عاطفه امینی
انتظار در مکتب تشیع از جایگاهی بلند برخوردار بوده و در زمره افضل عبادات قرار گرفته است. شیعیان اعتقاد خاصی به موضوع ظهور امام زمان(عج) و بحث انتظار دارند. از اینرو دشمنان اسلام درصدد انحراف نقطه امید شیعیان و ایجاد تفرقه و اختلاف بین صفوف مسلمین میباشند و انتشار افکار بابیت و بهائیت، حاصل تلاشهای آنها در این بخش میباشد.
در همین راستا انجمن حجتیه به عنوان یکی از فرقههای ساختگی که در جهت انجام مقاصد دشمنان ایجاد شده است به فعالیت خود مشغول میباشد. این انجمن پیش از انقلاب، افکاری خاص داشته و بسیاری از شخصیتهای متدین و دلسوز را به خود جلب کرد. اما با مطرح شدن اندیشههای امام راحل(ره) در مباحث حکومتی و فاصله بسیار آن با دیدگاههای انجمن، عده کثیری از انجمن جدا شده و در سیل خروشان نهضت امام خمینی وارد شدند.
پس از انقلاب نیز افکار انجمن در جریان انقلاب، جنگ، قانون اساسی و... مطرح بوده و هماکنون نیز عدهای با همان افکار درصدد به انجام رسانیدن مقاصد خود هستند. قبل از انقلاب برخی نیروهای مذهبی از ادامه فعالیتهای سیاسی ناامید شدند و به تدریج زمینه مناسبی برای بروز ایدههای غیرسیاسی و پرداختن به مسائل صرفاً مذهبی و دینی در بین بعضی از فعالان پدیدار شد، آنان به این اعتقاد رسیدند که میبایست عرصه سیاست را به سیاستمداران بخشید و هرچه سریعتر خود را از این مرحله نجات داد و تنها بایستی به امور دینی پرداخته و دل را به آداب و رسوم و مناسک و مراسم مذهبی خشنود ساخت تا شرایط برای ظهور امام زمان(عج) فراهم شود...
مبارزه با معلولها به جای مبارزه با علتها از جمله مبارزه با سینما و موضعگیری در قبال قیام 15 خرداد را از نمونههای موضعگیری انجمن حجتیه میتوان نام برد. مخالفتهای انجمن با قیام مردم و امام خمینی(ره) و نیز برگزاری جشنهای نیمهشعبان در ایام سوگواری و شهادت تظاهرکنندگان مخالف شاه مثال خوبی برای این موضوع میباشد.
حتماً آنها معتقد بودند که قیام مردم، هدر دادن خون آنهاست. اعتقاد انجمن به عدم تشکیل حکومت اسلامی، پیش از ظهور بود، دید انجمن این بود که بعد از غیبت امام زمان(عج) قدرت اسلامی فقط با حضور امام زمان(عج) تشکیل میشود و معتقد بود قبل از ظهور امام زمان(عج) حکومت دینی مشروعیت ندارد و ما وظیفه د اریم منتظر آمدن آن حضرت باشیم و خودمان را آماده کنیم. تقریباً میتوان گفت که در این مورد مشابه نظر بعضی از مراجع قب لاز امام خمینی فکر میکردند و نظر امام را که همان ولایتفقیه بود قبول نداشتند وامام برای اولینبار ولایتفقیه را به این شکل تئوریزه کردند.
انجمن بر این عقیده بود که باید منتظر بود تا حضرت تشریف بیاورند وامور را اصلاح کنند و حکومت حقیقی اسلامی را تشکیل بدهند. آنها اقدام به تشکیل حکومت اسلامی در دوران غیبت را به معنای قایل شدن اتمام رسالت برای امام زمان(عج) و بر افراشتن پرچم خلاف ودجالی میپندارند و معتقد هستند تشکیل حکومت اسلامی در غیاب حضرت حجت به شکست میانجامد. سوابق بدست آمده از انجمن حاکی از خدمات متقابل و دو طرفه ساواک و انجمن حجتیه به یکدیگر است.
در این خصوص بررسی اسناد دولتی و استانداری بخصوص ساواک پرده از همکاری بسیاری از روحانیون و بازاریان با رژیم برداشت. این اسناد که در اداره ساواک سلطنتآباد نگهداری میشد، کمتر در معرض امحا و نابودی قرار میگیرد. رژیم شاه جهت ساماندهی روحانیون در جهت اهداف و نیات خود در ساواک ادارهای به نام «اداره مروجین مذهبی» تأسیس کرد.
کار این اداره تحت پوشش قرار دادن کلیه روحانیون در راستای اهداف رژیم بود. بنابراین به کلیه روحانیون تحت پوشش به وسیله یک روحانی صاحب نام و با دست او حقوق داده میشد. گرچه اداره مروجین را ساواک تأسیس کرده بود، اما انجمن حجتیه از سالها پیش با ساواک همکاری میکرد.
این همکاریها از زمان اوجگیری مبارزات مسلحانه، وسعت و عمق بیشتری پیدا کرد، این اسناد تا مدتی موجب سردرگمی گروه تحقیق انجمن گشته بود، چه آنکه فیالمثل از طرف رژیم بهاییها را مورد حمایت قرار میداد و توسط محفل بهایی مورد حمایت قرار میگرفتند، اما به انجمن حجتیه نیز پول داده میشد تا با بهاییها مبارزه شود؟ یعنی دو کار متضاد هم توسط ساواک برنامهریزی شده بود. آنچه مسلم است انجمن در میان انقلابیون هم موافق و مخالف داشت که در روند حرکتی آنها موثر بود.
در میان افرادی که در انجمن حجتیه هستند عناصری انقلابی، مؤمن، صادق، دلسوز برای انقلاب، مؤمن به امام و ولایتفقیه و در خدمت کشور جمهوری اسلامی ایران پیدا میشود. همچنان که افرادی منفی، بدبین، کجفهم، بیاعتقاد و در حال نق زدن و اعتراض هم پیدا میشود. پس انجمن از نقطهنظر تفکر سیاسی و حرکت انقلابی یک طیف وسیعی است و یک دایره محدود نمیباشد. بنابراین ما نمیتوانیم بگوییم که انجمن نوع اول است یا نوع دوم زیرا در انجمن از هر دو نوع وجود داشتند.
مطلب بعدی که اشاره میشود تلاش انجمن جهت انحراف مسیر انقلاب اسلامی است با توجه به اینکه بعد از انقلاب، نظام با دو مسئله غرب و شرق روبرو بود و انرژی زیادی را صرف مقابله با این دو عنصر مینمود، تغییر مشی انجمن به مارکسیست موضوع دیگری بود که در آن دوران به وقوع پیوست که این تغییر مشی از مبارزه با بهائیت به مارکسیسم مورد توجه آمریکا نیز واقع شد و این امر شک همه را برانگیخت.
خطر انجمن حجتیه جدی و کماکان استوار است همچنان که این خطر در گذشته بطور جدی مطرح بوده است. آنچه امروز برای مقابله با آنها موردنیاز است، مهارت و توانایی است. برای جلوگیری از نفوذ این گروه در دستگاههای حکومتی و مدیریتی باید تدابیر خاصی اندیشه شود. این بحث امروزه بسیار جدی است همچنان که تعداد زیادی از افراد، سخنگویان، روزنامهنگاران و سایتهای اینترنتی هرکدام به نحوی به این قضیه پرداختهاند.
حضرت امام خمینی(ره) با مبانی فکری غلط و کجفهمیهای انجمن حجتیه مخالف بودند. همانطور که میدانیم انجمن در سال 1362 تعطیل شد اما ظهور گردهماییهایی مشابه همچون گروهک مهدویت که حاصل دگردیسی انجمن حجتیه بود این مطلب را روشن میسازد که انجمن به صورت مخفی کار میکند و برای خود هدفهایی را دنبال مینماید. مؤسس گروهک مهدویت فردی بنام "سیدمحمدحسین میلانی" نام داشت و فعالیتهای آنان در مسجد آتیه صورت میگرفت و اقدامات آنان در جهت ایجاد تفرقه بین شیعه و سنی و انجام ترورهای مختلف بوده است.
باند مهدویت خود را از عوامل اصلی برقراری شرایط مناسب برای ظهور میدانست، طبیعی بود که در جهت نیل به این مقصود نیز تلاشهای فراوانی را انجام دهد. جوانانی که احساسات مذهبی آنان توسط آقای میلانی تحریک شده بود، آمادگی خود را برای اجرای هر حکمی اعلام کردند و برای اینکه در اجرای دستور میلانی موفق باشند، اقداماتی از جمله خلع سلاح 10 پایگاه بسیج و تهیه دهها فقره سلاح و جمعآوری مهمات و موادمنفجره و وسایل ساخت بمب را انجام دادند.
علاوه بر این دو اقدام تروریستی ناموفق در مورد علمای اهل سنت در مناطق سنینشین ایران صورت گرفت، مضاف بر اینکه در راستای ترویج بغض و کینه بین اعضا در مورد مخالفان حقانیت خاندان اهلبیت برای بدست گرفتن زمام امور جامعه اسلامی، دستور تخریب مقبره یکی از رهبران فکری آنان صادر شد که این اقدام تروریستی ناموفق بود. در بازرسیهای انجام شده نیز کروکی محل بیش از ده نفر از مسئولان و روحانیون نزد آنان کشف شد.