تاریخ انتشار : ۲۹ مهر ۱۳۹۱ - ۱۰:۰۲  ، 
کد خبر : ۲۰۴۳۹۵

مبانی تئوریک اصلاحات(بخش دوم)


حجت الاسلام دکتر نبویان
این جمله «پروتوگوراس» مشهور است که: «انسان مقیاس همه چیز است (1)».
عنایت و دقت کافی در موارد فوق، ما را به این نکته ی مهم رهنمون می سازد که قدیمی یا جدیدی بودن یک اندیشه یا رفتار، دلالت بر مدرن بودن یا عدم آن ندارد. در دیدگاه متفکران غربی و نیز جهان مدرن، هر امر جدید و هراندیشه ی نوینی مدرن نمی باشد; بلکه اندیشه ی مدرن، اندیشه ای است که دارای ویژگی خاصی و از هر گونه قیدی به ویژه قیود دینی به صورت کامل، رها و آزاد باشد و تا زمانی که آموزه های دینی و وحیانی، بر اندیشه ای حکومت کند، هر چند آن اندیشه، نسبت به اندیشه های متفکرین سابق، اندیشه ی جدیدی باشد باز هم مدرن نخواهد بود. «به همین جهت است که تمدن جدید اسلامی که در قرن هفتم در صحنه ی حیات بشری ظهور نموده است؛ جدید و مدرن تلقی نمی شود، و اندیشه ی انسان محوری که بیش از هزار سال قبل از اسلام مطرح شده است، مدرن و جدید شمرده میشود.»
بنابر این، ماهیت اصلی یک اندیشه یا فرهنگ مدرن آن است که آن اندیشه یا فرهنگ به هیچ روی تحت تأثیرآموزه های دینی نبوده است و از هر گونه قید و اندیشه ی دینی رها و آزاد باشد.
چنان که، نویسنده ی مقدمه ی کتاب «دین و مدرنیته» می نویسد: «جهان مدرن وقتی آغاز شده است که بشریت تلاش نموده است تا خود را از تأثیر دین رها و آزاد نماید(2)».
و نویسنده ی دیگری نیز می گوید: «دنیای مدرن یعنی اعتقاد و باور به علم و عقل آدمی به جای اعتقاد به حقیقت وحی خداوند(3)».
2. مدرنیته (4)
برای واژه ی مدرنیته که در لغت به معنای «تجدد» و جدید شدن می باشد، در اصطلاح، تعریف های گوناگونی ارایه شده است که در این جا به برخی از تعریف های بیان شده اشاره می‌نماییم :
الف. مدرنیته؛ اعتقاد به این امر است که انسان، موجودی مختار، آزاد و عاقل بوده و می تواند سرنوشت خود راتحت کنترل خود درآورد(5.)
ب. مدرنیته؛ یعنی روزگار پیروزی خرد انسانی بر باورهای سنتی (اسطوره ای، دینی، اخلاقی، فلسفی و...) رشداندیشه ی علمی و خرد باوری (راسیونالیته )، افزون شدن اعتبار دیدگاه فسلفه ی نقادانه همراه با سازمان یابی تازه ی تولید و تجارت؛ شکل گیری قوانین مبادله ی کالاها و به تدریج سلطه ی جامعه ی مدنی بر دولت (6.)
به این صورت نیز می توان مدرنیته را تعریف نمود که :
مدرنیته (;جدید شدن ) عبارت است از یک جریان و تحول در زمینههای فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، علمی و...که با محوریت انسان و تکیه بر آزادی همه جانبه ی او و نیز اعتماد به عقل بشری و اصالت دادن به فرد، در صدد تحلیل همه ی اشیا اعم از طبیعت، ماورای طبیعت، ارزش ها... برآمده است و با اندیشه ی تغییر و نو کردن دایمی حیات همه جانبه ی انسانی، هر آنچه را که در مقابل او واقع شود ـ مانند دین، آداب و رسوم و سایر سنت ها ـ نفی می‌کند.
3. مدرنیسم (7)
این واژه که در لغت به معنای «تجدد گرایی» است؛ در اصطلاح، مشتمل بر آموزه هایی در حوزه های مختلف است ،که برخی از مهم ترین ویژگی های این اندیشه، عبارتند از:
1- از لحاظ معرفت شناختی، مشاهده گرا(8)، آزمایشگرا(9) و تجربه گرا(10) است. به عبارت دیگر، یگانه راه وصول به معرفت حقیقی را مشاهده، آزمایش و تجربه حسی ظاهری می داند(11.)
2- فقط به عقل ابزاری، جزیی و استدلال گرا قایل است (12.) و یگانه شأنی که این عقل دارد، این است که گزاره هایی را که حاصل مشاهده، آزمایش و تجربه حسی ظاهر می داند در قالب استدلال های منتج منطقی بریزد ونتایج جدیدی ارایه کند تا با شناخت جهان سعی در پیش بینی حوادث آینده نماید و به دنبال آن، جهان طبیعت راضبط و مهار سازد(13.) از این رو چنین عقلی در باطن خود، عقل عملی است.
3- مادی گرا(14) است؛ یعنیبه عوالمی غیر از عالم ماده و مادیات قایل نیست (15.) این موضوع وجود شناختی را می توان نتیجه ی دو ویژگی قبلی دانست، چون بنابر این که فقط از راه مشاهده و آزمایش و تجربه حسی ظاهری بتوان، به معرفت حقیقی دست یافت و عقل نیز، کاری جز سر و سامان دادن به مواد خامی که از آن راه به دست آمده است، نداشته باشد، طبعا”، به تدریج آنچه قابل مشاهده، آزمایش و تجربه است با «واقعیت» و «موجود» یکسان ومعادل گرفته می شود و لازمه ی این معادله هم چیزی نیست، جز این اعتقاد که آنچه قابل مشاهده، آزمایش و تجربه نیست، موجود نیز نمی‌باشد.
4- در مساله ی وجود خداوند، موضوع انکار(16) یا لااقل لاأدری گری (17) دارد(18.)
5- انسان گروانه (19) است؛ یعنی خدمت به انسان را یگانه و نخستین هدف می داند، و به عبارت دیگر، انسانیت را در جایگاه خداوند می نشاند و معتقد است که همه چیز و همه کار باید در خدمت انسان باشد(20.)
6- به لحاظ اخلاقی، عاطفه گرا(21) است؛ یعنی امیال و احساسات و عواطف انسان را خاستگاه همه ی افعال اخلاقی و یگانه داور خوبی و بدی و درستی و نادرستی اخلاقی می داند(22.)
پس از روشن شدن ـ هر چند اجمالی ـ اندیشه ی مدرن، به بیان دیدگاه اومانیستی (که مبنای خاصی برای اصلاحات عرضه می کند) می پردازیم.          ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات