در حالی که همچنان حرف و حدیثها در خصوص یادداشت پرابهام هاشمی رفسنجانی که مطابقت عمیقی با نامه سرگشاده 19 خرداد 88 او به رهبر انقلاب داشت، ادامه دارد، سایت شخصی وی، با انتشار یادداشت جدیدی البته این بار بدون ذکر نام نویسنده، بر افشاگری رجانیوز درخصوص اهداف پشت پرده این نامه مهر تأیید زد تا کمکم ابعاد پنهان دیگر آن نیز برملا شود.
به گزارش رجانیوز، در یادداشت 19 دی آقای هاشمی با لحنی دلسوزانه نسبت به جایگاه روحانیت و علما و حوزه علمیه و... آمده بود: «اینک ۳۰ سال از پیروزی انقلاب اسلامی میگذرد و بقایای فکری دینزدایی و روحانیتستیزی که در بهار هوشیاری مردم ایران، چون مارهای افسرده سر در خاک انتقام فرو برده بودند، در پاییز بداخلاقیهای سیاسی و اختلافات سلیقهای، پوستاندازی کرده و سر برآوردهاند و خاکریز به خاکریز جلو میآیند و شاهدیم که پس از توهین و تهمت به سران روحانی عرصه سیاست در ۳۰ سال گذشته، به فضلا، علما و مراجع قم رسیدهاند.»
رجانیوز با مرور فرازهای این نامه، آن را نسخه به روز شده نامه سرگشاده و بدون سلام و والسلام هاشمی به رهبر انقلاب دانسته بود که با آن نامه تطبیق بسیار زیاد و معناداری را نشان میدهد. برابر این تحلیل، نامه هاشمی را میتوان رونمایی از بازی جدیدی دانست که طرف دیگر آن جامعه روحانیت، جامعه مدرسین، طیف آیت الله مصباح یزدی و... قرار خواهند گرفت و با اثبات درستی مواضع ریاست مجمع از ابتدا تا کنون، دعواها و اختلافنظرهای دیرینه به بهانه دفاع از جایگاه روحانیت و علما بار دیگر در سایه عناوین جدید موضوعیت پیدا خواهد کرد. این همه در حالی است که نزدیک بودن انتخابات آتی مجلس خبرگان نیز گزارههای درخور تأملی را به دست میدهد.
برابر تحلیلی که از فعالیتهای اخیر سایت هاشمی رفسنجانی و یادداشت معنادار او که شاید پردهبرداری از یک برنامه از پیش طراحی شده، وجود دارد، بانیان بازی جدید در جایگاه ولایتمداری، دفاع از روحانیت و دلسوزی برای اصل ولایت فقیه و انقلاب قرار خواهند گرفت و با اصلی کردن برخی مسائل فرعی و موضوعیت دادن به آنها، به ترتیب کسانی را که در مجامع روحانی و در سطح کشور در روی کار آمدن و تداوم فعالیت دکتر احمدینژاد نقشآفرین بودهاند و اتفاقا منتقدان هاشمی به شمار میروند، مقصر و متهم همه آنچه در کشور گذشته است، نظیر فتنه و... خواهند دانست. تغییر موقعیت خاتمی نیز در این میان از جایگاه متهم به مدعی و دعوت او به مناظره و اعتراف طرفین به اشتباهات خود درخور تأمل به نظر میرسد.
فرافکنیهای اخیر سایت هاشمی رفسنجانی و چشمپوشی از نامه سرگشاده او در روزهای قبل از انتخابات و نیز سنجش میزان ولایتمداری احمدینژاد و هاشمی را میتوان در حکم مهر تأییدی بر تحلیلهای گذشته دانست. این تلاشها در شرایطی صورت میپذیرد که رهبر انقلاب در نمازجمعه تاریخی 29 خرداد 88 صراحتاً از نزدیکتر بودن نظر رییسجمهور به خود نسبت به آقای هاشمی سخن گفته بودند.
با این حال، در آستانه خبرگان، آقای هاشمی در تدارک برای بازیابی مشروعیت از دست رفته خود در این مجلس مهم، طراحی برای نوعی تغییر موقعیت سیاسی را کلید زده است که در جریان این طرح، برخی که سکوت کرده بودند یا اتهاماتی متوجه آنها بود، در جایگاه مدعی قرار خواهند گرفت و با فرافکنیهای پی در پی، ارتباط خود با برخی جریانهای اصولگرا و مذهبی را قوت خواهند بخشید تا آنها را نیز در بازی جدید وارد کنند.
اما سایت منسوب به هاشمی در حالی شیوه فرافکنی را برگزیده که پرسشهای زیادی در آستانه انتخابات داخلی خبرگان پیش روی رئیس فعلی این مجلس قرار دارد، بهطوری که نامه سرگشاده آقای هاشمی که در واقع برای مخاطب افکار عمومی نوشته و قبل از رسیدن به دست رهبری از رسانههای بیگانه سردرآورده بود، تنها یکی از این پرسشهاست.
هاشمی در نامه سرگشاده خود از رهبری خواسته بود تا به میدان بیاید و آتش فتنه را خاموش کند. او نوشته بود: «از جنابعالی با توجه به مقام و مسئولیت و شخصیتتان انتظار است برای حل این مشکل و برای رفع فتنههای خطرناک و خاموش کردن آتشی که هم اکنون دودش در فضا قابل مشاهده است، هرگونه که صلاح میدانید، اقدام مؤثری بنمایید و مانع شعلهورتر شدن این آتش در جریان انتخابات و پس از آن شوید.»
هاشمی خبر از ماجرای جدیدی میداد؛ ماجرایی که خود او نه تنها هیچ وقت مانع آن نشد و هیچ وقت آن را با صراحت محکوم نکرد، بلکه در جلساتی با سران آن حاضر شد و با آنان همسخن گردید. هاشمی در نامه خود نوشته بود: «با اینهمه بر فرض اینکه اینجانب صبورانه به مشی گذشته ادامه دهم، بیشک بخشی از مردم و احزاب و جریانها این وضع را بیش از این بر نمیتابند و آتشفشانهایی که از درون سینههای سوزان تغذیه میشوند، در جامعه شکل خواهد گرفت که نمونههای آن را در اجتماعات انتخاباتی در میدانها، خیابانها و دانشگاهها مشاهده میکنیم.»
به راستی آقای هاشمی که اکنون داعیه دلسوزی برای جایگاه ولایت فقیه را برداشته و طبعا همچنان منتقد آنچه گذشته است، میباشد و تأکید میکند اختلاف نظرهایی با رهبر انقلاب دارد، در خصوص این ماجرا چه توضیحی میدهد؟ به راستی این جمله علی هاشمی در ستاد قیطریه و در جمع شش نفر از اعضای اصلی ستاد موسوی چقدر صحیح است و به چه معناست: «این نامه حاج آقا خیلی تند است و ما داریم آن را چاپ میکنیم، شما هم بگوید چاپ کنند. باید دست به دست هم بدهیم تا موج ایجاد کند. حاج آقا گفته یا اینجا کار خراب می شود یا فضا برمیگردد.»
وقتی ماجرای فتنه بالا گرفت، مگر این فرزندان آقای هاشمی نبودند که بر آتش فتنه میدمیدند و سازماندهی میکردند. خانم عفت مرعشی (همسر آقای هاشمی) در روز انتخابات که هنوز هیچ خبری از آشوبهای خیابانی نبود، مدعی شد که اگر موسوی رأی نیاورد، تقلب شده و مردم به خیابانها بریزند. فائزه هاشمی رفسنجانی در تجمعهای غیرقانونی 25 خرداد، مقابل صداوسیما، 30 خرداد و حتی اوج حرمتشکنی روز عاشورا حاضر شد و عوامل میدانی آشوب را به ماندن در خیابانها و ادامه فتنهگری تحریک کرد.
ماجرای مهدی هاشمی رفسنجانی که مفصلتر است و وی مطابق اسناد و شواهد موجود بهطور مستقیم در زمینه طراحی و القای دروغ بزرگ "تقلب در انتخابات" و سازماندهی اراذل و اوباش برای آشوب مشارکت داشته است. وی در عین حال، علی رغم احضاریههای مکرر مراجع قضایی به ایران بازنمیگردد و آقای اکبر هاشمی نیز در این زمینه میگوید فرزندش در حال تحصیل است و به او گفته به ایران بازنگردد.
آنچه اکنون مطرح است تغییر موقعیت سیاسی آقای هاشمی و سرمایهگذاری بر روی برخی مسائل فرعی است. در چنین فضایی قیاسهایی بین احمدینژاد و هاشمی و اطرافیان آنها، کمککار این حرکت خواهد بود. برآیند نهایی این یادداشت و این سرمایهگذاری در تقابل با یک جریان قدیمی است. جریانی که در جامعه روحانیت مبارز، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و نظام از همان سالهای دور نقطهنظرات آقای هاشمی را نمیپذیرفت و سال گذشته نیز در قبال همراهی او با جریان فتنه اعتراض کرد.
بانیان این حرکت جدید، تأکیدات مکرر رهبری را در جلسه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و... مبنی بر اینکه رئیسجمهور در مسائلی که امر رهبری به آن تعلق میگیرد، بهطور قطع به آنها عمل میکند، زیر سوال خواهند برد و خود را در حکم دلسوزی خواهند دانست که از آغاز متوجه این وضعیت افتضاح و نگرانکننده بوده و هشدار دادهاند، اما در نظام توجهی به این هشدارها نشده است.
افشای کامل آنچه در شرف وقوع است، نیازمند صبر و تأمل بیشتری است اما بهطور خلاصه ورود تنشزای آقای هاشمی به صحنه و این بار خرج کردن از روحانیت و حوزههای علمیه برای احیای مشروعیت از دست رفته آن هم در شرایطی که طی سالهای دوم خرداد و اوج هتاکیها به مرجعیت، روحانیت و نهاد دین، چنین موضعگیری از طرف وی ابراز نشده بود و در جریان فتنه 88 نیز که نهایت اهانت و اتهام زنی به ولیفقیه بهعنوان عصاره مرجعیت و حوزههای علمیه بود، نه تنها از این جایگاه رفیع دفاعی نشد بلکه در موارد مختلفی با فتنهگران همراهی شد، احتمالاً با انگیزه اصلی انتخابات هیئت رئیسه خبرگان خواهد بود.
به هر حال، آنچه میتواند در این مسیر چراغ راه و کمککار سیاسیون قرار گیرد، مواضع صریح شخص رهبر انقلاب و تبعیت از ایشان در ضریب دادن به مسائل و قضاوت در خصوص موضوعات است.