* آقای فولادگر چرا تحمل فعالیت احزاب در کشور اینقدر کم شده است؟
** به صورت کلی نمیتوان چنین نتیجهای گرفت. اگر دو حزب مشارکت و مجاهدین تخلف عدیده داشتند که منجر به تعلیق و انحلال آنها شده این دلیل نمیشود بگوییم نسبت به احزاب سختگیری میشود یا گفته شود عرصه بر آنها تنگتر شده است. عدم خوشبینی یا بدبینی به احزاب از عملکرد آنهاست.
* اما شیوه موجود اینطور القا میکند که اعتقادی به فعالیت حزبی در کشور وجود ندارد؟
** بنده از اوایل انقلاب فعالیت حزبی داشته و به آن اعتقاد دارم که احزاب اگر با نشاط سیاسی باشند موجب رشد و تلطیف جامعه سیاسی میشوند، اما اگر احزاب دچار یکسری حرکات و روشها در مسیر خود شدند که ساختارشکنانه باشد، مردم به آنها اقبال نشان نمیدهند. موضوع دوم این است که اگر حزبی با منافع بیگانگان همسو شود حال یا رسماً با آنها همراهی کند یا اینکه در مشی و عمل طوری عمل کند که کاملاً در جهت منافع بیگانگان باشد، مثل سال قبل که جدای از بحثها خواست دشمن استفاده از آن فضا بود و در چنین شرایطی برخی احزاب در جهت کار آنها حرکت کردند، مردم عموماً به این وابستگیها حساسیت نشان میدهند. موضوع سوم هم وابستگی مالی است. پشتوانه مالی یکسری به کانون قدرت و ثروت است که آنها را از حزب و نهاد پرتحرک سیاسی به کانونهای ثروت تبدیل میکند. اینها سه آسیب و آفت احزاب است که اگر آنها را حل کنیم مردم اعتمادشان به احزاب بازسازی میشود.
* موضوع شفاف نبودن مالی احزاب را واضحتر میفرمایید اشاره به کدام احزاب است؟
** اسمی نمیبرم.
* آقای فولادگر چرا وقتی بحث اصلاحطلبها میشود نام میبرید و در مورد اصولگرایان محتاط برخورد میکنید؟
** اول آنکه پرونده دو حزب اصلاحطلب به دادگاه رفته و نسبت به آنچه انجام دادیم پاسخگو هستیم. در فعالیت آنها یک دور تعلیق و بعد هم توقف فعالیت صورت گرفت که چون پرونده آنها مشخص است از آنها نام میبرم. اما در مورد مسائل مالی بحث من کلی است و اشاره به منابع غیرشفاف را مربوط به حزب خاصی عنوان نکردم، بحث سلیقه سیاسی و خطری است که جلوی پای همه است.
* اینکه میفرمایید پرونده دو حزب مشخص است اما نمایندگان آنها این اقدام را مغایر با قانون اساسی اعلام کردند.
** این تشخیص با مراجع قانونی است. ممکن است بحثهای حقوقی مختلفی در این زمینه باشد. ما بنا بر گزارشهای دریافتی بر اساس تخلفهای ماده 16 ابتدا به این دو حزب تذکر دادیم و در مرحله دوم اخطار کتبی ارسال شد و در نهایت تعلیق صورت گرفت و مرحله چهارم هم با قوه قضائیه است.
* اما تذکر کتبی به این دو حزب ارسال نشده است.
** شما میتوانید شماره نامه تذکرات ارسالی را از دبیر کمیسیون ماده 10 دریافت کنید.
* بله با ایشان صحبت میکنیم، اما سوال من این است که با وجود این تعلیقها شما میفرمایید با فعالیت حزبی موافقید؟
** بله، باید احزاب فعال باشند. باید نقاد باشند. اگر نقد سیاسی، اجتماعی و فرهنگی نشود و مدیران جامعه در معرض نقد قرار نگیرند به دیکتاتوری منجر میشود.
اینکه ما در کشور شاهدیم که گردش قدرت صورت میگیرد و انتخابات مختلف برگزار میشود یعنی فعالیت احزاب را قبول داریم. اگر این نباشد نتیجه دیکتاتوری میشود. بنده فکر نمیکنم کسی باشد که مخالف فعالیت حزبی باشد. یک زمان اوایل انقلاب برخی رهبران فکری چپ آن موقع (اشاره بنده به سال 62 است) منتقد فعالیت حزبی بودند که همانها بعداً حزب راه انداختند یا در مجمع روحانیون مبارز درخواست حزب دادند یا اعتماد ملی و غیره را ایجاد کردند. الان هم برخی مدیران اجرایی کشور که منتقد کار حزبی بودند و حتی دولت که در دوره نهم بدون پشتوانه احزاب آمد، جریان سیاسی آنها تقاضای حزب کردند که نظر بنده این است که چه بهتر که برای جلوگیری از مواضع غیرشفاف و آشفتگی سیاسی از ایجاد احزاب استقبال کنیم. عدهای میخواهند پشت صحنه کار کنند، نه کار در حزبی روشن که قابل نقدباشد.
* اما به نظر میرسد برداشت ما از کار حزبی مختص انتخابات است و مشارکت سیاسی و رونق احزاب و استقبال از آنها مقطعی است و تنها در فصول انتخابات فضا فراهم میشود و بعد هم تمام.
** من هم معتقدم باید بعد از انتخابات همه در صحنههای نقد فعالیت سیاسی باشند، همانطور که رهبر معظم انقلاب در خطبههای نماز جمعه بعد از انتخابات گفتند و توصیه کردند که مناظرهها در ایام بعد از انتخابات در روال منطقی ادامه یابد.
میتوانستیم در فضای خوب مناظرهها را داشته باشیم اما حرکت و شتاب تند که به براندازی رسید این فرصت را از مسوولان گرفت. فضای نقد بعد از انتخابات از دست رفت. اگر کاندیدایی که رای نیاورده بود میآمد و تبریک میگفت و در عین حال نظرات و انتقاداتش را اعلام میکرد بهتر میتوانست از همان پشتوانه رای، امکان روزنامه، سایت و حزب استفاده کند و فضای نقد ادامه یابد و نشاط سیاسی در کشور جریان داشته باشد و بعد هم 14 میلیون رای را که پشتوانهای برای او بود برای انتخابات بعدی مورد استفاده قرار دهد، اما بدترین روش سیاسی در پیش گرفته شد. فضای بعد از انتخابات که میتوانست بهعنوان یک فضای پرنشاط ادامه یابد و منتقد همیشگی دولت باقی بماند تبدیل به حرکت هنجارشکنانه شد. من آقای ناطقنوری را مثال میزنم که سال 76 در انتخابات ریاستجمهوری رای نیاورد و هنوز آرا تمام نشده بود به آقای خاتمی تبریک گفت و بعد هم مجلس را اداره کرد و به کابینه هم رای داد. هرچند بعدها استیضاحهایی هم داشت، اما با نظام قهر نکرد و بهعنوان منتقد در دوره هشتساله حاکمیت باقی ماند و بعد در شورای شهر و مجلس پیروز شد. چرا جناح اصلاحطلب این کار را نکرد. البته ما بخش زیادی از نیروهای اصلاحطلب را داریم که مثل اکثریت قریب به اتفاق 14 میلیون نفری که به کاندیدای معترض به انتخابات ریاستجمهوری رای دادند، به نظام معتقدند.
* البته آقای فولادگر کاندیداهای مورد نظر دوره ریاست جمهوری گذشته در مقاطع مختلف هم بر التزام به قانون اساسی و هم برپایبندی به نظام تاکید کردند، اما سوال من این است که شما یک سوی ماجرا را فقط مورد اشاره قرار میدهید و عنوان براندازی را به کار میبرید، آیا با همین 14 میلیون رای به عنوان پشتوانه عظیم کشور بعد از انتخابات برخورد مناسبی صورت گرفت؟
** بله، منکر نیستیم که برخوردهای تندی با این جامعه صورت گرفت. برخوردها درست نبود و حتی از سوی رهبری و دلسوزان نظام هم محکوم شد. نمونه آن کوی دانشگاه یا کهریزک یا برخی موارد و افراد. اما آنچه سبب شد این فضا، یعنی فضای نقد سیاسی و منتقدانه در کشور باقی بماند، رفتارهای تند و ساختارشکنانه همین کاندیداها بود که اعلام کردند تقلب شده و خط اشتباه به مردم دادند. خود ما هم به آقای احمدینژاد در مباحث اجتماعی و اقتصادی زیاد نقد داشتیم. به فضای قبل از انتخابات هم نقد داشتیم. به برخی تبلیغات و مناظرهها یکسری انتقاد داشتند، اما انتخابات برگزار شده بود و میتوانست راه صحیح آن دنبال شود.
* شما از فضای باز سیاسی برای احزاب سخن میگویید و از عدم منع فعالیت آنها، اما درست بعد از انتخابات بود که آقای احمدینژاد گفتند ما فقط یک حزب داریم و آن هم حزب ولایت.
** نخیر آقای احمدینژاد بحث کلی کرد که ما یک حزب ولایت داریم که آن تعبیر قرآنی و فرهنگی بود؛ سیاسی نبود. اگر هم بود اشتباه بود. از لحاظ حقوقی کاملاً اشتباه است چرا که در حال حاضر بیش از 250 حزب مجوز قانونی دارند. ضمن آنکه خود جریانهای سیاسی حامی احمدینژاد هم تقاضای حزب کردند. این فضا برای اصلاحطلبان هم هست و همین الان تعداد احزاب مایل به اصلاحطلبان در جامعه هنوز بیشتر است. اصلاحطلبان اگر درخواست حزب جدید کنند و موسسان آن تخلف نداشته باشند امکان فعالیت دارند.
* تخلف، به چه معنا؟
** که از سه منبع دادستانی، نیروی انتظامی و وزارت اطلاعات محکومیتی که منجر به محرومیت از حقوق اجتماعی شود نداشته باشند. ما معتقد به فعالیت احزاب هستیم و جامعه باید پرنشاط باشد.
* آیا این نشاط با اظهارنظرهایی مثل اینکه اصلاحطلبان حق ورود به امور اجرایی حکومت را ندارند در تناقض نیست؟
** اصلاحطلبها میتوانند بیانیه و فعالیت قانونی داشته باشند. فکر میکنم آنچه مطرح شده بود بحث صلاحیتها بود که ظاهراً از آقای کدخدایی سوال کرده بودند که پاسخ دادند اگر محکومیت داشته باشند در استعلامها مدنظر قرار میگیرد. ما هم اعلام میکنیم از میان اصلاحطلبان و هواداران آنها هر کس قانون اساسی و نظام را قبول داشته باشد میتواند بیاید اما اگر ساختارشکنانه باشد من هم مخالفت میکنم.