* این گونه به نظر می رسد که ادعای ایده خیر خواهی ذاتی انگلیس در جهان در فرهنگ این کشور غیر قابل تردید شده است. چرا شما فکر می کنید که مردم انگلیس به عنوان یک ملت، به سختی می توانند حقیقت را درباره پیشینه امپریالیسم انگلیس بپذیرند؟
** من بر این عقیده ام که انگلیسی ها در مورد باور به خیر خواهی ملی تنها نیستند، ولی با این حال، گذشته امپریالیستی انگلیس این ادعا را بسیار مضحک می سازد. در واقع، ضعف تفکر چپ یکی از مسائل جالب توجه در مورد انگلیس می باشد. در حالی که دوره هایی از منازعه طبقاتی شدید در تاریخ انگلیس وجود داشته است، ولی این منازعات هرگز به ظهور جناح چپ توده ای سازمان یافته منتهی نشد تا این نوع سیاست ضد امپریالیستی بتواند به طرز کارآمدی، دیدگاه نهادینه شده از امپریالیسم بریتانیا چه در قرائت های لیبرال یا محافظه کار را مورد چالش قرار دهد. در عوض شاهد حضور حزبی در دولت به نام کارگر بودیم که همواره از سیاست های امپریالیستی حمایت کرده و در درون آن مخالفین امپریالیسم همیشه در اقلیت به سر برده اند. با حضور میلیبند در راس حزب کارگر، عملا شاهد فردی هستیم که به طور کامل از جنگ عراق پشتیبانی کرد و همواره به دنبال سرپوش گذاشتن بر شکنجه های انجام شده توسط نظامیان غربی بوده است.
با این شرایط، اصلا تعجب برانگیز نیست که چرا مخالفت با امپریالیسم حداقل در فرهنگ رسمی به حاشیه رانده شده است. با این حال باید اعتراف کرد که ماجراجویی های امپریالیستی انگلیس همواره با مخالفت داخلی مواجه بوده و از این رو افراد، سازمان ها و بعضی اوقات جنبش های عمومی نیز وجود داشته اند که به مخالفت با امپریالیسم انگلیس برخاسته اند. یکی از مسائلی که تلاش داشتم تا در کتاب خود نشان دهم این بود که همواره در انگلیس مخالفت هایی با امپریالیسم این کشور رخ داده است. تاریخ نشان می دهد که هر گاه طبقه کارگر انگلیس برای منافع خود مبارزه کرده، از سوی دیگر در پی نوعی همرنگی با مبارزات مردمان دیگر نیز برآمده است. هم اینک با نوعی مبارزه دشوار و همچنین کوشش برای اعتراف به واقعیت های امپریالیسم انگلیس مواجه شده ایم. تلاش دولت جدید برای درگیر ساختن نیال فرگوسن به تدوین دوره آموزشی تاریخ برای مدارس، این مسئله را به روشنی نمایان می سازد. با این حال مقاومت فزاینده در داخل و همچنین در خارج، مواضع ما را تقویت کرده و موجب ترویج دیدگاههای ضد امپریالیستی خواهد شد.
* به نظر شما پیشینه امپریالیستی انگلیس چه اهمیتی در شناخت جغرافیای سیاسی نوین جهان دارد؟
** در واقع این مسئله از ابعاد متعددی برخوردار است. اول از همه اینکه تا اندازه زیادی ریشه های بحران های کنونی جهان را می توان در تاریخ امپریالیستی انگلیس مشاهده کرد. خاورمیانه را می توان بارزترین نمونه این ادعا به شمار آورد. رژیم صهیونیستی در راستای تحکیم سلطه امپریالیستی انگلیس بر خاورمیانه پایه گذاری شد و دولت های بعدی انگلیس نیز در این راستا تصمیم گرفتند تا هر گونه حقوق فلسطینی ها در سرزمین خود را انکار نمایند. البته این خط مشی قبل از به اصطلاح هولوکاست رخ داده بود و باید دانست که یهودی ستیزی اروپایی ها موجب شد تا یهودیان اروپا به دنبال سکونت در فلسطین برآیند. در واقع مردم فلسطین هنوز هم بهای سیاست های انگلیس را می پردازند. به طور کلی، تاریخ امپریالیسم انگلیس، واقعیت های حکومت امپریالیستی و منازعات امپریالیستی آن را آشکار ساخته و امروزه نیز این واقعیت ها به همان منوال تکرار می شوند. همان طور که نیروهای آمریکایی و انگلیسی هم اینک در عراق با شورش و ناآرامی مواجهند، انگلیسی ها در اوایل دهه 1920 نیز در عراق با شورش و ناآرامی روبرو شده بودند. به همین منوال، جنگ کنونی در افغانستان، چهارمین باری است که انگلیس ارتش مهاجم خود را به این کشور اعزام نموده است و این تهاجمات نیز معمولا به شکست یا فاجعه منجر گردیده اند. گرچه ما به اصلاح صلح دوست و افغان ها جنگ طلب هستند، ولی آنها تاکنون عملا هرگز به انگلیس حمله نکرده اند و در عین حال دولت های انگلیس به طور مضحکی ادعا می کنند که نیروهای انگلیس برای محافظت از خیابان های انگلیس در افغانستان حضور یافته اند. ابعاد ژئو استراتژیک امپریالیسم کنونی انگلیس هم اینک نیز تشابه بسیار زیادی با قرن های نوزدهم و بیستم دارد.
* امروزه تا چه اندازه امپراتوری انگلیس وجود دارد؟
** هم اینک دولت انگلیس نقش شریک فرودست امپریالیسم ایالات متحده را ایفا می کند. به اصطلاح "روابط ویژه" بین دو این کشور اغلب به عنوان مسئله ای عاطفی نمایانده می شود. ولی در واقع، این روابط کلا به منافع طرفین مربوط می باشد. طبقه حاکمه انگلیس دارای منافع جهانی است، ولی مدتهاست که از ماشین دولتی قوی که بتواند از این منافع محافظت کند، برخوردار نبوده و در عوض از ماشین دولتی ایالات متحده انتظار دارد تا این کار را انجام دهد. به همین دلیل است که نیروهای انگلیسی به عراق و افغانستان اعزام شدند و به همین خاطر هم وزرای جدید حزب کارگر بر رسوایی های شکنجه سرپوش می گذارند. نیروهای نظامی و تشکیلات دفاعی انگلیس از جمله صنایع نظامی آن به طور فزاینده ای با مجمتع های صنعتی -نظامی ایالات متحده ادغام یافته اند. این مسئله هرگز در رسانه ها، پارلمان و حتی محافل دانشگاهی انگلیس مورد بحث قرار نمی گیرد.
تا زمانی که تشکیلات نظامی انگلیس این وضعیت را داشته باشند، برای انگلیس مهم خواهد بود که به منظور تداوم توان خود برای جا زدن خود به عنوان یک قدرت جهانی، همچنان سلاح های اتمی در اختیار داشته باشد. تشکیلات نظامی انگلیس برای داشتن این سلاح ها کاملا به ایالات متحده وابستگی دارند و این مضمون ناگفته را باید مدنظر داشت که تا زمانی که خط مشی خارجی انگلیس به طور بنیادینی پیرو محض وزارت خارجه ایالات متحده است، این سلاح های نیز همچنان وجود خواهند داشت. به موازات تضعیف جایگاه بین المللی امپراتوری ایالات متحده، این وضعیت دشواری های فزاینده ای نیز برای دولت های انگلیس به دنبال خواهد آورد. هم اینک، ارتش انگلیس در راستای خدمت به عمو سام در مخمصه بزرگی گرفتار آمده و به نظر هم نمی رسد که افغانستان آخرین تقاضای آمریکایی ها برای نیروهای نظامی انگلیسی باشد.
* شماری از فجایعی که شما در کتاب خود برشمردید همچنان نیز در حال تداوم هستند. آیا فکر نمی کنید که پویایی نژاد پرستانه امپریالیسم، ارتکاب این نوع اقدامات دهشت بار توسط نیروهای انگلیسی را آسان تر می سازد؟
** شکی نیست که سرکوب بیش از حد شورش های کنیا در دهه 1950 به واسطه این واقعیت ممکن می شد که قربانیان آن سیاه پوست بودند. غیر قابل تصور است که دولت انگلیس، سفید پوست ها را به اتهاماتی مثلا سوگند دروغ خوردن حلق آویز کند. این مسئله یکی از ویژگی های سرکوب استعمار گرانه انگلیسی به نظر می رسد. با این حال توان دولت انگلیس برای اهریمنی جلوه دادن دشمنان خود از هر رنگ و دینی را نباید دستکم گرفت؛ ولی در هر حال نژاد پرستی انگلیسی مطمئنا این کار را آسان تر می سازد. با این وجود من هنوز امیدوارم که در انگلیس به جای مجسمه ژنرال سِر هنری هاولاک، یا بسیاری دیگر از قصابان امپریالیسم انگلیس که هنوز هم در پایتخت انگلیس پاسداشته می شوند، شاهد به نمایش درآمدن تندیس دیدان کیماتی مبارز راه آزادی کنیا باشیم. از این رو ما هنوز راه بسیار طولانی را در پیش داریم.