تاریخ انتشار : ۰۳ دی ۱۳۸۶ - ۱۱:۵۲  ، 
کد خبر : ۲۰۵۸۶

گزارش وینوگراد تعجیل در حمله به عراق


فهمی هویدی

ترجمه: کریم جعفری

فهمی هویدی از نویسندگان نام آشنای عرب، در تحلیلی از گزارش کمیته پیگیری قاضی وینوگراد بر این باور است که این گزارش تنها بر یک اصل تکیه دارد و آن نیز تعجیل در یک جنگ ضد عربی خواهد بود.

وی با ابراز تعجب از نحوه پرداختن به این مساله در محافل رسانه‌ای عرب، که باعث تحت‌الشعاع قرار گرفتن تحولات دنیای عرب هم شده، می‌نویسد: ما در حالی به این گزارش و تبعات و پیامدهای آن در میان گروه حاکم در اسرائیل می‌پردازیم که همه بر این باوریم که این یک درگیری درون حزبی در دولت، پارلمان و دیگر احزاب اسرائیلی است و به این زودی‌ها هم متوقف نخواهد شد، اما اینکه تاثیرات این گزارش بر مسائل فلسطین و دنیای عرب چه خواهد بود از قلم افتاده است. من نیز بر این باور هستم که در حال حاضر اختلافات شدیدی در درون هیات حاکمه اسرائیل وجود دارد، اما باید توجه داشته باشیم که هرگونه تغییر در ترکیب فعلی دولت اسرائیل باعث روی کار آمدن افرادی نظیر تزیپی لیونی وزیر امور خارجه و یا بنیامین نتانیاهو رهبر حزب لیکود خواهد شد و این تاثیری مستقیم بر روند روابط اعراب و اسرائیل خواهد داشت. به بیان دیگر، چه اولمرت بر سر کار باشد و چه استعفا دهد، در هر دو صورت نیروهای سیاسی حاضر در اسرائیل بر آن خواهند بود تا حیثیت از دست رفته ارتش اسرائیل را به آن بازگردانند، به این صورت که آنها برای ثابت کردن این نکته که ارتش اسرائیل توان و نیروی خودش را از دست نداده و هنوز هم توان جنگیدن دارد و روحیه لازم را به سربازان و افسران آن بازگردانند، حمله به یک کشور عربی را بعید نمی‌دانند.

هویدی سپس تحلیل صالح النعامی را در این مورد ذکر می‌کند که می‌گوید گزارش وینوگراد بیش از آنچه فکر می‌کنیم یک جنگ را در آینده برای منطقه توجیه خواهد کرد و رقم می‌زند. این گزارش هر چند به توبیخ دولت فعلی اسرائیل می‌پردازد، اما با انتقاد شدید از دولت‌های قبلی از اینکه آنها به جنگ پیشگیرانه علیه حزب‌ا... دست نزدند، این بی‌تدبیری آنها را نیز محکوم می‌کند. براین اساس است که ژنرال‌ها و تندروهای صهیونیست اولین نکته‌ای که از این گزارش برداشت می‌کنند این است که دولت فعلی یا دولت‌های آینده‌ای که بر سر کار خواهد آمد به عنوان نخستین وظیفه خود، ماموریت دارند به جنگ‌های پیشگیرانه علیه کشورها یا نیروهایی دست بزنند که اسرائیل را دشمن خود دانسته و امنیت اسرائیل را تهدید می‌کنند.

در این میان است که ژنرال دیان رئیس سابق اطلاعات ارتش اسرائیل موسوم به امان می‌گوید این گزارش بر دولت فعلی مساله حمله به نوار غزه را واجب کرده چرا که در غیر این صورت باید منتظر سرنگونی آن بود. به باور دیان، حمله به نوار غزه باعث خواهد شد تا حماس نتواند بنیه نظامی خود را تقویت کند و گروه‌های مقاومت فلسطینی دیگر نخواهند توانست شهرک‌های یهودی‌نشین را هدف موشک‌های خود قرار دهند. این طبیعی است که آنچه در نوار غزه رخ می‌دهد به جنوب لبنان هم تسری پیدا کند. در این مورد هیچ اختلافی میان نخبه‌های سیاسی، نظامی و اطلاع‌رسانی اسرائیلی وجود ندارد که عدم مقابله با حزب‌ا... در جنوب لبنان در آینده خطرات جدی برای این رژیم در پی خواهد داشت. گزارش وینوگراد را همچنین می‌توان بر این پایه تعبیر کرد که آنها در مورد برنامه اتمی ایران نیز بر همین روش عمل خواهند کرد. افرایم سنیه معاون وزیر جنگ اسرائیل می‌گوید اگر ما در حال حاضر علیه برنامه‌ هسته‌ای ایران اقدام عاجلی صورت ندهیم باید در آینده قصور در مورد آن را برعهده بگیریم.

با این توصیفات، خواننده متوجه این نکته خواهد شد که اسرائیل در آینده‌ای نه چندان دور با یک کشور عربی از در جنگ وارد خواهد شد و در این جنگ از تمام قدرت نظامی خود با قساوت تمام بهره خواهد گرفت. گزارش وینوگراد از مقامات دولتی می‌خواهد تا نقش ارتش در سیاست را افزایش دهند و اگر چنین امری رخ دهد آنگاه با این مساله مواجه خواهیم شد که نظامی‌گری در اسرائیل افزایش پیدا خواهد کرد، دیگر آنکه آنچه آنها گزارش داده‌اند مبنی بر ضعف ارتش، باعث شد تا نه تنها ارتش تمرینات و مانورهای بیشتر نظامی انجام دهد بلکه به حضور 70 درصدی ارتش اشغالگر در مناطق اشغالی 1967 مشروعیت دهد.

بدون شک این گزارش باعث خواهد شد تا راست‌های افراطی در اسرائیل قدرت را به دست بگیرند. هر چند اولمرت تاکنون در برابر استعفا مقاومت کرده، اما باید توجه داشت که چه بخواهد و چه نخواهد عمر سیاسی او به پایان رسیده است، در انتخاباتی که در آینده برگزار خواهد شد بیشتر تحلیلگران بر این باور هستند که راست‌های افراطی اکثریت کرسی‌های پارلمان را به دست خواهند آورد. همه روزنامه‌های چاپ اسرائیل می‌گویند اولمرت دست و پا می‌زند تا استعفا ندهد و می‌گوید اشتباهش را جبران خواهد کرد و باید به او این فرصت را داد. حال این فرصت چگونه دست خواهد داد تا او بتواند اشتباهش را جبران کند؟ آیا این غیر از آن خواهد بود که وی مجبور است برای جبران اشتباه به جنگی جدید دست بزند تا هم به تصحیح چهره خود بپردازد و هم ارتش؟ حال این جنگ در کجا رخ خواهد داد، در غزه و یا لبنان؟ به نظر می‌رسد غزه ارجحیت دارد، چرا که اگر جنگ در لبنان رخ دهد هیچکس جز خدا نمی‌تواند دامنه آن را پیش‌بینی کند. فعلا اینگونه بادها در اسرائیل در حال ورزیدن است و رسانه‌های اطلاع‌رسانی عرب هم مشغول بررسی این گزارش برآینده سیاسی اسرائیل. باید دید کدام یک از این پیش‌بینی‌ها درست از آب درخواهند آمد؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات