*اسماعیل حسینزاده
ترجمه: مریم امراله
منتقدان جنگ خیر آمریکا در عراق معتقدند که این جنگ به خاطر نفت بوده است. آنها در تظاهرات و راهپیماییها شعارهایی چون «به خاطر نفت خون نریزید» سر دادهاند. اما من میتوانم ثابت کنم که یک عامل دیگر نیز (که از دید محققان مخفی مانده) دلیل حمله آمریکا به عراق بوده است و آن رانتخواری پیمانکاران «پنتاگون» است. این سودجویان جنگ بیش از همه منافع و امنیت ملی آمریکا را مورد تهدید قرار دادهاند. استراتژی تردید برانگیز پنتاگون در سالهای اخیر بر دو اساس بنا نهاده شده است.
1- افزایش تدریجی بودجه پنتاگون، 2- کاهش مالیات سرمایهداران به همان اندازه که افزایش بودجه تخصیص داده شده است. ترکیب این دو فاکتور کسری بودجه شدید ایجاد میکند و دولت مجبور است این خلاء را از محل کاهش هزینههای عمومی و غیرنظامی جبران کند. در نتیجه طولی نخواهد کشید که شکاف بین فقیر و غنی بزرگتر خواهد شد. به رغم توصیه کارشناسان افکار عمومی هرگز در اختصاص هزینههای نظامی مورد مشورت قرار نگرفتهاند و طبق پیشبینیهای رئیسجمهور فقید آمریکا «آیزنهاور» چنین تصمیماتی تنها بر اساس اهداف سودجویانه جنگطلبان اتخاذ میشود. دلیلی که برای پدیده حاضر عنوان میشود این است که از نظر منتقدان جنگ و نظامیگری، نیروهای نظامی آمریکا در اصل، وسیله اهداف امپریالیستی آمریکا ـ نفت و امثال آن ـ تلقی میشوند. تاسیسات نظامی آمریکا در طول سالیان دراز گسترش کمی و کیفی داشته و دیگر نمیتوان آن را فقط یک وسیله دانست بلکه خود تبدیل به هدف شده است و به تنهایی نقش یک نیروی امپریالیستی را ایفا میکند. حتی بدون در نظر گرفتن هزینه جنگ افغانستان و عراق که به سرعت در حال عبور از مرز نیم تریلیون دلار است، بودجه نظامی آمریکا بیشترین رقم در کل بودجه آمریکاست. «ویلیام هارتونگ» از محققان ارشد موسسه سیاست خارجه در نیویورک، با استفاده از ارقام رسمی مربوط به بودجه، مقایسههای جالبی به عمل آورده است. بودجه پیشنهادی برای نیروهای نظامی آمریکا در سال مالی 2008 بیش از مجموع هزینههای نظامی تمام کشورهای جهان است. بودجه پیشنهادی برای نیروهای نظامی آمریکا در سال مالی 2008 بیش از مجموع تولید ناخالص داخلی تمامی 47 کشور زیر صحرای آفریقاست. بودجه پیشنهادی برای نیروهای نظامی آمریکا در سال مالی 2008، 30 برابر بیشتر از مجموع هزینههای تمام ماموریتهای وزارت امور خارجه آمریکا و کمکهای غیرنظامیاش به کشورهای خارجی است. این بودجه 120 برابر بیش از پنج میلیارد دلاری است که دولت آمریکا برای مبارزه با افزایش گرمای جهانی صرف میکند. این بودجه میتواند 58 درصد از کل هزینه آموزش، بهداشت، اسکان، خدمات اجتماعی، روابط بینالملل، منابع طبیعی و محیط زیست، دادگاه، علوم و فضا، حمل و نقل، آموزش و استخدام، توسعه و اقتصاد را تامین کند. بنا به اظهارات «رابرت هیگز» این داستان قسمت تلختر دیگری نیز دارد و آن اینکه بودجه نظامی آمریکا دو برابر میزانی است که در آمارهای رسمی ارائه میشود، زیرا وزارت دفاع آمریکا نه تنها هزینههای مورد نیاز برای عراق و افغانستان را از بودجه نظامی حذف میکند، بلکه چندین هزینه عمده دیگر را نیز عنوان نمیکند. این حقیقت که با افزایش هزینههای نظامی، منافع پیمانکاران جنگطلب پنتاگون نیز افزایش مییابد جای تعجب نیست. اما متاسفانه در کمال تعجب این افراد و شرکتهای سودجو همواره زمینههای لازم برای رانتخواری جنگ و شروع جنگ علیه کشورهای دیگر را با موفقیت فراهم کردهاند. غولهای تولیدکننده تجهیزات نظامی مانند «لاکهیدمارتین»، «بوئینگ» و «نورژوپ گرومن» از اصلیترین سودجویان دوران جنگ هستند و افزایش مداوم سهام این شرکتها موید این واقعیت است. بدون احتساب زیرمجموعهها، حدود 100 هزار پیمانکار دولتی در عراق حضور دارند و تعداد آنان که همواره از اخبار و گزارشهای مخفی مانده ـ نزدیک به نیروهای نظامی آمریکا در عراق است. در اینجا نیز بدون اینکه کمترین توجهی به افکار عمومی شود به پیمانکاران نظامی آنقدر قدرت داده شده که آنها عملا تبدیل به شاخهای از دولت شدهاند. این در حالی است که شهروندان عادی آمریکا به ویژه در سالهای اخیر تحت فشار اقتصادی غیرقابل تحمل قرار گرفتهاند. مطالعه دقیق بودجه پنتاگون نشان میدهد که پس از پیروزی «رونالد ریگان» در انتخابات ریاست جمهوری 1980، مخالفان هزینههای اجتماعی از مکانیسمی سود جستهاند تا با کاهش هزینههای عمومی غیرنظامی، بودجه نظامی را افزایش دهند. مطالعه دینامیکهای توزیع هزینههای نظامی نیز توضیح میدهد که چرا سودجویان بودجه پنتاگون جنگ را به صلح ترجیح میدهند: در دوران جنگ ثروتمندان آمریکا ثروتمندتر میشوند در حالی که طبقه متوسط فقیر میشوند. به همین دلیل است که این سودجویان دائما در حال پیدا کردن «دشمن جدید» از سراسر دنیا هستند. با این دید میتوان جنگ آمریکا در خارج از کشور را در واقع جنگ سودجویان در داخل کشور برای کسب منافع بیشتر دانست.