تاریخ انتشار : ۲۵ آذر ۱۳۸۶ - ۰۷:۴۱  ، 
کد خبر : ۲۰۵۹۸

مذاکرات شرم‌الشیخ گامی به پیش


علی صالح‌آبادی

حضور همزمان خاتمی و بیل کلینتون در اجلاس هزاره که در سال 2000 در مقر سازمان ملل در نیویورک برگزار شد، توجه جهانیان را به خود جلب کرد. در آن سال در انتخابات، رقابت تنگاتنگ بین دموکرات‌ها و جمهوریخواهان آنقدر بالا گرفت که سرانجام جرج دبلیو بوش با رأی دیوان عالی آمریکا به کاخ سفید راه یافت. در آن مقطع تاریخی، غربی‌ها نسبت به فعالیت هسته‌ای ایران حساس نبودند و نه در شورای حکام و نه در شورای امنیت قطعنامه‌ای علیه ایران صادر نشده بود. دموکرات‌ها برای پیروزی در انتخابات به برقراری دیپلماتیک با تهران در کنار موفقیت‌هایی که در خاور میانه و بالکان و دیگر نقاط جهان کسب کرده بودند، نیاز داشتند. پیش از آن اجلاس، خانم آلبرایت وزیر خارجه آمریکا به دلیل دخالت سازمان سیا در سرنگونی دولت محمد مصدق از ایران عذرخواهی کرد. در آن شرایط، ایران در موضع قدرت بود و آمریکا در موضع ضعف و نیاز قرار داشت. دموکرات‌ها برای پیروزی در انتخابات حاضر به امتیاز دادن بودند. خاتمی به دلیل مخالفانش در داخل نتوانست از این فرصت طلایی جهت عادی سازی روابط ایران و آمریکا بهره بگیرد. از آن زمان تاکنون فشارهای دیپلماتیک و اقتصادی علیه ایران به صورت فزآینده‌ای جریان دارد. هر چند در دوران خاتمی چند قطعنامه علیه فعالیت‌های هسته‌ای توسط شورای حکام علیه جمهوری اسلامی صادر شد، اما بیانیه و یا قطعنامه‌ای از سوی شورای امنیت علیه ایران صادر نگردید. با روی کار آمدن دولت نهم و اتخاذ سیاست رادیکالی در روابط خارجی و طرح مسأله هولوکاست (نسل‌کشی یهودی‌ها توسط نازی‌ها)، محو اسرائیل و... شرایط به گونه‌ای تغییر کرد که دو بیانیه و قطعنامه‌های 1669، 1737و 1747 علیه ایران صادر و محدودیت‌های اقتصادی روز به روز برای ایران بیش‌تر شد. ارسال نامه از سوی احمدی‌نژاد برای بوش و دعوت او به مناظره و تمایل حداد عادل رییس مجلس و محمد رضا باهنر نایب رییس مجلس و رییس فراکسیون اصولگرایان مجلس هفتم به مذاکره و گفت‌وگو با آمریکا از جمله موضع‌گیری‌هایی است که اگر دولت‌های قبل آن را انجام می‌دادند، آسمان به زمین و زمین به آسمان می‌رفت و یا به عبارتی دیگر، آشوب به پا می‌شد. مجلس هفتم که با شعار مرگ بر آمریکا آغاز به کار کرد، اکنون در سال پایانی فعالیت خود، سخن از گفت‌وگو و مذاکره به میان می‌آورد که همنوایی مجلس هفتم با مجلس ششم و اصلاح‌طلبان را باید به فال نیک گرفت و از آن استقبال کرد. این موضع‌گیری‌ها نشان می‌دهد که اصولگرایان به رغم شعارهای تندی که می‌دهند، بیش‌تر از اصلاح‌طلبان به دنبال عادی سازی رابطه تهران ـ واشنگتن هستند. اشکال وارد بر تندروهای دیروز و میانه‌روهای امروز این است که مذاکره را در بدترین شرایط پذیرفته‌اند. آمریکا در عراق و افغانستان با مشکلات جدی روبه‌رو است و ایران با نفوذی که در این دو کشور دارد، می‌تواند به برقراری امنیت و تثبیت دولت‌های منتخب این دو کشور کمک کند تا از این طریق بتواند از آمریکا امتیاز بگیرد. این هدف زمانی محقق می‌شود که دو طرف بر سر میز مذاکره بنشینند و با استفاده از بازی برد ـ برد، نخست شعارهای تند و لفظی را کنار گذارده و آنگاه با اولویت حل مسایل فی‌مابین تهران ـ واشنگتن درباره مسایل کشورهای همسایه بر سر میز مذاکره بنشینند. به نظر می‌رسد جمهوریخواهان که کاخ سفید را در کنترل دارند برای بردن انتخابات سال 2008 همانند دموکرات‌های سال 2000 بر سر مسایل عراق و افغانستان، حاضر به امتیازدهی هستند. کنفرانس شرم‌الشیخ، پنج‌شنبه و جمعه با شرکت بیش از 60 کشور جهان با هدف بازسازی و ایجاد امنیت در عراق تشکیل شد و به پایان رسید. از روزهای قبل سایه مذاکره مستقیم ایران ـ آمریکا بر این کنفرانس هم سایه افکنده بود. این کنفرانس اجلاس هزاره را پس از آن که متکی و رایس حاضر نشدند رو در روی یکدیگر قرار گیرند تکرار کرد. هر چند باز هم مذاکره میان ایران و آمریکا در سطح وزاری خارجه صورت نگرفت، اما دیدار و گفت‌وگوی دیپلمات‌های دو کشور در سطح پایین‌تر، یک گام به پیش است و می‌تواند نقطه آغازی برای ارتقای سطح دیدارها و رسیدن به تفاهم در موضوعات اختلافی باشد. اخباری که جسته و گریخته از کنفرانس شرم‌الشیخ به بیرون درز پیدا کرده است، نشان می‌دهد که آمریکا تمایل بیش‌تری برای مذاکره از خود نشان داده است، همچنان که خاتمی در مراسم شام سران جهان در اجلاس هزاره شرکت نکرد، متکی هم در اعتراض به نواختن ویولن توسط یک زن، سالن را ترک کرد.

به باور نویسنده این سطور، از آن جا که رسیدن به اهداف و منافع ملی همیشه از طریق مذاکره و راه‌های دیپلماتیک، آسان‌تر و کم‌هزینه‌تر است، بهره‌گیری مناسب از فرصت‌ها نظیر آنچه در شرم‌الشیخ پیش آمده، می‌تواند به کاهش تنش و تخاصم دیرینه در روابط ایران و آمریکا، کمک کند. مذاکره نه تنها برای کشور ضرر و زیان ندارد، بلکه تداوم آن تقویت منافع ملی، کاستن از تنش و شکستن اجماع شکل‌ گرفته علیه جمهوری اسلامی است. پرهیز از مذاکره و افزایش تنش، باعث تشدید تحریم‌ها می‌شود که تحریم، زندگی را بر مردم دشوار می‌کند و چرخه اقتصادی و مبادلات جهانی را به دلیل محدود کردن مبادلات بانک‌های ایرانی نظیر صادرات و سپه به مخاطره می‌اندازد. در بسیاری از کشورها به رغم وجود اختلاف و حتی خصومت، دیپلمات‌ها بر سر میز مذاکره می‌نشینند که نماد آن گفت‌وگوی پی‌ در پی دو ابرقدرت (آمریکا و شوروی سابق) در دوران جنگ سرد بود. منافع مشترک ایران و آمریکا ایجاب می‌کند که سرانجام دو کشور با گفت‌وگو و مصالحه به اختلافات پایان دهند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات