تاریخ انتشار : ۱۶ بهمن ۱۳۸۹ - ۱۱:۱۱  ، 
کد خبر : ۲۰۴۳۳۶

نسخه برژینسکی برای حل مشکل ایران و آمریکا

مقدمه: « گروه ویژه » که عنوان تعدادی از پژوهشگران و کارشناسان برجسته ایالات متحده در زمینه سیاست خارجی به رهبری برژینسکی است , در گزارش مشروحی , دیدگاههای خود راجع به ایران را در اختیار کاخ سفید قرار دادند. در بخش اول این گزارش , برژینسکی موکول کردن گفت وگوی واشنگتن با تهران به پس از حل بحران بین ایران و آمریکا را اقدامی نادرست خوانده و به کاخ سفید توصیه می کند همانند مدل رفتار با چین , با ایران به گفت وگو بپردازد. « گروه ویژه » در ادامه , سیاست گفت وگوی تهران ـ واشنگتن در موارد اختلافی مانند اسرائیل را نادرست توصیف کرده , به کاخ سفید توصیه می کند , تعامل با ایران در مواردی که دو طرف علایق و منافع مشترک دارند , مانند مبارزه با « القاعده » و ایجاد ثبات در افغانستان و عراق را آغاز کند. با قطع نظر از میزان درک صحیح این گروه از واقعیت های ایران و راه کارهای زیاده خواهانه پیشنهادی , با توجه به اهمیت این گزارش که نشان دهنده استیصال آمریکا و موقعیت قدرتمندانه جمهوری اسلامی ایران است , متن آن را به چاپ می رسانیم :

خلاصه اجرایی
ایران اینک که 25 سال از انقلاب اسلامی می گذرد , عرضه کننده یک تهدید و یک فرصت به ایالات متحده آمریکاست . موضوعات خطردار و نامعلوم , منعکس کننده اوضاع دشوار و چندگانه و اضطراری برای امنیت ایالات متحده در دوران پس از یازدهم سپتامبر هستند; این موضوعات عبارتند از گسترش فعالیت های هسته ای ایران , حمایت دولتی از تروریسم , رابطه بین دین و سیاست و ضرورت اصلاح سیاسی و اقتصادی در خاومیانه . در زمانی که عراق (همسایه و دشمن و رقیب تاریخی ایران ) , مرحله انتقالی دشوار برای رسیدن به یک حاکمیت بعد از جنگ را می گذراند و آژانس بین المللی انرژی اتمی , نیز تدابیر امنیتی خویش بر فعالیت های هسته ای ایران را گسترش می دهد , ایران به عنوان یک کشور و معضل بزرگ در دستور کار سیاسی ایالات متحده مطرح می شود. گروه ویژه , با تایید وجود ارتباط دو مورد فوق الذکر با منافع حیاتی ایالات متحده به طور انتخابی , از درگیر شدن با ایران به منظور رفع نگرانی های حساس ایالات متحده حمایت می کند.
گروه ویژه , برای روشن سازی محتوای سیاسی ایالات متحده , فعالیت های خود را بر اوضاع داخلی ایران و سیاست خارجی جامع این کشور متمرکز کرد.
همچنین همین نگرش و برخورد را در خصوص شناخت فقدان طولانی ارتباطات ایالات متحده با ایران داشت و استمرار ارتباط محدود واشنگتن با این کشور بدین معنی است که هرگونه ارزیابی از نیروهای داخلی جمهوری اسلامی ایران به طور اجتناب ناپذیری ناقص می باشد. با جود این , گروه ویژه معتقد است , با وجود تغییرات سیاسی قابل توجه و نارضایتی عمومی , ایران در آستانه انقلابی دیگر نیست . آن نیروهای داخلی در ایران که متعهد به حفظ نظام کنونی ایران هستند تحت کنترل مستحکم و اینک تنها طرف گفت وگوکننده در این کشور می باشند. بنابراین نه تنها کوشش های مستقیم ایالات متحده برای براندازی نظام حکومتی ایران به احتمال زیاد موفق نخواهد بود , بلکه مداخلات خارجی نیز نمی توانند نظام حکومتی ایران را تغییر دهند و بالعکس موجب رفع حساس ترین نگرانی های سیاسی در رابطه با سیاست های ایران می شوند.
هیجان ها و خروش های سال های اخیر , نشان می دهند که خود مردم ایران , سرانجام طبیت حکومت کشورشان را به سمت بهتر شدن سوق خواهند داد. ضمنا استمرار حیات جمهوری اسلامی ایران و فوریت و ضرورت مسائل مربوط به سیاست های این کشور پیامی برای ایالات متحده دارد و آن اینکه ایالات متحده , پیش از آنکه منتظر سقوط حکومت در ایران باشد , بایستی به دنبال ایجاد ارتباط و انجام معامله با این کشور باشد.
نگرانی های ایالات متحده برای مدت های طولانی بر فعالیت های ایران و نیت این کشور در ارتباط با همسایگانش متمرکز بوده است . سیاست خارجی ایران در دهه گذشته , تدریجا به سوی مقتضیات و مصالح منافع ملی گرایش داشته , البته به استثنای برخی موارد مشخص و حساس که موضوع اعتقاد (ایدئولوژی ) رجحان و اولویت داشته است . نتیجه اینکه تهران در حد گسترده ای , اقدام به برقراری روابط سازنده با همسایگان خود کرده و ارتباطات تجاری بین المللی و خارجی خود را گسترش داده و محتوای تغییرات منطقه ای , موجب ایجاد فشارها و ابهاماتی برای ایران شده است .
گروه ویژه این گونه نتیجه گرفت که رهبری ایران به دنبال نفوذ در کشورهای همسایه , با استفاده از راه های متعدد و نیز در صدد بهره برداری از بی ثباتی و ناآرامی ها در عراق به نفع سیاسی خودش بوده است و لذا موفق شده , نقش مهمی در تقویت یک حکومت باثبات و جمعگرا در بغداد ایفا کند. این وضعیت می تواند , موجب شود که ایران یک نقش سازنده در ارتباط با دولت افغانستان داشته باشد و از سوی دیگر , مشکلات مهمی برای حکومت های عراق و افغانستان ـ که با پایان درگیری ها روی کار آمده اند ـ به وجود آورد.
گروه ویژه همچنین بر این موضوع تاکید دارد که یکی از فوری ترین و ضروری ترین مواردی که ایالات متحده با آن روبروست , بلندپروازی های ایران در ارتباط با فعالیت های هسته ای است , هرچند اعضای گروه ویژه در خصوص وجود مدارک و اسناد کافی ـ که نشان دهنده فعالیت کامل ایران در زمینه توسعه سلاح های هسته ای باشد ـ نظرات مختلفی ابراز داشته اند , ولی آنان همگی توافق دارند که ایران به احتمال زیاد , الگوی همکاری تاکتیکی با آژانس بین المللی انرژی اتمی را ادامه خواهد داد و ضمنا تلاش خواهد کرد تا چشم انداز برنامه هسته ای خود را برای حفظ انتخاب هایش ـ که تا حد امکان باز و طولانی مدت باشد ـ پنهان سازد.
گروه ویژه به عنوان یک مطلب محوری و اساسی , پذیرفته است که به نفع ایالات متحده می باشد که به طور انتخابی با ایران درگیر شود تا موارد زیر محقق شود :
1 ـ تقویت ثبات منطقه ای 2 ـ منصرف کردن ایران از ادامه برنامه ساخت سلاح های هسته ای 3 ـ حفظ میزان عرضه انرژی در حد قابل اعتماد 4 ـ کاهش تهدید ترور 5 ـ رفع کمبود دمکراسی که مجموعه خاورمیانه از آن رنج می برد; اعضای گروه ویژه به موجب دلایل مزبور خواستار تجدیدنظر در نگرش راهبردی نسبت به ایران هستند.
 یک نگرش تجدیدنظرشده نسبت به ایران
گروه ویژه , این گونه نتیجه گیری کرد که کمبود موجود در سطح درگیر شدن ایالات متحده با ایران , به منافع ایالات متحده در این منطقه حساس از دنیا ضرر می زند و نیز اینکه باید تلاش شود ایالات متحده در خصوص زمینه های ویژه ای که به منافع دو کشور مربوط می شوند , گفت وگوی مستقیمی انجام گیرد. موارد پنجگانه زیر در ارتباط با زمینه های مزبور قابل توجه است :
الف ـ انجام یک گفت وگوی سیاسی با ایران , نباید تا زمانی که اختلافات عمیق درباره بلندپروازی های هسته ای ایران وجود دارد و دخالت های منزجرکننده ایران در درگیری های منطقه ای رفع نشده اند , به تعویق افتد. همچنین روند درگیری سیاسی انتخابی به نوبه خود , می تواند یک مسیر موثر بالقوه برای پرداختن و رسیدن به آن اختلافات عرضه دهد. همان گونه که رویه ایالات متحده در رابطه با کشور چین بوده و هست (که پیشتر , این روند در رابطه با اتحاد شوروی وجود داشت ). یعنی داشتن یک رابطه سازنده با چین , در عین مخالفت قومی با برخی جنبه های سیاست داخلی و بین المللی این کشور.
واشنگتن باید به دنبال یافتن مناسبات مشترک با ایران باشد و در عین حال با سیاست های قابل اعتراض ایران مخالفت کند و سرانجام اینکه هر نوع تجدید رابطه واقعی با تهران , تنها هنگامی می تواند محقق شود که در خصوص فوری ترین نگرانی های ایالات متحده در رابطه با سلاح های هسته ای , تروریسم و ثبات منطقه ای , پیشرفت واقعی و موثری به وجود آید. مذاکره و چانه زنی مهم و برجسته که بتواند , موجب رفع اختلافات و درگیری های عمده بین ایران و ایالات متحده شود , یک هدف واقعی نیست , و اگر چنانچه هدفی پیگیری شود , بسیار بعید است که پیشرفت قریب الوقوعی در منافع مرکزی واشنگتن به همراه داشته باشد. گروه ویژه در نقطه مقابل , پیشنهاد می کند در محور انتخابی با موضوعاتی درگیر شود که ایالات متحده و ایران در آنها منافع مشترک داشته باشند و رشد تدریجی در آن وجود داشته باشد , به گونه ای که به موضوعات گسترده تری که دو حکومت را از یکدیگر جدا می کند , بپردازد.
ایالات متحده در قبال تهران , باید از سیاست های تشویقی و تنبیهی استفاده کند. استفاده فراوان ایالات متحده از تحریم های گسترده و یکجانبه علیه ایران موفق به دسترسی به اهداف بیان شده ـ که ایجاد تغییر در رفتار ایران بوده ـ نشده است , بلکه بالعکس , موجب محرومیت واشنگتن از یک اهرم بزرگتر در رابطه با حکومت ایران گردیده است . نظر به اهمیت فزاینده نقش منافع اقتصادی در شکل دهی سیاست های منتخب ایران در صحنه داخلی و خارجی , چشم انداز تجاری با ایالات متحده می تواند به عنوان یک ابزار قدرتمند در اختیار واشنگتن قرار گیرد.
ت ـ ایالات متحده بدون تمرکز به تغییر اساسی در حکومت ایران , باید از دمکراسی در این کشور حمایت کند , به ویژه آنکه تمرکز مزبور به احتمال زیاد موجب افزایش احساسات ملی گرایانه در ایران است که صرف دفاع از حکومت کنونی می شود و حتی احساسات مخالفان حکومت ایران را به نفع آن برمی انگیزد. حکومت ایالات متحده باید توجه شدید و نیز سیاست هایش را بر تقویت تحول سیاسی متمرکز کند , به طوری که ایران تشویق شود نهادهای دمکراتیک و قوی تری را در داخل خود توسعه و روابط دیپلماتیک و اقتصادی خود در صحنه خارجی را نیز گسترش دهد. درگیر شدن با حکومت کنونی ایران در رابطه با رسیدگی به موضوعات فشارآور منطقه ای و بین المللی , الزاما به معنای تقابل با حمایت ایالات متحده از ان اهداف نیست . در حقیقت درگیر شدن خردمندانه با ایران می تواند , فرصت های تغییر در رفتار ایران را افزایش دهد.
گروه ویژه , آگاه است که طی 25 سال گذشته , تلاش های پیاپی برای درگیر شدن با نظام حکومتی در تهران , انجام شده که به دلایل متعدد , هیچ سودی نداشته است . به هر حال گروه ویژه بر این باور است که مداخله نظامی ایالات متحده و نیز دخالت های ایران در افغانستان و عراق , موجب تغییر در چشم انداز دورنمای جغرافیای سیاسی در منطقه شده اند. این تغییرات می توانند به ایالات متحده و ایران , انگیزه های جدیدی بدهند که گفت وگوهای سودمند و دوجانبه را آغاز کنند; گفت وگوهایی که از نفع مشترک مثل ثبات منطقه ای آغاز شوند و به موضوعات سنگینی چون تروریسم و گسترش سلاح های هسته ای برسند. ما بر این باور هستیم که حتی واضح ترین سیاست در قبال ایران با موضوع سرسخت و لجاجت بار این کشور با دردسر و مخمصه مواجه شود.
 توصیه‌هایی برای سیاست ایالات متحده
گروه ویژه در راستای دستیابی و اجرای نگرش جدید فوق الذکر , اقدامات ویژه زیر را برای پرداختن به فوری ترین موضوعات موردتوجه توصیه می کند :
1 ـ ایالات متحده باید پیشنهاد انجام گفت وگوی مستقیم در خصوص موضوعات ویژه مربوط به ثبات سازی منطقه ای را به ایران عرضه کند. ازسرگیری ادامه و گسترش مذاکرات در ژنو ـ که به مدت 18 ماه پس از حادثه یازدهم سپتامبر انجام شد ـ باید مورد توجه قرار گیرد. این گفت وگوها باید ساختاری داشته باشند که مشارکت سازنده ایران در روند شکل گیری اقتدار در دولت های مرکزی در عراق و افغانستان و بازسازی اقتصادی در این دو کشور را تشویق کنند. همچنین رابطه منظم با ایران , مسیری را به وجود می آورد که از راه آن می توان , موضوعاتی را که موجب رشد فعالیت ها و روابط ایران با مراکز قدرت هایی که مخالف قدرت متمرکز دولتی در کشورهای افغانستان و عراق شده اند , مورد بررسی قرار داد.
به جای دنبال گیری و پیروی از « نقشه راه » برای تجدید و نوسازی روابط در خاورمیانه مسئولان حکومتی پیشتر آن را توصیه کرده اند ـ شعبه اجرایی باید به دنبال طراحی یک مکانیزم ساده تر برای شکل دهی به گفت وگوهای رسمی با ایران باشد. یک بیانیه حاوی اصول ارتباطی به همراه نکاتی که در سال 1351 در بیانیه « شانگهای » ـ که توسط ایالات متحده و چین امضا شد آمد , می تواند در شکل دهی نوع گفت وگوها و ارتباطات بین ایالات متحده و ایران و تعیین اهداف گفت وگو و تضمین دوباره دادن به هیات های سیاسی داخلی ذیربط در دو کشور توسعه یافته مورد استفاده قرار گیرد. تلاش برای تهیه پیش نویس جهت چنین بیانیه ای می تواند , موجب تمرکز سازنده و مهم بر یک گفت وگوی جدی دوجانبه واقعگرایانه شود. تلاش مزبور نه تنها به بن بست نخواهد رسید , بلکه مانع پیشرفت گفت وگو در خصوص موضوعات ویژه نیز نخواهد شد.
2 ـ ایالات متحده باید ایران را تحت فشار گذارد تا وضعیت اعضای « القاعده » ـ که در عملیات تروریستی شرکت داشته اند و در تهران در بازداشت هستند ـ را مشخص کند و همچنین روشن سازد که باید یک گفت وگوی امنیتی انجام دهد تا طی آن , تضمین مشروط بدهد که دولت ایران برای گسترش خشونت علیه حکومت های جدید عراق و افغانستان و نیز علیه نیروهای ائتلافی که به این دو حکومت کمک می دهند , کاری انجام دهند. واشنگتن در عین حال باید با دولت موقت عراق همکاری کند تا سازمان مجاهدین خلق , کاملا منحل شده , تضمین دهد که رهبران آن محاکمه شوند.
3 ـ ایالات متحده ضمن داشتن هماهنگی نزدیک با متحدان اروپایی و روسیه , باید به منظور زیرنظر و کنترل داشتن برنامه هسته ای ایران , سیاست راهبردی متمرکزتری به کار گیرد. همچنین ایران در آینده نزدیک , باید تحت فشار قرار گیرد تا تعهد مورخ اکتبر سال 1382 برای تعویق و توقف کامل همه فعالیت های عمل آور مجدد و غنی سازی اورانیوم را اجرا کند. در حالی که این تعویق و توقف اجرا می شود , ایالات متحده و دیگر اعضای جامعه بین المللی باید به دنبال یک موافقتنامه اساسی و در چارچوب با ایران باشند که راه حل پایدارتری در خصوص موضوع فعالیت های هسته ای ارایه دهد. چنین موافقتنامه ای باید شامل تعهد ایران برای دست کشیدن همیشگی از غنی سازی اورانیوم و دیگر توانایی های سوخت هسته ای باشد و ایران پروتکل الحاقی آژانس بین المللی انرژی اتمی را نیز امضا کند.
پروتکل حاوی یکسری تدابیر امنیتی است که صحت و سقم نیات صلح آمیز برنامه هسته ای ایران را مشخص می کند. ایالات متحده متقابلا باید اعتراض خود نسبت به برنامه هسته ای غیرنظامی ایران را ـ که تحت تدابیر شدید است ـ قطع کند و با تضمین های چندجانبه , مبنی بر اینکه تهران توانایی خرید سوخت هسته ای با نرخ معقول بازار برای رآکتورهای نیروی هسته ای خودش را داشته باشد موافقت کند. البته این موافقت تا هنگامی ادامه خواهد داشت که ایران به تعهدات خود در خصوص منع تکثیر سلاح های هسته ای پایبند باشد.
موافقتنامه همچنین باید دوطرف را متعهد سازد که روابط سیاسی و اقتصادی خودشان را افزایش دهند; این مطلب از راه یک گفت وگو محقق می شود که به موازات گفت وگوهای نهادینه شده بین ایران و اتحادیه اروپایی انجام خواهد شد.
ایالات متحده در کوتاه مدت باید بر آژانس بین المللی انرژی اتمی , فشار آورد تا حقوق خودش برای تشخیص صحت و سقم فعالیت های هسته ای ـ که در پروتکل الحاقی لحاظ شده ـ را شدیدا اعمال کند; این اعمال حقوق به منظور بازدارندگی و بازرسی در خصوص هرگونه فعالیت های هسته ای پنهان انجام می شود که در واقع آزمون قطعی در خصوص آزمایش هماهنگی و انطباق ایران در خصوص اجرای تعهداتش تحت ماده دوم از پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای و نیز اعتبار قابل قبول و عملی بودن نظام جهانی منع گسترش سلاح های هسته ای می باشد. تهران باید به وضوح دریابد , اگر به واقعیات توجه نکند و روند همگرائی بین المللی انرژی اتمی را قطع کند , با تحریم های چندگانه شورای امنیت سازمان ملل مواجه خواهد شد. هدف ایالات متحده در دوره ای بلندمدت , باید اعلام آمادگی (یا انجام ) برای گفت وگو در خصوص موضوعات امنیت همکاری مرتبط با ایران و همسایگان این کشور ـ که دارای سلاح هسته ای هستند ـ باشد.
ایالات متحده باید مداخله فعال در روند صلح خاورمیانه را از سرگیرد و بر کشورهای عمده عربی فشار آورد تا خودشان را متعهد بدانند که از روند صلح و هرگونه موافقنامه های نهایی , حمایت اصیل و قابل توجه انگیزه ایران برای ابراز احساسات و مواضع کینه جویانه و ضداسرائیلی رو به رشد است و این در امضا هیچ پیشرفتی در زمینه صلح در منطقه وجود ندارد. تلاش ها برای کاهش جریانات کمک به گروه های تروریستی باید با اقدامات جهت عرضه یک جایگزین قابل ملاحظه و مناسب برای چرخه مستمر خشونت همراه شود. یک تلاش جدی از سوی واشنگتن با هدف دستیابی به صلح بین اعراب و اسرائیل می تواند دارای نقش محوری در راستای ریشه کنی افراط گرایان در منطقه باشد.
5 ـ ایالات متحده باید اقداماتی انجام دهد که موجب گسترش ارتباطات سیاسی , فرهنگی و اقتصادی بین مردم ایران و دنیای گسترده شود; از جمله اینکه سازمان های غیردولتی ایالات متحده , اجازه دهد که در ایران فعالیت داشته باشند و همچنین با تقاضای این کشور برای آغاز گفت وگوها با سازمان تجارت جهانی موافقت کند.
منزوی بودن ایران , تنها مانع از تلاش مستمر مردم این کشور برای رسیدن به یک حکومت دمکراتیک تر است , لذا موجب می شود که دست افراطی ها در ایران برای موعظه جهت تقابل با دیگر نقاط دنیا قوی شود. همگرا شدن ایران با جامعه بین المللی از طریق تعهدات رسمی نهادینه شده و همچنین گسترش ارتباط بین دولت ایران و مردم دیگر کشورها , موجب تشدید تقاضاها برای داشتن یک حاکمیت خوب در داخل ایران و همچنین اعمال محدودیت بر ماجراجویی در خارج می شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات