حسین ظهوری
توسعه همواره به عنوان عنصر لاینفک زندگی در کنار انسان بوده و با خود جریان مدرینته یا نوگرایی تاریخی انسان را پدید آورده است. رابطه میان توسعه و انسان، همان رابطه انسان و مدرنیته است که در طول تاریخ پدید آورنده دستاوردهای بشری و تمدنهای بزرگ بوده است. توسعه و عمران که در تفسیر به واژه "آبادانی" پهلو میزند، همان خاستگاه انسان در آمادهسازی مکان زیست خود و در نهایت آسان کردن شرایط دشوار زیستن است. پدیده توسعه، پدیدهای تماما انسانی است. و نقطه پیوند انسان، تاریخ و جامعه تنها به وسیله توسعه به هم متصل میشوند. امروز به کرات واژه توسعه به عنوان امر انسانی در برابر واژه "فرهنگ" قرار میگیرد که آن نیز خود امری انسانی محسوب میشود و مهمترین رابط میان انسان و جامعه است. رابطه میان فرهنگ و انسان رابطهایست که منجر به حضور هویت و شناسنامه ملی و درکنار آن خاستگاه شکلگیری قومیتها و تلاشهای بشری در تحقق پیدایش تمدنهای بزرگ بوده است. این رابطه بیتردید توسعه و آبادانی را به همراه داشته است؛ همانطور که در دوران هخامنشی شاهد آن بودهایم که در کنار فرهنگ و تمدنی به این بزرگی توسعه و آبادانی به چه صورت جریانی موازی رفتارها و کنشهای فرهنگی داشته است. اما چگونه است که طی صد سال اخیر رابطه میان فرهنگ و توسعه که همواره در کنار یکدیگر به عنوان دو امر انسانی بودهاند امروز در برابر هم و در مقابله با هم قرار گرفتهاند. آیا به راستی انسان امروز قصد دارد با ادامه تلاش تاریخی خود را در راستای توسعه، در مقابل فرهنگی به ایستد و به قیمت توسعه، فرهنگ را قربانی کند؟
سیوند و چالش های امروز
"سد سیوند به عنوان بخشی از تلاش انسان در امر توسعه امروز در برابر فرهنگ ایستاده است." این جمله، دغدغه مردم است و سیوند امروز کلمه کد یا همان رمزی است که میتواند مانند جهاننما رابطه میان توسعه و فرهنگ را نه تنها به سخره بگیرد که خدشهدار نیز کند. بیتردید در گذشته سدهای بسیاری برای بهرهگیری از زمین ساخته و بارها درباره کشف سدهای دوره هخامنشی و ایلامی گفته شده است. این موضوع نشان میدهد که اهمیت کشاورزی به عنوان منبعی مهم در تهیه مواد غذایی از دیرباز مورد توجه تمدنهای بزرگ بوده و شهرهای مهم تاریخ در شکلگیری سدهای بزرگ برای مهیا کردن شرایط کشاورزی کوشیدهاند. اما در آن دوران توسعه منوط به ادامه حیات فرهنگ بوده و امروز توسعه شریان زندگی حیات فرهنگ را قطع میکند. رابطهای که امروز میان توسعه و فرهنگ تعریف و تفسیر میشود نیازمند تعامل بیشتر است. این که چگونه سد سیوند به عنوان توسعه در برابر فرهنگ ایستاده به داستانی مربوط میشود که بیش از یک دهه به طول انجامیده و جای جای آن نشان میدهد اگر به درستی میان پدید آورندگان توسعه و نگهبانان فرهنگ رابطهای دو سویه تعریف میشد، امروز سد سیوند در جایگاه توسعه هرگز در برابر میراث فرهنگی در جایگاه فرهنگ قرار نمیگرفت. شاید اگر بیتوجهی مسئولان سازمان میراث فرهنگی و توجه مسئولان وزارت نیرو به موضوع میراث فرهنگی و مکان توسعه بیشتر بود هرگز سد سیوند سدی در برابر فرهنگ یا سد برخورد توسعه و فرهنگ نبود.
سد سیوند 40 ساله است!
مطالعات اولیه سد سیوند سال 1967 یعنی حدود 40 سال پیش توسط "جاستین کورتنی" کارشناس آمریکایی آغاز شد. نتیجه مطالعات به طرح سیستم سه سدی درودزن، ملاصدرا و سیوند منتهی شد که قرار بود با هم فعالیت مشترکی را در امر آبرسانی به انجام برسانند. پس از پیروزی انقلاب اسلامی ادامه مطالعات به کارشناسان ایرانی واگذار و نخستین فاز مطالعاتی ساخت سد سیوند در سال 1370 ارائه شد. فاز نخست عملیات اجرای پروژه یعنی ساخت تونل انحراف رودخانه از سال 1371 آغاز و با گمانههایی که در حین مطالعات زده شد، آشکار شد که دره محل احداث سد، بستر ضخیم آبرفتی به عمق حداکثر 140 متر دارد و ابتدا باید آبرفت، آب بند شود. "جلال جامعی"، مسئولا[مسول] اجرایی ساخت سد سیوند درباره استعلام از سازمان میراث فرهنگی در همان سالها میگوید: "در سال 1370 همزمان با آغاز فعالیتهای اجرایی، وزارت نیرو و سازمان آب منطقهای استان فارس با ارسال نامهای به سازمان میراث فرهنگی این استان، مسئله شروع ساخت سد را به اطلاع رساند، اما جوابی دریافت نشد. ساخت سد سیوند آغاز و در ابتدا با استفاده از تکنولوژی پیشرفته روز بستر آبرفتی سد آب بند شد. "سازمان میراث فرهنگی به عنوان متولی و نگهبان میراث فرهنگی کشور موظف بود آن زمان علاوه بر پاسخ به استعلام مسئولان سد و وزارت نیرو، اقدامات اولیه در خصوص شناسایی منطقه را به انجام برساند که این موضوع در یک خلاء اطلاعاتی به مدت قریب به 7 سال مسکوت گذاشته شد و در این مدت هرگز سازمان میراث فرهنگی نه به ساخت سد سیوند توجهی نشان داد و نه اهمیت تنگه بلاغی را به وزارت نیرو گوشزد کرد. در سال 1376 و آغاز به کار دولت "سیدمحمدخاتمی" بحث اولویت بندی طرحهای عمرانی کشور مطرح شد. به این معنی که دولت تصمیم گرفت تعدادی از طرحها را نیمه راکد بگذارد و بقیه طرحها را به اتمام برساند. در آن زمان سیوند جزو طرحهای اولویت نخست قرار نگرفت و این موضوع تا سال 1380 همزمان با پایان ساخت سد کوثر ادامه داشت. بعد از سال 1380 سیوند جزو اولویتها قرار گرفت و از همان زمان اعتبارات به صورت تصاعدی افزایش یافت. تیر ماه 1383 ساخت تونل انحراف آب انجام گرفت و از همان زمان تا اسفند 1385 کار ساخت بدنه سد انجام شد.
نگرانی در مورد سیوند بعد از 30 سال!
در تمام مدت زمانی که سد سیوند به صورت آرام مراحل ساخت خود را طی میکرد، سازمان میراث فرهنگی هیچ واکنشی در مقابل ساخت آن نشان نداد و این موضوع تا سال 1382 که بنیاد پژوهشی پارسه و پاسارگاد به طور جدی فعالیت پژوهشی خود را برای جمعآوری اطلاعات مربوط به دوران هخامنشی آغاز کرد ادامه داشت.
آغاز به کار فعالیت این بنیاد، و تلاش برای ثبت جهانی پاسارگاد، نگاه بیتوجه سازمان میراث فرهنگی را یک باره متوجه سد سیوند و آثار در خطر تنگه بلاغی شد. "مسعود آذرنوش"، رئیس سابق پژوهشکده باستان شناسی کشور در اینباره میگوید: "سال 1382 بود که روزی محمد حسن طالبیان را مضطرب دیدم که از اتاق مهندس بهشتی بیرون آمد و وقتی حال او را جویا شدم گفت سد سیوند مراحل ساخت خود را از سر گرفته است و در صورت آبگیری محوطههای باستانی بیشماری غرق میشود. "ثبت جهانی پاسارگاد در تیرماه 1383 باعث شد تا تلاش سازمان میراث فرهنگی برای نجات آثار موجود در تنگه بلاغی بیشتر شود. توجه و نگاه جهانی به موضوع پاسارگاد و محوطههای در خطر موجود در تنگه بلاغی اهمیت موضوع را دو چندان کرد و مسئولان وزارت نیرو و سازمان آب منطقهای را به پای میز مذاکره کشاند."بابک کیال"، سرپرست سابق مجموعه باستانی پاسارگاد در اینباره به میراث خبر میگوید: "از ابتدا سازمان میراث فرهنگی از وجود آثار باستانی در تنگه بلاغی خبر نداشت. تصور میشد که ارزش و اهمیت این محوطه باستانی تنها به عبور مسیری موسوم به راه شاهی خلاصه میشود. بازدید هیات بررسی و شناسایی مجموعه باستانی پاسارگاد منجر به افشای آثار موجود در این تنگه شد. "از آنجا که این عده از کارشناسان پاسارگاد باستان شناس نبودند؛ از باستان شناسی بومی به نام "فرهاد زارعی کردچولی" خواستند تا محدوده آبگیری سد سیوند در تنگه بلاغی را مورد بررسی و شناسایی باستان شناسی قرار دهد. مطالعات او در سال 1382 آشکار کرد که تنگه بلاغی فراتر از راه شاهی و چند "خرفت خانه" که به چشم دیده میشد ارزش و اعتباری باستانی دارد که از دیده پنهان مانده و خاکهای این تنگه آن را در خود فرو برده است. شهویور سال 83 "مسعود آذرنوش" رییس پژوهشکده باستان شناسی سازمان میراث فرهنگی کشور در مورد ساخت سد و فرو رفتن محوطههای باستانی در تنگه بلاغی پس از آبگیری سد گفت: "به علت ساخت سد سیوند در درون تنگه بلاغی؛ بخشی از این تنگه که قسمتی از محوطههای باستانی مجموعه پاسارگاد را در بر میگیرد به همراه آثار باستانی و تاریخی باقی مانده در آن از دورانهای گذشته به زیر آب دریاچه فرو میرود. " این خبر رسمی که در ادامه اخبار مربوط به غرق محوطههای باستانی تنگه بلاغی بوده است سبب شد موضوع بیش از گذشته اهمیت پیدا کند. تنگه بلاغی با اخبار مشابه نگرانیهای جهانیان را هم بر انگیخت. شهریور همان سال مسئولان بنیاد پژوهشی پارسه و پاسارگاد با اعلام اطلاعیهای از کارشناسان جهانی دعوت کردند تا برای نجات بخشی آثار موجود در تنگه بلاغی به ایران بیایند. "محمدحسنطالبیان" رئیس بنیاد پژوهشی پارسه و پاسارگاد در اینباره به میراث خبر میگوید: "با توجه به این که در تنگه بلاغی آثار و محوطههای باستانی بسیار زیادی وجود دارد و نجات بخشی آنها باید در قالب عملیات اضطراری و در سطح بینالمللی و جهانی انجام میگرفت با ارایه فراخوانی جهانی به تمامی مراکز علمی جهان برای کاوشهای باستان شناسی گسترده و انجام اقدامات نجات بخشی ایران، از کارشناسان جهانی دعوت به همکاری کردیم." طالبیان ادامه داد: "فراخوان طرح نجات بخشی و استفاده از کمکهای جهانی دارای دو بخش بود که یکی مربوط به نجات بخشی محوطههای باستانی درون تنگه و دیگری به ارایه راهکارهایی برای جلوگیری از تاثیرات ساخت سد بر منطقه و آثار تاریخی آن مربوط میشد." با ارایه این فراخوان کارشناسان کشورهای ایتالیا، آلمان، فرانسه، انگلستان، استرالیا، لهستان و ژاپن برای حضور در درون تنگه و نجات محوطههای باستانی اعلام آمادگی کردند. اعلام آمادگی کارشناسان و باستان شناسان خارجی مسئولان داخلی را بر آن داشت تا مقدمات حضور این کارشناسان را آماده کنند.
دغدغه سیوند فراملی میشود
دی ماه سال 83 "منیرو بوشناکی"، معاون فرهنگی سازمان جهانی یونسکو به دعوت مسؤلان سازمان میراث فرهنگی و گردشگری به ایران دعوت شد تا از لوح ثبت جهانی پاسارگاد پرده برداری کند. بوشناکی پس از کسب اطمینان از آسیب نرسیدن به مقبره عظیم کوروش، شاه هخامنشی، درباره تهدیدات ناشی از ساخت سد سیوند به مسئولان سازمان میراث فرهنگی و گردشگری گفت: "باید تلاش کنید اهمیت تنگه را از لحاظ تاریخی و هویتی به مسئولان کشوریتان گوشزد کنید. ازطرف دیگر باید بکوشیم تا صدای شما به گوش جهانیان برسد. من نیز به سهم خود در آگاهسازی مدیران یونسکو خواهم کوشید. تنگه بلاغی تنها بازمانده راه معرف شاهی در جهان است که با زیر آب رفتن این بخش، تنها شاهد راهسازی آن دوران را از دست خواهیم داد." باستان شناسان ایرانی و ایتالیایی، نخستین هیات کاوش گران تنگه بلاغی بودند که از اواخر بهمن ماه سال 1383 فعالیتهای شناسایی و نجات بخشی خود را در این محوطه باستانی آغاز کردند. آنها با ادامه کاوشهای خود در دریاچه سد سیوند در کنار راه شاهی یک دهکده متعلق به دوران هخامنشی را کشف کردند. این کشف بزرگ سبب شد کاوشها در تنگه بلاغی جدیتر شود و باستان شناسان انتظار یافتن آثار ارزشمندتری را داشته باشند. پس از کاوش ایتالیاییها سه هیات ایرانی لهستانی، ایرانی آلمانی و ایرانی فرانسوی به صورت همزمان کاوش در تنگه بلاغی را آغاز کردند. همه چیز برای انجام کاوشهای نجات بخشی در تنگه بلاغی مهیا شده بود به غیر از یک مورد: "بودجه". کاوشهای باستان شناسان در تنگه بلاغی هزینههای زیادی داشت و سازمان میراث فرهنگی وقت قادر به تامین این بودجه نبود. از سوی دیگر تعداد ساخت سدها در کشور رو به فزونی داشت و عملیات نجات بخشی تنها در مورد سد سیوند قابل اجرا نبود و باقی محوطههای باستانی نیز نیازمند کاوش و بررسی و شناسایی بودند. تهیه یک آییننامه اجرایی توسط هیات وزیران میتوانست مشکل سازمان میراث فرهنگی را رفع کند. با این نیت مسئولان وقت سازمان میراث فرهنگی با رایزنی توانستند در 5/5/13۸۴ آییننامهای را با کمک "محمدرضا عارف"، معاون رئیس جمهوری به تصویب برسانند که طی آن "کلیه دستگاههای اجرایی مشمول قانون برنامه چهارم توسعه موظف شدند پیش از اجرا پروژههای بزرگ عمرانی و در مرحله امکان سنجی و مکانیابی نسبت به انجام مطالعات فرهنگی تاریخی در مکان اجرای طرح اقدام نمایند. همچنین مطالعات فرهنگی تاریخی و مستندسازی آثار فرهنگی تاریخی واقع در محدوده طرح بر اساس دستورالعملهای صادر شده از سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و تحت نظارت علمی سازمان مذکور توسط دستگاه مجری انجام خواهدشد و هزینه مطالعات و مستندسازی جزئی از هزینههای مطالعاتی طرح و موافقتنامه بین سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور و دستگاههای مجری طرح پیشبینی خواهد شد. "با توجه به این آییننامه تمامی مخارج مطالعات باستان شناسی در حوزه آبگیری سد سیوند به عهده سازمان آب منطقهای استان فارس گذاشته شد و مطالعات شتاب بیشتری گرفت. البته تاکنون هیچ پولی از سوی سازمان آب منطقهای استان فارس به سازمان میراث فرهنگی جهت مطالعات باستان شناسی در تنگه بلاغی داده نشده و این سازمان تمام هزینههای مطالعه را تقبل کرده است. کشف شواهد انسان پیش از تاریخی و متعلق به دوره نوسنگی در غارهای تنگه بلاغی، کشف کورههای پخت سفال متعلق به هفت هزار سال پیش و اجساد آن دوران، کشف بقایای تمدن هخامنشی، شناسایی قبور دوره ساسانی و سازههای شرابسازی از این دوره تاریخی، کشف آثار دوره اسلامی از قبیل کورههای فلزگری از جمله یافتههای مهم باستان شناسی در تنگه بلاغی بوده است. غرق محوطه جهانی پاسارگاد و تخت جمشید نخستین نشانههای اعتراض در میان تشکلهای غیر دولتی را در پی داشت. در اخباری که در این خصوص در رسانههای داخلی و خارجی به چاپ میرسید آمده بود که پاسارگاد و تخت جمشید در دریاچه سد سیود [سیوند] غرق میشوند. این گفتهها درحالی اعلام میشد که تخت جمشید حدود 70 کیلومتر تا سد سیوند فاصله داشت و پاسارگاد نیز تا آخرین نقطه آبگیری سد سیوند بیش از 5 کیلومتر فاصله داشت. راه شاهی قربانی نظرات غیر کارشناسی شد اخبار ضد و نقیض فراوانی در این باره اعلام شد تا آنکه مسئولان سازمان میراث فرهنگی به صراحت اعلام کردند که به غیر از آثار موجود در تنگه بلاغی، هرگز پاسارگاد در دریاچه سد سیوند غرق نمیشود و تنها نگرانی درباره آثار هخامنشی پاسارگاد به ویژه آرامگاه کوروش، رطوبت ناشی از دریاچهای به طول 11 کیلومتر است که نگران کننده به نظر میرسد. بزرگنمایی غرق محوطه میراث جهانی پاسارگاد و آرامگاه کوروش از سوی کسانی که قصد داشتند به میراث فرهنگی خدمت کنند باعث شد زمانی که خیال مردم از غرق محوطههای باستانی راحت شد، میزان توجه به آثار تنگه بلاغی کمتر شود و همین امر شاید برای مدتی بزرگترین لطمه را به میراث فرهنگی زد. در پی برگزاری نخستین همایش بینالمللی تنگه بلاغی درسال 1384 و در شیراز توافقنامهای میان سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور با وزارت نیرو منعقد شد که در پی آن اعلام زمان آبگیری سد سیوند از سوی سازمان میراث فرهنگی اعلام میشود و این سازمان تا پایان مطالعات باستان شناسی اجازه آبگیری نخواهد داد. این در حالی بود که سد سیوند مراحل پایانی خود را سپری میکرد و به زمان آبگیری خود نزدیک میشد. نگرانی درباره تاثیر رطوبت به آثار پاسارگاد و به ویژه مقبره کوروش در حالی هر روز بیشتر میشد که سازمان میراث فرهنگی هیچ واکنشی در مقابل این نگرانیها نشان نداد و پژوهشکده مرمت و حفظ آثار به عنوان متولی این بخش هرگز قدمی برای شناسایی میزان رطوبت بر آثار محوطه میراث جهانی پاسارگاد برنداشت. انتقال دو کوره پخت سفال هفت هزار ساله از تنگه بلاغی که در کاوشهای باستان شناسی کشف شده بود از جمله کارهای مهم صورت گرفته در تنگه بلاغی بود. این در حالی است که هرگز سازههای تولید نوشیدنی عهد ساسانی از این تنگه باستانی منتقل نشدند. کاوشهای باستان شناسی تا سال 1385 به طول انجامید و در این سال "فرانچسکو باندرین"، مدیر مرکز میراث جهانی از تنگه بلاغی دیدن کرد و فعالیت هیات باستان شناسی را در این تنگه باستانی در تمام دنیا بینظیر دانست. وی همچنین در این سفر نسبت به تاثیر رطوبت سد روی آرامگاه کوروش تاکید کرد و از سازمان میراث فرهنگی خواست تا هر چه سریعتر گزارشی در این خصوص تهیه و به دفتر میراث جهانی در پاریس ارسال کند. بزرگترین مشکل شناسایی رطوبت دریاچه سد سیوند نبودن این دریاچه بود. مادامی که دریاچهای شکل نگرفته است نمیتوان رطوبت منطقه را محاسبه کرد. از سوی دیگر با آبگیری سد سیوند کار تمام شده فرض میشد و تاثیر رطوبت نمیتوانست مانع از ادامه آبگیری شود. به همین دلیل مطالعه روی میزان رطوبت در سد سیوند با چالش مواجه شد.
تاثیر آبگیری بر آرامگاه کوروش
"جلال جامعی"، مدیر پروژه سد سیوند درباره میزان رطوبت سد سیوند پس از آبگیری روی مقبره کوروش به میراث خبر میگوید: "تراز دریاچه سد سیوند در بالاترین تراز 1813 و تراز مقبره کوروش 1848 است. یعنی مقبره کوروش 35 متر بالاتر از بالاترین تراز آب در دریاچه سد است. بنابراین اگر انباشت آب در مخزن سد سبب افزایش تراز آب در سفرههای زیرزمینی شود، طبق قانون ظروف مرتبط تنها میتواند آب را تا تراز 1813 متر افزایش دهد. رودخانه پلوار تراز آب سفرهها راتا 1838 بالا آورده، مخزن سد در 1813 متری چطور میتواند آب را به 1838 یا بالاتر از آن برساند؟ اگر زمانی مخزنی ایجاد میکردیم که تراز آب را به1840 متر میرساند، افزایش سطح سفرههای زیر زمینی را میسر میساخت اما در شرایط فعلی غیر ممکن است."وی ادامه میدهد: "در مورد رطوبت نکته مهمی وجود دارد که کمتر به آن توجه میشود. بین مخزن سد و دشت پاسارگاد درهای طویل و پیچان وجود دارد، وسعت دشت هم حدود 200 کیلومتر مربع است و مقبره کوروش درست وسط آن قرار دارد. اگر بخار آب بخواهد از دریاچه به سوی دشت برود با موانع طبیعی نظیر کوهها و درختان برخورد میکند و میزان آن کاهش مییابد. هنگامی که رطوبت باقی مانده وارد این دشت وسیع شود، تاثیری اندک بر مقبره خواهد داشت. البته نمیگویم هیچ تاثیری ندارد ولی بسیار ناچیز است." جامعی در مورد دستگاههای رطوبت سنج نیز توضیح میدهد: "اکنون در کنار مقبره دستگاههای رطوبت سنجی نصب شده که رطوبت فعلی را ثبت میکند، میتوان رطوبت بعد از آبگیری را با امروز مقایسه کرد. اگر تفاوت به گونهای باشد که سبب آسیب مقبره شود، راههای بسیاری برای نجات آن وجود دارد. به نظر من مقبره کوروش از رطوبت اشباع است، سالهاست دو رودخانه از بالادست و پایین دست مقبره میگذرد.علاوه بر این دریاچه سد در بیشترین وقتهای سال خالی است چون آب باید به کشاورزان برسد، بنابراین رطوبت چندانی تولید نمیشود."
ارسنجان و کم آبی مفرط
سد سیوند برای آن ساخته میشود که به مردم ارسنجان آبرسانی کند. دشت ارسنجان سومین دشت حاصلخیز ایران است که طی ده سال گذشته باشور شدن آب دچار مشکلات فراوانی شده است. "محمدجواد عسگری"، فرماندار ارسنجان در اینباره به میراث خبر میگوید: "استان فارس 68 دشت حاصلخیز دارد که به دلیل برداشت بیرویه آب در استان و تغذیه نشدن سفرههای زیرزمینی 57 دشت در مرحله بحرانی قرار گرفته است. دشت ارسنجان هم با امکانات بالقوه کشاورزی یکی از این دشتهای حاصلخیز است که از سال 67 در فهرست دشتهای بحرانی جای گرفت. این دشت بسیار حاصلخیز است اما مجاورت با دریاچه تشک و بختگان مشکلاتی را برای آن به وجود آورده است. زیرا زمانی که سفرههای آب زیرزمینی تخلیه شوند، آبشور از دریاچه به سوی سفرهها هدایت میشود و همین آب به وسیله کشاورزان از طریق حفر چاههای عمیق استخراج میشود. یعنی در عمل آب شور به سوی دشتهای حاصلخیز هدایت میشود. این امر در سالهای اخیر سبب افزایش درصد نمک خاک و آب شده به طوری که در حال حاضر نمک خاک و آب نزدیک به دوهزار است در حالی که در شرایط طبیعی باید بین 300 تا 500 باشد. "سد سیوند 92 میلیون متر مکعب آب ذخیره میکند، اگر آب آن به سوی دشت ارسنجان هدایت شود، حدود 68 میلیون متر مکعب آن به دشت ارسنجان اختصاص مییابد به این ترتیب علاوه بر شست و شوی زمین با آب شیرین و کاشت مجدد در زمین کشاورزان، حدود 9 هزار هکتار سطح زیر کشت افزایش مییابد. در حال حاضر حدود 28 هزار هکتار زمین کشاورزی دشت ارسنجان در فصلهای مختلف زیر کشت میرود. آب سد میتواند 9 هزار هکتار دیگر هم به این مقدار اضافه کند.
همایشها و سمینارها
دومین همایش باستان شناسی تنگه بلاغی دوم اردیبهشت و سومین همایش در 30 دی 1385 برگزار شد. در این دو همایش باستان شناسان در مورد دستاورد کاوشهای باستان شناسی گفتند و در همایش سوم علاوه بر معرفی این دستاوردها قرار بود باستان شناسان اعلام کنند کاوشها در تنگه بلاغی پایان یافته است. این موضوع از سوی "حسن فاضلی نشلی" رئیس پژوهشکده باستان شناسی کشور مطرح شد اما با مخالفت تشکلهای غیر دولتی حاضر در سالن ادبیات دانشکده تربیت مدرس این همایش بدون قرائت قطعنامهای پایان یافت. پس از آن اعتراض به آبگیری سد سیوند توسط تشکلهای غیر دولتی درمقابل وزارت نیرو، سازمان میراث فرهنگی، مجلس شورای اسلامی، و محل آرامگاه کوروش در پاسارگاد انجام گرفت و طی آن شعارهایی خطاب به مسئولان سازمان میراث فرهنگی و وزارت نیرو نیز داده شد. در این تجمعها و اعتراضات، تشکلهای غیردولتی خواستار توقف آبگیری سد سیوند و نجات یادمانهای باستانی پاسارگاد شده بودند و در برخی موارد خواستار استعفاء اسفندیار رحیم مشایی، رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور بودند. در آخرین صحبتهای سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور، رئیس پژوهشگاه این سازمان طی سخنانی اعلام کرد کاوشهای باستان شناسی در تنگه بلاغی پایان یافته و آزمایشهای رطوبت سنجی درباره پاسارگاد آْغاز شده است. وی اعلام کرد در صورت آبگیری سد سیوند اگر میزان رطوبت روی محوطه میراث جهانی پاسارگاد تاثیر بگذارد، دریاچه این سد خشک میشود.
واکنش مجلسیها
نمایندگان مردم در مجلس هم بارها از رئیس سازمان میراث فرهنگی خواستند با حضور در مجلس پاسخگوی شبهات ایجاد شده باشد اما این اتفاق رخ نداد. با اعلام خبر آبگیری سد سیوند واکنشهای متفاوت نمایندگان مردم در مجلس را به دنبال آورده است. به اعتقاد برخی از آنها، اعلام خبر قطعی آبگیری سد سیوند اکنون میتواند به تمام اما و اگرها در این مورد خاتمه دهد و از بحثهای غیرکارشناسی و جنجالهای سیاسی بر سر اجرای یک پروژه ملی، جلوگیری کند. به اعتقاد "مهدی کوچکزاده" عضو فراکسیون اصولگرایان حامی دولت نهم و نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی اعلام نظر قاطعانه رییس جمهوری در مورد آبگیری سد سیوند نشان داد وی اسیر فضاسازیهای دروغ و غیر مبتنی به نظرات کارشناسی نمیشود.
"محمد دهقان" عضو کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس هم در گفتوگو با میراث خبر گفت: "از بحثهی کارشناسی اطلاع زیادی ندارم و نمیدانم آبگیری سد سیوند آیا به موضوع به میراث فرهنگی لطمه وارد میکند یا خیر اما آنچه مسلم است این است که اگر این اتفاق به میراث فرهنگی خدشه وارد میکند به هر حال باید برای آن راه حلی پیدا کرد زیرا نمیتوان برای بدست آوردن یک چیز ملت را از داشتن یک چیز دیگر محروم کرد." "محسن کوهکن"، عضو هیات رییسه مجلس نیز در گفتوگو با میراث خبر با بیان اینکه "احتمالا نظرهای کارشناسی به اینجا ختم میشده که آبگیری سیوند تاثیر منفی بر آثار تاریخی منطقه ندارد" افزود: "نباید بر پایه نظرهای غیر کارشناسی با احساسات مردم بازی کرد. اگر آبگیری ضرری به آثار تاریخی نمیرساند، دلیلی برای اعتراض وجود ندارد." از سوی دیگر "بیژن شهباز خوانی"، عضو کمیسیون اقلیت مجلس این اقدام احمدی نژاد را راهکاری برای پایان دادن به بحران ایجاد شده به خاطر سوء مدیریت معاونت شد. وی معتقد است احتمالا تصور رئیس جمهوری این بوده که با اعلام آبگیری سد سیوند به تمام جنجالهای حاشیهای یکبار و برای همیشه خاتمه میدهد.
در همین حال "امیررضا خادم" عضو کمیسیون فرهنگی مجلس نیز در گفتوگو با میراث خبر با بیان اینکه "تا زمان ارایه نشدن گزارش کارشناسی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری نمیتوان به اظهار نظر علمی و کارشناسی در این مورد پرداخت"، افزود: "به دلیل اینکه کارشناس این حوزه نیستیم و اطلاعات تخصصی در مورد تاثیرات این آبگیری و تبعات منفی و یا مثبت آن نداریم نمیتوانیم پیش از ارایه گزارش میراث فرهنگی نظر کمیسیون را اعلام کنیم". به گفته خادم با وجود تقاضاهای چند باره کمیسیون فرهنگی برای ارایه گزارش کارشناسی از سوی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری هنوز مسوولان این سازمان هیچگونه گزارشی را ارایه نکردند. سد سیوند رسما آبگیری شد و چون هماهنگی لازم میان مسئولان سازمان میراث فرهنگی و وزارت نیرو هرگز به طور جدی شکل نگرفت، این سد امروز سدی در برابر فرهنگ شناخته شده است. اگر از ابتدای ساخت سد کاوشهای باستانشناسی آغاز شده بود و مطالعات رطوبتسنجی انجام میگرفت، شاید هرگز سد سیوند ساخته نمیشد و میلیاردها تومان در ساخت آن خرج نمیشد.