بعد از شکست اسراییل از حزبا... لبنان، سران این رژیم با موجی از انتقادها در درون جامعه صهیونیستی روبهرو شدند که برای پاسخگویی به آن، کمیتهای را جهت بررسی عوامل شکست اسراییل در جنگ 33 روزه علیه حزبا... مأمور نمودند. کمیته وینوگراد اخیراً پس از بحث و بررسی در قالب گزارشی، اولمرت نخستوزیر، دان حالوتس رئیس پیشین ستاد ارتش و عمیر پرتز وزیر جنگ اسراییل را به ارتکاب اشتباهات فراوان در این جنگ متهم نمود. انتشار گزارش مذکور پذیرش رسمی و قطعی شکست اسراییل است که تاکنون به دلیل افسانه کاذب شکستناپذیری این رژیم، ورود به این حوزه ممنوع بوده است. مفاد گزارش یاد شده، تردید شخصیتهای سیاسی را که با صبغه افکار صهیونیستی در راستای ادای دین باید با ادبیات ویژهای شکست اسراییل را پیروزی جلوه میدادند، در انزوای کامل قرار میدهد. لذا حامیان فرامنطقهای اسراییل با عیان شدن موقعیت متزلزل هرم سیاسی فعلی، ناگزیر از تجدیدنظر در اظهاراتشان میباشند.
در خصوص این گزارش، چند نکته حایز اهمیت وجود دارد:
1ـ در بخشی از گزارش آمده است: «اولمرت با افراد صاحبنظر مشورت نکرد و حتی زمانی که مشخص شد اهدافش قابل تحقق نیست، تجدید نظر نکرد». اولاً تنظیم گزارش به گونهای است که اتهامها را بیشتر متوجه سیاستمداران و بعضاً سران این رژیم مینماید تا ساختار ارتش همچنان حفظ شود و انگشت اتهام و ابهام افکار عمومی، شکست و ناکامی ارتش این رژیم را نشانه نگیرد؛ ثانیاً آنان با زیرکی، شخصیتهای سیاسی را که در چرخه سیاست و گردش قدرت در فراز و فرود مسؤولیتها قرار میگیرند، عامل این ناکامی معرفی کردهاند تا حصاری از مصونیت برای ارتش این رژیم ایجاد شود. این در حالی است که شواهد موجود در مقطع حمله به حزبا... و دست نیافتن اسراییل به اهداف از پیش تعیین شده، بیانگر ناتوانی ارتش رژیم غاصب صهیونیستی است. دولتمردان رژیم مذکور بر این باورند که ارتش به عنوان زیرساخت وجودی رژیم صهیونیستی میباید از هرگونه ابهام مبنی بر ناتوانی مصون بماند. در واقع، گزارش مزبور با طرح مباحثی انحرافی و فرافکنی، درصدد بازسازی اقتدار نظامیان اسراییل با هزینه قربانی کردن برخی شخصیتهاست.
2ـ در قسمتی دیگر از گزارش آمده است: «جنگ دوم اسراییل علیه لبنان پس از 25 سال بدون تجربه جنگی دیگر آغاز شد و یکی از دلایل شکست این بود که مسؤولان سیاسی و نظامی اسراییل تصور میکردند به دلیل برتری نظامی اسراییل، دیگر با جنگی روبهرو نخواهند شد.» در این گزارش، در حالی از عبارت «عدم تجربه جنگی» استفاده شده است که ارتش رژیم صهیونیستی تا سال 1379 برای مبارزه علیه حزبا...، در جنوب لبنان مستقر بود و هواپیماهای این رژیم، نوار غزه و کرانه باختری در فلسطین اشغالی را برای مانور نظامی خویش انتخاب کرده و تانکهای آنان خیابانهای الخلیل، راما...، جنین و... را جولانگاه خود قرار داده و نیروهای نظامی هر روز با ایجاد تنش و درگیری در مناطق یاد شده، تجربیات جنگی خود را بهنگام مینمودند.
3ـ در بخش دیگری از گزارش آمده است: «در نبرد 33 روزه، مسؤولان رژیم صهیونیستی با جنگی روبهرو شدند که فرصت سازماندهی امکانات و نیروها برای آنها وجود نداشته است و یا نیروهایشان از روحیه نامناسبی برخوردار نبودند.» اولاً جنگ مذکور را اسراییل آغاز نمود و پرواضح است که آغازکننده جنگ همه محاسبات را انجام داده و با تحلیل شرایط در این میدان حضور یافته است، بنابراین ادعای فوق به گونهای فرار به جلو میباشد.
قراین موجود در جنگ 33 روزه این واقعیت را اثبات نمود که رژیم صهیونیستی با تبلیغات گسترده و ارایه یک چهره کاذب از توان ارتش این رژیم، کشورهای عربی را همواره در رعب و وحشت نگه داشته و سعی مینمود آنان را از رویارویی مجدد با ارتش اسراییل منصرف نماید. سیدحسن نصرا... دبیرکل حزبا... لبنان در خصوص پیروزی مقاومت اظهار داشت: «پیروزی مقاومت بر اسراییل در ژوئن گذشته تنها پیروزی سلاح نبود، بلکه پیروزی فرهنگ، تفکر، عزم و اراده مقاومت نه در سطح لبنان و ممالک اسلامی، بلکه در سطح جهان بود.» در این راستا، آنچه شکست اسراییل را ـ با وجود حمایتهای گسترده در مجامع بینالمللی ـ قطعی نمود، فرهنگ مبارزان حزبا... بود. به عبارت دیگر، این پیروزی تصادفی و اتفاقی نبوده است، بلکه روحیه، تفکر و اراده مبارزانی است که بار دیگر ثابت نمودند سلاح ایمان بر تجهیزات جنگی غلبه دارد. سیدحسن نصرا... به رژیم صهیونیستی این نکته را نیز گوشزد نمود که عامل شکست آنها در درون جامعه اسراییل نیست، بلکه باید علت واقعی آن را درون لبنان جستجو نمایند. در هر مقطعی از تاریخ که اراده مقاومت با ابتناء بر پارامترهای بومی بخصوص اسلامی باشد، فرجام کار، خرسندی جبهه حق و حیرت اردوگاه باطل را به دنبال خواهد داشت.
بدین ترتیب، رژیم صهیونیستی 10 ماه پس از شکست خفتبار در مقابل مردان مجاهد حزبا...، با ارایه این گزارش سعی کرد افکار عمومی را بازسازی نماید تا خاطره تلخ این شکست را با قربانی کردن برخی افراد به آرشیو سپرده و همچنان بر توانمندی ارتش اسراییل صحه گذارد. این گزارش ثابت نمود ارتش اسراییل با وجود برتری نظامی و تجهیزاتی دکترین نظامی، توان مقابله در نبردهای فرسایشی را ندارد.
بدین ترتیب، با وجود اینکه گزارش مذکور برای اقناع جامعه اسراییل تدوین گشته، قراین عینی علت اصلی شکست را عنصر خارج از مرزهای تصنعی این رژیم جعلی جستجو مینماید؛ جریان فکری حق محوری که با مبارزه جانانه و از خودگذشتگی مجاهدانش در اجرای استراتژی نظامی یک جنگ نامتقارن، هیمنه ارتش پوشالی اسراییل را در هم شکست و صلابت و اراده پولادین خویش را که مایه فخر و مباهات دنیای عرب و اسلامی میباشد، به عنوان پارادایم مقاومت به همه جهانیان معرفی نمود.