تاریخ انتشار : ۱۸ بهمن ۱۳۸۹ - ۱۲:۴۷  ، 
کد خبر : ۲۰۴۵۲۵

مشایی بر کرسی افتاء!


قاسم روان‌بخش
یکی از اشکالات اساسی که بر اسفندیار رحیم مشایی وارد است دخالت در حوزه‌ای است که در تخصص وی نیست. در حالی که این اصل در همه دنیا پذیرفته شده است که دخالت تخصصی در حوزه‌ای که در تخصص شخصی نیست جایز نیست؛ هر چند اطلاعات عمومی نیز در این رابطه داشته باشد. به‌عنوان نمونه، فردی که اطلاعات عمومی در باره پزشکی دارد حق اظهار نظر در باره پزشکی را ندارد؛ حتی پزشک عمومی نیز حق ندارد در حوزه تخصصی قلب یا مغز و اعصاب وارد شود و برای بیمار نسخه بنویسد. چنان چه در این باره اظهار نظر بنماید یا بیماری را ویزیت کند و برای او نسخه بنویسد مجرم تلقی شده حق شکایت برای بیمار و حتی مدعی العموم محفوظ است. ولی مع الاسف این موضوع در حوزه دین چندان جدی گرفته نمی‌شود؛ از گذشته دور تا کنون همواره برخی افراد با داشتن اطلاعات عمومی اندکی به خود حق می‌دهند که در این حوزه دخالت تخصصی کنند! انحراف نهضت آزادی از همین نقطه آغاز شد امام ره در باره انحراف این گروه در پاسخ به نامه آقای محتشمی پور وزیر وقت کشور فرمودند " نهضت به اصطلاح آزادى صلاحیت براى هیچ امرى از امور دولتى یا قانونگذارى یا قضایى را ندارند؛ و ضرر آن ها، به اعتبار آن که متظاهر به اسلام هستند و با این حربه جوانان عزیز ما را منحرف خواهند کرد و نیز با دخالت بی مورد در تفسیر قرآن کریم و احادیث شریفه و تأویل هاى جاهلانه موجب فساد عظیم ممکن است بشوند، از ضرر گروهک هاى دیگر، حتى منافقین این فرزندان عزیز مهندس بازرگان، بیش‌تر و بالاتر است.
«نهضت آزادى» و افراد آن از اسلام اطلاعى ندارند و با فقه اسلامى آشنا نیستند. از این جهت، گفتارها و نوشتارهاى آن‌ها که منتشر کرده‏اند مستلزم آن است که دستورات حضرت مولى الموالى امیرالمؤمنین را در نصب ولات و اجراى تعزیرات حکومتى که گاهى بر خلاف احکام اولیه و ثانویه اسلام است، بر خلاف اسلام دانسته و آن بزرگوار را -نعوذ باللَّه- تخطئه، بلکه مرتد بدانند! و یا آن که همه این امور را از وحى الهى بدانند که آن هم بر خلاف ضرورت اسلام است. نتیجه آن که نهضت به اصطلاح آزادى و افراد آن چون موجب گمراهى بسیارى از کسانى که بى‏اطلاع از مقاصد شوم آنان هستند مى‏گردند، باید با آن‌ها برخورد قاطعانه شود، و نباید رسمیت داشته باشند."( صحیفه نور، ج‏20، ص‌482) دکتر شریعتی نیز از همین جا به انحراف کشیده شد زیرا در عرصه‌ای وارد شد که تخصص نداشت مهم ترین اشتباهات و انحرافات وی در کتاب‌های اسلام شناسی است که وی خواسته است بر کرسی اسلام شناسی بنشیند و در این موضوع حتی بر علما و دانشمندانی مثل علامه مجلسی نیز خرده بگیرد. برخی روشنفکران امروزی نیز مثل اعضای حلقه کیان که برخی از آن‌ها مثل دکتر سروش و کدیور و گنجی و مهاجرانی و... به آغوش غرب پناهنده شده اند، نیز از همین مبدا راهشان را کج کرده اند. در نتیجه هم خود منحرف شده و هم دیگران را به انحراف کشانده اند. پس از پیروزی دکتر احمدی نژاد و غلبه گفتمان امام و انقلاب بر گفتمان‌های سکولاریستی و امانیستی انتظار می‌رفت انقلاب در مسیر درست خودش قرار گیرد و بر اساس گفتمان عدالت، غیر متخصصان در حوزه تخصصی از جمله حوزه تخصصی دین دخالت نکنند.
در دولت نهم همواره از سوی مخالفان دولت این گونه وانمود می‌شد که آیت ا... مصباح یزدی تئوریسین دولت نهم است و دولت اندیشه خود را از ایشان می‌گیرد و البته متدینان و دلسوزان نظام از این بابت خوشحال بودند و می‌گفتند اگر چنین چیزی باشد مایه افتخار است، چرا که یک مجتهد و اسلام شناس با تقوی پشتوانه فکری دولت است و این درست همان چیزی است که مقام معظم رهبری می‌خواستند. متاسفانه در این دوره طلایی که امید آن می‌رفت انقلاب اسلامی پس از عبور از گردنه‌های سخت و صعب العبور دوران اصلاحات در مسیر اصلی قرار گرفته و با شتاب بیش‌تری به جبران گذشته پرداخته و فرهنگ اصیل اسلام را در کشور به ویژه در آموزش و پرورش و دانشگاه‌ها نهادینه نماید؛ باز هم دچار یک نوع رکود شده و بدتر از آن باز هم نظریه پردازانی عقبه تئوریک دولت را به عهده گرفته اند که در عرصه دین هیچ گونه تخصصی ندارند. اسفندیار رحیم مشایی که خود به این امر معترف است که اطلاعات وی از مطالب پای منبر و مطالعه چند کتاب دینی فراتر نرفته است، مدتی است بر کرسی نظریه پردازی نشسته، در حوزه تخصصی مسایل اعتقادی و فقهی اظهار نظر می‌نماید و با اشتباهات فاحش خود مستمرّا دل علما و مومنان را به درد می‌آورد. آقای مشایی در جمع جامعه وعاظ، عملکرد خود را این گونه توجیه می‌کند که باید مطالب فرا گرفته از پای منبر را به دیگران برساند و از این بابت مسؤولیت دارد! ولی از این نکته تغافل می‌کند که این حوزه حوزه تخصصی است و او فقط حق دارد آن چه را علما و مجتهدین فرموده اند نقل کند و از اظهار نظر در آن باره خود داری نماید. نظر دادن در چنین موردی مثل نظریه بیمار در برابر پزشک متخصص است. بگذریم از این نکته که افل منبر نیز در واقع خود متخصص نیستند بلکه از متخصص و کارشناس دینی نقل کلام می‌کنند. مع الاسف آقای مشایی هم در مسایل اصول دین اظهار نظر می‌کند و هم در حوزه فروع دین و احکام فقهی!به عبارت دیگر هم فقیه است و هم فیلسوف و متکلم و هم مفسر قرآن کریم. به‌عنوان نمونه وی اخیرا در باره موسیقی نظریه داده و گفته است کسانی که می‌گویند موسیقی حرام است درست آن را نشناخته اند موسیقی انحرافی دربرابر آن قطره‌ای در برابر دریا‌ست (‌سایت مشرق) این در حالی است که مساله موسیقی از مهم ترین و تخصصی‌ترین مسائل فقهی است که فقهایی که سال‌ها در فقه کار کرده اند هنوز نتوانسته اند فتوای روشن و صریح در باره آن بدهند لذا سعی می‌کنند به جای فتوی از احتیاط واجب استفاده کنند.
معلوم نیست آقای مشایی چگونه به خود اجازه می‌دهد به‌راحتی در این مسأله ورود کند و نظر بدهد و فقها را به عدم درک معنای درست موسیقی متهم سازد. از این زشت تر این که وقتی مراجع تقلید و فقهای محترم از سر دلسوزی به او می‌گویند واجب است در این موضوعات تخصصی وارد نشود و سخنی نگوید رسماً اعلام می‌کند که من سخن گفتن در این گونه مسایل را اوجب می‌دانم! ژست مشایی در چنین مواردی درست همانند فقیهی در برابر فقیه دیگری است که در برابر فتوای او می‌گوید من آن را اوجب می‌دانم! و حتی بالاتر خود را در رده‌ای قرار می‌دهد که گویا حکم او بر سایر فقها نافذ است! البته ورود غیر کارشناسانه وی در مسایل مربوط به اصول دین و دیگر عرصه‌های آن جای نقد مفصل تری دارد که در شماره‌های آتی در باره آن بحث خواهیم کرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات