کریم ملکآسا*
نیروهای متدین، متعهد، انقلابی و مسلمان که از سال 1342 و حتی قبل از آن با نشأت گرفتن از مکتب رهاییبخش اسلام مبارزات سیاسی خود را علیه رژیم ستمشاهی آغاز و شکنجه، تبیعید و زندانهای مخوف ساواک را تجربه و تحمل کردهاند. آنها به همراه طیف عظیمی از روحانیت که با الهام گرفتن از تفکر امام حداقل 15 سال یعنی مرحله اول نهضت امام خمینی را پشتسر گذاشته و به نسل اول انقلاب معروف هستند، به وجودآورندگان و سازماندهندگان تظاهرات عظیم مردم علیه رژیم پهلوی بودند. آنان پس از پیروزی انقلاب اسلامی با عشق و علاقهای که به اسلام، انقلاب و امام داشتند سر از پا نشناخته در روزهای نخست در کمیتههای مردمی انقلاب و سپس در نهادهای انقلابی به فرمان بنیانگذار جمهوری اسلامی نظیر سپاه پاسداران انقلاب، جهادسازندگی، بسیج مستضعفین، نهضت سوادآموزی، کمیته امداد و... به صورت مردمی سازماندهی شدند و بعدها در وزارتخانهها و سازمانهای دولتی مشغول به کار شدند. اینان با ایجاد انجمنهای اسلامی، شوراها و هستههای گزینش و... توانستند اداره امور کشور را به دست گرفته و با تشکیل مجلس شورای اسلامی و انتخاب رییس جمهور اهداف طراحی شده توسط امام را عملیاتی نمایند. مجموعه این افراد اصلاحطلبان واقعی بودند که اصول انقلاب، اسلام و نظام را در عمل تجربه کردند، برپایی نظام جمهوری اسلامی و تثبیت آن محصول مجاهدت و ایثارگری این گروه بوده است.
انقلابیون در بحرانهایی که در روزهای نخستین پیروزی انقلاب نظام را تهدید میکرد نظیر غائله بندر ترکمن، خوزستان، کردستان و... سر از پا نشناخته و بدون هیچ چشمداشتی حضور پیدا میکردند و فرمان امام بر ایشان حجت شرعی بود. با شروع جنگ تحمیلی در آخرین روز شهریور 1359 سیل عظیم همین نیروهای آب دیده بود که با دست خالی و حداقل امکانات توانست در جنگی که دنیای استکبار علیه نظام نوپای اسلامی طراحی کرده بود وارد عمل شود. در آن موقع راست، چپ، اصولگرا، اصلاحطلب و مستقل مطرح نبود: همه همدیگر را برادر و خواهر مینامیدند. در آن دوران همدلی و برادری بر جامعه حاکم بود، هیچکس به فکر رسیدن به پست و مقام نبود و اکثریت قریب به اتفاق امور فقط برای رضای خدا انجام میگرفت. میدان فقط میدان خدمت بود و همه از حق شخصی خود به راحتی به نفع همنوعان میگذشتند.
تغییر و تحول در جای جای میهن اسلامی و در قلبهای مومنان موج میزد. گروهی به اقتصاد بسته دولتی اعتقاد داشتند و با فشار مضاعف جنگ بر مردم درصدد آن بودند که از حداقلهای موجود به نفع همه استفاده شود و گروه دیگری اعتقاد داشتند که نباید همه امور در دست دولت باشد. اقتصاد مدون و تعریفشدهای نیز از طرف تئوریسینها و ایدئولوِگهای انقلابی مسلمان و روحانیت طراز اول ارایه نمیشد تا همه طبق فرامین آن عمل کنند. کمکم یک گروه عقاید خود را در مقابل گروه دیگر حق و عین عدالت تصور میکرد.
امام راحل به عنوان سکاندار کشتی انقلاب و برج دیدهبانی اسلام و انقلاب در هیچ گذرگاهی اجازه نمیداد که یک گروه تضعیف و گروه دیگری حاکم شود. حال چه شده است که گروهی جنگ، جبهه، شهدا، بسیج، ارزشهای اصیل انقلاب، قانون اساسی و رهبری را متعلق به خود و گروه فکری خود میدانند و در مقابل گروه دیگر را با انواع تهمت و برچسبهای ناروا و غیرخودی قلمداد میکنند و برای بیرون راندن حریف از میدان به هر وسیلهای متوسل میشوند؟
اگر اصلاحطلبی یعنی تلاش در جهت دگرگون کردن وضعیت موجود و حرکت تا رسیدن به مدینه فاضله که آن هم جز با رعایت اصول انقلاب، اسلام، نظام، اجرای فرامین امام و توجه به هشدارهای دلسوزانه مقام رهبری امکانپذیر نیست پس نباید تفاوت فاحشی بین دو تفکر معروف به راست و چپ و یا به تعبیری اصولگرا و اصلاحطلب وجود داشته باشد. کمااینکه مسایل اقتصادی و سیاستهای اداره کشور بعد از گذشت 27 سال از عمر انقلاب برای همه روشن شده است. این دو بازوان تنومند انقلاب هستند و با وجود هر دوی آنها درخت انقلاب میتواند در مقابل توفانهای عظیم مقاومت کند و ارزشهای والای انقلاب نیز سهم هر دو گروه بوده و یک گروه نباید دیگری را تخطئه کند و سیل عظیمی از نیروهای دلسوز را از خدمت به انقلاب محروم نماید.
به نظر نگارنده برای بیرون راندن رقیب نباید طوری عمل شود که مقدسات، ارزشها و اصول به نفع یک گروه خاص مصادره شوند. به باور نویسنده این سطور در شرایط خاص کنونی که مردم مجبورند هزینه اقدامات نسنجیده و غیرکارشناسی اصولگرایان که مجلس و دولت را در اختیار دارند، بپردازند عقل سیاسی به همه آنانی که در انقلاب ریشه دارند و در پیروزی و تثبیت آن نقش داشتهاند، حکم میکند برای اجرای اصول انقلاب، موانع حضور نیروهای انقلابی اعم از اصلاحطلب و یا اصولگرا در دولت و یا مجلس را از میان بردارد تا زمینه مشارکت آنان در اداره کشور بار دیگر فراهم شود.