طرح خاورمیانه بزرگ
طرح جدید خاورمیانه بزرگ ابتدا توسط «دونالد رامسفلد» وزیر دفاع آمریکا در جلسه وزیر دفاع کشورهاى اروپایى در «مونیخ» مطرح شد و مدتى بعد نیز «دیک چنى »معاون رئیس جمهورى ایالات متحده، آن را در کنفرانس اقتصادى «داووس» مطرح کرد و سرانجام مقامات کاخ سفید طرح خاورمیانه را جهت «حفظ منافع آمریکا و هم پیمانان آن» ارائه کردند.
در نهایت، جورج بوش رئیس جمهورى آمریکا، جهت اجراى این طرح، کاخ سفید را نیازمند پشتیبانى و حمایت اروپا و کمک اسرائیل براى برقرارى دموکراسى و مدرنیته در جهان عرب دانست.
این برنامه، سه کمبوداصلى را در کشورهاى خاورمیانه مطرح کرده و مدعى است که باید این نارسایى ها را جبران کرد.
این کمبود ها عبارتنداز : انواع آزادى هاى اساسى، آموزش و حقوق زنان، بانیان این طرح معتقدند که به منظور رفع این کمبودها و نارسایى ها بایداقداماتى را در مجموعه این کشورها به عمل آورد که عبارتند از: انتخابات آزاد با کمکهاى فنى و نظارت خارجى ، تشکیل سازمان هاى غیردولتى واقعاً مستقل از قدرت هاى حاکمه همراه با تأمین مالى مجاز جامعه بین المللى ، اجراى یک سیاست ارتقا و شکوفایى حقوق زنان تحت کنترل بین المللى، به گونه اى که زنان بتوانند در انتخابات نامزد شوند، تلاش مستمر توأم با همکارى جامعه بین المللى به منظور مبارزه با انواع فساد، انتقال بخش قابل توجهى از بودجه هاى نظامى بر بخش آموزش با هدف کاهش ۵۰ درصدى بى سوادى در منطقه تا سال ۲۰۱۰ ، تشکیل بانک توسعه خاورمیانه بزرگ از روى الگوى بانک توسعه و بازسازى اروپا که منابع آن به طور عمده توسط کشورهاى نفت خیز تأمین مى شود و بالاخره، برنامه اصلاحات گسترده ارتش هاى ملى تحت هدایت ناتو با هدف افزایش کارآیى آنها براى مقابله با تروریسم. (۱)
بخش اول:
اهداف آمریکا از طرح جدید خاورمیانه بزرگ
اهداف سیاسى
الف ـ مشروعیت و مشارکت رژیم صهیونیستى در منطقه خاورمیانه
آمریکا قبل از طرح خاورمیانه بزرگ، طرحى تحت عنوان کوراتت Quartet (چهارتایى) را بنیان نهاد که متشکل از ایالات متحده آمریکا، اتحادیه اروپا ، روسیه و سازمان ملل متحد براى صلح خاورمیانه بود و منجر به نقشه راه "Map Way"شد.
در ادامه این روند بوش در ماه ژوئن ۲۰۰۳ به «عقبه» (در اردن) رفت تا طرفین (فلسطین و رژیم صهیونیستى ) را ملزم به اجراى نقشه راه کند.اما به دلیل سیاست مشت آهنین «آریل شارون» ، طرح نقشه راه به طور یک طرفه توسط اسرائیل لغو شد. بهانه اسرائیل هم این بود که تروریسم با صلح ریشه کن نمى شود وباید با سرکوب فلسطینى ها، امنیت خاورمیانه تأمین شود.
از طرف دیگر، آمریکاییان گمان مى کردند که امنیت عراق پس از شش ماه تأمین مى شود، اما انفجارهاى مکرر و کشتار نظامیان آمریکایى دال بر این بود که اینان قادر به تأمین امنیت نیستند. بنابراین آمریکا با طرح خاورمیانه بزرگ قصد دارد امنیت عراق را به امنیت فلسطین اشغالى پیوند دهد. در این راه، واشنگتن درصدد است رژیم صهیونیستى را در طرح خاورمیانه بزرگ مشارکت دهد تا کشورهاى عربى منطقه جهت رفع این ناامنى ، به سوى مشارکت در طرح خاورمیانه بزرگ حرکت کنند.(۲)
ب ـ پیگیرى الگوى مشارکتگرایى در تأمین امنیت
ناکامى آشکارى در کاربرد عملیات نظامى علیه تروریسم بین الملل که در اواخر سال ۲۰۰۱ از جانب آمریکا پیشنهاد شد و در موردافغانستان وعراق به اجرا درآمد، دیده مى شود. تهدید نامتقارن که توسط تروریست هاى القاعده و فداییان صدام علیه ارتش آمریکا صورت مى گیرد، امنیت را در عراق و افغانستان با مشکل روبرو کرده است، به طورى که آمریکا به تدریج وارد یک جنگ فرسایشى دراین کشور مى شود.
از این رو، آمریکا مى خواهد با مشارکت اروپا و کشورهاى منطقه اى، امنیت عراق را به امنیت منطقه خاورمیانه یا به اصطلاح خودشان، امنیت خاورمیانه بزرگ پیونددهد تا گرفتار جنگ فرسایشى و هزینه هاى بالاى نظامى نشود.
لذا گزینه مشارکت نظامى ناتو جهت برقرارى امنیت خاورمیانه بزرگ، مدنظر ایالات متحده آمریکاست.
ج ـ تحت فشار قرار دادن جمهورى اسلامى ایران:
همانگونه که ازمفاد این طرح برمى آید، کشورهاى منطقه باید تغییرات اساسى درنظام سیاسى، اجتماعى، آموزشى و اقتصادى خود به وجود آورند و لذا ایران هم از این طرح مستثنى نیست.
بنابراین، آمریکا سعى خواهدکرد که به عناوین مختلف مانند: طرح بحث حقوق بشر، دموکراسى، پروتکل الحاقى و فعالیت هاى هسته اى ایران با موضع گیرى علیه جمهورى اسلامى ایران وفشار از خارج، تهران را وادار به تغییر رفتار و اصلاحات در ساختارسیاسى به روش آمریکایى کند.(۳)
- اهداف اجتماعى و فرهنگى
کاخ سفید معتقداست نیروى انسانى ماهر موتورمحرکه توسعه محسوب مى شود و برهمین اساس، تلاش هاى خود را به منظور کاهش بى سوادى و گسترش فرصت هاى آموزش و فراگیرى بویژه میان دختران متمرکز مى کند. که دراین زمینه مى توان آموزش براى همه و آزادى بیان، مساوات، برابرى میان زنان و مردان علاوه بر دستیابى به فن آورى اطلاعاتى جهانى که ازاهمیتى حیاتى و جدى براى نوسازى (مدرنیته) و رفاه برخوردار است را نام برد.
در ضمن، ساختار آموزش و پرورش آمریکا هم سعى دارد با اعمال فشار به کشورهاى عربى و اسلامى مفاهیم و واژه هایى چون مبارزه براى آزادى سرزمین و جهاداسلامى را از برنامه هاى درسى دانش آموزان حذف کند و معتقداست تروریسم و خشونت زاییده عدم رشدفرهنگى و اجتماعى درجوامع است. (۴)
همچنین مقامات کاخ سفید معتقد به تقویت رسانه هاى مستقل، اعم ازمطبوعات، رادیو و تلویزیون خصوصى و مستقل به نوعى که بتواند حرف خود را خارج از حیطه قدرت دولت ها بیان کند، هستند.
با این حال، آمریکا درزمینه اجتماعى و فرهنگى، راهکارهاى زیر را برگزیده است:
الف ـ از میان برداشتن اعتقادات دینى و مذهبى در کشورهاى اسلامى
برقرارى دموکراسى و بهبود توسعه اقتصاد نمى تواند هدف واقعى آمریکا باشد، زیرا برقرارى دموکراسى سبب روى کارآمدن نیروهاى مخالف واشنگتن، یعنى جریانات اسلامى دراکثر کشورهاى منطقه خواهدشد و همچنین با توجه به نگرش دولتمردان آمریکا به جهان اسلام، تمایلى براى تبدیل منطقه به یک قدرت اقتصادى وجودندارد. لذا هدف اصلى آمریکا مبارزه با شالوده هاى فرهنگى و دینى منطقه است که از دیدگاه آمریکاییان بستر رشد تروریسم درمنطقه است. (۵)
ب ـ تقویت جامعه مدنى
تشویق کشورهاى منطقه به ایجاد فضایى براى تأسیس سازمانهاى مدنى غیردولتى که ایجاد ساختارهاى دانشجویى مهمترین آن است و همچنین دفاع از دموکراسى، حقوق بشر، رسانه هاى اصلاح طلب و سازمان مدافع حقوق زنان توسط کشورهاى بزرگ و در ادامه، با اعمال فشار به کشورهاى عربى و اسلامى سعى دارد مفاهیمى چون جهاد و مبارزه براى آزادى سرزمین هاى اسلامى را از برنامه هاى درسى دانش آموزان حذف کند. (۶)
ج ـ ایجاد سازمان هاى آموزش امور مدیریتى و رهبرى زنان
تقویت نقش زنان درمجالس کشورهاى عربى و حضورگسترده سیاسى و مدنى زنان درکشورهاى خاورمیانه بزرگ به عنوان یکى از مهمترین شاخص هاى اصلاحات دراین کشورها به شمار آمده است.
د ـ حمایت از انتخابات آزاد
براساس این طرح، در فاصله سال هاى ۲۰۰۴ تا ،۲۰۰۶ کشورهاى عرب حوزه جنوبى خلیج فارس و شماردیگرى از کشورها به آمریکا تعهدداده اند تا انتخاباتى آزاد درکشورهایشان برگزارکنند.
این درحالى است که آمریکا ابتدا قصدداشت با امنیت به دموکراسى برسد، اما با این طرح مى خواهد با دموکراسى امنیت بیاورد و این پارادوکس در رسیدن به دموکراسى همچنان لاینحل مانده است. (۷)
اهداف اقتصادى
گسترش فرصت هاى شغلى، ایجاد فضایى که بخش خصوصى بتواند فرصت هاى کارى را فراهم کند و تشویق تجارت منطقه اى میان کشورها از اولویتهاى رشداقتصادى براى توسعه خاورمیانه بزرگ و شمال آفریقا خواهدبود.
مهمترین هدف آمریکا از این طرح واردکردن اسرائیل به فرآیند تعاملات اقتصادى منطقه است، زیرا چنین منطقه اى موجب گسترش روابط تجارى اسرائیل با کشورهاى منطقه خواهدشد و درنهایت، تنش میان کشورهاى منطقه را کاهش خواهدداد. همچنین با طرح منطقه اى آزاد تجارى، خاورمیانه ازنفوذ روزافزون اروپا ازطریق گسترش همکارى تجارى با کشورهاى منطقه جلوگیرى مى شود. (۸)
طرح اروپا براى خاورمیانه بزرگ
درزمینه سیاستهاى اروپا در قبال خاورمیانه مى توان به: دیدارهاى بى شمار رهبران اروپایى ازکشورهاى منطقه، همکارى درزمینه حل و فصل نسبى بحران هسته اى ایران و آژانس بین المللى انرژى اتمى، دیدارهاى هیأتهایى اروپایى ازهند و پاکستان و افغانستان، نگرش هاى اتحادیه درمورد بحران عراق و سفر به سرزمین هاى اشغالى و مذاکره براى حل بحران اعراب و اسرائیل اشاره کرد.
درنهایت، با تلاش هاى گسترده اروپا براى مشارکت در طرح خاورمیانه بزرگ، آلمان وفرانسه طرحى را تحت عنوان «طرح مرحله اى مشارکت استراتژیک بین اتحادیه اروپا و کشورهاى حوزه دریایى مدیترانه و خاورمیانه» مطرح کردند. نکات قابل توجهى دراین طرح دیده مى شود که به بررسى برخى از محورهاى اساسى آن مى پردازیم.
۱ـ حل بحران اعراب و اسرائیل:
پیش شرط هرگونه اصلاحات درخاورمیانه، پایان بخشیدن به مسأله فلسطین و رژیم صهیونیستى است.
در این زمینه، طرح اصلاحات، براساس نقشه راه جهت حل و فصل مسأله فوق موردتأکید قرارگرفته است.
اروپاییان معتقدند مقدمه رسیدن به دموکراسى درمیان کشورهاى منطقه خصوصاً کشورهاى عربى منوط به حل این بحران است و تازمانى که مردم این کشورها، اسرائیل را دشمن و تهدیدى علیه خود مى دانند، از انجام هرگونه حرکتى خوددارى خواهندکرد.
۲ـ تأکید برهمکارى با کشورهاى منطقه از طریق دیپلماسى:
اروپاییان احساس کرده اند که انجام موفقیت آمیز هرطرح براى خاورمیانه باید با بهره گیرى از رایزنى و ابزار دیپلماتیک وسیاستهاى نرم افزارى با کشورهاى خاورمیانه باشد. به همین دلیل، دراین طرح برروى مشارکت با کشورهاى منطقه تأکید شده است.
۳ـ اولویتدهى برتوسعه جامعه مدنى :
اروپا بیشتر در پى فشار از پایین از طریق ایجادنهادهاى مدنى با شعارهاى قانونگرایى است.
۴ ـ مقابله با تروریسم و خشونت سلاحهاى کشتار جمعى و مهاجرت غیرقانونى
۵ـ تأثیرات عقب ماندگى فرهنگى و اقتصادى کشورهاى منطقه برامنیت اروپا:
نگرانى بیشتر اروپا از مهاجرت بخش بزرگى از جوانان کشورهاى عرب خصوصاً به اروپا است.
۶ـ تلاش در جهت مشارکت سایر بازیگران:
دراین زمینه ، برمشارکت سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا وگروه کشورهاى صنعتى وهمچنین مجموعه هایى که درمیان خود این کشورها، نظیر شوراى همکارى خلیج فارس یا اتحادیه عرب وجود دارد که مورد تأکید قرار گرفته است . (۹)
7 ـ تقدم صلح بر دموکراسى:
اروپا به منظور برقرارى امنیت درخاورمیانه خواهان استفاده از الگوى «مشارکت براى صلح» در منطقه خاورمیانه است ، زیرا اعتقاد دارد صلح مقدم برتوسعه ودموکراسى است . (۱۰)
وجود تشابهات در طرح آمریکا و اروپا
اتحادیه اروپا وآمریکا طى نشست اخیر خود در ایرلند حمایت خود را از اصلاحات سیاسى واقتصادى درمنطقه خاورمیانه اعلام کردند. اصلاحات درخاورمیانه براى موفقیت وماندگارى باید از درون کشورهاى این منطقه آغاز شود و نمى تواند از خارج تحمیل شود. با این پیش فرض ، هردوطرف درصدد مشارکت با دولت ها وجامعه هاى مدنى وجوامع تجارى مایل به اصلاحات دراین کشورها شدند.(۱۱)
هم آمریکا وهم اروپا معتقدند، هرکشورى شرایط منحصر به فرد خود را دارد وگوناگونى کشورها باید محترم شمرده شود. باوجود این، شرایط مشخص وممتاز کشورها نباید دستاویزى براى جلوگیرى از اجراى اصلاحات قرار گیرد.
اروپا وآمریکا همچنین تعهد خود را مبنى برحل وفصل مناقشه اعراب واسرائیل مورد تأکید دوباره قرار دادندوخاطرنشان کردند که حل وفصل این مناقشه باید همراه با رونداصلاحات صورت گیرد، دراین زمینه باید گفت : هم آمریکا و هم اروپا ، هردو ، بر تأمین امنیت اسرائیل تأکید دارند.
هم در طرح اروپا وهم آمریکا، دیدگاه مشترکى در زمینه بحران عراق و برقرارى یک رژیم تکثرگرا، دموکراتیک و فدرال دراین کشور به چشم مى خورد.
هردو طرح برروى مسائلى همچون ترویج مبانى حقوق بشر، رسانه هاى گروهى آزاد، حقوق زنان، کنترل تسلیحات کشتارجمعى ومقوله تروریسم وتقویت نهادهاى مدنى تأکید دارند.
در هردوطرح از ترکیه به عنوان الگوى یک کشور اسلامى یاد شده است وهردو معتقدند که ابتکار خاورمیانه بزرگ در راستاى روند انتقالى ترکیه براى کشورهاى منطقه مطلوب است وترکیه هم براى مشارکت دراین روندبا متحدان اروپایى همکارى ومشارکت مى کند و در برقرارى روابط با کشورهاى منطقه هم موافق است . مقامات کاخ سفید معتقدند ترکیه نمونه بارز یک کشور اسلامى است که داراى حکومت لائیک است وهمچنین گرایش عینى به غرب و تمایل پیوستن به اتحادیه اروپا را نیز دارد ودر عین حال، از روابط نزدیکى با اسرائیل برخوردار است.(۱۲)
دیدگاه کشورهاى عربى در زمینه خاورمیانه بزرگ
جهان عرب در قبال این طرح واکنشهاى متفاوتى را از خود بروز داده اند، مصر وعربستان و سوریه به دلیل عدم مشورت آمریکا با آنان، این طرح را ناکارآمد وبرهم زننده امنیت منطقه قلمدادکردند ومخالفت شدید خود را با آنان اعلام کردند.
در صورتى که ، وزیر امور خارجه مصر «احمدماهر» در یک کنفرانس مطبوعاتى پس از اجلاس گروه هشت (D- 8) که نظرات مصر را مورد توجه قرار داد ، اظهار داشت: بیانیه گروه هشت بسیارى ازنقطه نظرات مصر بویژه در زمینه سرچشمه اصلاحات از داخل کشور و تأکید برملاحظات کشورها را در نظر گرفته است.
وى افزود: مصر روند اصلاحات را که تاکنون به نتایج قابل توجه ومثبتى در زمینه هاى سیاسى واقتصادى منجر شده آغاز نموده است . (۱۳)
سایر کشورهاى شوراى خلیج فارس اظهارات خود رامنوط به آگاهى از طرح کرده اند. اتحادیه مغرب عربى هم در نشست اخیر خود در بیانیه اى اعلام کرد: طرح رئیس جمهورى آمریکا موسوم به طرح خاورمیانه بزرگ، کشورهاى مغرب عربى را شامل نمى شود واین کشورها جزو لاینفک قاره آفریقا محسوب مى شوند که کشورهاى آن در یک نهاد منسجم و غیرقابل تفکیک گرد آمده اند.(۱۴)
بنابراین ، در داخل جهان عرب عده اى معتقدند که این طرح نمى تواند بدون مشارکت خودمردم واز طریق یک حرکت خودجوش جنبه عملى بیابد، زیرا اصلاحات حرکتى از داخل ونه صرفاً از خارج است این درحالى است که برخى نیز معتقدند به دلیل ماهیت مستبدسران کشورهاى عرب بدون دخالت مستقیم آمریکا، امکان عملى کردن اصلاحات وجود ندارد.
ملاحظات و دیدگاهها پیرامون طرح
پس از حملات ۱۱سپتامبر سال ،۲۰۰۱ سیاستمداران آمریکایى به فکر ایجاد اصلاحات درکشورهاى خاورمیانه افتاده اند و امید دارند این تغییرات مانع از محبوبیت سازمانهایى نظیر القاعده درمنطقه شود . (۱۵)
در طرح خاورمیانه بزرگ، هدف ایالات متحده تحت عنوان مبارزه باتروریسم ،نبرد علیه جهان اسلام انجام مى گیرد که فرآیند آن باتهاجم به عراق به بهانه برقرارى دموکراسى آغاز شد . در آن روند، از کشورهاى عربى دعوت به تشویق دموکراسى و حکومتهاى مناسب و ایجاد مجتمع هاى فرهنگى در طول اصلاحات آموزشى و توسعه فرصتهاى اقتصادى شد.
بوش در سفر اخیر خود به ترکیه در استانبول اظهار داشت: «آزادى و دموکراسى، آینده خاورمیانه را رقم خواهد زد. تأسیس دموکراسى در خاورمیانه بزرگ پیروزى همه جهانیان خواهد بود و انجام این مهم موجب امیدوار شدن این کشورها و مردم آنان به آینده خواهد شد.
وى برقرارى دموکراسى در خاورمیانه بزرگ را موجب امنیت جهان آزادو آمریکا خواند. به گفته بوش، هدف آمریکااز جایگزینى دموکراسى در کشورهاى خاورمیانه، اجراى عدالت در آن کشورهاست که این فرموده دین اسلام است.(۱۶)
همچنین «کالین پاول» وزیر امور خارجه آمریکا معتقد است که تعهدات آمریکا در عراق، ایجاد دولت فلسطینى و دموکراسى در خاورمیانه شکست ناپذیر مى باشد و در نهایت، نتیجه رضایت بخشى خواهد داد. مردم طى زمان خواهند دید که ایالات متحده نسبت به رفاه و آسایش، آرزوها و امیدها و جاه طلبى کشورهاى عرب معتقد است و به ویژه در زمینه آمال و آرزوهاى مردم فلسطین تأکید بیشترى دارد. در صورتى که اعراب مستقر در ایالات متحده با این امر نظر موافق ندارند و چنین اظهار مى دارند که:
«مقامات کاخ سفید براى نشان دادن نگرانى در زمینه بحران به وجود آمده در خاورمیانه (افغانستان، عراق، جنگ اعراب و اسرائیل) ناکام مانده اندواین موجب وارد آمدن خسارات عدیده به طرحها و تخیلات آمریکا در خاورمیانه شده است.(۱۷)
«جفرى کمپ» عضو شوراى امنیت ملى دولت «رونالد ریگان» و عضو فعلى «مرکز نیکسون» اظهار داشت: «دولت آمریکا براى سازماندهى مجدد به طرح گسترده اى نیاز خواهد داشت تا تاکتیکهایى را براى برقرارى ثبات در عراق، گسترش منطقى دموکراسى در خاورمیانه و توسعه صلح بین اسرائیل و فلسطینیان به انجام برساند.»(۱۸)
نتیجه
طرح خاورمیانه بزرگ به عنوان آغاز مرحله جدیدى دیگر از اقدامات مقامات کاخ سفید در منطقه خاورمیانه است که موجب برانگیخته شدن تحرکات کشورهاى این منطقه شده است. محدوده جغرافیایى این طرح، بیانگر این مطلب است که هدف آمریکا تحت الشعاع قرار دادن حوزه تمدنى و فرهنگى جهان اسلام مى باشد و این موضوع بیانگر آن است که آمریکا تحت لواى مبارزه با تروریسم، نبردى را علیه جهان اسلام آغاز کرده است.
در این راه، اتحادیه اروپا نیز براى نقش آفرینى مؤثرتر و بیشتر در خاورمیانه، تلاشهاى گسترده اى را تدارک دیده است. حضور آمریکا در عراق و افغانستان، موقعیتى بالاتر را در منطقه خاورمیانه به این کشور داده است. در مقابل آن، اروپا هم با نقش آفرینى خود در زمینه هاى گوناگون (حل و فصل نسبى چالشهاى هسته اى) ایران و آژانس بین المللى انرژى اتمى، نشستها و دیدارهاى بى شمار رهبران اروپایى از کشورهاى منطقه، دیدگاههاى اتحادیه اروپا در مورد بحران عراق و...) قابلیتهاى خود را به عرصه ظهور کشانده است. با این حال، اروپا درصدد پذیراندن طرحهاى خود به صورت نرم افزارى به جاى سخت افزارى به کشورهاى منطقه است.
یکى از مهمترین هراس دولتهاى منطقه، ریشه در این حقیقت دارد که این طرح همانند طرح استفاده شده در اتحاد شوروى سابق و اروپاى شرقى باشد، طرحى که براى فشار جهت محدود نمودن دموکراسى در این کشورها به کار رفت.
از نکات بسیار مهم طرح، آن است که رژیم صهیونیستى به بازیگر غالب در نظم نوین آمریکا در منطقه تبدیل خواهد شد. صهیونیستها برخلاف اکثر کشورهاى عربى، نقش کلیدى در تعیین شکل بندى آتى منطقه ایفا خواهند کرد. به عبارت دیگر، ایالات متحده با انجام اصلاحات روبنایى اقتصادى، اجتماعى و سیاسى در برخى کشورهاى دست نشانده جهان عرب، قصد دارد تا بدین وسیله ، موقعیتى را براى اسرائیل در بین کشورهاى عربى اسلامى ایجاد کند.