زلمای خلیلزاد که سالگ را پشت سر گذاشته کسی است که در واشنگتن از او بهعنوان "حلال مشکلات" یاد میشود. با آشناییاش به زبانهای منطقه و با شناخت که از آن ناحیه دارد و نیز با درک سیاسیای که با آموزشهای مبتنی بر اندیشهها نظام و استراتژیک پرورش یافته خلیلزاد اینک به شخصیت مورد اتکا واشنگتن در غرب آسیا بدل شده است. با این همه، بارها پیش آمده که وی در اجرای ماموریتها نظر خود را عوض کرده و سیاستهای متفاوتی در پیش گرفته است. و صد البته در این ماموریتها چه بهعنوان فرستاده ویژه و چه بهعنوان مشاور یا دیپلمات همیشه هم کارنامه موفقیتآمیز نداشته است. ولی با این وجود نفوذ و تاثیر او بهجای کاهش پیوسته رو به فزونی داشته است. و بعد از آنکه مقدمات کار را در افغانستان فراهم آورد حالا آینده عراق است که به تصمیمات او گره خورده است.
او همین چند هفته پیش در صلاحالدین (کردستان عراق) بهعنوان تعیینکننده وضعیت سیاسی عراق پس از صدام. به نیروهای اپوزیسیون اعلام کرد که جایگاهش در دولت آینده عراق کجاست: محرومیت از مصادر مهم حکومت، اما احراز صندلیهای لژ در میان تماشاگران یا بهعبارت دیپلماتیک: "نقش مشورت برای زمامداران موقت آمریکایی." نقش واسطه میان این مشاوران و زمامداران جدید را هم خود خلیلزاد باز خواهد کرد. او برای انجام این وظیفه از بهترین شرایط برخوردار است. خلیلزاد گرچه اصل و نسب پشتون دارد ولی خود در مزارشریف یعنی در بخش ازبکنشین افغانستان زاده شده است. پشتونها در این منطقه همچون نمایندگان پادشاه افغانستان به شمار میرفتند. خلیلزاد کودکی و جوانی را در کابل بهسر آورد و در همین جا هم با زبان انگلیسی آشنا شد. در سالهای دهه هفتاد وقتی که او در دانشگاه آمریکایی بیروت تحصیل میکرد به هواداری از آرمان فلسطینیان روی آورد. بعدتر او برای ادامه تحصیل به شیکاگو (آمریکا) رفت. دانشگاه شیکاگو سنتا زیر نفوذ محافل راست آمریکا بوده است و خلیلزاد نیز بههنگام تحصیل در این دانشگاه به سوی اولین محافل آمریکایی گروید که اینک قدرت را در واشنگتن را در دست دارند.
وی در زمان جیمی کارتر استراتژِیهایی برای مهار کمونیسم بینالملل طراحی کرد و نهایتا این تئوری را پیش نهاد که ایالات متحده در چهارچوب تحکیم موقعیت بینالملل خود و نیز به سبب نیازهای نفتیاش باید کنترل آسیا مرکزی را در دست بگیرد. خلیلزاد که اوایل دهه به تابعیت آمریکا درآمد به سبب آگاهی و آشناییاش با امور افغانستان برای هر دولت در واشنگتن فرد باارزش تلقی میشد. اما بویژه این تعلق فکر خلیلزاد به محافظهکاران بود که راه او را برای ورود به درون دولت ریگان هموار نمود. در سال 1984 یعنی در دورانی که جورج شولتز وزارت خارجه آمریکا را بهعهده داشت خلیلزاد برای مدت یکسال به عضویت شورای برنامهریزی این وزارتخانه در آمد. ریاست این شورا را پل ولفوویتز بهعهده داشت که اینک معاون رامسفلد، وزیر دفاع آمریکاست.
عراق آخرین ماموریت؟ نمیتوان پیشبینی کرد که شیوه عمل و برنامه خلیلزاد در مورد عراق که مذاکرات مربوط به شکلدهی به روندهای سیاسی آن از همین هفته در ناصریه شروع میشود تا چه حد در راستای نظرات و دولت متبوعش پیش خواهد رفت. طرح اولیه پنتاگون برای عراق که خلیلزاد نیز کموبیش از آن دفاع میکند ناظر بر سپردن بیشتر امور عراق بهدست آمریکاییها و بهرهگیری از چهرههای اپوزیسیون عراق بهعنوان مشاور است. با برقراری احتمال ثبات نسبی در عراق و موفقیت خلیلزاد در پیشبرد طرحهای آمریکا در این کشور نمیتوان گفت که ماموریت عمده دیگر در انتظار او نیست، چرا که اگر برنامهها[ی] تندروها در واشنگتن بخواهد تداوم یابد و سوریه و ایران نیز اهداف بعدی تهدیدات عمل آنها باشند، احتمالا برای خلیلزاد هم ماموریتهای جدیدی در راه است.