تاریخ انتشار : ۰۳ بهمن ۱۳۸۹ - ۰۸:۱۵  ، 
کد خبر : ۲۰۲۷۸۹

حدود آزادی‌ها در جمهوی اسلامی

مقدمه: گشایش: طی بیست‌وسه سال گذشته که نظام ساسی جمهوری اسلامی در ایران تأسیس شده و استقرار یافته است. بحث پیرامون حدود و قلمرو آزادی‌ها اعم از آزادی بیان. آزادی مطبوعات یا آزادی‌های اجتماعی و سیاسی یک از مباحث دراز امن و بحث برانگیز بوده است. آنچه در زیر می‌آید متن یک سخنرانی منتشر شده از مرحوم آیت‌الله شهید دکتر بهشتی رئیس قوه قضائیه جمهوری اسلامی است که در 22 بهمن سال 1359 به مناسبت دومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی در قم ایراد شده و اینک به انگیزه فرا رسیدن سالگرد شهادت مظلومانه ایشان تقدیم خوانندگان می‌شود با این دکتر علیرضا بهشتی که متن ویراسته و منقح این سخنرانی را در اختیارمان نهادند کمال سپاسگزاری به عمل می‌آید. گروه فرهنگ و اندیشه

قصد دارم در این خجسته روز، که دومین سالگرد انقلاب است، پیرامون مسأله آزادی و موضع روشن جمهوری اسلامی در رابطه با این دستاورد بزرگ انقلاب سخن بگویم.
آن آزادی که مادر پی آن بودیم چه بود؟ آزادی دو معنا دارد.
یکی آزادی هر فرد در این که هر کاری که مایل بود بکند و هیچ بند و باری در کار نباشد. یعنی، هر کس، هر مرد و هر زن، هر گناه و هر فسق و فجوری که خواست انجام دهد. اما آیا ملت ما در آن ایام که فریاد می‌کرد «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی»، واقعاً خواستار این آزادی بود؟ آیا منظور شما مردم از آزادی این بود که هر زنی، هر مردی، هر انسانی، در ملأعام، هر گناهی و هر فسق و فجور و هر فسادی را که می‌خواهد مرتکب شود؟
هرگز! آیا خواهران ما که می‌خواستند بانوی جمهوری اسلامی آزاد باشد، آزادی در فساد و تبهکاری را می‌خواستند یا آزادی در رشد و کمال و فضیلت را؟
معلوم است که شما هرگز خواستار آزادی به معنای بی‌بند و باری نبودند.
شما اصلاً از بی‌بند و باری نظام گذشته به تنگ آمده بودید.
در زمان رژیم پیشین مردها و زن‌ها در بی‌بندو باری آزاد بودند و لذا لازم نبود که فریاد آزادی به این معنا را سردهند و تظاهرات بکنند.
رژیم، زنان ما را آزاد گذاشته بود تا اگر می‌خواهند برهنه هم به خیابان‌ها بیایند. اگر زنان عزیز ما از آن آزادی پرآسیب و زیانبخش روی می‌گرداندند به خاطر شرافت و ایمان و تقوایشان بود، والا رژیم مانع این آزادی‌ها نبود.
بنابراین، آزادی به معنای بی‌بندو باری اصلاً خواسته وآرمان ملت انقلابی ما نبود.
برادران و خواهران ما خواستار این بوده و هستند که نوع تعلیم و تربیت، برنامه‌های اجتماعی، برنامه‌های حکومتی و نوع امر به معروف و نهی از منکر در جامعه ما به گونه‌ای باشد که فساد، تباهی، گناه، بی‌عفتی، ناپاکدامنی، باده گساری، قماربازی و فسادهای دیگر در جامعه نباشد. پس ملت ما با آزادی به معنای بی‌بندوباری و به معنای این که انسان‌ها در انجام هر فساد و تباهی آزاد باشند مخالفند.
البته لازم است در این رابطه به آقایان روحانیون، به جوان‌ها و غیرجوان‌ها و برادران و خواهران دینی و به پاسداران عزیز و مأموران انتظامی تذکر دهم که همه باید حریمی را که اسلام معین کرده رعایت کنیم.
اگر به شما خبر دهند که کسی در خانه‌اش مشغول گناهی است، آیا شما حق دارید از داریوش بالا بروید تا ببینید که آیا مرتکب آن گناه می‌شود یا نه؟ نه، حق ندارید! حدود اسلام را رعایت کنید! روش اسلام در اینجا مشخص است. اسلام می‌گوید با مجازات و با قدرت جلو گناه مشهود را بگیرید؛ اما گناهی که نامشهود است، گناهی که شاهد ندارد، گناهی که علانیه نیست، اسلام می‌خواهد فقط با تربیت جلو آن را بگیرد. اسلام ضد بی‌بندو باری است؛ اسلام ضد گناه است؛ اما در برخورد با گناه و در اعمال مخالفتش با گناه و بی‌بند و باری روش خاص دارد.
تکیه اسلام در جلوگیری از فساد و بی‌بند و باری، برتقویت ایمان، تهذیب اخلاق و بالا بردن میزان معنویت در انسان است. این تکیه اصلی اسلام است. چه در گناه غیرعلنی و چه در گناه علنی، اسلام می‌خواهد پلیس باطن (یعنی ایمان قلبی) بازدارنده من و شما از گناه و فساد باشد.
اسلام می‌خواهد نظام اقتصادی و نظام اجتماعی نظامی باشد که ریشه‌های گناه ترا بخشکاند. این بخش اول از روش اسلام است.
اما روش اسلام بخش دومی هم دارد. اسلام می‌گوید، علاوه بر استفاده از عامل ایمان، اگر در جامعه کسانی بودند که ایمان در آنها آنقدر قوی نشده که آنها را از گناه و فساد باز بدارد، چنانچه این قبیل افراد در خانه خود گناهی کردند یا در گوشه‌ای که مشهود نیست مرتکب گناهی شدند، نباید عوامل حکومتی به سراغ آنان بروند.
عوامل حکومتی در کجا به سراغ گناهکار می‌توانند بروند؟
در آنجا که گناهکار در برابر چشم شاهدان و در مقابل نظر دیگران گناه کند. اگر گناهکاران را که فاقد شهود است به دادگاه اسلامی ببرند، حتماً مجازات نمی‌شود! حتی بیشتر گناه‌ها طوری است که با اقرار اول هم فرد را مجازات نمی‌کنند. آقایان قضات شرع! آقایان حکام شرع! اینها همه معنی دراد. چرا در اسلام گناهکار را در بیشتر موارد حتی با اقرار اول مجازات نمی‌کنند؟ این نشاندهنده این است که اسلام می‌خواهد با گناه مبارزه تربیتی کند. اسلام مبارزه قدرتی را به جای محدود می‌کند که گنهکار چنان عنان گسیخته باشد که دربرابر دیده دیگران گناه کند، یا آن قدر عذاب وجدان بر او فشار آورد که برای دومین بار و سومین بار و چهارمین بار اقرار و اعتراف کند.
روش اسلام در مقابله با بی‌بندوباری این است. ولی هر روش نشاندهنده یک اصل است:
اینکه اسلام ضدگناه و ضد بی‌بندوباری است. ما با صراحت می‌گوییم، در جمهوری اسلامی شرابخواری آزاد نیست؛
میگساری آزاد نیست؛ قماربازی آزاد نیست؛ زنبارگی و فساد جنسی آزاد نیست؛ دروغ و تهمت و افترا آزاد نیست؛ و نظام جمهوری اسلامی با این گونه فسادها مقابله می‌کند، در درجه اول با به کار بردن شیوه‌های تربیتی و نهادهای اقتصادی و اجتماعی ضدگناه و در درجه دوم، برای گناه‌ها و تخلفات مشهود، با قدرت قانون و دستگاه قانون قضایی. اما راجع به آزادی‌های سیاسی؛ آزادی تشکیل احزاب، آزادی بیان، آزادی در سخنرانی، آزادی مطبوعات، آزادی در نوشتن و بخش کتاب، آزادی در نوشتن و پخش روزنامه و مجلات، آزادی در نوشتن و پخش اعلامیه‌ها، موضع ما چیست؟
این موضع را بر طبق موازین قانون اساسی و موازین اسلامی در این جلسه فهرست‌وار بیان می‌کنیم.
1- آزادی در بیان و آراء و افکار.
الف) انتقاد سازنده و دلسوزانه از مسؤولان در تمام سطوح برای همه آزاد است. تکرار می‌کنم، انتقاد و خرده‌گیری دلسوزانه (و نه مغرضانه)، راست (و نه دروغ)، برای همه مردم، صاحب هر گونه عقیده‌ای که باشند، مسلمان و کافر، عادل و فاسق، شهری و روستایی، ارتشی و غیرارتشی، اداری و غیراداری، روحانی و غیر روحانی، زن و مرد، کوچک و بزرگ، با سواد و بی‌سواد، انتقاد و خرده‌گیری دلسوزانه و راست گویانه از مسؤولان اداره کشور، از خرد و بزرگ، برای همه آزاد است.
شما مردم ایرن مطمئن باشید که ما نمی‌گذاریم کسی، احدی را به دلیل انتقاد از خودمان یا انتقاد از خودمان یا انتقاد از دست اندرکاران دیگر جمهوری اسلامی به هیچ عنوان تعقیب یا تهدید کند.
هر جا که (با صراحت می‌گویم) در هر گوشه ایران، کسی مزاحم و معترض کسی دیگر شود که چرا نسبت به مسؤولان کشور انتقاد و خرده گیری کردن، کار این مزاحمت کننده مورد تنفر ماست.
از همه برادرها و خواهرهای با ایمان، عاشق و شیفته انقلاب تقاضا می‌کنم جو پاک و مطهر جمهوری اسلامی را با این گونه موضع‌گیری‌های مخالف با خواست اسلام و مخالف با موضع‌گیری‌های ما، که شما مردم نسبت به ما لطف و محبت دارید، آلوده نسازید و نگذارید کسی بتواند در داخل ایران یا در خارج ایران بگوید ای بابا، در این رژیم هم که اختناق هست! نخیر آقا، در این رژیم در رابطه با انتقاد صریح و روشن از مسؤولان هیچ اختناقی نیست.
ب) دروغ زنی، شایعه سازی، تضعیف نهادهای مسؤول، مسموم کردن جو اجتماعی، تفرقه‌افکنی، وحدت ویکپارچگی و انسحاء جامعه را به خطر انداختن، با هر وسیله و با هر کیفیت و از هر طریق که باشد، ممنوع است و مسؤولان کشور و خود شما ملت باید جلو دروغ‌زنی‌ها، تهمت‌زنی‌ها، شایعه‌سازی‌ها و تفرقه‌افکنی‌ها را بیگرید. جامعه ما جامعه لیبرال و جامعه‌ای نیست که بگوید آزادید دروغ هم بگویید بعد من می‌روم اثبات می‌کنم که تو دروغ گفتی. نخیرآقا، قوه قضائیه و ضابطان انتظامی قوه قضائیه وظیفه دارند با قاطعیت جلو دروغ زنی و تهمت زنی و شایعه سازی و جوسازی‌های مسموم را بگیرند.
ولی خواهش می‌کنم خود مردم خودسرانه در این زمینه جز در حد افشاگری و روشن کردن اذهان دیگران اقدام دیگری نکنند.
برادران و خواهران، جلوگیری از این انحراف وظیفه است؛ هم وظیفه شما، هم وظیفه مسؤولان. اما وظیفه شما تا حد ارشاد و افشا است. هرجا نوبت به اعمال قدرت و قوه رسید، باید کار را به مسؤولان واگذار کنید؛ اگر مسؤولان نکردند آن وقت شما باید برید از مسؤولان انتقاد کنید که آقای دستگاه قضایی، آقای دستگاه انتظامی، چرا جلو دروغ و تهمت را نمی‌گیرید. خودتان مستقیماً با اعمال قدرت و قوه جلو دروغ و تهمت را نگیرید.
این، کار را به هرج و مرج می‌کشاند. این دستور اسلام است.
ج) آزادی بیان افکار و اندیشه‌ها و عقاید. آیا همه آزادند که مطالب ضد اسلام را منتشر کنند؟
اینجا دیگر صحبت از مسؤولان و حکومت نیست. صحبت از ایمان و صحبت از اسلام است. آیا نشر کتاب‌ها و مقاله‌ها و روزنامه‌ها و مجله‌ها، و به طور کلی نشریه‌های ضد خدا و ضد پیغمبر و ضد اسلام در جمهوری اسلامی آزاد است یا نه؟
من در اینجا می‌خواهم این مطلب را روشن و باز کنم. موضع ما این است که بیان شبهات و اشکالات و ان قلت‌ها و قلت‌ها درباره اصول عقاید اسلامی در جامعه جمهوری اسلامی ایران به یک شرط آزاد است؛ به شرط اینکه همراه باشد با پاسخ روشنگر و توضیحات کافی به این شبهات و ان قلت و قلت‌ها. اگر کسی درباره اصول عقاید اسلامی شبهه‌ای دارد می‌تواند این شبهه را در جلسه‌ای بگوید، به شرط اینکه اجازه بدهد بنده هم بیایم، او شبهه‌اش را بگوید و من هم جوابم را بگویم. ما در رابطه با اصول عقایدمان هم نمی‌خواهیم در یک جو اختناق و خفقان باشیم، ولی می‌گوییم در کجای دنیا اجازه می‌دهند یک نفر بیاید میکروب پخش کند قبل از آنکه یک نفر دیگر لااقل برای واکسن زدن آمادگی پیدا کند. کجای دنیا این طور است؟ ایجاد شبهه و شک و تردید و تزلزل در اعتقاد و ایمان مردم کردن، گاه از پخش میکروب خطرناک‌تر است. اقلاً اگر گفتیم شما آزادید حرفتان را بزنید، یک شرط می‌گذاریم؛ اینکه ما واکسن می‌زنیم شما میکروب پخش کن. این که عیبی ندارد. لازم هم نیست. که ما جلوتر این کار را بکنیم. هر جا کسی درباره عقاید اسلامی و مسائل فکری شک و شبهه‌ای دارد، بگوید یکی از برادرها یا یکی از خواهرها که در آن زمینه مطالعه کرده و ورزیده است، او هم بیاید. او حرفش را بزند، این هم حرفش را بزند، مردم هم در یک جو آرامش گوش کنند و خود انتخاب کنند.
بیان افکار و اندیشه‌ها اگر در چارچوب اسلام باشد که به طور کلی آزاد است. اما اگر متزلزل کننده عقاید مردم است نمی‌توانیم آزادی مطلق بدهیم. ما مواضعمان را صریح می‌گوییم. ما اهل صداقتیم. ما اهل صراحتیم. در چنین حالتی اگر کسانی بخواهند با سخنان و نوشته‌هایشان اصول عقاید دینی مردم را متزلزل کنند می‌گوییم حرفی نیست، تو بیا حرفت را بزن اما شرطش این است که یک نفر صاحب نظر و صاحب بیان و دارای قدرت منطق و استدلال هم که در آن زمینه‌ای که تو صحبت می‌کنی مطالعه دارد، با تو بیاید و به سهم مساوی صحبت کند و شنوندگان روشن شوند و انتخاب کنند.
د) آزادی تشکیل گروه‌ها و احزاب و جمعیت‌ها. رابطه جمهوری اسلامی با احزاب و جمعیت‌های سیاسی و اجتماعی بدین صورت است که ما، احزاب و جمعیت‌های سیاسی را به شش گروه تقسیم می‌کنیم. گروه اول، احزاب و جمعیت‌های سیاسی مسلمان معتقد به اسلام، معتقد به انقلاب اسلامی، معتقد به فقاهت و نقش فقیه ولی امر در جمهوری اسلامی به عنوان یک اصل و معتقد به قانون اساسی جمهوری اسلامی. این گونه احزاب و گروه‌ها هر چند تا که باشند آزادند. جامعه جمهوری اسلامی جامعه تک حزبی نیست. همین الان از این نوع اول از احزاب و جمعیت‌ها فراوان وجود دارند و رابطه‌شان هم با هم معمولاً رابطه‌ای برادرانه و مبتنی بر تعاون و بر تقوی است.
نوع دوم احزاب و جمعیت‌هایی هستند که اسلام را به عنوان یک مکتب و یک نظام باورند ولی در برخی مسائل طرز تفکرشان مورد قبول نوع اول نیست و با آنها فرق دارد و بویی از التقاط از اندیشه‌هایشان به مشام می‌رسد و به طور خالصی اسلامی به نظر نمی‌آیند و فقها و فقاهت و رهبری ما آنها را دارای اندیشه‌ خالص اسلامی نمی‌شناسد، اما لجوج هم نیستند و بر انحرافشان لجاجت نمی‌کنند، بلکه حاضرند به حرف حساب گوش کنند به بچه‌ها و هوداران و اعضای خود امکان گفت و گو با صاحبان عقیده اسلامی خالص را می‌دهند. اینها به اسلام معتقدند. اسلام را به عنوان یک نظام اجتماعی قبول دارند. ولی در اندیشه اسلامیشان یک چیزی به چشم می‌خورد، به طوری که فقاهت ولی امر، آنها را به عنوان اسلام خالص قبول ندارد. اما با جمهوری اسلامی سر جنگ و دعوا ندارند. با نظام اسلامی متکی بر فقاهت و نقش فقیه ولی امر سر جنگ و دعوا ندارند. در بحث‌ها و گفت و گوها حاضرند آزاداندیشی کنند. این گروه دوم در جمهوری اسلامی آزادند. آزادانه می‌توانند فعالیت کنند. آزادانه می‌توانند جلسات بحث و گفت و گو داشته باشند. می‌توانند سخنرانی کنند. می‌توانند نشریات داشته باشند.
نوع سوم احزاب و جمعیت‌های ملی‌گرا هستند که طرفدار نظام اسلامی نیستند و قبول ندارند که ما می‌توانیم امروز یک جامعه اسلامی بر پایه اسلام به وجود بیاوریم. همه‌اش از ایران مستقل آزاد حرف می‌زنند. شعارشان ایران مستقل آزاد است. اما مزدور بیگانه هم نیستند دشمن جمهوری اسلامی هم نیستند. قبولش ندارند اما دشمنش هم نیستند. توطئه هم علیه آن نمی‌کنند. در آنها احیاناً افرادی که اهل نماز و روزه باشند فراوانند؛ فقط نظام اسلامی را قبول ندارند، والا اسلام را به عنوان یک دین برای فرد قبول دارند. از اینها خیلی داریم. احزاب و جمعیت‌هایی که به اسلام به عنوان یک نظام معتقد نیستند؛ ملی‌گرا هستند؛ معتقد به ایران مستقل آزاد هستندبا اسلام هم سر جنگ ندارند؛ می‌گویند اگر جمهوری دموکراتیک یا جمهوری آزاد ایران یا جمهوری به تنهایی بود بهتر بود. این گروه سوم به شرط اینکه‌ آن چه را گفتیم رعایت کنند آزادند و کسی مزاحم آنها نیست. آزادند حزب داشته باشند، سازمان داشته باشند، نشریه داشته باشند، به شرط اینکه در نشریاتشان دروغ نگویند، تهمت نزنند، شایعه سازی نکنند. در اصل بیان آراء و افکارشان آزادند و در فعالیت سیاسی‌شان هم آزادند.
گروه چهارم احزاب و جمعیت‌هایی هستند که ایدئولوژیشان ضداسلام است. اسلام را قبول ندارند. با اسلام می‌خواهند مبارزه فرهنگی کنند، ولی با جمهوری اسلامی مبارزه سیاسی یا درگیری‌های توطئه‌آمیز ندارند. فقط در صدد مبارزه فرهنگی با اسلام و جمهوری اسلامی هستند.
اعتقاداتشان الحادی است. اعتقاداتشان ضد اسلام است. اینها هم در چارچوبی که برای بیان آراء و افکار الحادی عرض کردم می‌توانند باشند و کار بکنند و کسی مزاحم اینها نیست.
پنجم احزاب و جمعیت‌هایی که برضد جمهوری اسلامی انواع توطئه را می‌کنند، منتهی توطئه‌هاشان به حد توطئه مسلحانه و قیام مسلحانه نمی‌رسد.
ششم هم آنها هستند که توطئه می‌کنند و حتی تا مرز قیام مسلحانه بر ضد جمهوری اسلامی پیش می‌روند. موضع جمهوری اسلامی ما در برابر این دو گروه اخیر، یعنی احزاب و سازمان‌ها و انجمن‌ها و جمعیت‌هایی که ضد جمهوری اسلامی توطئه می‌کنند (غیر مسلحانه و مسلحانه) این است که دولت جمهوری اسلامی ما این دو گروه را ضد اسلامی و غیر قانونی می‌داند و دستگاه قضایی و انتظامی ما با این گروه با قدرت و قاطعیت برخورد می‌کند.
ما صریحاً می‌گوییم، همانطور که در قانون اساسی آمده است، آزادی سیاسی بله ولی آزادی توطئه نه.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات