سعدالله زارعی
اقدام مقتداصدر به خروج از دولت عراق برای تحلیلگران سیاسی سؤالات زیادی را در پی داشته و بعنوان یک «رویداد مهم» تلقی شده است. این اقدام پس از آن صورت گرفت که مقتداصدر از «نوری مالکی» نخستوزیر خواست اعلام جدول خروج نظامیان آمریکایی از عراق را با جدیت از اشغالگران مطالبه نماید و البته نخستوزیر عراق آن را نیازمند تمهید مقدماتی میدانست و در مورد زمان آن با مقتداصدر اختلاف داشت.
هفته گذشته مقتداصدر با فراخواندن هواداران خود به اعتراض مسالمتآمیز علیه حضور اشغالگران و راهاندازی تظاهرات دو میلیونی نفری در نجف- که در چهارمین سالگرد اشغال بغداد توسط آمریکا صورت گرفت- جدیت خود را در اعمال فشار برای عاریسازی عراق از عوامل اشتغال که به نظر او –و بنابر واقعیت موجود- عامل اصلی ناامنیها است نشان داد و لذا خروج او از دولت، این سؤال را به وجود آورده است که گام بعدی مقتداصدر چیست؟ آمریکاییها بیش از همه نگران این موضوع هستند از این رو یک روز پس از اعلام خروج 6 وزیر متعلق به جریان مقتداصدر، روزنامه واشنگتن پست با نگرانی نوشت:
«این خروج، صدر را قدرتمندتر میکند و فشار آمریکا را بر او کاهش میدهد» و بیبیسی در سایت خود این سؤال را مطرح کرد: «رفتار صدر در خارج از دولت چگونه است؟»
در این میان بعضی از مخالفان شیعه در عراق گمان کردهاند، خروج 6 وزیر صدر از دولت راه را برای تغییر روند در عراق - و تضعیف دولت مالکی و ائتلاف انتخاباتی شیعیان یا همان 555- هموار میکند. بیبیسی در گزارش خود نوشت: «اقدام صدر به خروج از دولت به افزایش فشار بر نوری مالکی میانجامد» و با این پیشبینی که فعالیت صدر علیه ائتلاف و دولت به شکاف میان شیعیان میانجامد.»
اما به نظر میآید این نگاه وارونه به ماجرا باشد چرا که در طول سالهای اخیر صدر گامی در جهت تضعیف دولت و یا شکاف میان «ائتلاف عراق یکپارچه» برنداشته است و همواره پیکان حملات او متوجه آزادسازی عراق از وجود اشغالگران بوده است و دقیقا از همین روست که به اعتراف دیروز بیبیسی: «آمریکا سپاه مهدی- شاخه نظامی صدر- را بزرگترین تهدید امنیتی میداند.» جریان صدر یکی از عوامل اصلی روی کار آمدن نوری مالکی در عراق است و از این رو گمانهزنی- و در حقیقت شیطنت- انگلیسیها درباره تضعیف دولت نوری مالکی پس از خروج وزرای گروه صدر نمیتواند واقعیت داشته باشد. اما قطعا از این پس آمریکاییها با دشواری بیشتری در عراق مواجه خواهند شد چرا که از این پس- با تعلل در اعلام جدول زمانی خروج از عراق- یک گروه موثر سیاسی که خویشتنداری فراوانی از خود نشان داده بود به «مخالفت جدیتر» با اشغالگران خواهد پرداخت.
بر خلاف گمانهزنی مخالفان دولت نوری مالکی «ائتلاف شیعیان» بدون شکاف بر جای میماند و در عین حال شیعیان با دو زبان متفاوت به اشغالگران یادآور میشوند که چارهای جز خروج از عراق ندارند. خروج گروه صدر از دولت در واقع فعال شدن جبهه جدیدی در مقابل اشغالگران است و این البته برای آمریکاییها و انگلیسیها بسیار دشوار میباشد چرا که آنان در طول ماههای گذشته حتی دستاندرکار تضعیف همان یک زبان- که به پرهیز از هر گونه تنش توصیه میکرد- بودهاند و تصور میکردند این راه به تغییر کنونی مسیر عراق میانجامد و بار دیگر اکثریت مردم عراق را به اسارت گروهی کوچک که اولین ویژگیشان سرسپردگی به غرب است، درمیآورند.
مروری بر تحولات یکی، دو ماه اخیر- بخصوص اقدامات نئوجمهوریخواهان- عراق به آسانی به ما میگوید که آمریکاییها طرح یک کودتا را در دست دارند و مرحله به مرحله برای دست یافتن به آن وارد میدان میشوند. کاندولیزارایس در سفر اخیر به منطقه خاورمیانه- بخصوص در دیدار با سران عربستان و اردن- صراحتا از لزوم تغییر در عراق سخن گفته و وعده داده بود که مقدمات تغییر دولت عراق به زودی فراهم میشود.او بخصوص از ملکعبدالله پادشاه اردن خواسته بود که برای تغییر معادله عراق فعالتر شود و به همین دلیل طی دو- سه هفته اخیر شاهد تشدید فعالیتهای تروریستی در استان الانبار، بغداد و کربلا بودهایم.
اما حالا دیگر موفقیت طرحهای آمریکا در عراق به «محال» نزدیکتر شده است، چرا که نزدیکترین نیروهای منطقه به ایالات متحده هم گمان نمیکنند طرحهای بوش به تغییر معادله عراق و تضیعیف جریان اسلامگرا در این کشور منجر شود. از همینرو دو هفته پیش پادشاه عربستان با صراحت مشکل اصلی عراق را حضور اشغالگران آمریکایی دانست. از سوی دیگر تواناییهای آمریکا در عراق به حداقل خود نزدیک شده است و تروریستهایی که آمریکا آنان را مهمترین تهدید دولت نوری مالکی میدانست- و به آنها در موفقیت خود دل بسته بود- دچار بحرانهای جدی شدهاند. اقدام تروریستی یکی از اعضای جریان القاعده علیه یکی از نمایندگان طیف سلفی مجلس عراق- گروه حارثالضاری- که به کشته شدن هر دو نفر منجر گردید نشان داد تروریستهای طیف سلفی درست در روزهایی که بوش و رایس به آنان برای کمک به تغییر معادله عراق احتیاج دارند، دچار شکاف جدی شدهاند.
بدون آنکه در صدد ارزیابی درستی یا اشتباه بودن جدا شدن وزرای گروه مقتداصدر از دولت نوریالمالکی باشیم میتوانیم از زاویه شرایط محیطی اشغالگران، آن را یک دردسر جدید برای طراحان «تغییر عراق» ارزیابی کنیم. این در حالی است که گستره گروه مقتداصدر با قدرت هدایت و سازماندی آن، سرعت آنان در واکنش، پایگاه مردمی و شجاعت و بیباکی مردان این گروه به هیچ وجه با موارد دیگر که آمریکا ناتوان از حل آنها نیز بود، قابل قیاس نیست. آمریکاییها فراموش نکردهاند که حدود 5/2 سال پیش گروه مقتداصدر 19 روز در مقابل تهاجم آنان ایستاد و ژنرالهای آمریکایی در عراق را وادار کرد تا از ادعای خود علیه مقتداصدر دست بکشند.
بر همین اساس اگر چه سخنگوی کاخ سفید دیروز وانمود کرد که آمریکا از خروج وزرای گروه مقتداصدر خوشحال است ولی تردیدهای زیادی در میان نظامیان آنان در مورد اهداف واقعی گروه صدر از خروج از دولت نوری مالکی- که خود موسس آن بودهاند- شکل گرفته است.