تاریخ انتشار : ۱۸ بهمن ۱۳۸۹ - ۰۹:۰۳  ، 
کد خبر : ۲۰۴۳۷۲

چه کسانی سیاه‌نمایی می‌کنند؟


محسن قاسم‌آبادی
پس از انتخابات شوارها و شکست مدعیان اصلاح طلبی ، آقای خاتمی رئیس‌جمهور طی نطقی رای ندادن مردم به جبهه اصلاحات را تلویحا رای منفی به نظام تلقی کرد و گفت : «در این ماجرا تقصیر اصلی برگردن کسانی است که چهره نظام را سیاه جلوه داده‌اند(1)».
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در پاسخ به اظهارات رئیس‌جمهور در نماز جمعه تهران گفت : سیاه نمایی ها بعد از دوم خرداد 76 شروع شد به طوری که حتی افتخارات نظام ، دفاع مقدس و حضرت امام راحل راهم زیر سؤال بردند(2) آقای دکتر حداد عادل نیز در پاسخ به آقای خاتمی اظهار داشت : آنچه در تهران اتفاق افتاد نتیجه سیاه نمایی نبود; مردم آنچه را که واقعا” سیاه بود سیاه دیدند و از آن روی گرداندند چه آنهایی که در انتخابات شرکت کردند و چه آنهایی که شرکت نکردند، به سیاهی «نه » گفتند و این «نه » گفتن نه تنها زنگ خطری برای انقلاب نیست ، بلکه نشانه آگاهی مردم است (3) وی افزود آنها که عینک سیاه به چشم دارند و جز سیاهی نمی بیند و جز سیاه نمایی کاری نمی کنند بیمارند.
رئیس مجلس شورای اسلامی نیز خطاب به اعضای سابق شورای شهر تهران گفت : «شما کاری کردید که باعث سرافکندگی اصلاح طلبان شدید(4)».
اکنون در آستانه‌ی هفتمین انتخابات مجلس شورای اسلامی قرار گرفته ایم و باز زنگ خطر به صدا در آمده است ، وچنانکه آقای گلباز نماینده مجلس مطرح کرد: «باید عواقب این کار [انتخابات شوراها] را در مجلس هفتم نیز جستجوکرد، چرا که بحران همچنان ادامه دارد(5)». و ممکن است این بحران به مجلس هفتم نیز کشیده شود و باز مردم به سیاه نمایی های دوم خرداد رای منفی بدهند.
از این رو جبهه ی دوم خرداد بویژه حزب ..... در صددند شکست قطعی خود را در انتخابات مجلس هفتم معلول سیاه نماییهای دیگران معرفی کنند و نمی خواهند بپذیرند که مردم به دلیل سیاهی های این حزب از آنها روی گردان شده اند در همین راستا اخیرا” پس از یک انتقاد خیرخواهانه آیه الله مصباح نسبت به سیاست های بانک مرکزی و دولت در بالا بردن نرخ بهره و رواج دادن رباخواری ، حزب مشارکت وجبهه ی دوم خرداد سخت بر آشفته شدند و انتقادهای ایشان را سیاه نمایی دانستند!
تیتر اول روزنامه یاس نو ارگان حزبف مشارکت این بود «اعتراض به سیاه نمایی های مصباح یزدی(6)» مجید انصاری نیز گفت : «آیا متهم کردن نظام به رباخواری تضعیف نیست و نباید با گوینده آن برخورد شود(7)».
گذشته از این گلایه ها با اندکی تأمل روی سخنان شخصیت های سیاسی و عملکرد آنها روشن میشود که چه کسانی سیاه نمایی می کنند و چه کسانی می خواهند لکه سیاهی را از دامن نظام بشویند.
آیا سخن کسانی که از سر دلسوزی برای نظام به مسئولان هشدار می دهند و می خواهند لکه ننگ ربا از دامن نظام شسته شود را میتوان سیاه نمایی تلقی کرد؟! اگر چنین باشد باید همه منتقدان را در زمره سیاه نمایان دانست در این صورت شعار نقد پذیری ، زنده باد مخالف من ، دولت پاسخگو و... همه رنگ می بازد و جز یک بازی سیاسی چیزدیگری نیست .
به نظر می رسد سیاه نمایان کسانی هستند که به دروغ اتهام شکنجه ، قتل و استبداد را به نظام اسلامی وارد میکنند و با اشغال پست های نظام فقط به هم حزبی ها و دوستان خود خدمت می کنند و مردم و مستضعفان را به عمد تحت فشار قرار داده «مرگ موش » را برای مردم تجویز می نمایند.
متأسفانه گاهیسخنان آقایخاتمینیز خالیاز اشکال نیست؛ براستی آیا این سخن رئیس جمهور که: در دور اول ریاست جمهوری ام هر 9 روز با یک بحران روبرو بوده ام؛ یک سیاه نمایی نیست ؟ و آیا بی پاسخ گذاشتن نامه عبدالکریم سروش به خاتمی در سال 1377 مبنی بر اینکه در فضای کشور بوی مرگ و باروت و نفرت به مشام می رسد و مردمی که به تو رای داده اند برای آن بود که به تو چشم تحول دوخته بودند، سکوت در برابر سیاه نمایی نیست ؟
آیا سخنان رئیس جمهور پس از انتخابات شوراها مبنی بر اینکه مردم از نظام اسلامی دلسرد شده اند، سیاه نمایی نیست ؟
آیا سخنان رئیس جمهور در کرج که اظهار داشت : فضای نفرت ، مرگ و نابود باد و بایدها بر کشور حاکم است بیائیم بر آن فضای زندگی حاکم کنیم ،(8) سیاه نمایی نیست ؟
براستی کجای کشور فضای نفرت و مرگ و نابود باد، حاکم است ؟! و اگر فضای مرگ و نفرتی وجود دارد علیه چه کسی و چه کسانی است ؟ اگر منظور ایشان شعار مرگ بر آمریکا و نابود باد آمریکا و منافق است ما بر این فضا افتخار می کنیم و چنانکه قرآن فرموده «قل موتوا بغیضکم» به آمریکا و همدستانش می گوئیم از ما عصبانی باشید و از این عصبانیت بمیرید. ملت ما هرگز فضای دوستی و صلح با دشمن غداری مثل آمریکا را نمی پسندد چنانکه مولایمان امام حسین (ع ) و رهبر عزیزمان امام (ره ) و مقام معظم رهبری نپسندیدند.
آیا نامه ی نائب رئیس مجلس محمدرضا خاتمی سیاه نمایی نیست ؟! وی می نویسد: «روندهای ناخشنودکننده ای در برخی مراکز رسمی کشور مشاهده می شود که نتیجه ای جز پیچیده تر شدن اوضاع سیاسی کشور و دامنه دارتر شدن بحران های سیاسی اجتماعی در پی ندارد وی در این نامه با نسبت دادن شکنجه و فشار به نظام اسلامی خبر از دستگیری 60 تن از فعالان سیاسی کشور می دهد. و در یک کلمه به قول یکی از نمایندگان مجلس نامه ی محمدرضا خاتمی دل بیگانگان را شاد کرد - براستی این گونه نامه نویسی و جوسازی علیه نظام اسلامی سیاه نمایی نیست ؟!
آیا نامه ی عده‌ای از نمایندگان مجلس به مقام معظم رهبری و بحرانی جلوه دادن شرائط کشور و تأکید بر اینکه شرائط آن چنان بحرانی است که باید جام زهر نوشید و کشور و انقلاب را تسلیم بیگانه کرد، سیاه نمایی نیست ؟! آیا بزرگ نمایی حرکت های ناچیز چند اوباش و اراذل در برخی شهرستانها توسط روزنامه های مدعی اصلاح طلبی سیاه نمایی نیست ؟!
آیا تبلیغ حاکمیت دوگانه در کشور به تبع جرج بوش از سوی تعدادی ازروزنامههای زنجیره ای و برخیشخصیتهایحزبمشارکت ، سیاه نمایی نیست و آیا ... ؟! و آیا متهم کردن نظام الهی و اسلامی برخاسته از آراء مردم به استبداد و دیکتاتوری سیاه نمایی نیست ؟!
به نظر می رسد که سخن ریاست محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام به واقع بسیار نزدیک باشد که گفت سیاه نمایی از دوم خرداد 76 آغاز شد، چرا که طرح شعار «اصلاح طلبی » از سوی این جبهه یک نوع سیاه نمایی است !زیرا با این شعار و دیگر شعارهای همعرض آن مثل آزادی ، جامعه مدنی و مردم سالاری چنین القاء کردند که در جامعه ولایی ، خفقان ، استبداد و فساد حاکم است و جامعه ولایی در برابر جامعه مدنی قرار دارد یعنی جامعه بدوی !!
آیا دادن خط ناامنی و اغتشاش از سوی برخیاز مسئولان به تعدادی دانشجوی بی گناه و تحمیل کردن گرانی های کاذب بر شانه قشر محروم و مستضعف جامعه سیاه نمایی نیست ؟!
جالب است که سیاه نمایان با این همه سابقه در همین زمینه، دیگران را به سیاه نمایی متهم میکنند. سیاه نمایان مطمئن باشند که مردم به سیاهی رای نخواهند داد چرا که مردم سیاه را می بینند و از آن روی گردان خواهند بود پس بهتر است تا فرصت باقی است با آب توبه و عذرخواهی در برابر خداوند متعال و ملت مؤمن و مظلوم ایران ، اندکی ازسیاهی های خود را شستشو دهند، شاید مردم به آنها اقبالی نشان دهند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات