مطهره شفیعی
«ائتلاف نانوشته» این روزها شاید به رمزآلودترین کلمه در ادبیات سیاسی ایران تبدیل شده باشد که اگرچه از سوی عقلای دو قوم اصولگرا و اصلاحطلب مطرح میشود اما هیچ یک حاضر به افشای جزییات این ائتلاف نیستند و تنها آنچه عیان است، توافقات نانوشته در پیش از شکلگیری ائتلاف است. نمونه این توافقات در حدود 10 روز پیش در بهارستان خود را نمایان کرد که مطهری از طیف اصولگرایان منتقد و تابش از طیف اصلاحطلبان میانهرو در یک روز وجود این ائتلاف را تایید کردند و حتی از لزوم شکل دادن تشکلی در این راستا سخن گفتند. در این میان یک طیف چنان از علنی شدن این خبر برآشفت که در همان روز، اعضای این ائتلاف را به داشتن بغض اعتقادی و سیاسی متهم کرد.
واکنش حامیان دولت به خبر ائتلاف دو طیف اصولگرایان منتقد و اصلاحطلبان میانهرو از آن جهت هم جالب ارزیابی میشود که یک ماه پیش از آن، علیاکبر جوانفکر به عنوان مشاور رئیسجمهور عنوان داشته بود جریان اصلاحطلب و اصولگرا دیگر وجود خارجی ندارد لذا اظهارات افرادی مانند رسایی که از وفاداران سرسخت دولت است، با اظهارات مشاور احمدینژاد همخوانی ندارد و این نشان از سردرگمی حامیان دولت از سومین ائتلاف شکلگرفته طی سه سال اخیر میان معتدلان جریان اصلاحطلبی و اصولگرایی دارد.
دلایل تشکیل ائتلاف سوم
ائتلاف سوم که محور آن در مجلس شورای اسلامی شکل گرفته است احتمالاً از سوی افرادی نظیر مطهری، باهنر و حتی لاریجانی از یک سو و چهرههایی مانند تابش، پزشکیان و قنبری از سوی دیگر هدایت میشود و البته در این میان نمیتوان از نقش تاثیرگذار عقلای دو اردوگاه در خارج از مجلس به راحتی عبور کرد که به آن هم پرداخته خواهد شد. آنچه اکنون مورد سوال است هدف این میانهروها از تشکیل ائتلاف در این مقطع زمانی است که به طور حتم با دو ائتلاف دیگر دارای تفاوتهایی است. ائتلاف اول در آستانه انتخابات مجلس هشتم و ائتلاف دوم در آستانه انتخابات ریاستجمهوری شکل گرفت که هر دو طیف نیازمند آرای یکدیگر بودند و اگرچه در ائتلاف دوم که سال 88 شکل گرفت، موفقیتی حاصل نشد اما راه را برای ائتلافهای بعدی هموار کرد.
شاید اکنون برگزاری انتخابات مجلس نهم از سوی برخی، محور این ائتلاف ارزیابی شود که به نظر نمیرسد این احتمال دارای پشتوانهای قوی باشد، چراکه تاکنون هیچ یک از اعضای این دو طیف سخنی در مورد انتخاباتی که قرار است برگزار شود، بیان نکردهاند و در رسانهها و مطبوعات هم به آن پرداخته نمیشود بنابراین اکنون با توجه به اوضاع سیاسی کشور دو هدف برای تشکیل ائتلاف سوم، از سوی اعضای ائتلاف قابل بررسی است؛ احتمال اول این است که میانهروها که بارها انتقادات خود از وضع موجود در کشور را اعلام کردهاند، اکنون اوضاع را به نحوی پیشبینی میکنند که تداوم این وضع ممکن است آفاتی برای کشور داشته باشد لذا درصدد هستند به کنار گذاشتن اختلافات با یکدیگر، حتی به صورت مقطعی، کشور را از این شرایط خارج کنند.
احتمال دیگری که امروز توانسته است اصولگرایان و اصلاحطلبان معتدل را وادار به همگرایی کند، هراس حذف شدن است، چراکه در سالهای اخیر به ویژه پس از آغاز به کار دولت دهم، تلاشها برای حذف این دو طیف که شاید پیش از این در خفا صورت میگرفت، علنی شده است. حامیان دولت در مجلس شورای اسلامی از بارزترین تلاشکنندگان برای حذف منتقدان هستند به نحوی که با شنیده شدن کوچکترین انتقاد از سوی همطیفان خود که البته منتقد هستند، آنها را فتنهگر و اخلالگر میخوانند که دیگر جایی در جریان اصولگرایی نباید برای آنها متصور شد که نمونه آن خروج باهنر از هیاترئیسه و انقلتها برای ماندن لاریجانی بر کرسی ریاست است. برخی از حامیان دولت هم از الفاظ جالبی در مورد اصولگرایان منتقد استفاده میکنند به نحوی که حسینیان اصولگرایی را به دو بخش اصولگرایان ناب و غیرناب تقسیم میکند و منتقدان همان غیرنابها هستند.
البته میتوان این گونه هم تفسیر کرد که حسینیان در این موضوع دچار نوعی رودربایستی با اصولگرایان شده است و به جای واژه غیرخودی از لفظ غیرناب استفاده کرده که مفهوم هر دو، یکی است. اصلاحطلبان هم وضعیتی بهتر از اصولگرایان منتقد ندارند و زودتر از آنها به حاشیه و انزوا هدایت شدند، لذا اکنون هر دو جریان احساس میکنند که اگر کمی تعلل کنند، دیگر نامی از آنها در معادلات سیاسی باقی نخواهد ماند و جریانی که به گفته مطهری، جریان سوم است و از حامیان دولت تشکیل شده است، به صورت تکقطبی در فضای سیاسی خواهد ماند که در این صورت احتمال خطرات سیاسی، اقتصادی و مهمتر از آن اعتقادی به شکل چشمگیری افزایش خواهد یافت.
ابهام در تشکیل تشکل جدید
به هرحال ائتلاف سوم در هفتههای گذشته به نحوی اعلام موجودیت کرد و اکنون تنها نقطه مبهم، بخشی از اظهارات مطهری است که از احتمال شکلگیری تشکل جدیدی با حضور اعضای دو طیف خبر داده بود. آیا در عمل امکان تحقق این موضوع وجود دارد؟ این پرسشی است که اکثر اعضای دو طیف به آن جواب منفی میدهند و هر یک استدلالهای خود را دارند. در صورتی اعضای دو طیف امکان نشستن دور یک میز به عنوان اعضای تشکل واحد را دارند که حداقلهایی از مواضع سیاسی آنها مشترک باشد که در این بخش، هر دو طیف به دو طیف دیگر تقسیم میشوند و در نهایت چهار گروه در میانه میمانند که بعید است با هم به توافق برسند.
اصولگرایان منتقد به دو بخش افراد معتدلتر مانند اکرمی، باهنر و مطهری و گروهی که کمی تندروتر است مانند زاکانی، نادران و حتی توکلی تقسیم میشوند که گروه اول مشکلی برای سر یک میز نشستن با اصلاحطلبان معتدل ندارند و در برخی موارد مثل تلاش حامیان دولت برای حذف اصلاحطلبان از مراکز مدیریتی به کمک رقیب آمدند هر چند تلاشهایشان موفق نبود. گروه دوم اصولگرایان منتقد دارای اختلافات اعتقادی با اصلاحطلبان هستند و تحت هیچ شرایطی حاضر به عضویت در تشکلی که آنها هم حضور دارند، نیستند. به اعتقاد آنها فتنه پس از انتخابات پدید آمد که اصلاحطلبان مسبب آن بودند لذا طبق مرام جمعیت ایثارگران نشست و برخاست با فتنهگران گناهی بس نابخشودنی است. مورد دیگری که این طیف را از نزدیک شدن به اصلاحطلبان بازمیدارد، پاسخ منفی اصلاحطلبان به درخواست این طیف یعنی اعلام برائت از گروهی از همطیفان خودشان است. در اردوگاه اصلاحات هم اوضاع به همین منوال است یعنی بخشی از این جریان نمیتوانند سکوت اصولگرایان منتقد در قبال اتهامات حامیان دولت به این طیف را فراموش کنند و از سویی سازماندهی نیروهای خودی برای اصلاحطلبان که پس از انتخابات دچار از همگسیختگی شدند، در درجه اولویت برای این طیف قرار دارد. طیف دوم اصلاحطلبان که مشکلی با همتشکل شدن با اصولگرایان معتدل ندارند بیشتر در مجلس و شورا حضور دارند.
در این محور، موضوع دیگری هم قابل تامل است و آن، هراس از برچسب غیراصولگرایی برای اصولگرایان منتقد است، چراکه بارها در ماههای اخیر طعم این اتهامات را از جانب طیف تندرو چشیدهاند. آنانی که در ائتلاف دوم، حضور و تبلیغشان برای کاندیدای رقیب علنی شد، پس از این انتخابات یا ترجیح دادند در جلسات اصولگرایان حضور نداشته باشند یا مجبور به سکوت شدند که خاطره خوبی برای آنها نبود که از جمله آنها ناطق نوری، طباطبایی و روحانی هستند. در نهایت باید این گونه نتیجه گرفت که لازم است در ابتدا، ترس اصولگرایان از اتهامات را برطرف کرد و بعد از آن به فکر تشکلی جدید بود لذا میتوان این گونه نتیجه گرفت که هرچه همگرایی این دو طیف برای نیل به اهداف مشترک قابل دستیابی به نظر میرسد، به همان میزان تشکیل تشکلی جدید با حضور افرادی از این دو طیف بعید و غیرقابل عملیاتی شدن ارزیابی میشود. البته این احتمالات در مورد مقطع کنونی است و بعید نیست با تحولات یا تغییراتی در شرایط سیاسی کشور، تمام این پیشبینیها در آینده تغییر کند اما فعلاً باید منتظر ماند.
دو پیروزی ائتلاف در یک ماه
نباید به موفقیتهای اخیر این ائتلاف طی ماههای اخیر که شاید نوید پیروزیهای بعدی را هم میدهد، بیتوجه بود که از آن جمله انتخاب مطهری با 90 رای در مقابل رسایی (حامی دولت) با پنج رای برای حضور در هیات نظارت بر مطبوعات بود که زنگ خطری برای حامیان دولت بود. در مورد دیگر هم انتظامی (اصولگرای منتقد) توانست از سد سیدنظامالدین موسوی (حامی دولت) با آرای بسیار زیادی عبور کند و در کنار مطهری در هیات نظارت بر مطبوعات بنشیند. لذا اولین اقدامات این ائتلاف بسیار امیدوارکننده بوده و البته تداوم آن در گرو عبور از موانع حامیان دولت است.
رهبران ائتلاف چه کسانی هستند
رهبری ائتلاف سوم هم موضوعی است که هنوز نمیتوان حدسی در مورد آن زد، اما با نگاهی به سوابق دو طیف میتوان این گونه پیشبینی کرد که رهبری این ائتلاف هم میان دو گروه تقسیم خواهد شد. اصولگرایان منتقد شاید از جمله اصولگرایانی باشند که پس از انتخابات با اظهارات خود شیخ نور را غمگین نکردند و اخباری دال بر دیدارهای آنان با ناطق نوری منتشر شد که البته هیچگاه رد یا تایید نشد. از این سبب احتمال حضور ناطق نوری در راس هرم مدیریت ائتلاف دور از انتظار نیست چراکه او سابقه این کار را دارد و زمانی تنها ریشسپید جریان اصولگرایی بود البته در آن دوران هم با نامهربانیهای طیف تندرو جریان اصولگرا مواجه بود و دلیل سکوت چندماهه شیخ هم به همین موضوع بازمیگردد. اما اکنون اگر دو گروه به توافقاتی دست یافته باشند، بعید است ناطق نوری در غیبت تندروها، رهبری معتدلهای اصولگرا را نپذیرد. البته در این طیف مهدویکنی هم دارای تواناییهای رهبری هست.
در طیف اصلاحطلبان معتدل هم اولین گزینهای که به ذهن خطور میکند، سیدمحمد خاتمی است که روابط خوبی هم با اصولگرایان منتقد داشته است. او که چهرهای آرام و صبور دارد، در مواجهه با نامهربانیها، به حمایت از یاران خود ادامه داد و اکنون با توجه به اقبال اصلاحطلبان معتدل و حتی تندرو این جریان از او، بعید است گزینه دیگری در اولویت قرار گیرد.