اصولگرایان با پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری از همه جهت قدرت را در دست گرفتند و با توجه به این که مجلس هم در اختیار آنان بود، انتظار میرفت برنامهها و شعارهای ارائه شده توسط آنها به شکل خوب و بدون مانعی پیش رفته و تحقق یابد، اما این گونه نشد و مجلس و دولت به رغم اصولگرا بودن، هماهنگ نبودند. به نظر میرسد باید در بحثی گسترده مفاهیم را تعریف و تدوین کنیم تا دچار ابهام و اجمال نشویم. من تایید میکنم که مجلس و دولت اگثریتشان اصولگر است. اما وقتی ما اصولگرایی را تعریف کردیم، مفاهیم پایهمان 4 اصل اعتقاد به اسلام، ولایت فقیه و حاکمیت امام ، اعتقاد به قانون اساسی و رهبری بود و همین ویژگیها ما را از کسانی که فکر میکردند باید قانون اساسی را ترمیم کرد، دور نمود یا در حاکمیت خدشه وارد میکردند، جدا کرد. بر این اساس دولت و مجلس در این چهار مورد هیچ اختلافی ندارند و نمونههای بارز آن را می تـوان درمسائلی مانند پرونده هستهای دید که کاملا هماهنگ عمل میکنند. شما نمیتوانید مثالی پیدا کنید که این چهار اصل به چالش کشیده شده باشد.
در بحث تجمیع انتخابات اکنون اختلاف وجود دارد و آنچه را مجلس مورد تایید قرار داده عنوان میشود که خلاف بندهایی از قانون اساسی است و خود دولت نیز به این مساله اذعان دارد.
اینجا نظر دولت و مجلس مطرح نیست، بلکه نظر مجلس و شورای نگهبان مطرح است. در قانون اساسی 2 اصل داریم که مدت زمان مجلس و دولت را 4 سال تعریف کرده و نمیتوان آن را تغییر داد و من معتقدم این نوع تجمیع با این شکل، با قانون اساسی مغایرتهایی دارد. نکتهای که وجود دارد آن است که تعداد زیادی از نمایندگان معتقدند فاصله میان انتخابات ریاست جمهوری و انتخابات مجلس فاصله درستی نیست و این عده میخواهند این فاصله را ترمیم کنند و نمیخواهند واقعا 4 سال را به 5 سال تبدیل کنند و با اصل قانون اساسی درگیر شوند. آنها میگویند این فاصله زمانی درکشور کارایی ندارد. این فاصله زمانی هنگامی ایجاد شد که اوایل انقلاب بیکفایتی بنیصدر ثابت شد و مجلس او را عزل کرد و رئیس جمهور بعدی هم شهید شد. این فاصله 2 ساله به خاطر این دو اتفاق ایجاد شد و حالا منتقدان معتقدند این فاصله 2 ساله نه دولت را کارا نشان میدهد و نه مجلس را، بنابراین میخواهند این فاصله را ترمیم کنند. راهش اصلاح قانون اساسی نیست. این باید به عنوان معضل از طریق رهبری یا طریق دیگری به مجمع تشخیص مصلحت نظام برود و اگر صلاح دیدند اصلاح کنند. اصلا قصد مقابله با قانون اساسی نیست و این روند خود را طی میکند و رسانههای موافق و مخالف و اکثریت واقلیت هم بهرههای سیاسی خود را میبرند که بحثی جداست. الان چالش اساسی وجود ندارد و مثل کسانی نیست که معتقد بودند قانون اساسی کمبودهایی دارد.
*چرا به رغم داشتن این اصول مشترک مجلس و دولت با یکدیگر اختلاف داشتند؟
** مساله این است که فکر میکنم برای کشور احتیاج به یک مدل اداره داریم.
*میشود بیشتر توضیح دهید؟
**در مسائل اقتصادی همیشه از مدل صحبت میشود. ما چون مدل اداره و مدیریت کشور را در مسائل اقتصادی، سیاسی و فرهنگی نداریم اینجا دچار اختلاف شده و سلیقه حاکم میشود. این که واقعا مدل اقتصادی اسلام چیست؟ اگر بنا باشد اصولگرایان سر کار آیند و همان اقتصاد سرمایهداری را به کار بگیرند که اصلاحطلبان نیز اگر بر سر کار آیند آن را در پیش بگیرند، آن زمان چه فرقی میان اصولگرایی و اصلاحطلبی وجود دارد؟
اختلافات جایی بروز میکند که به اجرای اصول منتهی میشود. مدل اقتصادی اسلامی یعنی بیاییم مبانی اسلامی را به قانون تبدیل کنیم.
*امااکنون نشانهها از آن حکایت دارد که اختلاف میان مجلس و دولت از حد اختلاف سلیقه گذشته است.
**نه، این گونه نیست. واقعا اختلاف سلیقه است.
*اختلافاتی مانند اختلاف درباره اصل 44، تغییر ساعت، گرانی مسکن، تورم، مشکلاتی که در مورد تایید وزرا بود، استیضاح وزرا و سوال از رئیسجمهور و مواردی از این قبیل از اختلاف سلیقه فراتر است.
**سوال از رئیسجمهور را اقلیت مجلس مدیریت میکند و اکثریت مجلس نیز قائل به این نیستند؛ هر چند هنوز نتوانستند امضاهای لازم را در این زمینه جمعآوری کنند.
*پیشبینی شما از ترکیب مجلس آینده چیست؟
**کاملا به رفتار جناحهای سیاسی در ماههای آینده بستگی دارد. ما هنوز وارد دوران انتخاباتی نشدهایم و تازه در مرحله مقدماتی آن هستیم و این چند ماه در نتیجه موثر است. در انتخابات شوراها همان آثاری که ما در ریاست جمهوری داشتیم منعکس شد، اماشوراها الان در اکثریت مجموعه اصولگرایان است.
*فکر میکنید بتوانید برای انتخابات مجلس هشتم ائتلاف کنید؟
**این بستگی به این رفتار چند ماه آینده اصولگرایان دارد. اگر آنها این اختلاف بروز کرده در انتخابات رئیسجمهوری را تحلیل، حل و نقد نکنند موفق نخواهند شد، اما اگر افراد عاقل و با تجربه اصولگرایان بتوانند این رانقد و آن را به شکل منطقی حل کنند فکر می کنم این قدر امکان و دستمایه وجود دارد که اصولگرایان مجلس هشتم را در دست بگیرند. اگر اختلافات را دامن بزنند و گروههای مختلف در اصولگرایان خود را محور بدانند، به طور قطع شکست خواهند خورد.
*مهمترین برنامههای فراکسیون اصولگرایان در مجلس برای سال جدید چیست؟
**بحث مفصلی درباره تعامل دولت و مجلس داشتیم. ما از برخی تصمیمگیریهای دولت گلهمند هستیم، اما باید مسائل را اولویتبندی کرد. جاهایی با دولت اختلاف جدی داریم، اما اثر آن چندان مهم نیست و اثر اجتماعی چندانی ندارد و به تعبیر ما دین خدا و قانون اساسی بهخطر نمیافتد. در این گونه مسائل طرفین باید کوتاه بیایند و در فراکسیون اصولگرایی با هوشیاری عمل کنیم و اگر دولت چیزی را میگوید و ما نمیپسندیم جریان را اجتماعی نکنیم. امسال این کار را پیگیری میکنیم و آرام آرام در حال شکل گرفتن است. ما باید اختلافات را کم کنیم تا بمانیم و روی این بشدت کار میکنیم. من احساس میکنم که اقلیت در جامعه و مجلس تلاش میکند اختلافات بین دولت و مجلس را بزرگ کنند. رسانههایشان از هر حادثهای تیترهای بزرگ اختلافی میزنند و برخی نمایندگان و دولتمردان به دام میافتند.
افرادی مانند آقایان توکلی، افروغ و ... را نمیتوان افراد خام وبیتجربه دانست که در دام این گونه مسائل افتادهاند. در مخالفتهایشان نسبت بهعملکرد دولتدلایلی منطقی و کارشناسانه ارائه می کنند.
من منکر آن نیستم. منظور من نیز نه آقای افروغ بود و نه آقای توکلی. اینها جزو شخصیتهای داخل جبهه اصولگرایان هستند که آرای ویژه خود را نیز دارند. این آقایان از فرهیختگان جناح اصولگرایان هستندکه به نقادی تمام عیار اعتقاد دارند. اینجا همانجاهایی است که اختلاف سلیقههابروز میکند. ممکن است در جناح اصولگرا کسانی باشند که بگویند نقادی را نباید اجتماعی کرد. برخی از مراکز سیاسی ما شدند مترجم بینالملل و ادبیاتی که در روابط بینالملل تولید میشود. آنجا که باید کار راهبردی برای نظام انجام دهند تنها ادبیات بینالملل را ترجمه میکنند. عدهای این را قبول ندارند و میگویند اگر ما صد در صد تابع بینالملل شویم انقلاب به خطر میافتد، چون انقلاب در ذات خود یک چالشی با بینالملل و نظام سلطه دارد. ما نباید نقادی را اجتماعی کنیم و در رسانهها بیاوریم.
*خب این جای سوال دارد که چرا شما طی این 27 سال نتوانستید به یک مدل اسلامی مشترک مد نظرتان دست یابید؟
**باید از دانشگاه و حوزه سوال کنید. مقصر حوزه، دانشگاه و کارشناسان ما هستند. کارشناس ما باید مدل تولید کند. کارشناس ماتقلید مدلهای بینالمللی را جزو افتخارات خود میداند.
*اما نبود این مدل سیاسی و وجود اختلال سلیقهها میان اصولگرایان مانع اجرای برنامهها شده است.
**درست است موانع کوچکی ایجاد میکند، اما اگر خوب مدیریت شود منتهی به احساس نیاز میشود که ما برویم خودمان این مدلها را تولید کنیم. کما این که ما در برخی حوزههای علوم تجربی به دستاوردهای خوبی رسیدهایم.
*چه برنامههایی برای اجرایی کردن شعار اتحاد ملی و انسجام اسلامی دارید؟
**فقدان این دو مقوله واقعا محورهای حمله بینالملل به نظام اسلامی است. دقیقا رهبر معظم انقلاب تشخیص دادند که دشمنان ما از کدام ناحیه به ما ضربه میزننند و آن را مطرح کردند. انسجام اسلامی روشن است. اگر بین ما و کشورهای اسلامی ایجاد دشمنی و کینهکنند، تردید نکنید. حوزه نفوذ ما کم شده و براحتی ما حذف میشویم. در مورد اتحاد ملی به نظر من این فرمایش رهبر معظم انقلاب را باید به طور جدی عملی کنیم. بحثهایی را که نیازمند نقادی و بررسیهای جدی است اجتماعی و عوامی نکنیم. تغییر ساعت مساله مهمی نبود. درباره این مساله تخصصی ما برای این که کارمان را پیش ببریم مردم را به صحنه میکشیم.