سال 89، جریان اپوزسیون دانشجویی رقم خورد
اگر نگوییم در شرایط فعلی حرکت دانشجویی وابسته، همچون سلف خویش، جنبش سبز به کما رفته است، اما اغراق نیست که ادعا شود، انزوای زودرس دامن آن را فراگرفته است. جریان دانشجویی پرمدعا که البته تنها نقطه امید رهبران فتنه نیز محسوب می شود، چنان به محاق رفته است که برای حیات مجدد و سرپا ایستادن نیازمند تحولی اساسی است. این جریان که
بعد از فتنه برای مدت هرچند کوتاهی، دانشگاه را به میدان نبرد خود تبدیل کرده بود و از هیچ فرصت وبهانه ای برای اعلام وجود فرو گذار نمی کرد، اکنون کارش به جایی رسیده است که برای فراخوان ها و اطلاعیه های رسمی خود به شیوه گروهک های زیر زمینی متوسل شده و به پخش شبنامه ها و شعارنویسی در پستوهای دانشگاهها اکتفا می نماید. شبنامه ها و شعارهایی که مخاطبش جزخود نویسندگان آن نیست.
نکته مهمتر این است که این حد انزوا و رخوت در میان اپوزسیون دانشجویی (اعم از چپ و لیبرال و اخیرا اصلاح طلب ) در عمر سی ساله جمهوری اسلامی بی نظیر است. در طول سالهای گذشته گرچه این جریان همواره در اقلیت بوده است، ولی همان اقلیت نیزبا شور و شوق در دانشگاهها عرض اندام می کردند. وضعیت کنونی حاکی از آن است که گویا تعقل و منطق به میان همین اقلیت باز گشته است چرا که متوجه شده اند که تقلاهایی چنین اندک و خرد در میان خیل دانشجویان اصیل به چشم نمی آید. به گونه ای حتی از سبزنامیدن خود نیز ابا دارند و بیشتر خود را در قالب جمعی از دانشجویان ، ما دانشجویان و... معرفی می کنند.
یأس سران فتنه از دانشگاه
در طول یک سال گذشته که رهبران فتنه با عدم اقبال مردم مواجه بودند، در چند فرصت بخت خود را برای تحریک و به صحنه کشاندن دانشجویان آزمودند. لیکن ترفندهای آنان دیگر حتی در میان حامیان اقلیتشان نیز رنگ باخته است. کروبی و موسوی و خاتمی در فرصت هایی مانند 22 و 25 خرداد، 18 تیر، آغاز سال تحصیلی ، 13 آبان و نهایتا 16 آذر تلاش مضاعفی برای این منظور به کارگرفتند. فرصت هایی که با عدم استجابت دانشجویان سوخت و آرزوهای رهبران فتنه برباد رفت. 16 آذر اوج این بخت آزمایی بود. شاید بر اساس تجربه بهمن ماه گذشته که در عرصه افکار عمومی پیش آمد، تمام توان خود را به کار گرفتند تا با ایجاد برخی تحرکات خیابانی، از تکرار آن تجربه تلخ جلوگیری نمایند. برهمین اساس مهمترین دستور کار برای 16 آذر تزریق امید و انرژی در میان اقلیت دانشجویی بود.
موسوی البته با دستپاچگی هنوز اذرماه آغاز نشده بود، پیام روز دانشجو را صادر کرد و اعلام کرد«سه میلیون دانشجو سرمایه جنبش دانشجویی است» ادبیاتی که نوعی هندوانه زیربغل دادن بود تا اقلیت نا امید روحیه خود را بازیابند. کروبی و خاتمی نیزتلاش نمودند با تنفس مصنوعی هم شده این اقلیت را احیا کنند. یکی از موارد نادری که اتفاق افتاد، حضور سید محمد خاتمی در منزل یکی از فعالین دانشجویی (بهاره هدایت) بود. این اتفاق که با رویه های سابق خاتمی در تضاد بود ، از روند معکوسی خبر می دهد. روندی که طی آن رهبران فتنه شمع در دست دنبال یار و انصار می گردند و با این نوع دیدارها می خواهند با نا امیدی و یأس حاکم ، به مقابله برخیزند. در حالی که همواره این دانشجویان بودند که دنبال رهبران سیاسی - مذهبی و تئوری پرداز می رفتند تا حرکت خود را مشروع و اصیل نشان دهند.
دفتر تحکیم، شیوه های جدید مبارزه یا توجیه انزوا؟
با پیش آمدن وضعیت موصوف در میان حامیان دانشجویی فتنه ، تشکل غیرقانونی و چند نفره دفتر تحکیم تلاش نمود با انتشار بیانیه ای، به اصطلاح راهکارهای جدید مبارزه مسالمت آمیز دانشجویی را کلید بزند. سند منتشر شده به نام این تشکل صوری ، در حقیقت قدمی بود در توجیه وضعیت حاکم و پیش بینی ریزش هرچه بیشتر نیروها در بزنگاه 16 آذر 89. البته تشکل مذکور از سال قبل رسما اعلام کرده بود که به دلیل شرایط موجود و اعمال محدودیت ها، توان برگزاری مراسمات رسمی را ندارد. اعلامی که مورد پذیرش نبود . چرا که اغلب برنامه های این تشکل و دیگر اقلیت های حامی فتنه بدون مجوزهای قنونی ترتیب می یافت و اگر دفتر تحکیم نیز عده و نفراتش را داشت به طی روند قانونی وقعی نمی نهاد. امسال نیز طیف مذکور با پیش بینی عدم اقبال دانشجویان به دعوت ها و فراخوانهای خود ، با انتشار این بیانیه کوشید یک گام به جلو رفته و برای شرایط موجود پاسخی داشته باشد.
16 آذر میخ آخر بر تابوت فتنه دانشجویی
گرچه با اتفاقات یک سال اخیر می شد پیش بینی کرد که دیگر اثری از اعتراضات و آشوب های اقلیت دانشجویی در 16 آذر نخواهد بود. لیکن رهبران فتنه حداکثر تلاش خود را به کار گرفتند و معدود عناصر فتنه در دانشگاهها نیز دست به کار شدند. اما آنچه که در عمل اتفاق افتاد، برخلاف ابراز خشنودی دلخوش کن سید محمد خاتمی از برگزاری مناسب مراسم روز دانشجو، اثری از ادعاها و جنب و جوش های سال های گذشته این جریان نبود. تا جایی که دانشجو نیوز سایت متعلق به طیف های غیر قانونی دانشجویی، که اساسا نشر اکاذیب و جنگ روانی جزو ماهیت وجودی آن است، نتوانست منکر این واقعیت شود و ضمن اعتراف به نبود برنامه های گسترده برای این روز، مدعی شد که وضعیت فعلی، حاصل دعوت از دانشجویان برای سکوت و آرامش بوده است. اعتراف سلمان سیما از عناصرسازمان ادوار تحکیم وحدت به انفعال جریان مطبوعش نیزپرده دیگری از انزوا و شکست را در میان جریان برانداز در دانشگاهها به نمایش می گذارد. وی که از جنبش سبز تحت عنوان بیماری که روی تخت بیمارسات است یاد می کند، برنامه های چند نفره در سطح برخی از دانشگاهها در روز دانشجو را فراتر از انتظارات موجود از دانشگاهها می داند.
از دیگر نکات قابل توجه در 16 آذر امسال، تمرکز اپوزسیون به تحرکات محدود دانشگاههای شهرستانی بود. تا بتوانند نبود حرکت گسترده در دانشگاههای تهران را که عمدتا نماد حرکت جنبش دانشجویی تلقی می شود، تحت الشعاع قرار دهند. این نکته در تشکر سید محمد خاتمی از برگزاری مراسم 16 آذر در برخی از دانشگاهها نیز مشاهده می شود.