محمدصادق امینی
چهار سال از حمله ایالات متحده آمریکا و سقوط حزب بعث میگذرد و صدام حسین دیکتاتور سابق عراق نیز اعدام شده است. پس از سقوط صدام بیشتر مردم عراق به این موضوع فکر میکردند که این کشور دیگر به دوران سیاه و تاریک حکومت مصیبتبار دیکتاتور سابق بازنمیگردد. چند سال پیش به رغم تمام مخالفتهای بینالمللی و مردمی با حمله نظامی به عراق، سرانجام آمریکا و انگلیس در ۲۹ اسفند ۱۳۸۱ (۲۰مارس ۲۰۰۳) به بهانه وجود تسلیحات کشتار جمعی در عراق و باتکیه به اصل «حق ذاتی دفاع از خود» یا «پیشدستی در دفاع از خود» اقدام خود را قانونی جلوه داده و به این کشور حمله کردند و در فاصله کمتر از چند هفته در ۲۰ فروردین ۱۳۸۲ (۹ آوریل ۲۰۰۳) بغداد سقوط کرد.
با اشغال عراق حکومتی که نزدیک به سه دهه نه تنها زندگی روزمره را به کام مسلمانان شیعه عراق تلخ کرده بود، بلکه رژیمی جنگطلب در منطقه که آتش دو جنگ بزرگ را در خاورمیانه حساسترین منطقه جهان شعلهور کرده بود، سقوط کرد. مردم عراق در چند سالی که گذشت شاهد جنایتها و خونریزیهای زیادی توسط نیروهای اشغالگر و تروریستهای داخلی بودهاند و اوضاع کنونی در این کشور پس از اعدام صدام به گونهیی شده که به باور بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران مسائل بینالمللی خطر بروز جنگ داخلی سبب نگرانی مردم عراق و همسایگان این کشور شده است. اما جدا از تمام مسائلی که مردم عراق در حال حاضر با آن روبهرو هستند، موضوعی که باید به آن توجه کرد این است که مردم عراق و آمریکا برای بیرون کشیدن صدام حسین از قدرت چه بهایی را پرداخت کردهاند؟ حمله به عراق فقط اشتباه نبود، بلکه بسیار بدتر از اشتباه بود. در حقیقت مردم آمریکا باید برای درک میزان هزینهای که صرف این جنگ شده و اشتباهاتی که در حمله به این کشور صورت گرفته چشمبندهایی که دولت آمریکا به چشم آنها زده تا واقعیتها را از آنها پنهان نگه دارد، کنار گذاشته تا بتوانند با حقیقت روبهرو شوند. از آنجایی که هزینههای جنگ در عراق روزبهروز در حال افزایش است، مردم آمریکا باید این سوال را از خود بپرسند که صدها میلیون دلار پولی که صرف این جنگ شده آیا به جز اینکه نفعی برای شرکتهای اسلحه و مهماتسازی و شرکتهای ساختمانسازی داشته باشد هیچ نفعی برای شخص دیگری در این کشور داشته است؟ پاسخ به این سوال نیازی به فکر کردن ندارد. جواب «منفی» است. اما سوال مهمتری که مردم آمریکا باید به آن فکر کنند (همانطور که «جان کری» نماینده دموکرات کنگره و رقیب انتخاباتی جرج بوش در سال ۲۰۰۵ آن را مطرح کرد.) این است که آخرین سرباز آمریکایی که به خاطر این اشتباه (حمله به عراق) کشته میشود، چه کسی خواهد بود؟
هر روزی که میگذرد بوش در صفحه تلویزیون ظاهر میشود و میگوید که ما از عراق عقبنشینی نمیکنیم. چند وقت دیگر مردم آمریکا باید حرفهای احمقانه بوش در خصوص حمله به عراق را بشنوند؟ در ماههای گذشته روزنامههای انگلیسی با چاپ مطالبی در خصوص گفتوگوهای تونی بلر و جرج بوش در مورد جنگ عراق نوشته بودند: بوش و بلر در سال ۲۰۰۳ مستقلاً تصمیم گرفته بودند با بیتوجهی به درخواستهای جهانی به عراق حمله کنند. این موضوع نه تنها ثابت میکند بوش برای وارد کردن آمریکا به جنگ دروغهای زیادی به مردم آمریکا گفته بلکه ثابت میکند، تمام اظهارات بوش در خصوص تلاش وی برای جلوگیری یا به تاخیر انداختن جنگ با عراق نیز دروغ بوده است.
در حال حاضر یکی از نگرانیهای بزرگ بسیاری از مردم آمریکا و بیشتر گروههای فعال ضد جنگ آمریکایی و بینالمللی تکرار حادثهیی مشابه آنچه در عراق روی داد، است. این نگرانی از آنجایی حائز اهمیت است که در هفتههای اخیر تعدادی از ژنرالهای آمریکایی در نامهیی تهدید کردند در صورتی که کاخ سفید دستور حمله به کشور دیگری را صادر کند آنها از سمتهای خود استعفا خواهند کرد. اقدام ژنرالهای ناراضی در صورت عملی کردن تهدید استعفا یک طغیان بزرگ در تاریخ ارتش آمریکا تلقی خواهد شد، زیرا تا کنون ژنرالهای آمریکایی به رغم آنکه بعضاً به طور آشکار نارضایتی خود را از سیاستهای پنتاگون ابراز کردهاند با این حال دوره خدمت خود در ارتش را به طور کامل به پایان رساندهاند. تهدید به استعفای ۵ ژنرال نیروی دریایی و زمینی ارتش آمریکا در شرایطی صورت گرفت که بهمن ماه گذشته نیز سه تن از فرماندهان عالیرتبه سابق آمریکا در نامهیی به روزنامه انگلیسی «ساندی تایمز» از تونی بلر نخستوزیر انگلیس درخواست کردند تا از نفوذ و رابطه خود با جرج بوش رئیسجمهور آمریکا برای جلوگیری از به راه افتادن یک جنگ جدید در منطقه حساس خاورمیانه استفاده کند زیرا به باور آنها یک جنگ دیگر نتایج مصیبتباری برای امنیت در منطقه، و تنشهای جهانی دارد.
بسیاری از مردم آمریکا، سیاستمداران منتقد دولت بوش و همچنین تعدادی از نظامیان سابق و فعلی آمریکا بر این باورند که بوش با فرستادن ارتش آمریکا به عراق و تبدیل این کشور به باتلاقی که سربازان آمریکایی در آن گرفتار شدهاند، با جان سربازان آمریکایی قمار کرده است. وضعیت در عراق به علت اشتباهاتی که بوش در عراق مرتکب شده بسیار وخیم و بحرانی شده ولی تنها کاری که وی در این خصوص انجام میدهد این است که مالیات بیشتری برای اجرای سیاستهای غلطی که آمریکا را در وضعیت فعلی قرار داده، بگیرد.
در طول ماههای گذشته مردم آمریکا اظهارنظرهای دروغین زیادی از بوش و سایر اطرافیان وی در پاسخ به سوال خبرنگارانی که جرات کردهاند بپرسندکه آیا عراق برای آمریکا یک تهدید واقعی بوده است، شنیدهاند. مدارک زیادی وجود دارد که سازمانهای اطلاعاتی آمریکا برای آنکه بتوانند حمایت مردمی را در حمله به عراق به دست آورند، اطلاعات غلط و دستچین شده زیادی را به کنگره این کشور ارائه دادند و وقتی که آن اطلاعات را با آنچه که واقعاً در عراق وجود داشته مقایسه میکنیم، میبینیم که بوش آمریکا را فریب داده است.
در حال حاضر همه متوجه نیرنگ بوش شدهاند و قصد دارند به هر طریقی که شده مانع از توسل بوش به حقه دیگری برای به راه انداختن جنگ دیگری در خاورمیانه شوند. گروههای ضدجنگ و فعالان حقوق بشر به این نتیجه رسیدهاند که احتمال دارد بوش برای سرپوش گذاشتن بر رسوایی عراق ممکن است جنگی دیگر به راه بیندازد. به باور بسیاری از تحلیلگران، مواضع جدید جرج بوش رئیسجمهور آمریکا در قبال ایران و تقویت ساختار نظامی این کشور در خلیجفارس یادآور برخی از صداهایی است که قبل از حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ در آمریکا شنیده میشد. تلاشهای بوش برای جلب حمایت عمومی از مواضع سخت خود علیه ایران باعث شده بسیاری از قانونگذاران آمریکایی و تعدادی از مقامهای دفاعی و اطلاعاتی دنیا به این موضوع فکر کنند که آیا این اقدامات مقدمهیی برای اقدام نظامی است یا خیر. بوش بارها بر این موضوع پافشاری کرده که او هیچ طرحی برای به راه انداختن جنگ جدیدی ندارد و تنها میخواهد از جان سربازان آمریکایی در عراق محافظت کند، اما وی در هفتههای اخیر با اعزام دومین ناو هواپیمابر حضور نظامی آمریکا در خلیجفارس را به بالاترین میزان خود از زمان حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ رساند.
تعدادی از کارشناسان حرفهیی امنیت ملی آمریکا نیز به این موضوع اشاره میکنند که رویکرد مخاطرهآمیز بوش میتواند به نبردی بسیار بزرگتر از آنچه در عراق روی داد، منجر شود. زبیگنیو برژینسکی مشاور امنیت ملی جیمی کارتر رئیسجمهور اسبق آمریکا در این خصوص به کمیته روابط خارجی سنای آمریکا گفت: اگر شرایط در عراق به سوی بدتر شدن پیش رود مقصد نهایی این سرازیری احتمالاً برخورد با بخش بزرگی از جهان اسلام خواهد بود. انتقادات کارشناسان سیاسی و انجمنهای اجتماعی از سیاستهای بوش در شرایطی صورت میگیرد که حتی خبرگزاریهای معتبر بینالمللی نیز (همانند آسوشیتدپرس) در گزارشهای خود با اشاره به اینکه بوش در حال شرطبندی بر روی این موضوع است که او میتواند به دولت ضعیف نوری المالکی نخستوزیر عراق کمک کند و مانع از ورود جنگجویان و تسلیحات به عراق شود، مینویسند: این شرطبندی بسیار بزرگی است. بوش قبل از تهاجم به عراق میگفت مردم این کشور از سربازان آمریکایی با گل و شیرینی استقبال میکنند، ولی مردم عراق از سربازان آمریکایی با خون، فشنگ، عملیات انتحاری، بمب و ... استقبال کردند. بوش واقعاً چقدر به مردم آمریکا دروغ گفت. مردم آمریکا فراموش نمیکنند که وی قبل از آغاز جنگ عراق میگفت: جنگ در عراق کوتاه، ارزان و بدون خونریزی خواهد بود.
برای آگاهی بیشتر از دروغهایی که بوش و سیاستمدارانش به مردم آمریکا گفتند باید به گذشته برگردیم. بوش در ۱۹ مارس ۲۰۰۳ یعنی دقیقاً یک روز قبل از آغاز جنگ با عراق خطاب به مردم دنیا گفت: ما تمایلی برای وارد شدن به این جنگ نداریم ولی از آنجایی که مطمئن هستیم مردم ایالات متحده، دوستان ما و متحدانمان حاضر به زندگی در کنار یک حکومت یاغی نیستند و از آنجایی که عراق تبدیل به تهدیدی برای صلح و امنیت جهانی شده است باید مانع از اقدامات تهدیدآمیز این کشور علیه سایر کشورهای جهان شویم.
از حمله به عراق و اظهارات بوش و سایر همدستانش بیش از سه سال گذشته ولی هنوز هیچ مدرکی دال بر اینکه سلاحهای کشتار جمعی در عراق وجود داشته، پیدا نشده است. در پنجم فوریه سال ۲۰۰۲ کالین پاول وزیر خارجه وقت آمریکا به شورای امنیت سازمان ملل متحد گفت: پیشبینی ما بر آن است که عراق ۱۰۰ الی ۵۰۰ تن مواد شیمیایی در اختیار دارد که این مقدار برای تجهیز ۱۶ هزار موشک کافی است. سخنان پاول در شورای امنیت حتی بعضی از مقامات عراقی را هم تحت تاثیر قرار داد. «عبدالتواب ملاهویش» که از مسوولان صنعت نظامی عراقی بود، فکر میکرد که از همه اسرار بغداد با خبر است اما مدارک ارائه شده از سوی دولت بوش چنان جنجالی بود که حتی او هم به تردید افتاد و بعد از سقوط عراق در بازجوییهایی که از وی و سایر سران عراقی به عمل آمد به بازجویان آمریکایی گفته بود: من اطلاعات زیادی داشتم اما از اطلاعات ارائه شده از سوی دولت بوش حیرت کردم. بوش در یک برنامه رادیویی در هشتم فوریه سال ۲۰۰۳ خطاب به مردم آمریکا گفت: منابع اطلاعاتی ما مدارکی به دست آوردهاند که در آن گفته شده که هر چند که صدام همواره به ما میگوید سلاح شیمیایی نداریم ولی به ارتش عراق دستور داده است که از سلاح شیمیایی استفاده کند. اما با گذشت بیش از سه سال از آن اظهارات حقیقت آشکار شده است؛ هیچ کدام از تسلیحات موردنظر بوش، آلبرایت و سایر سیاستمداران آمریکایی در عراق پیدا نشدند. آن ۱۶ هزار موشکی که آلبرایت از آن صحبت کرده بود، کجاست؟
دونالد رامسفلد وزیر دفاع مستعفی آمریکا که بعد از پیروزی دموکراتها در انتخابات کنگره آمریکا مجبور به استعفا شد در تاریخ ۳۰ مارس ۲۰۰۳ در یک مصاحبه گفته بود: ما میدانیم که تسلیحات کشتار جمعی عراق در کجا هستند؛ آنها را در اطراف تکریت، بغداد و سایر نقاط عراق پنهان کردهاند. در جریان حمله آمریکا به عراق، بغداد در ۹ آوریل و تکریت در ۱۴ آوریل سقوط کرد ولی تسلیحاتی که رامسفلد وزیر دفاع آمریکا مدعی بود در این مناطق وجود دارد اصلاً پیدا نشدند! اما سوالی که در حال حاضر ذهن مردم عراق و آمریکا را به خود مشغول کرده این است که اظهارات رایس، بوش و سایر سیاستمداران آمریکایی براساس کدام مدارک صورت میگرفت؟ دلیل تمامی سخنرانیهای بیپایه و اساس بوش در خصوص تواناییهای تسلیحاتی عراق آن بود که مردم آمریکا را در خصوص حمله به این کشور قانع سازد. حالا صدام اعدام شده است اما نتیجه واقعی جنگ چه بود؟ وضعیت زندگی مردم در عراق بسیار وخیم و بحرانی شده است. آنها حالا حتی از سادهترین امکانات زندگی مثل دسترسی به آب سالم، برق و مراکز درمانی برخوردار نیستند. آنها حالا باید فرزندان خود را در بند سربازان آمریکایی ببینند و مردم آمریکا نیز باید شاهد باشند که روز به روز سربازان آنها در عراق کشته میشوند. روزی در عراق وجود ندارد که به کاروان سربازان آمریکایی حمله نشود و خودروی بمبگذاری شدهیی در عراق منفجر نشود و منجر به کشته و زخمی شدن افراد بیگناه زیادی نشود. بوش به مردم آمریکا گفته بود ما برای اینکه امنیت مردم و کشورمان را حفظ کنیم و برای اینکه مردم عراق را از ظلم و ستم نجات بدهیم باید با عراق بجنگیم. ولی آیا حالا امنیت مردم آمریکا و وضعیت مردم عراق در مقایسه با قبل از زمان حمله به عراق بهتر شده است؟