سید محمدباقر حکیم
در عراق مجموعه ای از چالش ها را که شیعیان از آغاز تا به امروز با آن روبرو بوده اند، وجود دارد، و اکنون نیز برخی از آن همچنان موجود است:
1. تروریسم
شیعیان در طول تاریخ با یکی از اقسام تروریسم، (تروریسم فکری)،مواجه بوده اند و در عصر حاضر نیز در مقابل آن قرار دارند؛ تهمت، کفر،گمراهی ،غلو، تندروی و... تروریسم سیاسی نیز، نوع دیگری از این تهاجم است که شیعیان با آن مواجه بوده و هستند .
شیعه، از آغاز، - مانند امام حسین(ع-) با این دوگونه تروریسم مواجه بوده است؛ در انتفاضهِ شعبان 1411 هجری قمری - بر حسب برخی برآوردها - ظرف یک ماه تقریباَ حدود چهارصد تا پانصد هزار نفر از شیعیان عراق کشته شدند. در این واقعه، رژیم بعث ، پرچمی با شعار «بعد از این شیعه نباشد» را بر تانک ها و افزارهای جنگی زرهی خود برافراشت و عتبات مقدسه را با توپ و موشک بمباران کرد. این رقم کشتگان با در نظر گرفتن مدت زمان آن، در تاریخ بشری کم نظیر است؛ چه رسد به تاریخ عراق. همچنین در زمانی که صدام بر علیه «جمهوری اسلامی » جنگ برپا کرده بود، حدوداَ پنج هزار جوان را که سنینی بین هجده تا 28 سال داشتند، به تهمت داشتن ریشه های ایرانی، نخست بازداشت و سپس از صحنهِ هستی محو کرد. سرنوشت آنان همچنان نامعلوم است. یا در مورد عملیات نابود کردن نخبگان،فرهیختگان شیعه و افراد متدین باید گفت آماری که از اعدام آنان در دست داریم، نشان دهنده کشتار حدود پنجاه تا صد هزار نفر ،به طرزی وحشیانه و به صورت دسته جمعی است.
امروز اگر دویست نفر در شهر جنین در فلسطین کشته شوند، در کل جهان سر و صدا بلند می شود. من نمیخواهم از شأن آن جنایت بکاهم؛ اما کشتارهایی که در عراق اتفاق می افتد، چندین برابر آن چیزی است که در فلسطین اتفاق می افتد. این عملیات تروریستی نشان دهنده یک چالش مهم و اساسی است که ما در عراق با آن مواجه هستیم.
2. چالش در فرهنگ و اخلاق
عقیده و فرهنگ شیعیان، عقیده نابی است که اسلام را نشان می دهد و نمایانگر اعتدال، توازن در اندیشه ِ الهی و شناخت بشری، در تاریخ بشریت است؛ولی این عقیده و فرهنگ شیعی، به خاطر عوامل و اسبابی که بر آن احاطه کرده، با چالش هایی روبه رو است؛ از جمله:
الف. غلو
این پدیده از گذشته تا امروز در عراق وجود داشته و علت آن،محاصره فرهنگی و تروریسم فکری و سیاسیای است که همواره عراق با آن مواجه بوده است. همچنین می توان آن را عکس العمل روانی امت،پافشاری بر حفظ عقیده و تظاهر به علاقه و دوستی آنان به اهلبیت(ع) دانست. هم اکنون در عراق حرکت هایی آغاز شده که نشانه های زیادی از غلو به همراه دارد و همهِاینها به خاطر نشان دادن موالات و وابستگی به اهلبیت (ع) است.
ب. جاهلسازی یا عقب نگه داشتن مردم در عرصه فرهنگ
چالش دیگر، پدیدهِ «جهالت سازی» است که منجر به بدعت سازی و ایجاد گمراهی در میان عموم گروه های مردمی می شود، و این ناشی از محرومیت شیعی ناب و منع فرصت های تبلیغ و ارشاد و عدم استفاده از علما و مبلغان و ائمهِ صالح در، مساجد است.
رژیم حاکم بر عراق، انتشار بیش از هزار عنوان از کتاب های شیعه را منع کرد و حتی استفاده از کتاب هایی را که هیچ مضمون سیاسی نداشتند - مانند «اللمعه الدمشقیه» که یک کتاب فقهی و قدیمی است - ممنوع اعلام کرد. همچنین استفاده از رسالههای علمیهِ مراجع و علما ممنوع گردید. البته شاید هنوز مردم به طور محدود و مخفیانه از آنها استفادهکنند و دستگاه های دولتی نیز گاه از این موارد چشم پوشی کنند؛ اما قانون ، استفاده از آنها را ممنوع و مستلزم پیگرد قانونی می داند. گاه ممکن است شیعیان به خاطر استفاده از کتاب هایی که در ارتباط با اندیشهِ شیعه می باشد، به قتل یا زندان های طولانی مدت محکوم شوند.
ج. انحراف اخلاقی
این روزها، برخی انحرافات اخلاقی-، به ویژه از جانب اشخاصی که به اهل علم و روحانی منتسب هستند -،بروز میکند و همین امر خطراتی را به وجود آورده است. شبیه این انحرافات در زمان امام حسن عسگری(ع) پدید آمد و حضرت نفرت خود را از آن اعلام فرموده بودند؛ مانند حلیت لواط، درحالی که حرمت آن در اسلام روشن است.
3. چالش روابط اجتماعی
در کنار این چالش ها، مسأله دیگری وجود دارد و آن، کناره گیری و انزوای شخصی و عمومی و گرایش یافتن به گروه بندی و تمایلات طایفهای و فرقهای است؛ در حالی که اهلبیت(ع) این امور را منع کرده و شیعیان خود را از حرکت به سوی مذهب گرایی و فرقه گرایی بر حذر داشته اند.
یکی از چالش هایی که شیعیان، در این عصر، بهویژه در خاک عراق با آن مواجه اند، همین چالش بزرگ است که آنها را به حفظ وضع موجود خود به عنوان جزیی از امت اسلامی و ملت عراق وادار می سازد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، تهاجم بسیار بزرگی علیه شیعه آغاز شد؛ به گونه ای که شیعیان عراق، محاصره و منزوی شدند تا به صورت یک گروه و تنها برای خودشان زندگی کنند؛ نه برای مسلمانان و جهان اسلام.
4. چالش در شاخصهای وجود
در شاخص های وجود و زندگی شیعه در عراق، مجموعه ای از عنصرها جلوه دارد که این عناصر در زندگی سیاسی، فرهنگی و اجتماعی آنها پا برجا بوده و هست و توانسته است آنها را در طول قرن های گذشته حفظ کند. مهم ترین عنصرهایی که شیعه با برخورداری از آنها توانسته است از درون، موجودیت خود را برابر عملیات سرکوبگرانه حفظ کند، عبارتند از:
4-1. نیروهای دفاعی و مسلح که در عشایر عربی و عراقی ظهور دارد؛
4-2. عناصر عقیدتی و فرهنگی که در حوزهِعلمیه و منبرهای حسینی - که نقش بسیار بزرگی در حفظ بخش عقیدتی و فرهنگی در عراق داشته اند - متجلی است؛
4-3. سلسلهِ عمومی روحانیت، مردم، روابط میان آنها و نظام مرجعیت دینی که نقش بزرگی را درنگهداری مردم داشته است؛
4-4. تکیه بر بازرگانی و کشاورزی در کارهای اقتصادی که خود، محافظ نیروی معیشتی در زندگانی شیعیان است، و آنها پس از برکنار ماندن از صحنه سیاست، بر این دو مسأله اهتمام دارند؛
این عناصر چهارگانه درگذر زمان، متزلزل گردید و وجود شیعه در معرض تهدید واقع شد.
حکومت ملی عراق، به وسیلهِ تلاش و فداکاری عشایر عراقی و مقاومت آنها در برابر استعمار انگلیس به وجود آمد؛ عشایر عراقی از همان آغاز حکومت ملی، در معرض خطر حاکمان و مورد هدف آنها بودند. از این رو، از طرف حکومت، خلع سلاح شدند و حکومت نیز در دفاع از موجودیت آنها از خود سلب مسؤولیت کرد. نقش مهم و اساسی قدرت در عراق به ارتش واگذار شد و حضور شیعیان در ارتش منع گردید و ارتش به جای اینکه مدافع وطن وملت باشد، تکیهگاه و وسیلهای برای سرکوب و نابودی جنبش های مردمی میشد. در نتیجه ،هر حرکت مردمی در جهت احقاق حقوق حقه، سرکوب میشود و مورد هدف ارتش قرار میگیرد.
حوزه های علمیه و منبر حسینی نیز هدف حکومت ملی، و در دوران رژیم بعث، در معرض خطر جدی قرار گرفتند. طبق آمار، پس از رحلت امام حکیم(ره) حوزه علمیه دارای حدود هفت هزار نفر از بزرگان مجتهد، و طلبه ،از قومیت های مختلف شیعه در جهان ،بود؛اما پس از وفات امام خویی(ره) ،یعنی پس از ربع قرن از بر سر کار آمدن حکومت بعث و براثر سیاست فشار، سرکوب و پیگرد، این تعداد به هفتصد نفر رسید و تقریباَ به استثنای برخی از نژادهای محدود دیگر، «محلی» شد؛یعنی به عراقی ها منحصر گردید. از این جا می توان تصور کرد که به حوزهِ علمیه چه زیان های فراوانی وارد شده است؛ مثل تبعید و بیرون راندن و مانند آن که در حوزه علمیهِ عراق جریان دارد. اکنون که رژیم بعث بر اثر فشارهای داخلی و خارجی و پس از جنگ های خونین خود ضعیف گردیده است، دوباره روح تازهای در حوزهِعلمیه دمیده شده است؛ البته این رشد دوباره به کندی صورت می پذیرد و تاکنون ویژگی «محلی بودن» را حفظ کرده است.
اما دربارهِمرجعیت ؛ برای نخستین بار در تاریخ معاصر و ظرف مدت یک سال،عملیات ترور و قتل پنج تن از مراجع صورت گرفت، و مرجعیت برای اولین بار در تاریخ به مدت طولانی در منزل خود محاصره شد. خروج از منزل و فعالیت آن تعطیل گردید؛ تا امت در امور عمومی،- مگر به صورت بسیار محدود-، وارد نشوند.
منبر حسینی نیز تا حد زیادی در حالت درگیری و ممنوعیت به سر می برد و بسیاری از بزرگان سخنور ترور شدند. مجالس حسینی را محدود و برخی دیگر را هم از سخنرانی منع کردند.
و اما دربارهِ نیروی اقتصادی ؛آنها دو امر را به صورت گسترده از بین بردند:
الف. تجارت با طرح قبلی را از دست شیعیان خارج ساختند؛
ب. کشاورزی نیز - به بهانهِ بسیج کشاورزان برای حضور در جنگ - در معرض خطر جدی قرار گرفت و بسیاری از زمین های کشاورزی به علت همین جنگ نابود گردید. در دههِ آخر ،- پس از انتفاضهِ پانزده شعبان 1411 ق - کشاورزی، به ویژه در مناطق جنوبی عراق،که بزرگترین منطقه‡ کشاورزی در عراق است و شیعیان در آن جا ساکن اند،در معرض خطر جدی قرار گرفت؛ به طوری که دولت، آب را در برخی مناطق خشکاند و این مناطق را بهصورت بیابان درآورد؛ مانند منطقهِ اهواز که مساحت آن به پنجاه هزار کیلومتر ، (پنج برابر کشور لبنان)، میرسد.
این رژیم ،آب های باقی مانده در دو رودخانهِدجله و فرات را - که ترکیه یا سوریه بخشی از آن را برای خود نگهداری می کنند و بخشی نیز به عراق سرازیر می شود - به وسیلهِ برخی پروژه های جدید کنترل آب، به صحراهای غربی منتقل کردند تا به مناطق جنوبی ومیانی عراق نرسد. امسال و سال گذشته تحت شعار «خشکسالی در عراق» اهالی مناطق میانی و جنوبی از کشت برنج - که زندگی آنان بر این محصول استوار است - بازداشته شدند و از جهت معیشتی و اقتصادی در وضعیتی خطرناک قرار گرفتند . متأسفانه هیچ توجهی به این مسائل نمی شود و کسی از آن سخن نمیگوید.
5. تحولات عراق پس از جنگ جهانی اول
جنگ جهانی اول، آثار و پیامدهایی به همراه داشت که برخی از آنها در عراق بروز کرده است. مهم ترین این تحولات عبارت اند از:
5-1. اکثریت یافتن شیعیان در عراق؛ این تحول نه تنها در عراق، که در مناطق دیگری مانند لبنان و بحرین نیز رخ داد. در عراق، از آن جهت که این کشور جزیی از دولت عثمانی به شمار می رفت و دولت عثمانی قلمرو گسترده ای را شامل می شد، شیعیان، اقلیت را تشکیل می دادند؛ اما هنگامی که دولت عثمانی سرنگون شد و عراق به صورت یک وجود سیاسی مستقل درآمد، شیعیان هم در آن به عنوان اکثریت مطرح شدند.
5-2. برخورد با این اکثریت همانند برخورد با اقلیت بود؛ یعنی همان سیاست های گذشته که از جانب دولت عثمانی انجام می گرفت ادامه یافت؛ زیرا شیعیان - به عنوان یک اکثریت و دارای نیروی عشایری و نیرویی معنوی که در مرجعیت تجلی می کرد - برای جنگ و جهاد با انگلیسی ها ایستادگی کردند. انگلیسی ها نیز پس از اشغال عراق،متصدی استقلال و اقامهِ حکومت مستقل در آنجا شدند. به خاطر همین ایستادگی و عدم وجود نخبگان سیاسی در میان شیعیان ،سیاسـت محرومیت آنان از حکومت توسط انگلیسیها و هم پیمانانشان در پیش گرفته شد.5-3. استعمارگران برای ضربه زدن به شاخصهای دیگر شیعیان، - مانند عشایر و حوزهِ علمیه-، برنامه ریزی دیگری را آغاز کردند که به نتایج زیر منجر شد:
الف. برقراری حکومتی که پس از شکل گیری طایفهای خود، با اسلام و شیعه دشمنی میکرد؛
ب. بازگرداندن علما و مراجع ایرانی به ایران و همین طور تبعید علما و مراجع غیر ایرانی به مناطق دیگر، با هدف ضربه زدن به حوزه علمیه و مرجعیت دینی؛
ج. تأسیس ارتش برای ضربه زدن به عشایر عراقی و تسلط بر آنها؛
د. اعمال محدودیت های سیاسی از داخل و خارج علیه شیعیان عراق؛ سیاستی که انگلیس به وسیله‡ حکومت برای تضعیف وجود شیعه و نیروی دفاعی آنها اتخاذ کرده بود. حکومت های منطقه - به جز ایران - نمی خواهند حکومت عراق در دست شیعیان آن دیار باشد؛زیرا عراق جزیی از جامعه و امت عرب است و چون اکثریت امت عرب را اهل سنت تشکیل میدهند، در نتیجه، حصاری با شیوهِ امویان دور تا دور شیعیان عراق ایجاد شده است.
اگر جنایت های وحشیانه ای که در عراق صورتمی پذیرد،در کشوری دیگری اتفاق می افتاد، صداها و عکس العمل های وسیعی در سراسر جهان عرب و اسلام، - بلکه در کل جهان- به گوش میرسید؛ در عراق به ویژه علیه شیعیان واقع می شود،هیچ عکس العملی در منطقه و جهان صورت نمیگیرد.
بخش دوم
مبارزه با چالشها
ما اکنون دراین مرحله به چند عنصر اساسی و مهم در مقابله با این چالش ها نیاز داریم که برای ایجاد آن در برنامه ریزی های کلان سیاسی و فرهنگی مان تلاش می کنیم . عنصرهای مذکور به این شرح است:
1. ایجاد مؤسسات سیاسی نیرومند در عراق
شیعه در عراق به هیچ وجه مؤسسهِ سیاسی ندارد و چون نزد مرجعیت دینی، امور فرهنگی اولویت داشته است،دخالت در امور سیاسی به صورت محدود صورت می پذیرفته است.
امام حکیم(ره)، بزرگ ترین مرجع دینی وقت، به خاطر اهتمام ویژه ای که به مسائل سیاسی داشتند، گام های مؤثری برداشتند که عبارت اند از:
الف. تنظیم و شکل دادن به مسألهِ مرجعیت و نقش بزرگ و اساسی آن؛
ب. ایجاد مؤسسات وابسته به حوزهِ علمیه با چهرهِسیاسی ؛مانند جماعت علما؛
ج. حمایت و پشتیبانی از جمعیت ها و احزاب سیاسی شیعه، از جمله حزب دعوت اسلامی،که تأسیس آن به خاطر پرکردن این نوع خلا‡های سیاسی در میان شیعیان بود؛
د. پشتیبانی و کمک به جمعیت هایی همچون جعیت صندوق خیریهِ اسلامی و جمعیت «منتدی النشر» و جمعیت دانشگاه کوفه و مؤسساتی که از آن منشعب شد؛مانند مدارس، دانشکده های علمی و دانشگاه های فرهنگی و...
به همین منظور اهتمام به تأسیس «مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق» برای مقابله با رژیم حکومت بعث، از این جهت بود که خلا‡ نبود مؤسسات سیاسی شیعه احساس می شد؛ مخصوصاَ پس از شهادت شهید صدر(ره)، مرجعی که به خاطر عدم وجود فرصت واقعی و سیاسی برای مراجع دیگر متصدی امور سیاسی مؤسسه های اسلامی، شیعی، سیاسی و نیرومند در صحنهِ عراق برای وجود شیعه و مقابله با چالش ها و موانع موجود ضرورت دارد.
2. ایجاد نیروی مقاومت نظامی
عشایر عراق به عنوان یک تشکیلات نظامی تلقیمی شدند و رژیم بعث برای بیرون کردن آنها از نقش طبیعی شان در منظومهِ شاخص های وجودی شیعی، نتوانست کاملاَ آنها را سرکوب کند یا نقش آنها را تماماَ از بین ببرد؛ اما این عشایر چون گذشته قادر به ادای نقش اساسی خود نیستند. از این رو لازم است از روش های جدید دفاعی استفاده شود. مقاومت مسلح ،که تشکیل سپاه مبارک بدر از جملهِ آن است -، با همین انگیزه شکل گرفت.
ما معتقدیم در عصر حاضر، وجود یک تشکیلات مقاوم نظامی که بتواند از خود دفاع کند،از مهم ترین مسائل اساسی برای مقابله با این چالش هاست . در عین حال ،سعی می کنیم شیعه در ارتش عراق مشارکت حقیقی داشته باشد و ارتش در دست یک گروه یا طبقه از مردم نباشد.
3. ائتلاف با دیگر نیروهای مردمی عراق
ملت عراق از نژادهای مختلف، - شیعه و سنی،و نیز اقلیت های دینی مانند مسیحیت و صائبین - تشکیل شده است و ما می توانستیم این روابط داخلی را به شدت متحول کنیم. به همین منظور، با ایمان به ضرورت پیشرفت، برای مصالح دائمی مشترک،یک ائتلاف حقیقی ایجاد کردیم . این ائتلاف در جهت مصالح شیعیان و دیگر افراد ملت و در جهت منافع ملت عراق تشکیل گردید.
رابطه با کردها،از آنجا که کردها ، اکثریت اهل تسنن عراق را تشکیل می دهند، اهمیت ویژهای دارد؛ ایجاد رابطه با بخش اعظم اهل تسنن،از یک سو، و برقرار کردن ائتلافی با یک نیروی حقیقی حاضر در صحنه عراق، از سوی دیگر.
رابطه با ترکمان نیز اهمیت دارد؛ زیرا آنها با این که اقلیت کوچکی را تشکیل می دهند،دارای یک بعد استراتژیکیاند. ترکمان عراق به شیعه و سنی تقسیم میشوند و در مناطق شمالی و غربی عراق متمرکز هستند. اگر ما دوستداری عموم مردم اهل تسنن - نه حاکمان - و علاقه مندی هایشان به اهل بیت(ع) و نزدیکی روانی و سیاسی آنان را به شیعه در نظر بگیریم،می توانیم روابط خوبی با آنان داشته باشیم و به اهداف مشترک و مصالح عمومی ملت عراق دست یابیم.
4. رابطه خارجی
جهان امروز به یک شهر، به یک دهکده تبدیل شدهاست. از این رو، لازم است با جهان، ارتباطی مبتنی بر منافع مشترک و احترام متقابل برقرار شود.
ما به ضرورت پیشرفت و ارتقای سطح روابط شیعیان منطقه با کشورهای همسایه - مانند ایران،سوریه، لبنان و کشورهای خلیج فارس - اعتقاد داریم ؛ زیرا تعداد زیادی از شیعیان در این منطقه وجود دارند، و این برای ما یک امر بسیار حیاتی است.
ارتقای سطح روابط بین الملل نیز لازم است؛ چرا که از کانال سازمان های بین المللی، - مانند سازمان ملل متحد و مؤسسات وابسته به آن -، میتوان مسأله شیعه و حقوق آنان را در سطح جامعه بین المللی مطرح کرد. همچنین به این جهت که جهان امروز تابع نظام سازمان ملل متحد و مصوبات شورای امنیت است،ارتباط با قدرت های بزرگ و با نفوذ در شورای امنیت ،در پیشرفت وضعیت شیعیان عراق بسیار حیاتی است و برای پرکردن این خلاِ‡ها ،دفاع از خود و مقابله با موانع و چالش های موجود در داخل عراق حایز اهمیت است.
5 . حوزه علمیه
حفظ و پیشرفت حوزهِ علمیه عراق در نجف اشرف بسیار ضروری است. مرجعیت دینی برای حفظ حوزهِ علمیه نجف اشرف و وجود آن در برابر عملیات سرکوبگرانهِرژیم ،قربانی های زیادی داده است و البته به بهای شهادت صدها نفر از بهترین علما و فضلای حوزهِعلمیه ،تا اندازه ای موفق شده است. ما نیز در برنامهِ فرهنگی و سیاسی کلان خود توانستیم برای سامان دهی حوزهِعلمیهِ عراق سیاست و خطمشی واحدی را تنظیم کنیم. این حوزه ،پس از حوزهِ علمیه قم،مرتبهِدوم را در جهان تشیع داراست و تقریباَ شامل چهارهزار طلبه است. از لحاظ کیفیت نیز بسیاری از مجتهدان ،محققان و مدرسان درسهای خارج فقه و اصول در این شهر به سر می برند و در سطح جهان اسلام و تشیع، ارتباطات گوناگونی دارند.
6. تأسیس مؤسسات فرهنگی،تبلیغاتی و خدماتی
در حال حاضر، ده ها مؤسسه در زمینه های فرهنگی، انسانی،خدماتی و اطلاع رسانی تأسیس گردیده است؛ مانند مؤسسات کمک رسانی، حقوق بشر، مراکز تحقیقات و فعالیت های فرهنگی، نشریات فرهنگی و تبلیغاتی - جراید و مجلهها -، و مدرسه هایی که پیش از این یا موجود نبودند یا تعطیل شده بودند. همچنین تأسیس شبکه های رادیویی و تلویزیونی و دیگر کارهای فرهنگی و اجتماعی.
7. مسألهِاقتصادی
توجه به درمان بخش اقتصادی از راه تلاش و تشویق بازرگانان عراقی برای انجام فعالیت های اقتصادی و حمایت از آنها در جنبه های معنوی، و برنامه ریزی و احیای درک سیاسی آنها و ایجاد انگیزهِ اهتمام به مسائل عمومی در میان این طبقه برای ایجاد یک تشکیلات اقتصادی و تحقق اهداف در عراق نقش ویژهای دارد. از این طریق، فعالیت های فرهنگی، انسانی و حرکت سیاسی و عمومی امتی که برای ایجاد صلاح و تغییر تلاش میکند، حمایت میشود.
8. استفاده از تواناییهای متخصصان عراقی
همکاری داشتن با نیروهای متخصص عراقی در زمینههای مختلف علمی، از طریق ارتباطات، کنفرانس ها و میزگردها، و تشویق آنان برای تأسیس نهادها، و اداره آنها جهت شکوفایی و رشد قابلیت های آنان و نیز قبول مسؤولیت در زمینه های مختلف و انجام تغییرات و اصلاحت، گام هایی در جهت حفظ جماعت شیعه و نقش آن است. و البته تنظیم یک برنامه برای تحقق اهداف و رسیدن به حقوق مشروعه ،امری لازم است.
ما اعتقاد داریم که اجرای مطلوب و مناسب این برنامه ، با توکل بر خدای متعال و استقامت در عمل، با اراده ای محکم و عزمی قوی همراه است،و بیداری امت و آگاهی آنان به حقوق و درک وظایف و خطرهایی که متوجه آنهاست را میطلبد. برای رسیدن به آرمان ها و تحقق آرزوها و مقابله با چالش ها، وظایف سنگینی پیشرو داریم.