آقای احمدینژاد، در یک ویژگی مشابهت تام به دو رئیسجمهور سابق دارد و در یک زمینه، کاملاً با آنها متفاوت است. شباهت احمدینژاد به اسلاف خود، ارائه آمارهایی از پیشرفت بیسابقه کشور در دوره مدیریت خویش میباشد که احساس عموم مردم نمیتواند آن را بپذیرد و هضم کند؛ اگرچه به نظر میرسد غیرقابل هضم بودن برخی آمارها نیز از مواردی است که بدلیل کثرت، این دولت را نسبت به دولتهای قبلی متمایز کرده است و مهمترین نمود آن، در ادعاهای مربوط به کنترل گرانی و تورم، افزایش رشد اقتصادی کشور و توسعه بیسابقه سرمایهگذاریهای داخلی و خارجی، متجلی شده است.
اما تفاوت عمده دولت نهم و رئیس آن نسبت به گذشتگان، حملات شدید و پیاپی علیه منتقدان و زیر سوال بردن بسیاری از اقدامات و سیاستهای رایج در سالهای گذشته میباشد که تقریباً همه شئون ـ از سیاست خارجی تا سرمایهگذاریها و فعالیتهای اقتصادی ـ را در بر میگیرد و متأسفانه با تریبونی کردن آنها، شوکهایی به جامعه وارد میشود. البته اگر این هشدارها، آمارها، انتقادات نسبت به گذشته و ادعاهای مربوط به پیشرفت امروز، دارای پشتوانه قوی بود و برمبنای استانداردها مشخص توسط دولتمردان پیگیری میشد، شوکهای وارده به جامعه نه تنها مشکلی ایجاد نمیکرد بلکه میتوانست موجب تحرک گردد.
اما نمونههای متعددی وجود دارد که نشان دهد پس از برخی بهرهبرداریهای تبلیغاتی، آمارهایی که گذشته را نفی و اوضاع فعلی را استثنایی و بینظیر معرفی میکند، به دست فراموشی سپرده میشود و حتی اقداماتی صورت میگیرد که دقیقاً در مخالفت با ادعا و اظهارات قبلی است. مثلاً سال گذشته، رئیسجمهور به انتقاد از یک مصوبه مجلس پرداخت که محدودیتهای صادراتی را برطرف میکرد. او که در جمع جلسه مشترک استانداران و اعضای هیأت وزیران سخن میگفت، اظهار داشت: «به صراحت اعلام میکنم احمدینژاد و دولت، قانونی را که اجازه میدهد مردم برای تهیه حبوبات دچار مشکل شوند تا چند واسطه با صادر کردن آن به سودهای کلان برسند، قبول ندارند» اما در ماههای میانی و پایانی سال که دولتمردان با انتقاد شدید نمایندگان مجلس و رسانهها مواجه شدند که «چرا قیمتها کنترل نمیشود و چرا گرانی هر روز بیشتر میشود» یک وزیر، افزایش قیمت تخممرغ و گوجهفرنگی را ناشی از صادرات بیحساب و کتاب دانسته؛ بدون آنکه بگوید «چرا سخن علنی رئیسجمهور در مورد مخالفت با صادراتی که موجب منتفع شدن چند واسطه و دلال میگردد مورد توجه مسئولان دولتی قرار نگرفته است» و اگر امکان مقاومت در برابر مصوبه مجلس امکانپذیر نبوده است، چرا رئیسجمهور با آن شدت و به صورت علنی با آن ابراز مخالفت کرده است؟
قبل و بعد از آن سخنرانی نیز رئیسجمهور سخنانی در تریبونهای مختلف بیان کرد که مردم دستاورد مشخصی از آن مشاهده نکردند. بارزترین نمونه در این زمینه، مهلت 15 روزه به «دریافتکنندگان قلدر وامهای کلان که با قلدری اقساط خود را نمیپردازند» بود. اما بعدها برای مردم مشخص نشد که آیا واقعا همه آن افراد، اقساط خود را پرداختهاند و یا آنچه رئیسجمهور را به یک سخنرانی آتشین تشویق نمود، تنها همان دو نفری بودند که به صورت غیررسمی معرفی شدند اما هیچکس نفهمید چه برخورد قضایی یا اداری با آنها به عمل آمده است!؟
آخرین نمونه که میتوان آن را به لحاظ انعکاس و تبلیغات پیرامونی، از تمام اخبار قبلی متمایز دانست، برکناری «کلیه اعضای هیأت مدیره بیمه ایران» بود. نحوه انعکاس این موضوع باعث شد که حتی عدهای از ائمه جمعه به تقدیر از رئیسجمهور بپردازند، رئیس مجلس هم بر لزوم تکرار اینگونه تصمیمگیریها تاکید کرد. اما تنها پس از سه روز، منابع رسمی خبری دیگر مخابره کردند که نشان میداد که از میان همان اعضای برکنار شده، دو نفر مجددا به هیأت مدیره بیمه ایران راه یافتهاند.
این در حالی بود که در خبر اولیه، ادعاهایی پیرامون تخلفات متعدد «مدیران معزول» وجود داشت. در این میان برخی رسانهها که خبر اقدام قاطع رئیسجمهور را با آب و تاب فراوان نقل کرده بودند، با مهارت خاصی از کنار خبر دوم گذشتند و یا آن را در لابلای اخبار، به اطلاع مردم رساندند. رفتار روزنامه رسمی دولت نیز در این میان دیدنی بود زیرا درست در روزی که تعدادی از روزنامهها خبر بازگشت دوتن از برکنارشدگان به هیأت مدیره را منتشر کردند، این روزنامه ترجیح داد اظهارات رئیس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه را منعکس نماید که: «اقدامات رئیسجمهور درباره بیمه ایران، شجاعانه بود» این نمونه و سایر نمونههای ذکر شده در سرمقاله، میتواند قرینهای برای رئیسجمهور و همکاران او باشد که هرگاه با مخالفت برخی رسانهها، نمایندگان مجلس و نهادهای مدنی نسبت به آمارها و ادعاهای دولتمردان مواجه میشوند، بلافاصله آن را کارشکنی ندانند، بلکه بیدقتی برخی همکاران خود در تهیه گزارشها و آمارها را، یکی از عوامل مخالفتهای سراسری با ادعاهای دولت برشمارند.
روز گذشته سرمقاله آفتاب یزد به همین موضوع پرداخته بود و امروز میتوان گفت: «آفتاب آمد دلیل آفتاب»