تاریخ انتشار : ۰۶ آبان ۱۳۹۱ - ۱۱:۵۹  ، 
کد خبر : ۲۰۴۲۵۰
گفت‌وگو با محمد بریش کارشناس استراتژی

آینده‌نگری و جهان عرب (بخش نخست)

مترجم: یوسف علیخانی اشاره: اعراب گهگاه متهم می‌شوند که اسیر تاریخند و دیوارهای بزرگ شهرهایشان باعث شده تا نتوانند برابر خود را ببینند، این آگاهی از برابر نیازمند بررسی آینده است. «محمد بریش»، محقق عرب می‌گوید: کشورهای مقتدر با تکیه بر چنین بررسی‌ای مسیر و اهداف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، امنیتی و دفاعی خود را ترسیم می‌کنند ولی ما در کشورهای عربی در این خصوص بسیار ضعیف عمل کرده‌ایم. شبکه تلویزیونی الجزایر در گفت‌وگویی با «محمد بریش» به بررسی نحوه عملکرد برخی کشورهای عربی در تعیین اهداف و مسیر حرکت خود در بستر سیاسی جهان پرداخته است. محمد بریش در سال 1952 در مراکش به دنیا آمد و متخصص معماری شهری است. وی همچنین کارشناس استراتژی و مطالعات و بررسی مسائل آینده محسوب می‌شود. گروه ماهواره

* وقتی درباره آینده صحبت می‌کنیم، اولین سئوالی که به ذهن می‌رسد این است که آیا این نگرش، علم به شمار می‌آید یا این تنها یک رشته تخصصی دانشگاهی است؟
** مطالعه درباره آینده علم است ولی این موضوع نیازمند گونه‌ای ویژگی است که بدان مرتبط می‌شود، چرا که مردم خواهان بررسی آینده هستند و می‌اندیشند که تحقیق درباره آینده، آینده‌نگری و پیش‌بینی وقایعی است که در زمانی بعد روی خواهد داد. توجه به این که در بیست یا سی سال آینده چه پیش می‌آید، قابل توجه است. در هر حال این موضوع نیاز به بررسی دقیق دارد. یک محقق باید در این مسیر حرکت کند که مثلاً چگونه می‌توان بیماری‌هایی را که جامعه کنونی با آن مواجه است در آینده مداوا کرد. در هر حال هزاران امکان پیش پای آینده است که هر کس شکلی از آن را انتظار دارد. این موضوع البته به این معنی نیست که بدانیم دقیقاً در بیست سال آینده چه اتفاقی می‌افتد، بلکه می‌تواند ما در اتخاذ مسیر حرکتمان کمک کند. تصمیماتی که در وضعیت کنونی اتخاذ می‌شود، بی‌شک همان است که آینده را تشکیل می‌دهد. بررسی آینده، بررسی آینده ممکنی است که امروز ما تصمیم به داشتن آن داریم. این موضوع شاید به رانندگی شباهت داشته باشد.
راننده رانندگی می‌کند و به راهی خیره است که برابر اوست. او شاید جزئیات آن را نداند، اما پیش می‌رود. لغزش‌هایی ممکن است روی دهد و باعث شود تأثیری بر روند و سیر حرکت ایجاد گردد، اما در هر حال این راننده است که می‌تواند راه درست را انتخاب کند تا بی‌‌دغدغه و واهمه و اشکالی راهش را پیش گیرد.
بررسی زمان‌های پیشین کمک می‌کند تا آینده را به خوبی به بررسی بگیریم. این آینده می‌تواند آینده علمی، هنری و غیره باشد. تصمیم‌گیران در سطح بین‌الملل، دولت‌های مختلف بهترین مرجع پیگیری این موضوع هستند. وقتی ما قرن سوم یا چهارم میلادی یا هجری را بررسی کنیم، می‌بینیم آینده‌های گمشده‌ای وجود دارد که تاریخ به برخی از آنها دست یافته است. آینده با مورخ است تا عناصر آن را به بررسی گیرد چرا که او از مجرای تاریخ آگاه است.
* وقتی ما از عوامل مؤثر در این زمینه صحبت می‌کنیم، می‌بینیم عوامل متعدد اقتصادی، اجتماعی، فکری و سیاسی وجود دارند. در چنین وضعیتی احساس می‌کنیم هر موضوعی را باید به کارشناس مربوط به آن ارجاع دهیم. مثلاً کارشناس اقتصادی است که می‌تواند عوامل اقتصادی را بررسی کند.
** البته بررسی آینده در قالب فعالیت یک گروه در زمینه‌های عمومی و تخصصی که صاحبنظر هستند میسر است. حتی ممکن است شکل‌های مختلفی از آینده ممکن را از جهات مختلف در نظر بگیرند. بررسی عناصر فعال مطابق با شکل و نوع و موضوع نیازمند به استفاده از مهندس، پزشک، کارشناس اقتصادی، کارشناس مطبوعاتی، کارشناس سیاسی و همچنین صاحب اندیشه است تا به گونه‌ای مسائل مختلف را مورد تحقیق قرار دهند که چگونه می‌توان به آینده‌ای پسندیده دست یافت. همه این موضوعات البته بستگی به موضوعی دارد که بررسی می‌شود. مثلاً وقتی آینده جهان اسلام مورد بررسی است، شما نیازمند جغرافیای جهان اسلام هستید تا به عنوان مثال یک مشرق، یکی از آسیای حضور داشته باشند و درباره آینده جهان اسلام به بحث بنشینند.
همچنین بررسی این موضوع نیازمند کارشناسان دیگری است که در زمینه نفت، معادن گوناگون، اقتصاد، سیاست، فرهنگ، هنرهای مردمی و دموکراسی مسلط باشند. این گروه بی‌تردید شامل یک گروه بزرگی می‌شود. همچنین باید در مناطق مختلف دفتر و شبکه دایر کرد. در هر حال هر موضوعی نسبت به دامنه و گستره فعالیت به متخصصان و کارشناسان مختلف نیاز دارد.
* بررسی آینده در چند سال ممکن است؟ آیا بیست سال یا سی سال کافی است؟ یا این که نه، در هر موضوعی به نسبیت به موجودیت آن، این مسئله تفاوت پیدا می‌کند؟
** وقتی به دهه شصت نگاه کنیم، بی‌هیچ مکثی باید گفت ده سال بررسی کافی نیست. میزان و اندازه تغییرات مثلاً در ده سال گذشته تغییر یافته است و مردم قادر نخواهند بود طی پنج سال این چند سال را بررسی کنند. حتی بررسی یکسال میزان و اندازه‌ای خاصی ندارد که اول سال برای آخر سال برنامه‌ریزی صورت گیرد. ممکن است در ابتدای قرن جدید بگوییم که برای سی سال برنامه‌ریزی داریم، اما اندازه و سیر تغییرات بسیار کند باشد. این تغییرات چه در عرصه تکنولوژی، علمی یا سیاسی پس از پنج سال یا ده سال به دست نمی‌آید، اما وقتی در اواخر دهه نود و اوایل قرن بیست و یکم تغییرات ماهانه مورد بحث باشد مداوای یک حادثه مشخص، داروی مشخصی ندارد. این مسائل باعث شده است که میزان تغییر پیدا کند. شما اگر بخواهید تصمیمات کنونی را بررسی کنید، نیاز به زمان دارید. اگر بخواهید ماشین خود را در جایی متوقف سازید، نیاز به زمان و مکان مشخصی دارید.
* شما به نزدیکی علم آینده‌شناسی و مباحث استراتژیک اشاره کرده‌اید، آیا زمان و تاریخ مشخصی برای شروع این ویژگی وجود دارد؟
** این ویژگی‌ها و اختصاص‌ها تنها نزد ابرقدرتهاست و همچنین کشورهایی که صاحب تکنولوژی هستند و علم دارند. این پروژه آرزوهاست که در زمینه بین‌المللی نمود پیدا می‌کند. وقتی ما تمدن اسلامی عربی را برگزینیم، می‌بینیم که حکومت باعث نوعی استقرار شده است. این هم نوعی عامل مؤثر در ارتقای سطح جامعه است. یک نوع استراتژی است. زمانی افولی صورت گرفته که از آینده چشم‌پوشی شده است. اضمحلال تمدنها به دنبال اضطراب‌های منفی صورت گرفته است. ترس از آینده و فردا دلیل این امر است.
شما با دقت بر این نکته، می‌بینید که بررسی آینده همواره همراه بررسی استراتژی و گشایش و توجه به تمدن بوده است.
اقداماتی که در عصر حاضر درباره آینده صورت گرفته به طور سیستماتیک پس از جنگ جهانی دوم بود و البته مؤسسه‌های آمریکایی در این میان بی‌تأثیر نبوده و مکتب فرانسه نیز تأثیر‌گذار بوده است و همچنان نیز پیگیر این موضوع هستند. در عین حال مکتب آمریکا پیشقر اول بوده است. ذخیره اطلاعات یا پیش در‌آمد و فراهم‌آوردن مقدمات توسط مؤسسه‌ها و گروه‌های تحقیقاتی توسط این مهم صورت گرفت. البته این اقدامات در خدمت سیاست خارجی بود تا بر قاره‌های مختلف سیطره داشته باشند. چنین وضعیتی این امکان را به وجود آورد که بدانند در جهان چه می‌گذرد؟ و سیطره چگونه ممکن خواهد بود؟ بازاریابی افکار و کالاها و تأثیر بر سیاست جهانی چگونه ممکن است؟ مثلاً در جهان اسلامی – عربی ما اینگونه مطالعات در دهه شصت انجام شد.
پروژه‌های بزرگ و چشمگیری را به دنبال نداشت تا بر سرنوشت جهان عرب تأثیر بگذارد تا این که انقلاب ایران صورت گرفت.
این اتفاق هم در سال 1979 به وقوع پیوست و در آن زمان مرکز مطالعات و اتحاد عربی تشکیل شد تا بر آینده جهان عرب نظارت داشته باشد ولی این مرکز در اوایل 1980 آغاز به کار کرد و تنها تا سال 1988 دوام یافت.
* یعنی یک نوع شتابی در این خصوص بود؟
** بله، با توجه به اتحاد اعراب و عقب‌ماندگی‌ها و سناریوی جدایی جهان عرب توسط برخی از گروه‌های غالب معاصر تشکیل شد. به دنبال آینده جهان عرب و شرایط رسیدن به آن بود تا اتحاد وحدتی در این میان به دست آید. در این زمان البته کورهای جهان سوم نیز اقدام به برگزاری نشست‌هایی در مقابل سازمان ملل کرده بودند. دانشگاهی در توکیو بدون دانشجو فعال است و تنها کارش بررسی و مطالعه است. جهان سومی‌ها در خاورمیانه و قاهره شروع به بررسی آینده کردند. همچنین همپای آن، برخی از جنبش‌های پیشرو بررسی شد. درباره مسائل در زمینه توسعه تحقیق شد. نظارت بر جهان عرب و روابط جهان عرب با ابرقدرت‌ها مد‌نظر بود. روابط جهان عرب با محیط جغرافیایی خود بویژه در قبال ترکیه و ایران بررسی شد.
جهان عرب و توسعه بحث شد. اسلوبها و کارشناس‌های قابل توجهی انجام گرفت، اما پس از آن نظارت بر آینده جهان اسلام صورت نپذیرفت، با این که ما سازمان‌هایی نظیر سازمان جهانی اسلام و غیره داشتیم. ولی پروژه‌ای نظیر پروژه اتحادیه اروپا و ابرقدرتها نداشتیم.
* وقتی آمریکا، اتحادیه اروپا یا ژاپن برنامه‌ریزی می‌کنند بی‌تردید به چشم‌اندازهای اقتصاد جهانی، به بازارها و مناطق تحت نفوذ خود توجه دارند اما این روند در جهان عرب تنها به موضوعات اجتماعی و داخلی و روابط نیروهای سیاسی با نیروهای دینی و همچنین ارتباط با همسایگان منحصر بود. گویی جهان عرب بیش از این که تأثیر‌گذار باشد، تأثیر‌پذیر بوده است؟
** بله بررسی آینده نیاز به کارشناس متخصص جمع‌آوری اطلاعاتی و تصمیم گیرنده دارد.
البته منظور از گرد‌آورنده اطلاعات کسی نیست که مثلاً در وزارت امور خارجه مشغول کار است بلکه کسی است که اطلاعات را جمع‌آوری می‌کند. کارشناس نیز صحت و سقم اطلاعات را به کارشناس می‌گیرد.
کارشناس در عین حال اطلاعات را به واسطه‌های تصمیم‌گیرنده می‌رساند. مرجع تصمیم‌گیرنده نیز باید به کارشناس اطمینان و اعتماد داشته باشد. وجود این صنف سه‌گانه در کشورهای صاحب نفوذ و آینده‌نگری نظیر ژاپن، آمریکا و اتحادیه اروپا نتیجه‌بخش است. در عین حال شرکت‌هایی نیز در این باره فعال هستند. ولی در جهان عرب میان تصمیم‌گیرنده و پژوهشگر در زمینه آینده چنین توجه و رابطه‌ای وجود ندارد.
* آیا آن اطمینان و اعتماد وجود ندارد یا این که این موضوع سیاسی است؟
** اعتماد هست، اما قدرت و نیرو وجود ندارد. قدرتمند به مفهوم استراتژیکی چند ویژگی باید داشته باشد، اول این‌ که قادر باشد دامنه فعالیت خود را افزایش دهد، دوم این که بتواند مانع کاری شود، سوم این که بتواند در برابر آنچه وجود دارد ایستادگی کند.
اگر این ویژگی‌ها وجود داشته باشد. پروژه بررسی آینده ممکن می‌شود. وقتی شما می توانید عکس‌العمل داشته باشید، وقتی از عکس‌العمل‌ها مطلع هستید، وقتی شما درباره تداوم سیاست خود شناخت دارید، وقتی شما بر موثرها آگاه هستید، کارتان ادامه می‌یابد. مفهوم سیاست به تنهایی این نیروها را ندارد ولی وقتی نوعی رهبری سیاسی باشد، این موضوع ممکن خواهد بود.
مفهوم سیطره باعث می‌شود که درباره آینده به بحث بنشیند.
اما در سطح آکادمیک و دانشگاهی چنین مطالعاتی وجود ندارد. و این موضوع و اهمیتش به هیچ عنوان بررسی نمی‌شود.
* می‌توان حتی گفت که تنها موضوع تخصصی دانشگاه‌ها شده است؟
** بله، تنها تدریس می شود، در حالی که می‌توان به منظور دستیابی به یک جامعه بهتر از آن استفاده کرد.
اگر شما تنها پروژه‌های همسانی و اتحاد را در تاریخ معاصر خودمان پیگیری کنید، می‌بینید که مثلاً در مغرب عربی، اقتصاد موجود قادر نیست جوابگوی خواسته‌های این جامعه باشد.
به نظر من اگر چنین توجهی در مؤسسه‌های دانشگاهی ما به وجود آید یا احزاب سیاسی ما به آن توجه کنند یا سازمان‌هایی که هیچ توجهی به آینده ندارند، متوجه آن بشوند وضعیت ما بهتر خواهد شد.
وقتی به آمریکا نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که مجموعه‌ای از گروه‌های مشاوره و تحقیقاتی مشغول کار هستند، گروه‌های بی‌شماری که به آینده توجهی خاص دارند. کشورهای قدرتمندی نظیر آلمان، فرانسه، انگلیس، چین و ژاپن نیز اینگونه هستند. ژاپن از مدتها قبل برای دهه نود خود برنامه‌ریزی کرده بود و اکنون در سایه بحران‌هایی که با آن مواجه است، خود را پیش می‌برد. وقتی به تئوری اتفاق‌ها توجه می‌شود، اندیشه آینده‌نگری نیز حاصل می‌آید و نوعی آگاهی به حوادثی که ممکن است روی دهد.
از خود می‌پرسند که آیا این وضع و توانایی امروز را در آینده نیز خواهیم داشت. آگاه هستند که به وسیله رها کردن یک هدف، به هدف دیگری می‌توان دست یافت. اینجاست که سیستم اولویت‌ها پیش می‌آید. مداوای بحران‌ها و یادآوری آن با هم یکسانی دارند.
* آیا در جهان عرب نیز چنین وضعیتی حاکم است؟
** نزدیک است که چنین وضعیتی پیدا کنیم. تاریخ ما گواه این موضوع است. از زمان حادثه اشغال کویت، حوادث بی‌شماری روی داد که ممکن بود پیش آید.
* ممکن است پژوهشگری که درباره آینده فعالیت می‌کند، از واقعه حمله به کویت کسب آگاهی کند؟
** هر پژوهشگری چنین سعی‌ای انجام می‌دهد. پژوهشگرانی که درباره آینده کار می‌کنند، از آینده‌ای می‌نویسند که انتظار دارند و نسبت به آن علم دارند.
ممکن است که برخی از جریان‌های غالب از چنین موضوعی استفاده کنند. مثلاً دشمنی میان یک همسایه با همسایه دیگر قابل بررسی است.
کسانی که در این راه گام بر‌می‌دارند، همیشه برابر خودشان گرفتاری‌های سیاسی می‌بینند، برخی می‌خواهند از این راه به مصالح خود دست یابند و به همین منظور، از اختلاف‌های دو جانبه میان دو کشور چشم‌پوشی می‌کنند، اما نکته این است که چطور ما می‌توانیم میان آینده یک جمع و تفریقی انجام دهیم تا به آینده دیگری دست پیدا کنیم. این نکته نیز البته نیاز به اندیشه درباره اهداف و موضوعات مختلف دارد. حال آن که هیچ کسی از سقوط شوروی سابق درس نگرفت، کسی از واقعه کویت درس نگرفت، به همین دلیل رویارویی با این پدیده‌ها به کسی برمی‌گردد که قدرت تشخیص داشته باشد و به تاریخ مسلط باشد تا بتواند درباره آینده نظر دهد. 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات