گروه سیاسی، مریم جمشیدی: مساله هستهیی ایران و چگونگی حل آن در مقطع فعلی و روندی که این پرونده طی میکند، موضوع نشستی بود که روز سهشنبه با حضور چهار تن از کارشناسان، اساتید و فعالان سیاسی برگزار شد.
تالار شیخ مرتضی انصاری دانشکده حقوق میزبان داوود هرمیداسباوند استاد روابط بینالملل، احمد زیدآبادی روزنامهنگار و فعال سیاسی، ابومحمد عسگرخانی استاد دانشگاه و کارشناس مسائل خلع سلاح و الهه کولایی استاد دانشگاه و عضو شورای مرکزی حزب مشارکت بود تا پرونده هستهیی ایران گشوده شده و درباره آنچه این روزها، نگاهها را معطوف خود کرده، گفتوگو شود. در این نشست به نقل از ابراهیم یزدی اعلام شد مسائل امنیتی مانع از حضور وی شده است و سعیدی نیز به رغم درخواستهای مکرر برگزارکنندگان همایش از شرکت در این جلسه خودداری کرد. در ابتدای نشست، الهه کولایی با اشاره به نقش روسیه در موضوع هستهیی ایران که یکی از طرفهای مذاکره تهران در گروه 1+5 است، تاکید کرد که دولتمردان کشورمان تصور درستی نسبت به سیاستهای روسیه به خصوص پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی درباره خاورمیانه و پرونده هستهیی ایران ندارند. وی با اشاره به سندی از وزارت خارجه روسیه گفت: به دلیل توهم ناشی از یکپارچگی ایران در کنار جهان سرمایهداری، از نظر مقامات این کشور، ایران تهدید اسلامی خوانده میشود، اما در سال 1995 همین کشور قراردادی برای تکمیل پروژه هستهیی بوشهر با تهران منعقد کرد و این در حالی رخ داد که هیچیک از کشورهای غربی و حتی ژاپن، حاضر به تمام کردن آن پروژه نشدند. بنابراین، این تغییر و دگرگونی را در عرصه سیاست خارجی روسیه باید در درون این کشور جستوجو کرد.
به گفته کولایی، از آنجایی که بنابر ویژگیهای جغرافیایی روسیه، سه چهارم خاک آن در آسیا واقع شده است، لذا به منظور حفظ منافع، نگاه آرمانگرا و رمانتیک شوروی سابق تغییر کرده و اولویت توسعه روابط از کشورهای جهان به کشورهای خاورمیانه منتقل شده و بدین ترتیب ایران جایگاه ویژهیی پیدا کرد. وی در ادامه سخنانش، اهداف اقتصادی را انگیزه دیگر روسها برای همکاری هستهیی با ایران دانست و افزود: البته همکاری هستهیی ایران با روسیه بیشتر با جنبههای سیاسی و استراتژیک ارتباط پیدا میکند و روابط تهران ـ مسکو، در سه چهار سال اخیر و پس از انقلابهای رنگی و روابط تیره روسیه با غرب اهمیت بیشتری یافته است. کولایی افزود: علاوه بر این، همکاری هستهیی روسیه با ایران، به دولت این کشور فرصت مناسبی برای تنظیم روابط با سایر کشورهای حاشیه خلیجفارس و خزر و حفظ منافعاش داده است. کولایی با تاکید بر اینکه ایران به علت فضای لاینحلش با آمریکا، به روابطش با روسیه نیازمند است، تصریح کرد: اما نکته جالب آن است که دولتمردان ما بدون توجه به دلایل رویکرد روسیه در روابط خارجیاش با ما، تصور میکنند مسکو در هنگام صدور قطعنامه علیه برنامه هستهیی تهران، موضع دفاعی برای ما میگیرد. اما عملاً چنین نشد و البته دولت ایران به دلیل عدم درک تغییر سیاست روسیه، رابطه این کشور با اسرائیل را هم نادیده انگاشته است.
وی در عین حال خاطرنشان کرد: دولت بدون آنکه «ما به ازای مناسبی از روسیه دریافت کند، به دلیل درک نادرست و غیرواقعبینانه از تغییرات منطقه، بهره زیادی از موقعیتمان نبرده است.» کولایی در خاتمه با بیان این که همه تخممرغهای ما در سبد روسیه قرار گرفته است، گفت: «فعلاً چارهیی جز پذیرش انحصاری بودن و در اولویت قرار گرفتن منافع روسها نداریم و به نظر میرسد که باید از آنها تاسی کنیم.» اما احمد زیدآبادی با طرح موضوع خاورمیانه بزرگ و پرونده هستهیی ایران تاکید کرد که این پرونده به نقطه حساسی رسیده است و ساعت آن شروع به کار کرده و با گذشت هر ثانیه و با به پایان رسیدن مهلت قطعنامه، به موعد مقرر نزدیک میشویم.
وی با اشاره به تعبیر غربیها که این نقطه را نقطه غیرقابل بازگشت میدانند، افزود: «در این مرحله است که یکی از طرفین یعنی غربیها یا ایران، باید شرایط دیگری را بپذیرد.»
زیدآبادی با اشاره به این که حساسیت غرب فقط درباره فعالیت هستهیی ایران است، گفت: «هند هم به چرخه سوخت هستهیی میرسد و هم بمب هستهیی دارد، اما چنین رویکردی درباره این کشور از سوی غرب وجود ندارد، اما علیه ایران قطعنامههای الزامآور تصویب میکنند و علت آن هم فقط و فقط به طرح خاورمیانه بزرگ بازمیگردد. به گفته وی، طرح خاورمیانه بزرگ طرحی نیست که فقط آمریکا دنبالش باشد بلکه حتی کشورهای دیگر نیز درباره آن اجماع دارند و بر آن مهر تایید میزنند. زیدآبادی در توضیح این طرح گفت: «طرح خاورمیانه بزرگ، طرحی است که طبق آن، چون مجموع کشورهای خاورمیانه به دلیل دولتهایی که سرکارند، نمیتوانند مشکلات خود را حل کنند، لذا احتیاج به اصلاحات سیاسی دارند. بنابراین هدف طرح مذکور لیبرالیزه کردن منطقه و پذیرش اسرائیل با مرزهای سال 1986 است.»
وی همچنین با اشاره به سخنان نیکلا سارکوزی رئیس جمهوری جدید فرانسه در صحبتهای اخیرش گفت: «سارکوزی هم پس از پیروزیاش در انتخابات اخیر، اجمالاً بر لزوم وقوع چنین اتفاقی اشاره کرد و گفت کشورها و طرفهای درگیر در خاورمیانه باید بر نفرت خود چیره شوند و مانند آنچه در اروپای بعد از جنگ شکل گرفت یعنی اتحادیه اروپا، به سمت چنین الگویی حرکت کنند.»
زیدآبادی در ادامه خاطرنشان کرد: «آمریکا و متحدانش اسلامگرایی سنی و شیعه را مشکلی عمده در پیاده شدن طرح خاورمیانه بزرگ تلقی میکنند و ایران هم پیاده شدن این طرح را باعث از بین رفتن جایگاه ایدئولوژیاش ارزیابی میکند، بنابراین به نظر میرسد دو طرف درگیر در یک بازی کلان در راستای روند جهانی شدن وارد شدهاند.» این روزنامهنگار گفت: «ایران میگوید به عنوان یک قدرت اتمی میخواهد چرخه سوخت هستهیی داشته باشد و سلاح اتمی نمیخواهد، اما از نظر غرب آنچه مانع امنیت است، همان چرخه سوخت هستهیی است و خط قرمز غرب محسوب میشود زیرا پس از رسیدن به این چرخه است که ساختن بمب اتم امکانپذیر بوده و دیگر یک تصمیم سیاسی تلقی میشود نه فنی. با این حال دولتمردان ایران فکر میکنند آمریکا مجبور است با آنها بسازد و اگر نتواند بپذیرد، نمیتواند وارد فاز دیگر شود اما از نظر غرب، دستیابی ایران به چرخه سوخت هستهیی، پیوند خوردن یک قدرت نظامی با یک ایدئولوژی است که میخواهد مانع ثبات در منطقه از جمله لبنان، عراق و همچنین برهم زننده صلح اعراب با اسرائیل شود و قدرت اول خاورمیانه باشد.»
زیدآبادی در ادامه متذکر میشود: «ایران همواره بر حل دیپلماتیک مساله هستهیی تاکید داشته است، اما بعید به نظر میرسد طرفین به این سمت پیش بروند زیرا ایران نسبت به قدرت خود و طرف مقابل ارزیابی درستی ندارد. با این حال یکی باید تسلیم شود و در غیر این صورت وقوع جنگ بیش از قبل محتملتر خواهد بود.» وی ادامه داد: «تا آنجا که از تحلیلهای غربیها شنیده میشود، در صورت برخورد نظامی با ایران قرار نیست ایران اشغال نظامی شود، بلکه حمله برای از بین بردن مجموعه دفاعی ایران به ویژه توان موشکی و تخریب مراکز هستهیی است. اگر به ایران چنین حملهیی صورت گیرد، بخشی از سرمایههای نظامی و سرمایهگذاری در بحث هستهیی از میان میرود. اگر ایران بخواهد واکنش نشان بدهد،احتمال دارد آمریکا و ایران وارد حملات متقابل شوند که تصور من آن است که در این صورت تاسیسات زیربنایی ما مورد هجوم قرار میگیرد.»
زیدآبادی گفت: «برخی غربیها به این نتیجه رسیدهاند که دولت احمدینژاد به دنبال جنگ است که با آن مخالفان داخلی را سرکوب کند، ولی من اعتقادی به آن ندارم زیرا در داخل کشور اپوزیسیونی وجود ندارد و تنها چند حزب وجود دارد که برای رسیدن به قدرت باید از صافی شورای نگهبان عبور کنند که البته عبور هم نمیکنند و بعید است احمدینژاد بخواهد عدهیی را به این شکل سرکوب کند. مشکل جامعه ایران، در متن جامعه است و از مخالفان و احزاب نیست و شرایط جنگ کمکی به این مشکلات نمیکند.» وی در خاتمه تاکید کرد که موضوع هستهیی با دیگر موضوعات داخلی کشورمان متفاوت است زیرا با سرنوشت کشور ارتباط دارد، بنابراین استفاده از این مساله برای رویارویی مردم و دستجات سیاسی، کاری اشتباه است. در شرایط حاضر باید این امر را از جنجال دور نگه داشت، اما در عین حال باید نظرات خود را به طور صریح بگوییم.
در ادامه نشست هرمیداسباوند استاد روابط بینالملل نیز ضمن ابراز نگرانی از روند فعلی پرونده هستهیی ایران خاطرنشان کرد که در حال حاضر، کشور در دو راهی بس خطیر و نگرانکننده قرار گرفته است. باوند با بیان این که پرونده هستهیی ایران بیش از آن که در چارچوب حقوق بررسی شود، براساس رویکردی سیاسی و امنیتی با آن برخورد شده است، گفت: «متاسفانه از یک طرف درباره دستاوردهای نسبی هستهیی مبالغه میشود و از سوی دیگر طرف مقابل نیز ضعیف شمرده میشود که در نتیجه چنین تصوری، غرب فقط به صورت سختافزاری با این موضوع برخورد خواهد کرد.» وی همچنین با بیان این که در بحث هستهیی ایران چهار آلترناتیو قابل تامل پیشبینی میشود، گفت: «برخی معتقدند باید یک کنسرسیوم بینالمللی برای غنیسازی در ایران به وجود آید برخی هم معتقدند باید مذاکره انجام شود و برخی دیگر نیز میگویند باید برخی تعلیقها را پذیرفت تا این راه هموار شود.» این استاد دانشگاه در تشریح چهارمین آلترناتیو مطرح شده تصریح کرد: «علائم جدیدی ظاهر شده است که قدرتهای بزرگ معمولاً به آن رو میآورند، به طوری که آنها وقتی به مشکلی برمیخورند و نمیتوانند به تمامی اهداف خود دست یابند، تهاجمی گسترده را آغاز میکنند تا در سایه آن وارد مذاکره شوند.» وی افزود: «ما باید توانهای خود را به طور واقعی در نظر بگیریم و در این باره دچار مبالغه نشویم. ما باید بدانیم که نفوذمان در عراق در این حدی که مطرح میشود، نیست یا حزبالله شرایط گذشته را جهت حمایت از ایران در آینده نخواهد داشت. ابزارهای مورد استفاده ما باید به درستی شناخته شود تا در آینده دچار مشکل نشویم.»
هرمیداسباوند درباره قطعنامههای تصویب شده توسط شورای امنیت اظهار کرد: «در قطعنامه 1737 و 1747 نه تنها مساله انرژی هستهیی به حالت تعلیق درآمد بلکه دامنه آن موشکهای بالستیک را نیز فرا گرفت. در نهایت این دو قطعنامه به اتفاق آرا تصویب شد.» وی درباره نتایج تصویب این دو قطعنامه خاطرنشان کرد: «در این فرآیند شکست نگاه به شرق روشن شد زیرا ما سعی داشتیم با وارد کردن هند، چین و روسیه چالشی در برابر غرب به وجود آوریم. هندوستان که در همان فاز اول امتیازات خود را گرفت و روسیه و چین نیز از ما استفاده ابزاری کردند. اولاً جایگاه خود را ارتقا دادند، ثانیاً یکهتازی آمریکا را دچار خدشه کردند و در نهایت توانستند وارد یک دادوستد گسترده با غرب شوند.» این استاد دانشگاه ابراز امیدواری کرد در دو راهی به وجود آمده، ما بتوانیم به طور منطقی راهی را انتخاب کنیم که در آن هم حقوق ملت لحاظ شود و هم هزینههای کمتری را متقبل شویم. هرمیداسباوند تاکید کرد: «بر سر این دو راهی میتوان هم تصمیم خردمندانه گرفت و هم میتوان با یک نگاه صرفاً ارزشی راه را انتخاب کرد.» وی همچنین در پایان تصریح کرد: «در وضعیت فعلی، با درایت و خردمندی میتوان به نتایج مرضیالطرفینی دست یافت.»
اما در ادامه نشست، ابومحمد عسگرخانی کارشناس مسائل بینالملل در موضعی متفاوت به انتقاد از سخنان دیگر مدعوین از منظری متفاوت به موضوع هستهیی ایران پرداخت و گفت: «اتم نوعی عشق، حرارت و انگیزه است و طبق اصل «قدرتت را افزایش بده تا نجنگی» و «اگر نتوانی بجنگی، محکوم به شکستی» فکر میکنم با یک پدیده شناخت مواجهیم. من معتقدم هنوز این خورشید است که زمین را گرم میکند و اصول تغییر نکرده است.»
عسگرخانی با تاکید بر اینکه صرفاً از دیدگاه علمی به اشارات دیگر سخنرانان میپردازد، گفت: «استنباط من این است که تصور زیادی از لیبرالیسم به وجود آمده است و ارتباط دادن این موضوع به بحث خاورمیانه بزرگ درست نیست. آمریکاییها لزوماً به دنبال لیبرالیزه کردن خاورمیانه نیستند.» این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: «پروژه خاورمیانه بزرگ بیش از مساله لیبرالیسم است. یکی از پلههای طرح خاورمیانه بزرگ بحث هستهیی است. پلههای دیگر آن حقوق بشر، تروریسم و نیز برداشتها و شناختهای ما از یکدیگر به عنوان ملتها و دولتهای جهانی است.» وی با اشاره به رمانهای غربی، ترکی و هندی اظهار کرد: «در تمام این رمانها ادبیاتی اسلامستیز مشاهده میشود.» وی به آثار اورهان پاموک اشاره کرد و گفت: «در آثار این فرد نطفههای خشونت قومی پایهگذاری شده است و اساساً حرکتی در این مسیر وجود دارد که موجب نگرانیهایی میشود. اینها مسائلی نیست که لزوماً بنده به عنوان یک فرد ایرانی مطرح کنم بلکه چیزهایی است که جلوی چشم ما قرار دارد.»
وی با بیان اینکه «جنگ را باید با عشق تعریف کرد و اتم را نیز» اظهار داشت: «اگر اتم را به دست نیاورید، نابود میشوید.» این کارشناس مسائل خلع سلاح در ادامه سخنانش به تاثیر قطعنامههای صادر شده علیه ایران از سوی شورای امنیت اشاره کرد و افزود: «ریشه این قطعنامهها در تدابیر و اقدامات دولتهای گذشته ایران و فعلی و نیز کشورهای قدرتمند نیست بلکه ریشه این قطعنامهها قدمت یکصد ساله دارد که به موضوع مهار ایران برمیگردد.» وی ادامه داد: «سادهانگارانه است که فکر کنیم قطعنامههای شورای امنیت فقط دولت احمدینژاد را نشانه گرفته است. این قطعنامهها مجموعه قوانینی هستند براساس بازدارندگی و مهار به طریقی که کشورهای ندار، ندار بمانند و کشورهای دارای سلاح هستهیی به مسیر خود ادامه دهند. در دوره هاشمی و خاتمی نیز این تحریمها نهادینه شدهاند و تصویب قطعنامههای اخیر مربوط به یکی دو سال اخیر نیست بلکه ریشه در گذشته دارد.»
عسگرخانی با بیان اینکه در سه قطعنامه عنصر زمان بسیار عنصر کلیدی است، خاطرنشان کرد: «اساساً زمان میتواند دشمن ما در هر مقطع یا مقولهیی قرار گیرد و آنها دقیقاً روی نقطهیی دست گذاشتند که میتواند به ایران آسیب برساند.
فرضاً اگر ایران بخواهد از نقطه A به نقطه B برسد یک مقطع زمانی را باید طی کند و قطعنامهها طوری تنظیم شده است که اجازه نمیدهد این مرحله زمانی طی شود.» وی ادامه داد: «قطعنامههای شورای امنیت بیش از آنکه ابعاد تجاری داشته باشد ابعاد فنی و سیاسی دارد؛ به نوعی در این قطعنامهها تلاش شده از عنصر زمان علیه ایران استفاده شود تا ایران نتواند در یک طول عمر به فعالیتهایش بپردازد. این کارشناس مسائل هستهیی با اشاره به این مطلب که نباید به طور یکجانبه تیم مذاکرهکننده فعلی را سرزنش کنیم، اظهار داشت: «تیم مذاکرهکننده قبلی ایران حداکثر همکاریهای کامل و فوری را از خود نشان داد اما بحث این بود که این همکاریها چقدر باید کامل باشد که مورد نظر کشورهای اروپایی قرار گیرد؟ آیا واقعاً ایران پیش از این مساله با آژانس همکاری نداشته است؟ ایران به طور یکجانبه دستگاههای نظارتی و بازرسی را در شهرهایی مثل بوشهر و تهران پذیرفت. آیا اینها باید سرزنش شود؟» وی ادامه داد: «نباید فکر کنیم که دموکراتها از جمهوریخواهان در برخورد با ایران متفاوتند.
در دوران کلینتون بیشترین تحریمها علیه ایران اعمال شد و اساساً سرمایهگذاریها برای براندازی رژیم ایران صورت گرفت در عین حال که آنها با ما نجنگیدند. از سوی دیگر جمهوریخواهان به شکلی دیگر وارد عمل میشوند اما در نتیجه هر دو به یک مسیر میرسند.» عسگرخانی با بیان این اعتقاد که «اتم فاکتور انسجام داخلی است» اظهار کرد: «این مسائل براساس تئوریها است که به اتحاد دورن ائتلافها بازمیگردد.» وی با انتقاد از نخبگان و دانشگاهیان کشورمان گفت: «مشکل ما این است که با یکدیگر هماندیش نیستیم؛ چه در داخل و چه در خارج از کشور. پرونده هستهیی مربوط به این دولت یا دولتهای قبل و بعد نیست، مربوط به ملت ایران است.
خطر اصلی خطر تضییع و از بین بردن هویتها و دامن زدن به خشونتهای قومی است.» این استاد دانشگاه با تاکید بر اینکه باید برای حفظ و گسترش منافع مادی و معنویمان عقلانیت لازم را به کار ببریم، گفت: «این عقلانیت حکم میکند همه گروها، اصلاحطلبان، اصولگرایان، کارگزاران و حتی گروههای اپوزیسیون داخل و مخالف خارج از کشور با یکدیگر همعقیده شوند و اختلافاتشان را در این زمینه کنار بگذارند چرا که این پرونده متعلق به ملت ایران است.» وی با تاکید بر اینکه آمریکا همچنان به تغییر رژیم ایران و زدن بر سر آن اعتقاد دارد و بر اساس آن عمل میکند، گفت: «فرقی نمیکند دموکراتها باشند یا جمهوریخواهان یا که در ایران خاتمی باشد یا احمدینژاد، سیستم آمریکا به این نتیجه رسیده است که به نفع حکمرانی جهانی است که منطقه خاورمیانه به قسمتهای کوچک تقسیم شود.»