تاریخ انتشار : ۱۶ بهمن ۱۳۸۹ - ۱۰:۴۶  ، 
کد خبر : ۲۰۴۲۰۱

بازتعریف شکست ارتش صهیونیستی در غزه


بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
در سالگرد شکست سنگین ارتش صهیونیستی در جنگ 22 روزه علیه غزه، اظهارات و رویدادهائی غیرمنتظره، بر سرنوشت این جنگ اثر می‌گذارد که نباید از کنار آنها به سادگی گذشت.
"ایهود اولمرت" نخست‌وزیر وقت رژیم صهیونیستی با انتشار کتابی، ایهود باراک، وزیر جنگ وقت را به تکروی، ترس و "گریختن از غزه" متهم کرده و وی را مفصلاً مورد شماتت قرار داده است.
اگرچه اظهارات و مواضع اولمرت بسیار گزنده و متنوع است ولی اصلی‌ترین محورهای مواضعش را می‌توان اینگونه فهرست کرد و در واقع به "بازتعریف شکست ارتش صهیونیستی در غزه" پرداخت:
- باراک فردی ترسو، بزدل و به شدت تکرو است که راحت‌طلبی را برگزید. او ضمن فرار از غزه، "آتش‌بس با حماس" را بر جنگ ترجیح داد و عجولانه دست به عقب‌نشینی از غزه زد.
- باراک تمامی طرحهای شورای وزارت امنیت اسرائیل در خصوص براندازی کامل "حماس" و پایان‌دادن به سلطه‌اش در غزه را مسکوت و ناکام ساخت. او به هیچ یک از طرح‌ریزیها پایبند نبود و عملیات جنگی در غزه را "زود هنگام" به پایان برد.
- شورای وزیران اسرائیل دستور جذب 60 هزار سرباز ذخیره را صادر کرده بود ولی باراک فقط 20 هزار سرباز را فراخواند و همین مسئله عملیات جنگی در غزه را محدود ساخت و باعث شکست اسرائیل شد.
- من در شورای وزیران، گزارشی از وضعیت جنگی در غزه ارائه کردم ولی باراک اطلاعات متناقضی داد و می‌گفت از افسران مورد اعتمادش خبرهائی گرفته که با اطلاعات من، سازگار نبود.
- باراک مسئول پیروزی حماس و شکست اسرائیل است. او بدون اطلاع دولت و به تنهائی، چارچوب توافقنامه آتش‌بس را از طریق وزیر خارجه فرانسه و بدون ابلاغ به کادر وزارتی(هیئت دولت) پذیرفته و در واقع مسئول شکل‌گیری این فاجعه است.
البته پاسخ‌های "ایهود باراک" وزیر جنگ وقت به "ایهود اولمرت" هم شنیدنی است:
- من در مقام محاکمه و پیگرد قانونی اولمرت نیستم. اما به زودی در دادگاهها، حرفهای تازه‌ای در باره اولمرت خواهیم شنید. او در دادگاه، دیگر نمی‌تواند چرند بگوید و دروغ‌پردازی کند.
- یادداشتهای اولمرت، سراسر دروغ و افترا است. او فعلاً مستحق لطف و محبت است چون به شدت احساس سرخوردگی و شکست می‌کند. اولمرت به تنهائی، مجموعه‌ای از شکستها و ناکامیهای تاریخ معاصر اسرائیل است. حرفهایش نشان می‌دهد هنوز هم گیج و بی‌اطلاع است و برای تبرئه‌کردن خودش دیگران را متهم می‌کند.
صرفنظر از این دعواهای شخصی میان سران رژیم صهیونیستی که در سالهای اخیر در مقیاس وسیعی "رسانه‌ای" شده و یکدیگر را به نادانی، بی‌کفایتی، دروغ‌پردازی و تکروی متهم می‌کنند، اولمرت انصافاً مسئول اصلی شکست‌ها و ناکامیهای آشکار و پنهان رژیم صهیونیستی در دوران اخیر بوده است. هیچکس رجزخوانی‌های اولمرت در جنگ 33 روزه علیه لبنان و جنگ 22 روزه علیه غزه را فراموش نکرده است. نباید از نظر دور داشت که کمیته تحقیق دولتی "وینوگراد" اولمرت را ستون اصلی شکست در جنگ 33 روزه معرفی کرد. اولمرت تنها نخست‌وزیر تاریخ موجودیت منحوس رژیم صهیونیستی است که دو شکست عظیم و غیرقابل جبران را در پرونده خود دارد.
در گزارش کمیته "وینوگراد" تصریح شده است که اولمرت فاقد سوابق جنگی و فرماندهی نظامی است و ناتوانی آشکاری در تصمیم‌گیری‌های لازم در سطح فرماندهی جنگ از خود بروز داده و شکست ارتش صهیونیستی عمدتاً از ناحیه بلاتکلیفی و بلاتصمیمی بوده است. اظهارات اخیر اولمرت در کتاب جدیدش نیز دقیقاً از همین دیدگاه قابل بررسی و حتی قابل پیگرد قضائی علیه اوست که اعتراف می‌کند فرماندهی جنگ را به جائی رسانده که وزیر دفاع، شخصاً برای مهار اوضاع و پایان‌دادن به شکست‌ها و ناکامی‌ها وارد عمل شده و آتش‌بس را پذیرفته است. در همان حال، اولمرت و حامیانش در انگلیس و آمریکا بر طبل جنگ می‌کوبیدند و خواستار ادامه جنگ تا نابودی کامل حماس بودند.
حتی ادعای اولمرت برای احضار 60 هزار نیروی تازه‌نفس ذخیره هم نشانگر آنست که وی از واقعیت‌های عینی در آن زمان هم آگاه نبوده است. در واقع وقتی نیروهای ارتش صهیونیستی از جبهه می‌گریخته‌اند و برترین‌ نیروی تهاجمی و نیروهای ویژه موسوم به "تیپ گولانی" از هم پاشیده و منهدم شده و فرماندهش به هلاکت رسیده، دیگر کسی حاضر به خودکشی و پیوستن به ارتش صهیونیستی برای اعزام به خط مقدم جنگ علیه غزه نبوده است تا برای اولمرت و اشغالگران، معجزه کند و کاری از پیش ببرد.
گویا اولمرت فراموش‌ کرده است که صهیونیستهای مهاجر به امید زندگی بهتر و با فریبکاری برای ورود به "ارض موعود" به فلسطین اشغالی اعزام شده‌اند و حالا به خاطر خوشایند اولمرت و باراک بایستی به کام مرگ بروند و به هلاکت برسند. البته باراک و ارتش صهیونیستی در غزه دست به هر جنایتی زدند و از بمب‌های ناپالم و فسفر سفید گرفته تا بمب‌های دو زمانه و تاخیری، در غزه علیه مردم بی‌دفاع فلسطین سوءاستفاده کردند ولی بازهم نتیجه‌ای عایدشان نگردید.
شکست در غزه و لبنان، شکست اولمرت و باراک نبود و حتی فقط شکست ارتش صهیونیستی نیز محسوب نمی‌شد بلکه این شکست بزرگ و تاریخی استعمار سیاه غرب است که تاروپود رژیم اشغالگر صهیونیستی را همچون کرباس، از هم درید و افسانه شکست‌ناپذیری اسرائیل را برای همیشه باطل نمود. وقتی صهیونیست‌ها رسماً اعتراف می‌کنند به نمایندگی از غرب در قلب دنیای اسلام، دست به شرارت و جنایت می‌زنند، در واقع شکست آنها شکست و رسوائی و ناکامی غرب نیز محسوب می‌شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات