکا نسبت به امور داخلی، همانند تحریمهای اقتصادی برنامهریزی شده و دقیق است ولی اسناد آن همگی فاش نیست، در بسیاری از امور آمریکا مستقیماً مداخله نموده، در برخی دیگر به صورت غیر مستقیم اقدام کرده و در برخی دیگر روند طبیعی بر وفق مراد آمریکا بوده و نیازی به مداخله مستقیم نبوده است و تلاش نموده بهترین بهرهبرداری را بکند. یادآوری برخی موارد آشکار برای ورود به این تحلیل مفید است.
1- ترس آوری و محور شرارت
با اینکه آمریکا در پنجاه سال گذشته مهمترین محور ترسآوری دولتی در براندازی بسیاری از حکومتهای مردمی در آسیا و آفریقای مرکزی و جنوبی بوده است و با اینکه آمریکا بیشترین شرارتها را نسبت به کشورهای جهان سوم، بویژه برای تصاحب منابع آنها و بهرهگیری از آنها به عنوان بازار کالاهای بنجل خود روا داشته است، بیشرمانه به نظام جمهوری اسلامی، که بیشترین کشته و مجروح را از آدمکشیها و جنایات ایادی آمریکا یعنی منافقان به خود دیده، و بزرگترین ظلمها را از شرارتهای آمریکا چشیده، نسبت حمایت از ترسآوری و تهمت عضویت در محور شرارت ادعایی خود را میبندند. با اینکه آمریکا بزرگترین صدمات را به تمدن و فرهنگ عالمی و امنیت جهانی و آزادی حقیقی و مردمسالاری واقعی وارد آورده است. تبلیغات کور کننده و استفاده از همهگونه ابزار رسانهای جدید خود را تنها مدافع راه آزادی و تمدن و مردمسالاری معرفی میکند.
2- مبالغه
آمریکا در معرفی خود به عنوان سرچشمه تمدن نوین و حامی مردمسالاری و ارزشهای انسانی آنچنان به غلو میپردازد که بتواند نسل جوان و کم اطلاع از جنایات تاریخی او را، در زیر زرق و برق فرآوردههای فناوریهای جدید و کالاهای فریبا کاملاً مفتون و محسور و مبهوت و در نتیجه منفعل و تسلیم خود نماید.
3- نسبت دروغ
به منظور منفعل ساختن جمهوری اسلامی ایران، آمریکا مبادرت به نسبت دروغ دادن به ایران درباره پناه دادن به عناصر القاعده و ساخت و تکثیر سلاحهای هستهای کشتار جمعی میکند، حال آن که یکی از مظلومترین کشورها در زمینه خسارت خوردن از سلاحهای کشتار جمعی ایران است و هنوز آثار آن جراحات شیمیایی در بیان بسیاری از رزمندگان ما مشهود و باقی است و هر از گاه شاهد شهادت یکی از آن عزیزان به سبب شدت گرفتن عواقب جراحتشان هستیم. ادعای تجهیز به سلاح هستهای نیز صرفاً برای ممانعت از دستیابی ایران به فناوریهای نوین است. اساساً آمریکا هیچ نوع پیشرفت و اقتداری را از ایران تحمل نمیکند و بنابراین با این دروغ پراکنیها سعی میکند ایران را مطرود و منفور عالمیان نشان دهد تا ایران ناگزیر شود نیروی زیادی را برای اثبات کذب ادعای آمریکا و حقانیت خود با تحمل هزینههای گزاف و فرصتهای ارزشمندی که باید صرف پیشرفت و فعالیت سازنده شود به کار گیرد.
4- تأمین اعتبار
آمریکا برای طراحی توطئههای خود در ایران و سازماندهی مخالفان نظام جمهوری اسلامی از پیشبینی بودجه رسمی ابا ندارد. رقم بیست میلیون دلار بخش آشکاری بود که خبر آن منتشر شد و البته گویای آن است که برای بسیاری از اقدامات وابسته به شگردهای جنگ سرد در ایران، دهها برابر مبالغ در بین اعتبارات سری سازمانهای اطلاعاتی، جاسوسی و نظامی دولتی آمریکا منظور میشود.
5- کسب اطلاعات
برنامهریزی و طراحی اقدامات جنگ سرد چه در زمینه اقتصادی و چه در زمینه فرهنگی (غیر از زمینه نظامی که محتاج جاسوسی ویژه است) نیازمند شناخت ایران از لحاظ سیاسی اجتماعی و بویژه آشنایی با سیر تحولات و توجه به عوامل مؤثر و عناصر ذینفوذ است. آمریکا برای دسترسی به چنان اطلاعاتی از طرق مختلف اقدام کرده و میکند: استفاده از عوامل ستون پنجم در ادارات دولتی و تشکیلات حکومتی، استفاده از دانشجویان ایرانی و استادانی که برای فرصت مطالعاتی به آمریکا میروند، بهرهگیری از پژوهشهای مؤسسات دانشگاهی، همکاری با سازمانها و مؤسسات وابسته به دولت یا ظاهراً مستقل ایرانی نظیر آنچه با پرونده نظرسنجی در سال 1381 کشف شد.
نهم- نتیجه گیری
الف- ارزیابی نتایج اقدامات آمریکا
1- جنگ اقتصادی
اقداماتی که آمریکا برای ایجاد محدودیت با محاصره اقتصادی ایران اعمال نمود در زمینه نظامی با توجه به وابستگی تسلیحاتی ایران به آمریکا مشکلاتی را بویژه در دوران جنگ تحمیلی پدیدار ساخت که به تغییر منبع تأمین تسلیحات مورد نیاز و ایجاد تنوع در جنگافزارها و نیز افزایش قیمت واردات به دلیل وابسته شدن به واسطهها انجامید. در زمینه غیر نظامی محاصره اقتصادی موفق نبود هر چند دستیابی جمهوری اسلامی را به دانش فنی پیشرفته مشکل نمود، البته آن محاصره کم و بیش بر قیمت محصولات تأمین شده از خارج افزود.
در هر دو زمینه نظامی و غیر نظامی، محاصره اقتصادی به بیداری مراکز دانشگاهی و مؤسسات پژوهشی ایران و فعال شدن آنها برای دستیابی به فناوری مورد نیاز یا تولید آن، انجامید که نتیجه مثبتی است.
2- جنگ روانی
اقدامات آمریکا در اشاعه فرهنگ اباحیگری و ترویج تمایلات غیر دینی و روشهای غربی، با استفاده از ابزارهای نوین انتقال و پخش اطلاعات و اخبار و انتشار محصولات فرهنگی غربی تا حدود زیادی مؤثر واقع شده و انحرافات فکری، سیاسی، اجتماعی و اخلاقی و مفاسد مختلف اقتصادی و فرهنگی را دامن زده است.
بعلاوه در زمینه تقویت ستون پنجم خود بویژه به کمک مطبوعات وابسته، به موفقیتهایی دستیافته است، البته در مقابل نیز نسل فرهیخته و آگاه جوان را بیدار کرده و ایمان او را به ارزشهای اسلامی که حافظ آزادی و استقلال و نظام مردمی است بیشتر کرده است.
ب- نظریه
با توجه به راهبرد جنگ سرد و نیز تاریخچه سرنوشت جمهوری اسلامی و قرائن و شواهدی که در دست است و به برخی از آنها اشاره شده، به نظر میرسد آمریکا در فقدان راهبرد مشخص برای مواجهه با جمهوری اسلامی ایران، با دستهبندی جمهوری اسلامی در میان مخاصمان خود، راهبرد آزمایش شده جنگ سرد را در مقابله با شوروی و اردوگاه شرق، عیناً به ایران تطبیق داده و تماماً به کار بسته جز درباره ویژگی «مذاکره» که شاید بر مبنای شتابزدگی، خود با قطع یکجانبه مناسبات، راه رسمی آن را بست هر چند بعدها راههای متععد دیگری را برای از سرگیری مذاکره باز کرد.
بنابراین ضمن حفظ هوشیاری نسبت به زمینههای نظامی که آمریکا با گسترش نیروهای خود در افغانستان و عراق و خلیج فارس چیده است و با مهیا شدن و حفظ آمادگی دایمی برای دفاع از خود و خنثیسازی اقدامات آفندی احتمالی، باید عواقب راهبرد جنگ سرد را در مد نظر داشت و جدی گرفت و تمام شگردهای به کار گرفته شده را از نو بررسی و تجزیه و تحلیل کرد و با برآورد دقیق آثار ابزارهایی که آمریکا در دو جنگ اقتصادی و روانی علیه جمهوری اسلامی ایران استفاده کرده به طراحی راهبرد مقابله و راهبرد دفاعی درست در برابر آمریکا پرداخت و بویژه از آماده کردن یا در اختیار گذاردن زمینههای اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و سیاسی داخلی برای بهرهبرداری آمریکا قویاً و موکداً پرهیز کرد.