فرقههای نوظهور چیست؟
ظهور و بروز عرفانهای نوین شاید به اواخر قرن 19 بازگردد اما بدون شک در دهههای اخیر رشد چشمگیری داشته است. مبلغان این عرفانها نوک تیز پیکانهای خود را به سمت باورهای توحیدی و حقیقی نشانه رفتهاند و فعالیتهای آنها در راستای تضعیف اعتقادات مردمی است. به نوعی میتوان گفت با گذشت حدود چهل سال، قریب به چهار هزار مکتب و فرقۀ عرفانی و معنوی در جهان غرب شکل گرفته است که بیش از دو هزار فرقۀ معنویتگرا در آمریکا و دو هزار جریان معنویتجوی نیز در اروپا است.
این جریانهای معنویتگرا، طیف بسیار متنوعی را شامل میشوند که از عرفان ادیان ابراهیمی تا استفاده از مواد مخدر و روابط آزاد جنسی را دربرمیگیرد. تنوع این ادیان به لحاظ سن اعضا، محل زندگی، نحوه زندگی و حتی سرود و نماز تا مدیتیشن، رقص و حتی قربانی و دیگر شعائر آنقدر چشمگیر و عمیق است که شاید در آغاز امر، هرگونه وجود وجه تمایز واحدی میان این ادیان و ادیان اصلی مورد انکار قرار گیرد.
معمولاً اعضای این فرقهها، دلبستهتر و پایبندتر و حتی متعصبتر از کسانی هستند که در ادیان اصلی به سر میبرند و چنین وانمود میکنند که روایات روشنتری از حقیقت دارند، حتی روشنتر از ادیان کهن.
این فرقهها چرا تشکیل شدند؟
آیتالله مصباح یزدی در این باره میگوید: افرادی که به دنبال آرامش هستند به فکر معنویات افتادند و حتی عدهای به طبیعتگرایی روی آورده و از مظاهر تمدن به کلی رویگردان شدند و برخی نیز به دنبال روشهای عرفانی رفتند.
ایشان ادامه میدهند از این مسیر موجی به خاورمیانه و کشورهای اسلامی رسیده و بنابراین فرقههای انحرافی، مبتذل و گمراهکننده در کشور ایجاد شد و جوانان را مخاطب خود قرار داد.
فرقههایی که در ایران فعال هستند تشکیلاتی کمابیش مخفی و شاید بتوان گفت زیرزمینی تشکیل دادهاند و اعضا را از بازگویی آن چه در محافل خصوصی میگذرد برحذر میدارند.
این فرقهها چه میگویند
آیتاللهالعظمی مکارم شیرازی یکی از مراجع تقلید شیعه با اشاره به خطبه 201 نهجالبلاغه اظهار میکند: نباید تعجب داشت که فرقههای نوظهور شکل میگیرند زیرا هر کدام ادعاهایی دارند تا نظریه خود را که مذهب را باید با مذهب کوبید – عملی کنند. آنها میدانند نمیتوانند علاقه به مذهب را ریشهکن کنند در نتیجه میخواهند با مذاهب ساختگی مذهب راستین را بکوبند.
این مذاهب بر این ادعایند که راهی سریع، کاملاً مرحلهبندی شده و قابل اجرا برای رسیدن به حقیقت دارند و با این روش به دنبال جذب افراد هستند.
آیتالله مکارم شیرازی اظهار میکنند: هدف از شکلگیری فرقههای نوظهور و ضاله متزلزل ساختن ایمان و اعتقادات جوانان و تهیکردن پشتوانه انقلاب است.
این فرقهها چه میخواهند؟
براساس یک تحقیق به عمل آمده، خرید زمین در شهرهای مهمی چون اهواز، اصفهان، مشهد، شیراز، زاهدان و ایجاد شهرکهای مسکونی، موقعیتهای تجاری و یا صنعتی و حتی تأسیس مساجد، بیشباهت به خرید و تملک تدریجی زمینهای ملت فلسطین و تصرف شهرها و شهرکهای آنان نیست که این فرقهها در حال انجام آن هستند.
نتایج حاصله از این تحقیق عبارت است از:
1) متمرکز شدن هواداران و پیروان فرقهها در مناطقی خاص و امن که امکان ارتباط از درون را برایشان به وجود میآورد،
2) تسهیل در ایجاد جلسات و محفلها به دور از چشم مردم متدیّن و عوامل امنیتی و انتظامی و ایجاد پناهگاه متهمان و فراریان،
3) ایجاد نوعی حق (ادّعای ملکیت) در انظار عمومی و مجامع جهانی مورد نظر دستگاه استعماری غربی،
4) ایجاد امکان لازم برای جاسوسی از تأسیسات صنعتی، نظامی و...
5) ایجاد پایگاه امن برای خروج از کشور، نگهداری ادوات مخابراتی و حتی اسلحه،
6) ایجاد پایگاه برای جلب هوادار، تبلیغات مسلکی، تربیت نیروهای عملکننده و...،
7) بر هم زدن تعادل جمعیتی در مناطق مهم، به ویژه مناطق مرزی و حاشیهای،
8) اخذ برخی امتیازات (تجاری، صنعتی، تولیدی، یا واردات کالایی استراتژیک و خاص) و سوء استفاده از آن امتیازات در موقع ضروری و حساس،
با توجه به این نکات برخی چرا به آنها میگرایند؟
بسیاری از تحلیلگران علت پیوستن افراد خصوصاً جوانانی از قشر متوسط تحصیلکرده را در شستوشوی مغزی جستهاند. بمباران محبت از سوی فرقهها توجیهی است که این تحلیلگران اجتماعی ارائه میدهند. ولی اگر از این تحلیل با مزایا و کاستیهایش صرفنظر کنیم، شاید بتوان علل اجتماعی ذیل را برای پدیده گرایش جوانان به فرق جدید برشمرد:
دکترعلیرضا احمدی که در رشته روانشناسی تحصیل کرده است، میگوید: جوانانی که به این فرقهها گرایش پیدا میکنند از چیزی فرار میکنند؛ مثلا از خانوادههای با محبت اما بیش از اندازه انحصارگرا، و یا معتقدند دینهای سنتی گرفته و خفه، خستهکننده، ریاکارانه و بیحس و بیعاطفه هستند؛ در حالی که ادیان جدید، جمعهای کوچکتر، صمیمیتر، هیجانانگیزتر و جذابتر ایجاد میکنند.
برخی جویندگان نیز میخواهند رابطهای نزدیکتر با خدا داشته باشند، برخی دوست دارند به جامعه دوستانهای از افراد خوش فکر تعلق داشته باشند، برخی نیز دوست دارند با کشف «خود حقیقیشان» خط مشی زندگی یا روابط خود یا سطح موفقیت خود در درس یا کار اقتصادی را بهبود بخشند.
آیتالله مصباح یزدی اظهار میکند: یکی از عواملی که جوانان به دنبال این نوع فرقهها میافتند آن است که در این فرقهها ادعا میشود دین و شریعتشان برنامهای دارد که شخص را بیمه میکند و این خود عاملی میشود که شخص به این گونه برنامهها توجه داشته باشد.
آقای مظاهری نیز یکی دیگر از کارشناسان رشته روانشناسی میگویند: فرقههای نوظهور جوانان و نوجوانان را آزاد میگذارند تا به اندازه اشباع به نیازهای نفسانی بپردازند که در برابر این فعالیتها باید اطلاعرسانی مسئولان فرهنگی و سپس دانشجویان در اولویت قرار گیرد. اینکه الان دنیا شاهد پیدایش و گسترش جنبشهای معنوی نوظهور است علل متعددی دارد.
یکی از آنها بحرانهای روانی است که انسان را دچار خود کرده است. مردمی که بدون معنویت زندگی میکنند از آرامش روانی برخوردار نیستند همچنین در زندگی این افراد از رضایتخاطر از زندگی و از عملکرد خودشان خبری نیست و رنجهای روانی بسیار آزاردهندهای خیلی از مردم را مبتلا کرده است.
حال این انسان مبتلا به رنجهای بسیار با پناهبردن به یک سر پناه معنوی و گرایش به مجموعهای از باورها و آیینهای معنوی به دنبال برطرفکردن این مشکلات است، بر همین اساس بسیاری از جنبشهای معنوی جدید در مجموعه تعالیم خود برنامههایی درباره افزایش سطح آرامش و شادی و کاهش افسردگی و مطالبی از این دست دارند و این کار کرد بین تمام عرفانهای نوظهور اشتراک دارد.
در مقابله با این فرقهها ما باید چه کنیم؟
رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) برای مقابله با این فرقهها میگوید: باید با جوانان در کمال مهربانی و منطق قوی برخورد کرد و در برابر کار خطایی که جوان انجام میدهد نباید او را مطرود کرد چرا که دشمنان منتظر این امر هستند و جوانان را به دام میاندازند.
آگاهسازی در حوزه پدیدههای نوظهور باید ابتدا در سطح مدیران دانشگاهها که در رأس فعالیتهای فرهنگی قرار دارند صورت گیرد و همچنین باید در راستای تقویت باورهای دینی، ترویج فرهنگ اسلامی و شناساندن پدیدههای نوظهور همت کرد و مسئولان فرهنگی به اقدامی مناسب بپردازند.
با روشنگری میتوان به مقابله با مدعیان دروغین منجیگری شتافت. در این باره دو کار باید به عنوان خطمشی اصلی در دستور کار قرار گیرد، باید روشنگری پیشگیرانه و غیر پیشگیرانه کنیم و باید مردم را متوجه کنیم که این جریانها انحرافی هستند.