زهرا عباسی
پس از شکست مذاکرات به اصطلاح سازش، تشکیلات خودگردان فلسطین برای بازگرداندن وجهه خود بار دیگر به چارچوب مذاکرات فلسطینی (آشتی ملی) برگشت تا شاید بتواند از این طرح به عنوان راهبردی برای فشار برنتانیاهو و بازگرداندنش به میز مذاکرات سازش سود ببرد. تشکیلات رام الله طرح یک طرفه دولت مستقل فلسطینی را به سازمان ملل ارائه داد تا از این اهرم نیز برای فشار بر رژیم صهیونیستی استفاده کند.
مسئله اساسی این است که آیا تشکیلات خودگردان فلسطین واقعا به دنبال آشتی ملی و حل اختلافات با جنبش حماس است یا بار دیگر درصدد است برگزاری نشست آشتی ملی را به تعویق بیندازد، همان طور که در نشست های اخیر این مسئله انجام شد.
کارشناسان سیاسی منطقه معتقدند تصمیمات تشکیلات خودگردان و به ویژه محمود عباس رئیس آن نه از سوی خود او بلکه از سوی مراکز تصمیم گیری ریاض، قاهره، واشنگتن و تل آویو اتخاذ می گردد. به همین دلیل هیئت شرکت کننده در نشست بعدی فتح و حماس با توجه به تمامی ملاحظات مراکز تصمیم گیرنده باید وارد میز مذاکره شود.
یکی از مهم ترین مسائلی که هنوز بین دو طرف لاینحل باقی مانده مسئله امنیت دو طرف است. سیستم های امنیتی تشکیلات خودگردان ماه ها و سال هاست که جنبش حماس و طرفداران آن را تحت فشار قرار داده اند و به عناوین مختلف مبارزان حماس را بازداشت، زندانی و شکنجه می کنند.
دستگاه امنیتی تشکیلات خودگردان تبدیل به بازوی فعال رژیم صهیونیستی در کرانه باختری شده است و روزی نیست که این نیروهای امنیتی هواداران حماس را دستگیر و بازجویی نکنند.
حماس معتقد است محمود عباس برای مقابله با سیاست های خیره سرانه رژیم صهیونیستی و آمریکا باید رویکردی صادقانه به آشتی ملی داشته باشد و به انواع مختلف هماهنگی امنیتی که تنها به سود اشغالگر است، پایان دهد.
مشخص کردن وضعیت سرویس های امنیتی براساس مشارکت ملی میان گروه های فلسطینی می تواند ضامن حقیقی موفقیت هرگونه توافق آشتی باشد. همچنین راه مقابله با جانبداری مغرضانه آمریکا از رژیم صهیونیستی، برقراری آشتی ملی مبتنی بر پایبندی به ارزش ها و مشی مقاومت است.
تعیین تکلیف مبحث امنیتی برای تضمین پایداری و تداوم هرگونه آشتی ملی ضروری است و موضوع سرویس های امنیتی بسیار حساس بوده و بایستی با تفاهم ملی حل و فصل شود.
برای رسیدن به توافق واقعی، پایدار و متداوم باید مسئله تفاهم ملی به صورت ریشه ای حل و فصل شود.
یکی دیگر از مسائلی که بین جنبش های فتح و حماس لاینحل باقی مانده مسئله برگزاری انتخابات سراسری در تشکیلات خودگردان است.
جنبش حماس و به طور کلی ملت فلسطین محمود عباس و تشکیلات خودگردان را نماینده واقعی مردم فلسطین نمی دانند و معتقدند که هرچه زودتر محمود عباس باید از سمت خود استعفا کند درحالی که عباس بارها اعلام کرده که از پست خود کناره گیری نخواهد کرد و همچنان بر ریاست تشکیلات تکیه خواهد زد.
با وجود این، به رغم تمام فشارهایی که صهیونیست ها، کشورهای عربی و حتی تشکیلات خودگردان فلسطین بر نوار غزه وارد کرده است، حماس روز به روز پایگاه مردمی گسترده تری را به خود اختصاص می دهد و جایگاه خاصی در میان مردم غزه و منطقه پیدا کرده است.
پیروزی حماس در انتخابات پارلمانی گواه دیگری بر محبوبیت حماس در بین مردم فلسطین بود لیکن با وجود برگ های برنده ای که حماس در اختیار دارد به ویژه مقاومت و ایستادگی قهرمانانه ای که در جنگ 22 روزه غزه مقابل رژیم صهیونیستی از خود نشان داد اما بر هیچ کس پوشیده نیست که توافق فتح و حماس به نفع تل آویو و واشنگتن و برخی از کشورهای منطقه نیست و مسلما با این گفت وگوها مخالفت می شود. به همین دلیل در صورت برگزاری نشست آشتی ملی هم توافقی حاصل نخواهد شد.
گرچه همه طرف های فلسطینی و عربی آشتی ملی فلسطین را یک ضرورت و حتی در چارچوب نیازهای امنیت ملی فلسطین ارزیابی کنند اما راه رسیدن به این آشتی راه سخت و پرسنگلاخی است و تجربه هم ثابت کرده که با امیدواری نمی توان از چنین چالش هایی با موفقیت عبور کرد. از این رو با وجود آن که نشستن مجدد فلسطینیان دور یک میز به خودی خود مسئله امیدوارکننده ای است اما باز کردن گره مشکل اختلاف فتح و حماس آن هم از داخل کلاف سردرگم مشکلات منطقه ای نه تنها کاری دشوار بلکه ناممکن است.