رامین رادنیا
۲۱ سال گذشته است. روزی که شهر بندری و زیبای خرمشهر طی عملیات گسترده نظامی با عنوان بیت المقدس آزاد شد و جشن و شادی سراسر کشور را فرا گرفت، شور و هیجان سوم خرداد سال ۱۳۶۱ بعدها کمتر در جریان وقایع ملی دیده شد.
جوانان و نوجوانانی که خاطره شادی مردم در جریان پیروزی تیم ملی فوتبال ایران در مسابقات جهانی را به یاد دارند شاید آن زمان به دنیا نیامده و یا دوران کودکی را سپری می کردند و خاطره ای برایشان ثبت نشده است اما بزرگ ترها به یاد دارند که آن روز بعد از آنکه آزادی خرمشهر از رادیو و توسط گوینده خبر اعلام شد، مردم طمع پیروزی سربازان ایرانی در جبهه های نبرد را چشیدند و آن زمان احساس می شد که این پیروزی پایان زودهنگام جنگ را نیز به دنبال دارد اما ۶ سال دیگر زمان نیاز بود تا جنگ ایران و عراق با تضعیف شدن دو طرف پایان یابد.
جنگی که صدام آن را نبرد قادسیه می خواند و در سر داشت که ظرف چند هفته خوزستان را به سرزمین عراق ملحق کند و نشان دهد که سردار اول کشورهای عربی است و می تواند حالا که دستش به اسرائیل نمی رسد، عجم ها را شکست دهد. به گمان صدام و معادلات مشاوران نظامی اش، ارتش ایران بعد از تحولات ناشی از انقلاب سال ۵7 توان نظامی سابق را از دست داده است و به تلنگری فرو می ریزد و عرب های خوزستان نیز با تحریک احساسات پان عربیستی به استقبال سربازان عراقی می روند.
از این رو او خرمشهر را محمره خواند و وعده داد که روزگار اعراب خوزستان دگرگون می شود. به هر حال جنگ ایران و عراق از زوایای مختلف سیاسی، نظامی، فرهنگی، تاریخی و با نگاه جامعه شناسی جنگ قابل بررسی است و در بیان واقعیت های این جنگ ۸ ساله، آزادی شهر خرمشهر مقطعی، قابل تأمل و حساس محسوب می شود.
قرارداد ۱۹7۵
جنگ ایران و عراق در سال ۱۳۵۹ زمانی آغاز شد که صدام حسین در مقابل دوربین تلویزیون قرارداد ۱۹7۵ الجزایر میان دو کشور را پاره کرد. قراردادی که براساس آن شاه و صدام حسین توافق کرده بودند به سال ها خصومت و کشمکش مرزی پایان دهند. براساس این پیمان شاه وعده کرد که به حمایت نظامی و مالی خود از کردهای ناراضی در شمال عراق پایان دهد و در مقابل عراق نیز پذیرفت که دیگر نسبت به حاکمیت بر آبراه شط العرب ادعایی نداشته باشد و دو طرف به منازعه آبی بر سر این آبراه بر اساس مرز تالوگ (حاکمیت مشترک دو کشور) پایان دهند.
همچنین قرار شد که لایروبی این آبراه به نوبت توسط طرفین انجام شود. عدم دخالت در امور داخلی یکدیگر و برقراری روابط دوستانه از دیگر موارد تأکید شده در این قرارداد بود. با پیروزی انقلاب اسلامی و به دنبال آن استقرار نظام جمهوری اسلامی در ایران روابط دو کشور دگرگون شد تا آنجا که طی سال ۵۸ و ۵۹ دو طرف یکدیگر را به اقدامات مغایر روابط دوستانه متهم کردند. ایران از اقدام عراق در تحریک اعراب خوزستان گلایه داشت و عراق نیز مدعی بود که ایران به ناراضیان کرد عراقی و حزب الدعوه یاری می رساند.
در واقع عراق و حتی بسیاری از کشورهای عرب منطقه از طرح بحث های صدور انقلاب نگران بودند و شیعیان عراق از پتانسیل تغییر رژیم عراق و وارد آوردن ضربه به حزب بعث برخوردار بودند. حرکت مردم در ایران تأثیر زیادی بر ملت های منطقه داشت و اکثر حکومت های منطقه نسبت به گسترش نارضایتی در میان ملت های خود نگران بودند. از همین رو عراق در حمله به ایران از حمایت های کشورهای منطقه و نیز آمریکا که از ماجرای تسخیر سفارت خود در تهران خشمگین بود برخوردار شد.
صدام به خیال خویش فرصت را مناسب یافته بود و قصد داشت به یک قهرمان پان عربیسم همچون جمال عبدالناصر در مصر تبدیل شود. او پیروزی در ایران را با توجه به درگیری های داخلی و افتراق در بخش هایی از حاکمیت حتمی می دانست. بسیاری از تحلیلگران معتقدند که صدام در محاسبات خود، وحدت ملی در برابر دشمن خارجی را محاسبه نکرده بود در حالی که تاریخ نشان می دهد ملت ها با وجود کشمکش های داخلی همواره در مقابل دشمن خارجی متحد شده اند.
نبرد خرمشهر
مقاومت مردمی در شهر خرمشهر نمود پایداری و اتحاد در برابر دشمن خارجی بود تا آنجا که در شرایطی کاملاً نابرابر به لحاظ نظامی، مقاومت های مردمی سقوط خرمشهر را یک ماه به تأخیر انداخت و محاصره آبادان نیز به تسلیم شدن کامل شهر منجر نشد. فرماندهان نظامی در خاطرات خود نوشته اند که ارتش از آمادگی لازم برای رویارویی سریع در مقابل دشمن برخوردار نبود و آرایش کلاسیک نظامیان در مناطق مرزی زمان بر بود اما مقاومت مردم با سلاح هایی سبک، پیشروی سریع نظامیان عراقی را متوقف کرد.
بعدها ایستادگی مردم در خرمشهر با نبرد استالینگراد مقایسه شد. در جنگ جهانی دوم آلمان ها پشت دروازه های شهر استالینگراد (سن پترزبورگ) متوقف شدند و با وجود محاصره کامل در تسخیر کامل شهر ناکام ماندند. آن واقعه نیز حماسه ای بزرگ از میان جنگ های جهان شمرده شد و بعدها اجرای سمفونی مشهور حماسه استالینگراد به رهبری شوستاکویچ، گوشه ای از آن مقاومت را در قالب هنر به آیندگان معرفی کرد. چنانچه سمفونی «آزادی خرمشهر» نیز برداشتی از آن اثر قلمداد می شود.
عملیات بیتالمقدس
عملیات نظامیان ایران در بازپس گیری سرزمین های اشغالی حدود یک سال بعد از شروع جنگ آغاز شد و اکثراً از نام های اسلامی برخوردار بود.
عملیات بیت المقدس با رمز یا علی بن ابی طالب(ع) و با هدف آزادسازی خرمشهر، پادگان حمید، هویزه، جفیر و حسینیه در ساعت ۳۰ دقیقه بامداد روز دهم اردیبهشت سال ۱۳۶۱ آغاز شد. زمان عملیات ۲۵ روز و وسعت عملیات ۶ هزار کیلومتر مربع اعلام شد. سپاه پاسداران و ارتش نیروهای عمل کننده این عملیات بودند که جنگ را در مناطق غرب کارون، جنوب غربی اهواز و شمال خرمشهر هدایت می کردند.
عملیات طی سه مرحله انجام و نتایج آن چنین اعلام شد: آزادی بندر خرمشهر، شهر هویزه، پادگان حمید، جاده تدارکاتی اهواز ـ خرمشهر ـ کرخه نور، جاده سوسنگرد ـ هویزه و بازپس گیری های پاسگاه مرزی. همچنین در این عملیات ۲۸۵ دستگاه تانک و نفربر، ۴۰ فروند هواپیما، ۲ فروند هلی کوپتر، ۵۰۰ دستگاه خودرو، ده ها قبضه توپ سبک و سنگین و انواع سلاح های سبک و سنگین ارتش عراق نابود شد. گزارش های منتشر شده از این عملیات نیز حاکی است که ۱۶ هزار و ۵۰۰ تن از نیروهای نظامی عراق در این عملیات کشته و ۱۹ هزار سرباز نیز اسیر شدند.
نظامیان ایران در این عملیات ۱۰۵ دستگاه تانک و نفربر، ده ها انبار مهمات، صدها دستگاه خودروی سبک و سنگین، ۳۰ جیپ حامل توپ ۱۰۶ ، ۱۸ قبضه توپ ۱۳۰ و تعداد زیادی سلاح انفرادی را به غنیمت خود درآوردند. وسعت عملیات چنان بود که ده ها تیپ زرهی، مکانیزه و پیاده عراق منهدم شد و در مجموع ارتش عراق شکست سنگینی را متحمل شد. شکستی که به تقویت روحیه نظامیان ایران منجر شد و مسیر جنگ را به نفع ایران تغییر داد.
نیروهای عراقی که در آغاز جنگ توانسته بودند ۱۴ هزار کیلومتر مربع از خاک ایران را تسخیر کنند با این عملیات عقب نشینی سنگینی را متحمل شدند. صدام گفته بود که دست ایران هیچ گاه به خرمشهر نمی رسد و بنابراین برای جلوگیری از تضعیف روحیه نظامیان خویش و جلوگیری از تبعات منطقه ای و جهانی این شکست تمامی شگردهای نظامی را برای حفظ این شهر به کار بسته بود به طوری که شهر را غیرقابل نفوذ می خواند.
ادامه جنگ
پیروزی ایران در نبرد خرمشهر - که در فاصله تسخیر خونین شهر نامیده شد - بازتاب های بسیاری در سطح منطقه و جهان به دنبال داشت. در داخل نیز بحث های مربوط به پایان جنگ در این مقطع مطرح شد. گر چه هنوز تعدادی از شهرها و مناطق غرب کشور در اشغال عراق قرار داشت اما عراق دریافته بود که پیروزی دیگر محال است و باید عقب نشینی و شکست را پذیرا باشد. تحرکاتی در منطقه ایجاد شد تا ایران را از ادامه جنگ بعد از بازپس گیری خرمشهر منصرف کند تا زمینه آتش بس و پایان جنگ فراهم آید.
ارزیابی های نظامیان از وضعیت مناطق جنگی به مقامات گزارش شد و یک نظریه طرفدار ادامه جنگ تا بازپس گیری باقی سرزمین های اشغالی و حتی ادامه جنگ در خاک عراق تا سقوط صدام بود و در طرف دیگر نظریه استفاده از فرصت ایجاد شده برای پایان دادن به جنگ و دریافت غرامت عنوان شد. ماجرایی که بعدها به خصوص بعد از پایان جنگ به طرح بحث هایی از سوی اپوزیسیون داخلی و برخی منتقدان و فعالان سیاسی منجر شد. آنها معتقدند که ایران باید در آن مقطع (سال ۱۹۸۲) طرح صلح جامعه عرب را می پذیرفت.
براساس آن طرح بعد از آتش بس در جبهه ها، نیروهای عراقی باید از خاک ایران عقب نشینی می کردند و هفتاد میلیارد دلار نیز خسارت از طریق بانک بازسازی اسلامی به ایران پرداخت می شد. البته در سال های گذشته برخی مقامات طرح چنین پیشنهادهایی را از اساس تکذیب و از ادامه جنگ در آن مقطع دفاع کردند. بحث هایی که به نظر می رسد هنوز جنبه هایی از آن پوشیده مانده است.
سرانجام جنگ ۶ سال بعد از نبرد خرمشهر با پذیرش قطعنامه ۵۹۸ از سوی ایران متوقف شد و ایران اعلام کرد که یک هزار میلیارد دلار در طول این جنگ خسارت دیده و باید عراق این میزان غرامت را بپردازد، اما سازمان ملل رقم خسارت ایران در طول جنگ را ۹7 میلیارد دلار اعلام کرده است با این وجود هنوز بندهای مربوط به شناسایی آغازگر جنگ و پرداخت غرامت در این قطعنامه به اجرا در نیامده است.
امروز رژیم صدام حسین که آغازگر جنگی بود با میلیاردها دلار خسارات مادی، جان باختن حدود ۳۰۰ هزار تن از دو طرف و صدها هزار مجروح و معلول، از میان رفته است و این نخستین سالی است که ایران جشن پیروزی نبرد خرمشهر را در غیبت صدام حسین برگزار می کند.